پاسخ به:مشاعره صائمین - 3
رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا مستعد سفر شهر خدا کرد مرا از گلستان کرم طرفه نسیمى بوزید که سراپاى پر از عطر و صفا کرد مرا
اطاعت از خدا از روشنایی است
بر انسان روزه هم امر خدایی است
ولیکن روزه خواری بین مردم
نشان از منتهای بی حیایی است
تسنیم دعای سحر و عطر اذان است
این مائده، این ماه مبارک، رمضان است
ای ماه مبارک، رمضان، ماه درخشان
آرامش تو نابترین حس جهان است
نغمه مستشار نظامی
تو سفره را برای همه پهن می کنی
در مهربانی تو همین کارها بس است
ما را بهشت هم نبر...اما قبول کن
لبخند تو برای گنه کارها بس است
تا دمی مانده سر بر آر از خواب ور نه صور خدا دمیده شود
در جهنم ندامتی است کزو دست و لبها همه گزیده شود
در خلوت شب ز حــق صـدا می آید / از عطر سحر بوی خدا می آید
با گوش دگر شنو به غوغای سکوت / کز مرغ شب ، آواز دعا می آید . . .
در رحمت به رویت کرده حق باز به او رو آور و دفع عدو کن
نظر کردم کلاه از سر بیفتاد
سرم را مست کرد آن شاه روزه
مسلمانان،سرم مست است از آن روز
زهی اقبال و بخت و جاه روزه
هر سر مویم اگر شکر کند تا به ابد کم بود زین همه فیضى که عطا کرد مرا
اصل این ماه خدا فرمانبری است
طاعت محضی که از حق باوری است
روزه یعنی بنده تسلیم خداست
از هوسهایش در این مدت رهاست
تا دهن بسته ام از نوش لبان میبرم آزار
من اگر روزه بگیرم رطب آید سر بازار
تا بهار است دری از قفس من نگشاید
وقتی این در بگشاید که گلی نیست به گلزار
شهریار
رمضان شهر عشق و عرفان است . . . رمضان بحر فیض و احسان است رمــضــــان، مــاه عــتــرت و قــرآن . . . گــــاه تــــجدید عهد و پیمان است
تشنگی عباس و اکبر دیده اند
زینب و سجاد و اصغر دیده اند
کن تصور تشنه ای بر جوی آب
می کند از آب نوشین اجتناب
تشنه لب بر ظرف آبی کن نظر
یا ابوالفضلی بگو با چشم تر
رمضان می رود و می برد از کف ما
آن که سی روز صفا یافت از او محفل ما
رمضان رفت و دریغا که به امضا نرسد
طاعت ناقص ما،روزه ناقابل ما
آمدیم از سفر دور و دراز رمضان / پی نبردیم به زیبایی راز رمضان
هر چه جان بود سپردیم به آواز خدا / هر چه دل بود شکستیم به ساز رمضان . .