پاسخ به:مشاعره صائمین - 3
تمام کوفه پر از رد اشکهای علیست
و چاه ها که پر از ناله های پنهانند
شکست فرق نماز خدا به شمشیری
به من نگو که دگر کوفیان مسلمانند!
تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی
شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی
لیاه القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم
سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی
یاد روزی که به عشق تو گرفتار شدم
در نجف بود که من شهره ی بازار شدم
از سخای تو عجب نیست ببینم به بهشت
با تو همسایه ی دیوار به دیوار شدم
محمد جواد شیرازی
ماه خدا که ماه رفیع الکمال بود
هنگامه زدون زنگ ضلال بود
در هر غروب و هر سحر دیده اشکبار
قلب و دلم به وقت دعا پر جلال بود
در برج ولا مهر جهان تاب علی(ع) است
در شهر علوم نبی باب علی(ع) است
از اول خلقت بشر تا امروز
مظلوم ترین شهید محراب علی(ع) است
توبه بی ذکر علی نیست میسر ولله
ذکر حیدر بکند قلب مرا آماده
عجبی نیست ببینم در این ماه علی
بیشتر از همگان فاطمه را آماده
هم بازی تمام یتیمان کوفه بود فکر غذا و سفرهی بی نان کوفه بود
پایان رسیده لحظهی چشم انتظاری اش دلشوره داشت زینب از این بیقراری اش
شب قدر است امشب مست مستم ای خدا با تو
شدم تا مست دانستم که هستم ای خدا با تو
در این خلوت تو من یا من تو،انصاف از تو می خواهم
تو با من مست یا من مست هستم ای خدا با تو
محمدخلیل مذئب
وقت آن است که دیگر تو به دادم برسی
غیر تو در دو جهان دادگری نیست که نیست
روزۀ من تهی است و سپر نفسم نیست
بهر این نفس خرابم سپری نیست که نیست
تا مگر ختم کند فاطمه راهی به علی
شب قدر است بخوانید الهی به علی
می کند درک پس از سجده خدا را بهتر
هر کسی سجده کند چند صباحی به علی
مهدی رحیمی
محمد سهرابی: یا علی ای سرادق توحید ای امیر فرشته در تجرید یکی از طائفان تو افلاک یکی از حائران تو خورشید
در نگاه زینب دل خسته زخمش آشناست
زخم فرقش شکل زخم پهلوی خیر النساست
زخمهای کهنه بر رفتن مجابش کرده اند
ناامیدانه طبیبان هم جوابش کرده اند
وحید قاسمی
در میان کوچه، بالِ جبرئیل بسته راه رفتنِ پیرِ دلیر کی خدای بیت! راه بیت گیر دست ما بر دامن پاکت امیر
حسن لطفی