|
تعقیبات نماز صبح
|
□
|
|
تعقیب نماز صبح از تعقیب سایر نمازها بیشتر و تأكید بر آن فزونتر، واحادیث فراوانى در فضیلت آن وارد شده است; ولى همان گونه كه قبلاً هم گفته ایم هر كس به فراخور حال خویش هر مقدار كه بتواند به جاى مى آورد.
1ـ امیرمؤمنان(علیه السلام) فرمود: «ذكر خدا، بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب، حتّى از مسافرت تجارتى نیز، در جلب روزى مؤثّرتر است».(1) ▼
|
|
تعقیب نماز صبح از تعقیب سایر نمازها بیشتر و تأكید بر آن فزونتر، واحادیث فراوانى در فضیلت آن وارد شده است; ولى همان گونه كه قبلاً هم گفته ایم هر كس به فراخور حال خویش هر مقدار كه بتواند به جاى مى آورد.
1ـ امیرمؤمنان(علیه السلام) فرمود: «ذكر خدا، بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب، حتّى از مسافرت تجارتى نیز، در جلب روزى مؤثّرتر است».(1)
2ـ پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: «هر كس از طلوع صبح تا طلوع آفتاب در مصلاّى خویش بنشیند و به تعقیب نماز مشغول باشد، خداوند او را از آتش دوزخ محفوظ دارد».(2)
3ـ امام باقر(علیه السلام) فرمود: «شیطان لشكر خویش را از زمان طلوع صبح تا طلوع آفتاب در زمین پراكنده مى كند، و همچنین لشكر شب خود را از غروب آفتاب تا از بین رفتن سرخى مغرب، منتشر مى سازد. از این رو پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) مى فرمود: در این دو وقت خدا را بسیار یاد كنید، چرا كه در این دو وقت، شیطان آدمى را از یاد خدا غافل مى كند».(3)
4ـ به سند صحیح از امام رضا(علیه السلام) روایت شده است، كه آن حضرت هنگامى كه در خراسان بودند، پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب در مصلاّى خویش مى نشستند و تعقیبات را به جاى مى آوردند، سپس مسواك هاى آن حضرت را مى آوردند و آن حضرت با آنها مسواك مى كرد آنگاه به تلاوت قرآن مجید مى پرداخت.(4)
5ـ از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) روایت شده است كه: هر كس پس از نماز صبح، در مصلاّى خویش، تا هنگام طلوع آفتاب به تعقیب مشغول باشد و یاد خدا نماید، پاداش حج را دارد.(5)
6ـ در حدیث قدسى آمده است كه خداوند فرمود: «اى فرزند آدم! بعد از صبح ساعتى و بعد از عصر نیز ساعتى مرا یاد كن، تا همه امور تو را كفایت كنم».(6)
دعاها، ذكرها و آیاتى كه در تعقیب نماز صبح وارد شده است:
1ـ «شیخ صدوق» به سند معتبر از امام باقر(علیه السلام) روایت كرده است كه: هر كس بعد از نماز صبح هفتاد مرتبه استغفار كند و بگوید: اَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبِّى وَ أَتُوبُ إلَیْهِ خداوند او را بیامرزد.(7)
2ـ «شیخ صدوق» به سند صحیح از امیر مؤمنان(علیه السلام) روایت كرده است كه: هر كس بعد از نماز صبح، یازده مرتبه سوره «توحید» را بخواند، در آن روز به گناهى دچار نمى شود هرچند شیطان تلاش كند.(8)
3ـ مرحوم «شیخ كلینى» به سند صحیح از امام صادق(علیه السلام) روایت كرده است كه: هر كس بعد از نماز صبح صد بار بگوید: ▲
|
|
ما شاءَ اللّهُ كانَ، لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیم،
|
|
هرچه كه خدا خواهد، محقّق است، هیچ جنبش و نیرویى نیست، مگر با كمك خداوند بلندمرتبه با عظمت
|
|
|
در آن روز هیچ ناگوارى نمى بیند.(9)
این روایت را مرحوم «شیخ طوسى» و بزرگان دیگر نیز در كتب دعا ذكر كرده اند.(10)
4ـ از امام باقر(علیه السلام) روایت شده است كه: هر كس سوره «قدر» را پس از طلوع فجر هفت بار بخواند، هفتاد صف از فرشتگان بر او درود مى فرستند و هفتاد مرتبه براى او طلب رحمت مى كنند.(11)
5ـ از امام موسى كاظم(علیه السلام) روایت شده است كه مردى نزد آن حضرت آمد و از شغل و حرفه خویش شكایت كرد و گفت: به هر كارى دست مى زنم سودى نمى برم و به هر حاجتى كه روى مى آورم، برآورده نمى شود (و همه درها به رویم بسته شده است) امام(علیه السلام) فرمود: پس از نماز صبح ده مرتبه بگو:
|
|
سُبْحانَ اللّهِ الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِهِ، اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَ اَسْأَلُهُ مِنْ فَضْلِهِ.
|
|
پاك و منزه است خداوند با عظمت و او را ستایش مى كنم. از خدا طلب آمرزش مى كنم و از فضلش مى طلبم.
|
|
|
آن مرد مى گوید: مدّت اندكى بر این كار مداومت ورزیدم كه مشكلات من حل شد.(12)
در كتاب «كافى» و «مكارم الاخلاق» روایت شده است كه مردى به امام كاظم(علیه السلام) عرض كرد: دعایى به من بیاموز كه جامع دنیا و آخرت باشد و مختصر و آسان نیز باشد، آن حضرت همین دعا را به وى آموخت و فرمود كه بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب آن را بخواند; آن مرد نیز چنین كرد و بر آن مداومت ورزید، در نتیجه وضعش خوب شد.(13)
6ـ عبداللّه بن سنان روایت كرده است كه خدمت امام صادق(علیه السلام) رسیدم، آن حضرت فرمود: آیا مى خواهى دعایى به تو بیاموزم كه با خواندن آن خداوند دَیْن تو را ادا كند و وضع و حالت خوب شود؟ گفتم: چه قدر به چنین دعایى نیازمندم. امام(علیه السلام)فرمود: بعد از نماز صبح بگو:
|
|
تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَىِّ الْقَیُّومِ الَّذى لا یَمُوتُ، وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ
|
|
توكل كردم بر خداى زنده پاینده اى كه هرگز نمیرد و ستایش خاص خدایى است كه فرزندى
|
|
|
وَلَداً، وَلَمْ یَكُنْ لَهُ شَریكٌ فِى الْمُلْكِ، وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ، وَ كَبِّرْهُ
|
|
نگیرد و شریكى در فرمانروایى ندارد و نباشد برایش یارى از خوارى و او را بخوبى
|
|
|
تَكْبیراً، اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنَ الْبُؤْسِ وَ الْفَقْرِ، وَ مِنْ غَلَبَةِ الدَّیْنِ
|
|
بزرگ شمار خدایا به تو پناه برم از تنگدستى و ندارى و از فشار بدهكارى
|
|
|
وَالسُّقْمِ، وَ اَسْئَلُكَ اَنْ تُعینَنى عَلى اَدآءِ حَقِّكَ اِلَیْكَ وَاِلَى النّاسِ.(14)
|
|
و دردمندى و از تو مى خواهم كه كمكم دهى بر پرداخت حق تو و حق مردم.
|
|
|
7ـ علاّمه مجلسى مى نویسد: مرحوم «طبرسى» و «كفعمى» و علماى دیگر از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)روایت كرده اند كه آن حضرت به اصحاب خود فرمود: آیا نمى توانید هر صبح و شام عهدى را از نزد خداوند بگیرید؟ گفتند: چگونه عهد بگیریم؟ فرمود: هر كس این دعا را بخواند، بر آن دعا مهرى مى زنند و تحت عرش الهى مى گذارند و چون روز قیامت فرا رسد، منادى ندا مى دهد: كجایند آنان كه نزد خداى رحمان عهدى دارند و هر كس آن دعا را خوانده باشد، آن عهد را به او دهند و با آن عهدنامه، داخل بهشت شود.(15)
مرحوم «شیخ طوسى» این دعا (و عهدنامه) را در تعقیب نماز صبح آورده است:
|
|
اَللّهُمَّ فاطِرَ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ، عالِمَ الْغَیْبِ وَالشَّهادَةِ، اَلرَّحْمنَ
|
|
خدایا اى آفریننده آسمانها و زمین داناى غیب و شهود بخشاینده
|
|
|
الرَّحیمَ، اَعْهَدُ اِلَیْكَ فى هذِهِ الدُّنْیا اَنَّكَ اَنْتَ اللهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، وَحْدَكَ لا
|
|
مهربان من با تو عهد مى كنم در این دنیا كه براستى تویى خدایى كه معبودى جز تو نیست یكتایى كه
|
|
|
شَریكَ لَكَ، وَاَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، عَبْدُكَ وَرَسُولُكَ، اَللّهُمَّ
|
|
شریك برایت نیست و این كه محمّد صلى اللّه علیه و آله بنده و رسول توست خدایا
|
|
|
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ، وَلا تَكِلْنى اِلى نَفْسى طَرْفَةَ عَیْن اَبَداً، وَلا اِلى
|
|
پس درود فرست بر محمّد و آلش و هرگز به اندازه چشم برهم زدنى مرا به خودم و نه به
|
|
|
اَحَد مِنْ خَلْقِكَ، فَاِنَّكَ اِنْ وَكَلْتَنى اِلَیْها تُباعِدْنى مِنَ الْخَیْرِ، وَتُقَرِّبْنى مِنَ
|
|
هیچ یك از مخلوقت وامگذار زیرا اگر مرا بدانها واگذارى از خیر دورم كرده و به شر نزدیكم
|
|
|
الشَّرِّ، اَىْ رَبِّ لا اَثِقُ اِلاَّ بِرَحْمَتِكَ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ الطَّیِّبینَ،
|
|
كرده اى اى پروردگار من اطمینان ندارم جز به رحمتت پس درود فرست بر محمّد و خاندان پاكیزه اش
|
|
|
وَاجْعَلْ لى عِنْدَكَ عَهْداً تُؤَدّیهِ اِلَىَّ یَوْمَ الْقِیمَةِ، اِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمیعادَ.(16)
|
|
و این پیمان رانزد خود محفوظ نگهدار كه در روز قیامت آن را به من بازگردانى كه همانا تو خلف وعده نمى كنى.
|
|
|
8ـ در روایتى نقل شده است كه هر كس بعد از نماز صبح صد بار بگوید:
|
|
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
|
|
خدایا برمحمد و آل محمد درود فرست
|
|
|
خداوند او را از آتش جهنم حفظ فرماید.(17)
در تعقیبات نماز صبح این امور نیز وارد شده است:
1ـ ده مرتبه مى گویى:
|
|
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، اَلاَْوْصِیآءِ الرّاضینَ الْمَرْضِیّینَ
|
|
خدایا درود فرست بر محمّد و بر آلش همان اوصیاى خشنود پسندیده
|
|
|
بِاَفْضَلِ صَلَواتِكَ، وَبارِكْ عَلَیْهِمْ بِاَفْضَلِ بَرَكاتِكَ، وَالسَّلامُ عَلَیْهِمْ وَ عَلى
|
|
به نیكوترین درودهایت و بركت فرست بر آنها به بهترین بركاتت و سلام برایشان
|
|
|
اَرْواحِهِمْ وَاَجْسادِهِمْ، وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ.(18)
|
|
و ارواح و اجسادشان و رحمت خدا و بركاتش.
|
|
|
2ـ خواندن این صلوات كه براى خواندنش بعد از نماز ظهر و عصر جمعه، فضیلت فراوانى وارد شده است(19) و «شیخ طوسى» آن را در تعقیبات نماز صبح آورده است:
|
|
اَللّهُمَّ اَحْیِنى عَلى ما اَحْیَیْتَ عَلَیْهِ عَلِىَّ بْنَ اَبى طالِب، وَاَمِتْنى عَلى ما
|
|
خدایا مرا زنده دار بر آنچه على بن ابى طالب را بر آن زنده داشتى و بمیران بر آنچه
|
|
|
ماتَ عَلَیْهِ عَلِىُّ بْنُ اَبى طالِب عَلَیْهِ السَّلامُ.(20)
|
|
على بن ابى طالب بر آن درگذشت.
