پاسخ به:مشاعره صائمین - 3
من پشیمان شده ام،نیم نگاهی،العفو
یا الهی و الهی و الهی العفو
سائلی را به سر سفره ی خود راه بده
من گدای توام ای حضرت الله،بده!
هر چه جان بود سپردیم به آواز خدا
هر چه دل بود شکستیم به ساز رمضان
نماز در خم آن ابروان محرابى کسى کند که به خون جگر طهارت کرد فغان که نرگس جماش شیخ شهر امروز نظر به دردکشان از سر حقارت کرد
در آن حالت که سیمت شد به حق وصل
دعا کردی به هر اهل و به نا اصل
مرا هم از محبت پس دعا کن
به رافت از غم و ظلمت رها کن
که بخشاید خدا جرم و گناهم
نماید حضرت مهدی (عج) نگاهم
من با چه زبان شکر بگویم که به چشم
یکبار دگر ماه خدا را دیدم
مبارک باد آمد ماه روزه
رهت خوش باد،ای همراه روزه
شدم بر بام تا مه را ببینم
که بودم من به جان دلخواه روزه
مقام اصلى ما گوشه خرابات است خداش خیر دهاد آن که این عمارت کرد بهاى باده چون لعل چیست جوهر عقل بیا که سود کسى برد کاین تجارت کرد
با حرف (ه) باید شروع میکردید .
دعاها اندرین مه مستجاب است
فلکها را بدرد آه روزه
چو یوسف ملک مصر عشق گیرد
کسی کو صبر کرد در چاه روزه
هرآنچه درد دل داری به عالم سحر با حقتعالی گفتگو کن
تا بجوشد آبت از بالا و پست *
نی کار مرد روزه همت شکستن است
گر خضر آبش آرد عیش جوان کشد
در چــنین مه که انس و جان یارب .
بر سر سفــره تــو مــهــمـان است نظـــرى ســوى دردمنــدان کــــن
اى کــه نــامـت شفا و درمان است
تا به کی داده عنان دست بت اماره؟!
ترک شیطان بنماییم و به فرمان باشیم
رمضان است و در آتش و دوزخ بسته
پس بیا جنتی و رو سوی رضوان باشیم
ماه رمضان ای مه زیبای خدایی
هرگه کـه بیایی همه را شادنمایی
با سلام
ضمن تشکر از مشارکت شما ، باید با حرف (ه) شروع می کردید .
اصفهان نگین فیروزه ای جهان
یا علی و یا عظیم و ربنا یا غفور و یا رحیم ای رب ما
تو عزیزی و سمیعی و بصیر بی همانند و کریمی و امیر