پاسخ به:مشاعره صائمین - 3
نازم آن دوست که با لطف سلیمانى خویش پله از سلسله دیو دعا کرد مرا فیض روحالقدسم کرد رها از ظلمات همرهى تا به لب آب بقا کرد مرا
اطاعت از خدا از روشنایی است
بر انسان روزه هم امر خدایی است
ولیکن روزه خواری بین مردم
نشان از منتهای بی حیایی است
توبهام توبه نشد هرچه که همّت کردم من به ستّاری تو سخت جسارت کردم
رمضان است و دل از خواب نکندم افسوس مثل هر سال من از لطفِ تو غفلت کردم
اصفهان نگین فیروزه ای جهان
مبارك باد آمد ماه روزه رهتخوش باد، اي همراه روزه
شدم بر بام تا مه را ببينم كه بودم من به جان دلخواه روزه
هر چه جان بود سپردیم به آواز خدا
هر چه دل بود شکستیم به ساز رمضان
نفسِ سوخته ای در تهِ چاهم چه کنم؟
من که پابند هوس ها و گناهم چه کنم؟
مژده ی کم شدن فاصله ها آمده است
خبر آمد که بهار دل ما آمده است
تبریک به مؤمنینِ عاشق پیشه
تبریک،بهار رمضان می آید
در چــنین مه که انس و جان یارب
بر سر سفــره تــو مــهــمـان است
نظـــرى ســوى دردمنــدان کــــن
اى کــه نــامـت شفا و درمان است
تا نگویند که آن وعده ایثار کجاست
ماه رحمت بود ای ابر خطاپوش ببار
رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا مستعد سفر شهر خدا کرد مرا از گلستان کرم طرفه نسیمى بوزید که سراپاى پر از عطر و صفا کرد مرا
اي خدا اين ماه مهماني توست ماه مهماني قرآني توست
تا به درکی برسم،سکر سحرگاهی را
راهی میکده ای در عتباتم رمضان
ربنایی به لبم آمد و ناگه پر زد
شورش انداخته ای در کلماتم رمضان
عبدالرحیم سعیدی راد
نازم آن دوست كه با لطف سليماني خويش پــــله از سلسـله ديـــو دعــا كـــــرد مـــرا
آمدم تا بدهی برگ و براتم رمضان
تشنه ام،تشنه تر از آب فراتم رمضان