|
|
|
3ـ پس از آن بگو:
|
|
اَصْبَحْتُ اللّهُمَّ مُعْتَصِماً بِذِمامِكَ الْمَنیعِ، اَلَّذى لا یُطاوَلُ
|
|
صبح كردم خدایا در حالى كه پناه آوردم به جوار (مقام) منیع تو كه دستى بدان نرسد
|
|
|
وَلایُحاوَلُ، مِنْ [شَر] كُلِّ غاشِم وَطارِق،مِنْ سآئِرِ مَنْ خَلَقْتَ وَما خَلَقْتَ
|
|
و مورد تجاوز واقع نگردد از شرّ هر ستمگر و هر راهزنى از تمام كسانى كه آفریده اى و چیزهاى دیگرى كه خلق كرده اى
|
|
|
مِنْ خَلْقِكَ الصّامِتِ وَ النّاطِقِ، فى جُنَّة مِنْ كُلِّ مَخُوف بِلِباس سابِغَة
|
|
چه (آنها كه) خموش (اند) و چه گویا (خود را) در سپرى از هر چیز ترسناكى (نهادم) با لباسى بافته از
|
|
|
وَلاءِ اَهْلِ بَیْتِ نَبِیِّكَ، مُحْتَجِباً مِنْ كُلِّ قاصِد لى اِلى اَذِیَّة، بِجِدار حَصین
|
|
دوستى خاندان پیمبرت و خود را بپوشانم از هر كه قصد آزارم كند به سنگر محكم
|
|
|
الاِْخْلاصِ فِى الاِْعْتِرافِ بِحَقِّهِمْ، وَ التَّمَسُّكِ بِحَبْلِهِمْ، مُوقِناً اَنَّ الْحَقَّ لَهُمْ
|
|
اخلاص با اعتراف به حق آن بزرگواران و تمسك به رشته دوستى ایشان در حالى یقین دارم حق مخصوص آنها
|
|
|
وَمَعَهُمْ وَفیهِمْ وَبِهِمْ، اُوالى مَنْ والَوْا، وَ اُجانِبُ مَنْ جانَبُوا، فَاَعِذْنِى اللّهُمَّ
|
|
و نزد آنها و پیش آنها و به وسیله آنهاست دوست دارم هر كه را دوست دارند و دورى جویم از هر كه دورى جویند پس خدایا
|
|
|
بِهِمْ مِنْ شَرِّ كُلِّ ما اَتَّقیهِ، یا عَظیمُ حَجَزْتُ الاَْعادِىَ عَنّى بِبَدیعِ
|
|
به حق ایشان مرا از شر هر چه مى ترسم پناه ده اى خداى بزرگ، من دشمنان را بوسیله خداى پدید آورنده
|
|
|
السَّمواتِ وَالاَْرْضِ، اِنّا جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ اَیْدیهِمِ سَدّاً وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً
|
|
آسمانها و زمین از خود دور ساختم، همانا پیش رویشان سدى نهادیم و پشت سرشان نیز سدى،
|
|
|
فَاَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ.(21)
|
|
و پرده بر آنها افكندیم كه نمى بینند.
|
|
|
این دعایى است كه در هر صبح و شام مى توان آن را خواند و این همان دعایى است كه امیر مؤمنان(علیه السلام) در لیلة المبیت (شبى كه به جاى رسول خدا، در بسترش خوابید تا پیامبر از دست مشركان مكّه نجات یابد) آن را خواند.(22)
4ـ مطابق روایتى از امام على بن موسى الرضا(علیهما السلام) هر كس بعد از نماز صبح یكصد مرتبه بگوید: «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیم» این ذكر به اسم اعظم از سیاهى چشم به سفیدى آن نزدیكتر است.(23)
5ـ از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است كه آن حضرت فرمود: این دعا را براى امور دنیا و آخرت و برطرف شدن درد چشم، بعد از نماز صبح و مغرب بخوانند:
|
|
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد عَلَیْكَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد
|
|
خدایا از تو مى خواهم به آن حقى كه محمّد و آلش بر تو دارند كه درود فرستى بر محمّد
|
|
|
وَآلِ مُحَمَّد، وَاجْعَلِ النُّورَ فى بَصَرى، وَ الْبَصیرَةَ فى دینى، وَ الْیَقینَ فى
|
|
و آلش و قرار ده روشنایى در دیده ام و بینایى در دینم و یقین در
|
|
|
قَلْبى، وَ الاِْخْلاصَ فى عَمَلى، وَ السَّلامَةَ فى نَفْسى، وَ السَّعَةَ فى رِزْقى،
|
|
دلم و اخلاص در عملم و سلامتى در جانم و فراخى در روزیم
|
|
|
وَ الشُّكْرَ لَكَ اَبَداً ما اَبْقَیْتَنى.(24)
|
|
و همیشه تا زنده ام دارى سپاسگزارت باشم.
