پاسخ به:مشاعره صائمین - 3
در رابه روی ما گنه کاران نبندید
ما هم دلی داریم اگرچه رو سیاهیم
گفتند این جا بار عصیان میپذیرند
دیدیم بیش از عالمی غرق گناهیم
علی اکبر لطیفیان
میان اشک و آه و حسرت و غم
درون بستری از جنس ماتم
فتاده شیر حق،سلطان اعلی
علی با تارکی پاشیده از هم
شکاف سر امانش را بریده
نه تابی تا گشاید هر دو دیده
همه هست آرزویم که به روزه جان سپارم
بِه از این نمی شود گل که بـــاغ دل بکارم
عجب است که صبربا دل بشود کلیدمشکل
تو خدا صبــوریم ده که پیـــام مهــــر آرم
فی البداهه: منصور مقدم 22/2/1399
ما از رمضان محرمی می سازیم
ما سینه زنان اهل ایران هستیم
از کوفه چقدر بوی غم می آید
گلبانگ عزا قدم قدم می آید
علیرضا وفایی
چون که واجب شده پاسخ بدهی مستحبم
با لب روزه تو را می دهم ای یار سلام
که کریمانه بگویی به من زار سلام
تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی
شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی
لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم
سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی
یا علی بگو اهل عالم و غرق در جنون کن
خاطرات معراج حضرت مصطفی علی بود
آخرین کلام خدا به احمد یک یا علی بود
دست حق علی صوت حق صدای خوش علی بود
دانی چرا جبین علی را شکافتند؟
زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود
خونش نصیب دامن محراب کوفه شد
آن رهبری که کعبه بر او زادگاه بود
دخترت کاش بمیرد که نبیند هرگز خون فرق تو قدم پشت قدم ریخته است
مادرم آمده بالای سرت با زحمت اشک بر زخم تو با قامت خم ریخته است
تیغ آن ملعون به یک ضربت دو جا آمد فرود
هم علی جان داد هم جان پیمبر را گرفت
یک برادر سر به روی سینه بابا گذاشت
یک برادر نیز بر زانوی خود سر را گرفت