پاسخ به:مشاعره صائمین - 3
تو از برای خلق جهان سوختی علی!
اما هزار حیف که دنیا تو را نخواست
امشب علی به باغ جنان پیش فاطمه است
اما دل شکسته ی او در خرابه هاست
غلامرضا سازگار
تمام اهل عالم در عزای فاتح خیبر
به بر بگرفته اند از فرط غصه زانوی غم را
نجف صبر تو را نازم که با این سینه ی پر غم
چگونه در بغل جا داده ای عدل مجسم را
حسن واشقانی فراهانی
آمدم پیش تو با فرط گناهم ربّنا لیلة القدر است و من نامه سیاهم ربّنا
ای خواب به چشمی که نمی خفت بیا
ای خنده ی غنچه ای که نشکفت بیا
دیوار و در کوفه زبان شد که مرو
اما چه کنم فاطمه می گفت بیا
علی انسانی
از کوفه و سر شکستنش بیزاریم از کوچهی تنگ خاطره، بد داریم با نیمه اشارهای به هم میریزیم ما گریه کنان روضهی مسماریم علیرضا وفایی
مرگ سی سال است بر او،خنجر از رو می کشد
هر چه مولا می کشد،از درد پهلو می کشد
وحید قاسمی
در سجده آنچه خواست علی مستجاب شد محراب پر ز خون دل بوتراب شد
دانی چرا جبین علی را شکافتند؟
زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود
خونش نصیب دامن محراب کوفه شد
آن رهبری که کعبه بر او زادگاه بود
دستش برای مردم دنیا نمک نداشت
عدلش به چشم بینگهان اشتباه بود
همصحبتی نداشت که در نیمههای شب
حرفش به چاه بود و نگاهش به ماه بود
دستـم بگیــر از پا نشستم یک عمر عهدم را شکستم عفو تو باشد بـود و هستم یارب تو آبرویم را نگهدار
الغوث خلّصنا من النّار
روزه داران مؤمنين آماده! من ماه خدايم
ماه روزه، ماه قرآن، ماه تسبيح و دعايم
ماه حق، ماه نبي، ماه علي مرتضايم
ماه خيل انبياء و اتقيا و اوصيايم
من همان ظرف عنايات خداوند کريمم
روح ميبخشد دعاي يا عليُّ يا عظيمم
من همانا سفره مهماني ذات خدايم
با تمام انبياء از صبح خلقت آشنايم
«ميثم» از هر لحظه من فيضها گردد نصيبت
روزه، دارو، ذکر، درمان، ذات حق گردد طبيبت
هست دامان تو هر شب دامن وصل حبيبت
هر نفس باشد دعاي يـا حبيب يـا مجيبت
توشهای با خود نيارد تا خدا از او پذيرد
ميسزد از غصه در عيد صيام من بميرد