|
|
|
6ـ در روایتى از امام محمّد تقى(علیه السلام) نقل شده است كه آن حضرت فرمود: هر كس پس از نماز صبح این دعا را بخواند، خواسته هایش از خداوند به آسانى به دست آید و آنچه را كه او بخواهد و آهنگ آن كند، خداوند كفایتش فرماید و آن را برآورده سازد; این دعا، مطابق نقل «مفتاح الفلاح» چنین است:
|
|
بِسْمِ اللهِ وَ صَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّد وآلِهِ، وَ اُفَوِّضُ اَمْرى اِلَى اللهِ، اِنَّ اللهَ
|
|
به نام خدا و درود خدا بر محمّد و آلش باد و واگذارم كارم را به خدا كه براستى خدا
|
|
|
بَصیرٌ بِالْعِبادِ، فَوَقیهُ اللهُ سَیِّئاتِ ما مَكَرُوا، لا اِلهَ إلاَّ اَنْتَ، سُبْحانَكَ اِنّى
|
|
به كار بندگان بیناست «پس خدا از نیرنگهاى بد نگاهش داشت» معبودى جز تو نیست «منزهى تو كه من
|
|
|
كُنْتُ مِنَ الظّالِمینَ، فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ، وَ كَذلِكَ نُنْجِى
|
|
از ستمكارانم پس ما دعایش مستجاب كردیم و از غم و اندوه نجاتش دادیم این چنین مؤمنان را
|
|
|
الْمُؤْمِنینَ، حَسْبُنَا اللهُ وَنِعْمَ الْوَكیلُ، فَاْنَقَلَبُوا بِنِعْمَة مِنَ اللهِ وَ فَضْل لَمْ
|
|
نجات دهیم» «خدا ما را بس است و چه نیكو وكیلى است پس با نعمت خدا و فزونى كه دیگر
|
|
|
یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ، ما شآءَ اللهُ، لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِالله، ما شآءَ اللهُ لا ما
|
|
بدى به آنها نرسید بازگشتند» آنچه خدا خواهد، نیست جنبش و نه نیرویى مگر بوسیله خدا آنچه خدا خواهد مى شود نه آنچه
|
|
|
شآءَ النّاسُ، ما شآءَ اللهُ وَ اِنْ كَرِهَ النّاسُ، حَسْبِىَ الرَّبُّ مِنَ الْمَرْبُوبینَ،
|
|
مردم خواهند آنچه خدا خواهد مى شود اگر چه مردم ناخوش دارند بس است مرا پروردگار از (بندگان) پروریده شده،
|
|
|
حَسْبِىَ الْخالِقُ مِنَ الْمَخْلُوقینَ، حَسْبِىَ الرّازِقُ مِنَ الْمَرْزُوقینَ، حَسْبِىَ
|
|
بس است مرا آفریدگار از آفریدگان بس است مرا روزى ده از روزى خوران بس است مرا
|
|
|
اللهُ رَبُّ الْعالَمینَ، حَسْبى مَنْ هُوَ حَسْبى، حَسْبى مَنْ لَمْ یَزَلْ حَسْبى،
|
|
خدا پروردگار جهانیان بس است مرا آن كه او بس است مرا، بس است مرا آن كه همیشه مرا بس است
|
|
|
حَسْبى مَنْ كانَ مُذْ كُنْتُ حَسْبى، حَسْبِىَ اللهُ لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ، عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ
|
|
بس است مرا آن كه از وقتى بودم بسم بوده بس است مرا خدا معبودى جز او نیست بر او توكل كنم
|
|
|
وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ.(25)
|
|
و اوست پروردگار عرش با عظمت.
|
|
|
7ـ مرحوم «حاجى نورى» در كتاب «دار السلام» از استاد خود، عالم ربّانى مرحوم جناب حاج ملاّ فتحعلى سلطان آبادى نقل كرده است، كه فاضل مقدّس آخوند ملاّمحمّد صادق عراقى در دشوارى و پریشان حالى و نهایت سختى بود، به گونه اى كه هرگز براى او گشایشى حاصل نمى شد. شبى در خواب دید كه در مكانى، خیمه اى بزرگ برپاست. پرسید این خیمه از كیست؟ گفتند این خیمه پناهگاه مطمئن و فریادرس بیچارگان حضرت مهدى امام منتظر عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف است. ملاّ محمّد صادق عراقى با عجله به خدمت آن حضرت مشرّف گردید و سختى زندگى و پریشانى حال خویش را به آن حضرت عرض كرد، و از آن بزرگوار خواست دعایى براى رفع مشكلات و اندوه خویش، به او تعلیم فرماید. آن حضرت وى را به سمت خیمه اى كه یكى از سادات در آن جا بود، راهنمایى نمود. آخوند ملاّ محمّد صادق از خدمت آن حضرت بیرون آمد و به همان خیمه اى كه امام اشاره كرده بود، وارد شد; دید سیّد جلیل القدر و عالم بزرگوار، جناب آقا سیّد محمّد سلطان آبادى در آن خیمه روى سجّاده نشسته و مشغول دعا و ذكر است، آخوند بر وى سلام كرد و حكایت حال خویش را براى او نقل كرد. سیّد نیز براى گشایش كار و وسعت رزق، دعایى به وى آموخت.
