پاسخ به:مشاعره صائمین - 3
تهنیت گوی ملایک به زمین آمده اند
که فضا خوش نفس از مشک و عبیر ختن است
شیعیان شاد و فرحناک ز مولود حسن
شادمان خاطر سرگشته هر مرد و زن است
حیاتی
تا پيك صبا مژده ز عيد رمضان داد او باب چنان را ز رخ ماه نشان داد از آتش دوزخ همه را حضرت جانان از يُمن چنين روز بكف خط امان داد
« اندیشه گلکار»
دوش بر گوشم رسید این مژده از جان آفرینم
کاید از راه آن نگار دلنواز و نازنینم
گفتم ای مه از کدامین آسمان باشی؟ بگفتا
شمس ایوان ولایت،عروه الوثقای دینم
من همان ماه تمامم،جلوه ی ماه صیامم
شاهد صلح و قیامم،وجه رب العالمینم
ماه رمضان ، ماه رحمت ، ماه آمرزش و مغفرت
ماه رمضان ، ماه تسلیم شدن در برابر خداست
تقوم السموات و الارض یعنی
حسن را خدایی خدا می شناسد
حسن را اگر از مدینه بپرسی
علمدار خیرالنسا می شناسد
در کوچه ی لیلاست که جان ها نمی ارزد
آزردگی از زخم زبان ها نمی ارزد
هم صحبت موسی شدی؛ هم دم چوپان
کی گفته مناجات شبان ها نمی ارزد
در این شب احیا فقط وردم همین است ذکر امیرالمومنین حصن حصین است دیگر نمی آید ز کوفه آن اذانش امشب عزای مرتضی مولای دین است
تمام حاجتم اين بود آشتي با تو
شده ست حاجت كهنه روا به حق علي
اگر كه پرده بيفتد چه آبرو ريزي ست
مريز آبرويم را خدا به حق علي
یا حسن ای سوی چشم مرتضی
نام تو حک بر در باغ ولا
ای که نور روی تو خورشید ما
یا حسن جنگاور شیر خدا
آمد رمضان هست دعا را اثری
دارد دل من شور و نوای دگری
ما بنده عاصی و گنهکار توییم
ای داور بخشنده بما کن نظری
یا کریمم یا کریمی یا ابالاحسان حسن
من عسلهای دلم را با تو احلی می کنم
شال سبز اصلا فقط ارث از امام مجتبی ست
شانه هایم را به اکرام تو زیبا می کنم
سید واصفی
مولا پس از شهادت زهرا غریب شد
زهرا نه یار او که بر او یک سپاه بود
وقتی که از محاسن او میچکید خون
عباس را به صورت بابا نگاه بود
تا بجوشد آبت از بالا و پست *
دعایی بود و تحسینی، درودی بود و آمینی
اگر دستی بر آوردم، اگر چیزی طلب کردم
تو بودی هر چه اوتادم اگر از پیر دل کندم
تو بودی هر چه اسبابم اگر ترک سبب کردم
ما آمدیم تا که گرفتارمان کنی
زلفی نشان دهی همه اثبات می شویم
لب وا نکرده برگه ی عفو تو می رسد
از این همه گذشتن تو مات می شویم
مولا به همین خوشم صدایم بکنی یک وتر شبت مرا دعایم بکنی از عطر نفس های شبانگاهی خود در این رمضان تو با خدایم بکنی