پاسخ به:مشاعره صائمین - 3
دگر شیر خدا از بستر خود بر نمی خیزد
که رنگین گشته از خون سر او ماه رخسارش
خجل شد قاتل سنگین دل از لطف و عطای او
دهد سهم غذای خود به او قربان ایثارش
سید رضا موید
شق القمری ست در سماوات شده چشم همه ی ي ستاره ها مات شده ماهی که به خاطر خسوفش خورشید کارش همه ی شب نماز آیات شده
هر کی میشه،سائل حیدر،آبرو دار،همه ی دنیاس
هر کی میشه،سائل حیدر،بی برو برگرد،مادرش زهراس
ﺳﺠﺎﺩﻩ ﺑﯽﺍﻣﺎﻡ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﻻﻟﻪﮔﻮﻥ ﺯ ﺧﻮﻥ
ﻣﺴﺠﺪ ﻏﺮﯾﺐ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﻭ ﻣﺤﺮﺍﺏ، ﺑﯽﺩﻋﺎﺳﺖ
ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻼﺏ ﺭﯾﺨﺖ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﻓﻦ، ﺭﻭﯼ ﻗﺒﺮ
ﺍﻣﺸﺐ ﮔﻼﺏ ﻗﺒﺮ ﻋﻠﯽ ﺍﺷﮏ ﻣﺠﺘﺒﺎﺳﺖ
تنهاترین، غریبترین مرد کوفه بود کیسه بدوش کوفه و شبگرد کوفه بود عمری ز خاطرات مدینه کباب شد تنها انیس، راز دلش چاه آب شد محمد حسن بیات لو
دیگر اذان گویی نماند از بهر کوفه بگرفت رنگ خون تمام شهرکوفه
هر یک از خیل رُسُل تا می رسید آستینش یا عبایش می کشید
دارند سقف بر سرم آوار می کنند
از خواب،گرگ را ز چه بیدار می کنند؟!
از فرط عدل،اهل جراحت شدی پدر
فزت و رب کعبه و... راحت شدی پدر
احمد بابایی
روی تو چو بدر آمد امشب شب قدر آمد / ای شاه همه خوبان زنهار مخسب امشب ای سرو دو صد بستان آرام دل مستان / بردی دل و جان بستان زنهار مخسب امشب
به این دلیل برای تو کاسه آوردند که شیر از دهن تو شکر طلب کار است کسی به غیر خودت با خدا نمیدانست که تیغ بوسهای از فرق سر طلب کار است مهدی رحیمی
تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی
شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی
لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم
سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی
یا علی ای امیر هر میقات یا علی ای ظهیر فُلک نجات این محال است که شوی موصوف ز آن که تو برتری ز حدّ صفات
محمد سهرابی
تیغ آن ملعون به یک ضربت دو جا آمد فرود
هم علی جان داد هم جان پیمبر را گرفت
یک برادر سر به روی سینه بابا گذاشت
یک برادر نیز بر زانوی خود سر را گرفت
شاعر:آرش براری
تو کیستی ای تمام تاریخ؟ تو کیستی ای امام دوران؟ تو کیستی ای هماره پیدا؟ تو کیستی ای همیشه پنهان؟
ناله مجروح دارد ساز غم ،امشب مگر
خورده زخم از ناترازان ، فرق میزان علی؟
داده بود انگشتری را بر گدای دیگری
داد جان را بر شهادت لطف حیران علی
قادر طهماسبی