پاسخ به:مشاعره صائمین - 3
رمضان آمد و من آمده ام
باز هم قید خودم را زده ام
راه گم کرده ترین بنده منم
پیش چشمان تو شرمنده منم
ماه ضیافت است بیایید بندگان امروز سمت بنده خدا بیقرار شد
فرمود مصطفی که در این ماه بندگی شیطان به دست حضرت رحمان مهار شد
دوباره زمزمه پیچیده در تمامی شهر
خدا برای نبی باز کوثر آورده
درون چهره ی زیبای این پسر گویا
خدا شمائل یک مصطفی در آورده
وحید محمدی
هر شب کوفه منور ز. نگاهت میشد شمع بزم فقرا صورت ماهت میشد
از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست
دخیل بسته به خاک قدوم پرمهرش
جهان و هر چه در آن ادعای من دارد
هنوز هم که هنوز است کربلا عزت
ز صلح سرخ پر از عزت حسن دارد
در نگاهم گناه می جوشد
تو نپوشی کسی نمی پوشد
با من ای مهربان، مدارا کن
گره از کار بسته ام وا کن
نظر از رحمتت نمودی و
چشم بر هر چه بود بستی تو
از در خانه ی به غیر خودت
ریسمان دلم گسستی نو
وقتِ ضربه زدن و خَم شدنِ دشمن او
منم و ضربهی سرنیزه به روی تنِ او منم و کُندی خنجر به رویِ گردنِ او زدن ضربه به سینه، ولی با پا سخت است
تا دمی مانده سر بر آر از خواب ور نه صور خدا دمیده شود
در جهنم ندامتی است کزو دست و لبها همه گزیده شود
نفسم حبس شده! گریه نکن جان حسن… غصههاى تو زیاد و غم و ماتم کم نیست
تهنیت گوی ملایک به زمین آمده اند
که فضا خوش نفس از مشک و عبیر ختن است
شیعیان شاد و فرحناک ز مولود حسن
شادمان خاطر سرگشته هر مرد و زن است
توبه بی ذکر علی نیست میسر ولله ذکر حیدر بکند قلب مرا آماده عجبی نیست ببینم در این ماه علی بیشتر از همگان فاطمه را آماده
هر چند مجرم و بدم امّا ببین کریم
مهمان مرا به ماه پر از نور کرده است
قدری برای قدرشناسی نداشتم
ناممکنم به واسطه مقدور کرده است