پاسخ به:مشاعره صائمین - 3
هرآنچه درد دل داری به عالم سحر با حقتعالی گفتگو کن
نیمه شبهای علی آکنده است
از مناجات و دعا و زمزمه
آسمان خانه اش بارانی است
هر سحر،از غصه های فاطمه
هر که گوید سخنی لحظه افطار ولی
دم افطار فقط ذکر حسین شیرین است
تا به درکی برسم، سُکر سحرگاهی را راهی میکدهای در عتباتم رمضان ربّنایی به لبم آمد و ناگه پر زد شورش انداخته ای در کلماتم رمضان
(عبدالرحیم سعیدی راد )
نم نمك ميرود مه رمضان تا كه شايد دوباره باز ايد كاش مهلت دهد اجل كه دلم بازهم تا حريم راز آيد بهترين ارزوي ما اينست: همره اش خسرو حجاز آيد....
در بین روزه و عطش و اشک و شور و شین یک ذکر مستجاب بگویم فقط حسین
نه مسواک در روزه گفتی خطاست
بنی آدم مرده خوردن رواست
دهن گو ز ناگفتنیها نخست
بشوی،آنکه از خور دنیا بهشت
سعدی
تا سحر گه بي قرار چشم گريان حسينم
هر شب و هرروز محو صوت قرآن حسينم
دامن سجاده گردد بزم اُنس يار با من
چشم مشتاقان بوَد تا صبحدم بيدار با من
نمی دانم چه سری دارد این نام مسیحایی
حسن(ع) می خوانم و دیوار و در مظلوم می گویند
دوباره ماه خدا و بهار قرآن شد دوباره ماه صفا دادن تن و جان شد
دوباره شوق سحر، هر غروب هم افطار دوباره موسم شادی اهل ایمان شد
شاعر : اسماعیل تقوایی
در ازل پرتو حسنش ز تجلی دم زد
حسن،نوری است که در روی حسن(ع) معنا شد
دیگران را عید اگرفرداست ما را این دمست
روزهداران ماه نو بینند و ما ابروی دوست
تا که می گویم حسین جان(ع)،مادر مظلومه ات(س)
بانی ذکر پر از عشق حسن جان(ع) می شود
دامن وصل خدا را در صیام از من بگیرد
در عبادت رفعت و شان و مقام از من بگیرد
من همانا سفره مهمانی ذات خدایم
با تمام انبیا از صبح خلقت آشنایم