0

امیرالمومنین

 
savin125125
savin125125
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 5409
محل سکونت : بوشهر

اضطراب عایشه

امیرالمؤ منین على علیه السلام روز بعد فرزندش حسن علیه السلام را نزد عایشه فرستاد، حسن علیه السلام به عایشه گفت : امیرالمؤ منین على علیه السلام به خدایى كه همه جان ها در دست اوست ، سوگند یاد كرده كه اگر همین ساعت كوچ نكنى و به مدینه باز نگردى ، سخنى را كه در حق توست و خود مى دانى ، مى گوید.
عایشه چون از حسن علیه السلام این سخن را شنید، بلافاصله برخاست و گفت :
بشتابید شتر مرا بیاورید تا به جانب مدینه حركت كنم . زنى از قهالیه در آنجا حاضر بود گفت : اى ام المومنین ! قبل از این عبدالله بن عباس آمد، هر سخنى گفت ، جوابى سخت به او دادى ، و او با ناراحتى خشم از نزد شما خارج شد.
امیرالمؤ منین على علیه السلام شخصا به نزد تو آمد و كلماتى چند رد و بدل گردید و تو نپذیرفتى و چندان مضطرب نشدى كه سخن این جوان را شنیدى .
عایشه گفت : آنچه مرا مضطرب و نگران كرد.
اولا - این جوان فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله است ، و هر كسى دوست دارد به سیماى نورانى رسول خدا صلى الله علیه و آله و سیاهى چشم او نگاه كند به صورت و سیاهى چشم این جوان نظاره كند.
ثانیا - آنچه على علیه السلام پیغام داد، رمزى است كه از لسان حسن علیه السلام پیغام فرستاد و به ناچار باید حركت كنم . آن زن عایشه را سوگند داد، تا رمز پیغام را بیان كند.
عایشه گفت : در جنگى من جماعتى از زنان رسول خدا صلى الله علیه و آله حاضر بودیم بر سر غنیمت هاى جنگى على علیه السلام را ملامت كردیم و او را رنجاندیم رسول خدا صلى الله علیه و آله دلتنگ گردید، و على علیه السلام آیه عسى ربه ان طلقكن ان یبدله ازواجا خیرا منكن (36) را تلاوت كرد بار دیگر سخناهاى درشت به على علیه السلام گفتیم ، رسول خدا صلى الله علیه و آله خشمگین شد رو به على علیه السلام كرد و فرمود، یا على ! اختیار طلاق این زنان را به دست تو مى دهم هر كدام را طلاق دهى ، براى همیشه مطلقه باشند، و براى على علیه السلام زمان طلاق
مشخص نكرد كه در حیات مصطفى صلى الله علیه و آله است یا بعد از وفاتش ، از آن ترسم كه اگر پیغام على علیه السلام را گوش ندهم ، مرا طلاق دهد و آن گاه از آن مصطفى نباشم . بدین سبب بى درنگ به سوى مدینه حركت مى كنم .

 

 

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک  اللهم العنهم جمیعا
دوشنبه 20 دی 1389  9:43 PM
تشکرات از این پست
savin125125
savin125125
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 5409
محل سکونت : بوشهر

حركت عایشه به جانب میدنه

امیرالمؤ منین على علیه السلام عده اى از زنان بصره را بدون این كه عایشه آگاه باشد امر كرد تا همراه وى براى محافظت از او لباس مردانه بپوشند و عمامه بر سر كنند و از بصره تا مدینه او را همراهى كنند. (37)در بین راه عایشه از امیرالمؤ منین على علیه السلام شكایت كرد كه مردان نامحرم را به همراهى من انتخاب كرد تا مرا به مدینه برگردانند، یكى از همان زنان چون سخن عایشه را شنید، خود را به او نزدیك كرد و چهره خود را باز كرد و گفت : اى عایشه ! واى بر تو، آنچه در حق امیرالمؤ منین على علیه السلام روا داشتى كافى نبود كه باز چنین سخنانى ناسنجیده مى گویى ؟
اى عایشه ! ما زنانیم كه در لباس مردان در خدمت تو هستیم ، علیه السلام ما را امر فرمودند، لباس مردان را بپوشیم تا در راه زیانى به ما نرسد و با چشم بد بر ما نگاه ننگرند.
عایشه چون چنین دید، از سخن خود پشیمان شد و استغفار كرد.
چون عایشه به مدینه رسید در حجره خود مسكن كرد و آن زنان به بصره باز گشتند.
عایشه از آن پس از آنچه كرده بود پشیمان شده بود، و هرگاه روزهاى جنگ جمل را به یاد مى آورد به شدت مى گریست و مى گفت اى كاش ! من این روزها را مشاهده نمى كردم و اى كاش بیست سال زودتر مى مردم .!

 

 

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک  اللهم العنهم جمیعا
دوشنبه 20 دی 1389  9:44 PM
تشکرات از این پست
savin125125
savin125125
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 5409
محل سکونت : بوشهر

عده مقتولین

بر طبق بعضى اخبار، لشكر عایشه در جنگ جمل سى هزار نفر بودند، كه شامل سواران و پیادها مى شدند و لشكر امیرالمؤ منین على علیه السلام بیست هزار نفر بود.
از لشكر على علیه السلام هزار و هفتصد مرد شهید ولى از اصحاب جمل نه هزار نفر كشته شدند كه از قبایل مختلف بودند؛ از قبیله ازد چهار هزار، از قبیله ضبه هزار نفر، بنى ناجیه چهار صد نفر، بنى بكر بن وائل هشتصد نفر، بنى حنظله نهصد نفر، از بنى عدى و موالى آنان نهصد نفر، و بقیه از سایر مردم بودند كه كشته شدند.
مى گویند مردى از بنى تمیم از عبدالله الرحمن بن صرد كه شتر عایشه را پى كرده بود پرسید، چرا شتر عایشه را پى كردى ؟ او در جواب گفت : اگر در آن روز شتر عایشه را پى نمى كردم ، یك نفر از لشكر عایشه زنده نمى ماند، و آن جنگ به واسطه پى شدن شتر پایان یافت .
امیرالمؤ منین على علیه السلام پس از پایان جنگ جمل چند روزى در بصره اقامت كرد، بعد از آن صلاح دید عازم كوفه شود، اما قبل از حركت دستور داد تا همه مردم جمع شوند و حضرت بالاى منبر كه در میان لشكر گاه نصب كرده بودند رفت و خطبه اى ایراد فرمود: آن حضرت ابتدا حمد، خداى تعالى به جاى آورد و بر محمد مصطفى صلى الله علیه و آله درود فرستاد آن گاه كلماتى چند از آنچه میان او و آن گروه مخاصم و جنگ طلب گذشته بود بیان فرمود.
در میان آن جمعیت منذر بن جارود عبدى از فتنه آخر الزمان سؤ ال كرد امیرالمؤ منین على علیه السلام در آن باب سخن گفت و انواع عجایب و غرایب كه بعد از وفات مصطفى صلى الله علیه و آله در دنیا واقع خواهد شد بیان فرمود: در آخر كلامش هم فرمود: اى منذر بن جارود قیامت بر پا نمى شود مگر براى اشرار خلق خدا، و آن روز اول محرم و در رز جمعه خواهد بود، این را فرا گیرید، در انجام دادن اعمال نیك تلاش كنید تا از جمله اشرار نباشید.

 

 

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک  اللهم العنهم جمیعا
دوشنبه 20 دی 1389  9:45 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها