پرورش کودکی مسئول – قسمت اول
در زبان لاتین واژۀ مسئول از ریشۀ واژۀ پاسخ میآید. کسی که برای پاسخ دهی توانایی داشته باشد، مسئول است؛ معتمد است و به آنچه از او انتظار میرود، عمل میکند. بهعبارت دیگر، اگر از انسان مسئول درخواستی شود، به آن پاسخی میدهد.
چگونه کودکان یاد میگیرند بهشیوۀ مسئولانه پاسخ دهند؟
نخستین درسهای مسئولیتپذیری کودکان از پدر و مادری آموخته میشود، که بهنیازهای کودکانشان پاسخ داده اند. باز هم کلید موفقیت کودکان، میزان پاسخگویی پدر و مادر است.
پدر و مادری که بهطور مناسب بهکودکشان پاسخگو بودهاند، به احتمال بیشتر کودکانی مسئول بار میآورند.چرا؟ زیرا پاسخگویی، قانون طبیعی کودک میشود.
کودکانی که پدر و مادرشان نیازهای آنان را درک کرده و برآورده ساختهاند، با احتمال بیشتری داشتن مسئول را در برابر خود و دیگران درک میکنند. برای اینکه کودکان نسبت بهخود احساس خوبی داشته باشند، باید مسئولانه رفتار کنند.
ما زیاد کودکانمان را بغل میکردیم؛ و بهسرعت بهگریه های وی پاسخ میدادیم؛ و همواره میکوشیدیم نیازهای دلبستگی او را برآورده سازیم.
بنابراین اکنون او میتواند با اعتماد به نفس خوبی بدون ما زندگی کند؛ عزت نفس خوبی دارد؛ و ما معتقدیم با اعتماد بهاشارههای کودکمان و پاسخگویی به آن اشارهها، میتوانیم به او فرصت شکوفایی دهیم، تا انسان ویژه و ارزشمندی شود؛ بهجای اینکه باورهای خود را به او تحمیل سازیم، تا انسانی شود، که ما میخواهیم.
در ماههای نخستین دوران نوزادی، زمانی که نوزاد بهتوجه پی در پی پدر و مادر نیاز دارد، هیچ ردپایی از مسئولیت پذیری و استقلال در او دیده نمیشود. شاید بسیار دشوار است، که بپذیریم استقلال نوزاد پایهای برای توانایی خودتنظیمی او در آینده خواهد بود؛ بهویژه دوستان و خویشاوندان همواره به ما میگویند: باید کودک را عادت دهید تنها بخوابد؛ نباید زیاد بغلش کرد چون لوس میشود.
با وجود این، وقتی شما بهاشارهها و گریههای نوزاد پاسخ میدهید، به او یاری میرسانید به خودش اعتماد کند. در اینصورت شما ارزیابی او را از احساسات و نیازهایش تایید کردهاید.
این توانایی اعتماد بهخود برای معتمد بودن او در آینده پایه خواهد شد. همچنین پاسخگویی به اشارههای نوزاد بیان میکند، که رفتارهای او بر محیط تاثیر دارند؛ یعنی او ناتوان نیست؛ و میتواند بر مسائل زندگی تاثیر بگذارد.
خودتنظیمی در کودکان نوپا
خودم انجام بدم! این جمله نشاندهندۀ رشد آگاهی کودک از فردیت و توانایی خود برای مراقبت از خودش است. پدر و مادر خردمند تا آنجا که ممکن است، با اجازه دادن به کودک برای تمرین مهارتهای جدید در محیطی امن از این میل خودمختاری بهره میبرند.
نقش پدر و مادر این است، که این تمرین را برای او آسانتر کنید. شما قرار نیست بهجای او کاری انجام دهید، بلکه وظیفۀ شماست وضعیت را بهگونهای برای کودک فراهم سازید، که او بتواند خودش کارش را انجام برساند.
کودک را بهازمودن چیزهای جدید برانگیزانید: زمین خوردن – نه بهگونهای خطرناک – و دوباره بلند شدن و تلاش کردن، درسی برای مسئولیت پذیری است.
کودک یاد میگیرد رفتارهایش پیامدهایی دارد. او بیفکر از جایی بالا میرود و زمین میخورد. او با ایجاد انگیزش تلاشش را ادامه میدهد، تا زمانی که یاد بگیرد درستتر و با ایمنی بیشتری از جایی بالا رود؛ یعنی مسئولیت پذیری بیشتر.
او از راه آزمون و خطا یاد میگیرد، که پیامد درست بالا نرفتن از جایی زمین خوردن و درد است و جلوگیری از این پیشامد، وظیفۀ خودش است.
همزمان با اینکه نوزادان و نوپایان کمکم عملکردهای بدنشان را در کنترل خود میگیرند، گامهای بزرگی بهسوی مسئولیتپذیری و استقلال برمیدارند. آنان کمکم نشستن، چهار دست و پا رفتن، راه رفتن، دویدن، پریدن، غذاخوردن، لباس پوشیدن، مسواک زدن دندانها و توالت رفتن را یاد میگیرند.
اگرچه شما توانایی ندارید کودک را به یادگیری این مهارتها وادار سازید، میتوانید وضعیتی فراهم کنید، تا کودک را به یادگیری آنها برانگیزانید.
برای کودک بهمنظور تجربۀ این مهارتها فرصتهای بسیاری را فراهم کنید و انتظارات مناسبی از آنان داشته باشید؛ و پس از آموختن هر مهارتی به او آفرین بگویید. آنان هنگام یادگیری این مهارتها بسیار خرابکاری میکنند؛ آبمیوه را میریزند، خمیردندان را بههمه جای لباسشان میمالند؛ و از این دست کارها.
پدر و مادر کودکان موفق رشد کودک را سفری هیجانانگیز از دوران نوزادی تا کودکی و از آن پس تا بزرگسالی بهشمار میآورند. آنان از گامها و اشتباهات کودک در گذران این راه لذت میبرند؛ زیرا هر مرحلۀ جدید کودک را بیشتر به سوی مسئولیتپذیری و استقلال هدایت میکند.
منبع: دنیای کودکان موفق