0

پرورش کودکی مسئول

 
ali_81
ali_81
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1388 
تعداد پست ها : 10633
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پرورش کودکی مسئول
پنج شنبه 16 مرداد 1399  11:42 AM

 

پرورش کودکی مسئول – بخش دوم

 
 
پرورش کودکی مسئول – بخش دوم

بررسی‌ها روی کودکان دردسرساز نشان داد که آنان هرگز در برابر رفتارهایشان پاسخگو نبوده‌اند. آنان نمی‌دانستند مسئول بودن نسبت به رفتارهایشان یعنی چه؛ و بی مسئولیتی چه پیامدهایی دارد.
به‌سرعت از بار مسئولیت شانه خالی می‌کردند؛ و دیگران را برای اشتباهاتشان مقصر میدانستند؛ برای نمونه می‌گفتند: اون من رو عصبانی کرد. منم اون رو زدم.
اگر کودک ناچار باشد برای رفتارهایش پاسخگو باشد، یاد می‌گیرد رفتارش برای خودش و دیگران پیامدهایی دارد. همچنین می‌آموزد رفتار انسانها با هم وابستگی درونی دارند. او بخشی از سیستم اجتماعی به شمار میرود، که از خودش بزرگتر است؛ و انتخابهایش بر دیگران و خودش تاثیر می‌گذارند.
پاسخگو بودن بخش مهمی از حس دلبستگی انسان به خانواده، گروه اجتماعی و جامعه است. پس وقتی به کودکان یاد دهیم آنان بابت رفتارهایشان مسئول باشند، به آنان ابزار ارزشمندی برای زندگی یا دیگران، همچنین حس دلبستگی داده ایم.
به کودک بیاموزیم از همان آغاز مسئولیت‌پذیر باشد
امتناع از مسئولیت پذیری با بهانه‌های زیر همراه است: یادم رفت؛ منظوری نداشتم؛ منظورت رو نفهمیدم؛ نمی‌تونم؛ نشنیدم و در کل هر جمله‌ای که با واژۀ اما آغاز شود.
این بهانه‌ها نشانۀ ناپختگی کودک است و از این دست جمله‌ها بسیار میشنوید. شیوۀ پاسخ شما به کودک میفهماند، که بهانه‌هایش پذیرفته نیست.
کودک چهار ساله‌ای گلدان را می‌اندازد. وقتی از او می‌پرسید، میگوید: گربه کرده. بی‌گمان مادرش واقعیت را میداند؛ اما در نظر میگیرد اگر کودک تقصیر را گردن گربه می‌اندازد، ساده‌تر از این است، که بپذیرد اشتباه کرده و نباید در خانه میدوده است.
مادر و پدر خردمند در این وضعیت، دربارۀ اینکه چه کسی گلدان را انداخته، بحث نمی‌کنند، بلکه به یاد کودک نافرمانشان می‌آورند برای همین، قانون خانه این است، که نباید در آن دوید.
سپس به کمک او تکه‌های شکستۀ گلدان را جمع میکنند. بار دیگر – که فرزندشان تند دوید- مادر و پدر جریان این گلدان را به او یادآوری می‌کنند.
اگر کودکی فراموش کرده است به تمرینات کلاس ورزش خود برود، نمرۀ پایین آورده، پدر و مادر به کودک می‌فهمانند، این جزو مسئولیتهای اوست؛ و اهمال کاری او برایش چنین پیامدهای بدی را به همراه دارد.
پس قانون جدید این است، که پیش از به پایان رساندن تکلیف‌هایش، نمیتواند مدت زیادی پای کامپیوتر بنشیند؛ یا باید خودش برود و با مربی‌اش حرف بزند و تصدیق کند برای نرفتن سر تمریناتش دلیل خوبی ندارد.

وقتی کودک بداند که میتواند به پدر و مادرش اعتماد کند، و آنها منصفانه به او پاسخ میدهند و درکش می‌کنند، آسان‌تر میتواند اشتباهاتش را بپذیرد.
نپذیرفتن بهانه‌های کودک به این معنا نیست، که پدر و مادر باید گفتۀ کودک را یعنی گربه کرده به ریشخند بگیرند. اگر قرار است رفتار نادرست کودک را تصحیح کنید، هدف‌تان باید این باشد که او را از اشتباهاتش آگاه گردانید و به او کمک کنید تا روشی برای اصلاح آن بیابد.
نباید به شدت از او انتقاد کنید. بلکه باید به او بفهمانید میدانید او میتواند رفتار بهتری داشته باشد و به او یاری رسانید، تا دوباره این اشتباه را تکرار نکند.
قانون هایی برای خانواده تعیین کنید.
اگر برای کودکان – که در حال یادگیری مهارتهای لازم برای پذیرش مسئولیتهای خود هستند – قانون‌هایی تعیین کنیم، آسوده‌تر خواهند بود. اگر وظیفه های ویژه ای همواره به شیوه ای خاص انجام شوند، کودک آسان تر به یاد می‌آورد چگونه و چه زمانی آنها را انجام دهد.
برای نمونه، اگر قانون خانواده این است که همواره تکلیف‌های مدرسه باید به سرعت پس از خوزدن شام انجام گیرد، پس کودک کم‌کم یاد میگیرد در زمان معینی آن را انجام دهد؛ بی‌آنکه شما به او یادآوری کنید.
از کودک انتظار داشته باشید پاسخگو باشد
انتظار داشتن از کودک محرک قدرتمندی است؛ به‌ویژه انتظارات پدر و مادر و دیگر مراجع قدرت. بدین ترتیب، از همان آغاز، کودک یاد میگیرد نسبت به انجام کار درست مسئول باشد؛ و خودش در برابر پیامد اشتباهاتش پاسخ گوید.
شما باید از کودک انتظار داشته باشید کارها را به شیوۀ معمول خانواده انجام دهد. از این‌رو، این نگرش را به دیگر رفتارهای اجتماعی‌اش نیز انتقال میدهد؛ و انتظارات پدر و مادر بخشی از وجودش میشود.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها