پاسخ به:مشاعره صائمین - 3
من کبوتر نیستم اما ندیدم در بقیع
یاکریمی را برانی از حریمت یا کریم!
مجموعه ی گلهاست شب و روز عزیزش
یعنی به حقیقت که گلستان رمضان است
تو شاهی ای حسین(ع) و گدای شما منم
حی و ممات شاه و گدا دست مجتبی(ع) است!
تو آمدی،رمضان سفره ضیافت شد
شب تولد تو تازه ماه رویت شد
همین که در دو جهان کار تو کرامت شد
خیال من دگر از روز حشر راحت شد
در خلوت شب ز حق صدا می آید
از عطر سحر بوی خدا می آید
با گوش دگر شنو به غوغای سکوت
کز مرغ شب، آواز دعا می آید
دل مـا را کـه گنـه کـرده سیـاه پرکن از نـور و صفـا ای رمضـان
همـه مهـمـان خـداونـد کریـــم سر این سفره سرا ای رمضـان
ندهد فرصت گفتار به محتاج،کریم
گوش این طایفه آواز گدا نشنیده ست
تا دوباره دل از پدر ببری
دو سه آیه بخوان برای علی
بین آغوش او بخواب آرام
تا بهاری شود هوای علی
یا حسن ای سوی چشم مرتضی
نام تو حک بر در باغ ولا
ای که نور روی تو خورشید ما
یا حسن جنگاور شیر خدا
آمد رمضان هست دعا را اثری
دارد دل من شور و نوای دگری
ما بنده عاصی و گنهکار توییم
ای داور بخشنده بما کن نظری
یا رب نصیب هیچ غریبی دگر مکن
داغی که گیسوان حسن(ع) را سپید کرد
دامن وصل خدا را در صیام از من بگیرد
در عبادت رفعت و شان و مقام از من بگیرد
من همانا سفره مهمانی ذات خدایم
با تمام انبیا از صبح خلقت آشنایم
مهمان کند خدا همگان را به سفره اش وقتی که ماهِ جود و سخا میرسد ز راه
گُل میکند به لب همه دم ذکر یا علی زیرا بهارِ اهلِ دعا می رسد ز راه
هر کسی بر سر کویی به گدایی رفته
من گدای حسنم غیر حسن(ع) هیچ مگو