پاسخ به:مشاعره صائمین - 3
ماه کامل تو شدی در رمضان رحمتت تابیده شد بر همگان
نکند چشم ببندم به سحرهای سلوک
نکند بسته شود دیده ی باز رمضان
صبح با باده ی شعبان و رجب آمده بود
آن که دیروز مرا داد جواز رمضان
نیست بر من روزه در بیماری دل زان مرا
روزه باطل می کند اشک دهن آلای من
اشک چشمم در دهان افتد گه افطار از آنک
جز که آب گرم چیزی نگذرد بر نای من
خاقانی
نازم هر دم به لطف و کرم سلیمانی
که مرا داده در این ماه مهمانی
یار نادیده سیر زود برفت
دیر ننشست نازنین مهمان
غادرالحب صحبه الاحباب
فارق الخل عشره الخلان
ماه فرخنده روی برپیچید
و علیک السلام یا رمضان
نیست در سالی دو عید افزون و از فرخندگی عید باشد مردمان را سی شب این ماه تمام
لذت افطار در دنبال باشد روزه را صبح اگر بندد دری ایزد گشاید وقت شام
مرغ شب نیمه شب دیده به ره می گوید
سوز دل ساز بود دیده بیدار کجاست
ماه رحمت بود ای ابر خطاپوش ببار
تا نگویند که آن وعده ایثار کجاست
تا به رویش گرفته ام روزه
جز به یادش نکرده ام افطار
رخ چون اطلساش گر زرد گردد بپوشد خلعت از ديباي روزه دعاها اندرين مه مستجاب است فلكها را بدرد آه روزه (مولانا)
همه پارسایی نه روزه است و زهد
نه اندر فزونی نماز و دعاست
تا در زده ام به دامن عفو تو دست تا یافته ام غبار تکلیف الست
تقصیر عبادتم ندارد ایام وز طاعتِ کرده ام پشیمانی هست
عرفی شیرازی
تا آتشِ جوعِ رمضان چهره برافروخت
از نامهی اعمال سیاهی چو دخان رفت
برداشت ز دوش همه کس بار گنه را
چون باد، سبک آمد و چون کوه، گران رفت
صائب تبریزی
تا سفره و نان بینی کی جان و جهان بینی
رو جان و جهان را جو،ای جان و جهان من
اینها همه رفت ای جان بنگر سوی محتاجان
بی برگ شدیم آخر چون گل ز دی و بهمن
ناد علیا که ولیت علیست
ناد علیا که علیت ولیست
تا خــدا عمــر دهــد با دل شــاد نشـوم از تو جــدا ای رمضـان