مرحوم آخوند از خواب بیدار شد، و متوجّه شد كه آن دعا را به خوبى مى داند، او كه پیش از این، با سیّد محمّد سلطان آبادى میانه اى نداشت، بعد از این خواب، به خدمت سیّد رسید، وى را به همان حالتى دید، كه در خواب مشاهده كرده بود، دید آن بزرگوار در مصلاّى خود نشسته، مشغول ذكر و استغفار است، سلام كرد و سیّد پاسخ داد. آنگاه تبسّمى نمود، گویا از جریان باخبر است. آخوند براى رفع مشكلات خویش، دعایى خواست، و سیّد نیز همان دعایى كه در خواب به وى تعلیم داده بود را خواند. آخوند ملاّ محمّد صادق، آن دعا را خواند، و در مدّت كمى از سختى و مشكلات زندگى بیرون آمد و به آسایش و آسودگى رسید.
آن دعا چنین بود:
اوّل: پس از طلوع فجر دست بر سینه خود بگذارد و هفتاد مرتبه بگوید: یا فتّاح (یعنى اى گشاینده امور).
دوم: این دعا را كه در كافى براى حلّ مشكلات و شفاى بیماران نقل شده است بخواند:
|
|
لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ العَلِىِّ الْعَظیمِ، تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَىِّ الَّذى لا
|
|
جنبش و نیرویى مگر بوسیله خدا نیست توكل كردم بر (خداى) زنده اى كه
|
|
|
یَمُوتُ، وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَةً وَلاوَلَداً، وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ شَریكٌ
|
|
نمیرد و ستایش خاص خدایى است كه همسر و فرزندى نگیرد و شریكى
|
|
|
فِى الْمُلْكِ، وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبیراً.(26)
|
|
در فرمانروایى ندارد و خوارى ندارد تا نیازمند یاور باشد و به نحو كامل او را بزرگ شمار.
|
|
|
سوم: بعد از نماز صبح بخواند آن دعایى كه پیش از این (صفحه 1053) گذشت (بسم الله و صلّى الله على محمّد و آله و افوّض امرى الى الله ... تا آخر).
|
1. مكارم الاخلاق، صفحه 305.
2. مكارم الاخلاق، صفحه 305 و بحارالانوار، جلد 83، صفحه 129، حدیث 2.
3. مفتاح الفلاح، صفحه 252.
4. فقیه، جلد 1، صفحه 504، حدیث 1451.
5. تهذیب، جلد 2، صفحه 138، حدیث 303.
6. همان مدرك، صفحه 329، حدیث 965.
7. ثواب الاعمال، صفحه 165 و بحارالانوار جلد 83، صفحه 134، حدیث 15.
8. ثواب الاعمال، صفحه 45 و بحارالانوار، جلد 83، صفحه 135، حدیث 18.
9. كافى، جلد 2، صفحه 530، حدیث 24.
10. مصباح المتهجّد، صفحه 209 و مصباح كفعمى، صفحه 66.
11. بحارالانوار، جلد 83، صفحه 161، حدیث 40.
12. عدة الداعى، صفحه 266 و بحارالانوار، جلد 83، صفحه 130، حدیث 5.
13. كافى، جلد 2، صفحه 550، حدیث 12 و مكارم الاخلاق، صفحه 283.
14. تفسیر عیاشى، جلد 2، صفحه 320، حدیث 182 و بحارالانوار، جلد 83، صفحه 132، حدیث 8.
15. بحارالانوار، جلد 83، صفحه 152، حدیث 35.
16. مصباح المتهجّد، صفحه 214 و بلدالامین، صفحه 53 (با اندكى تفاوت).
17. بحارالانوار، جلد 83، صفحه 133، حدیث 10.
18. مصباح المتهجّد، صفحه 207.
19. اعلام الدین، صفحه 366.
20. مصباح المتهجّد، صفحه 207.
21. مصباح المتهجّد، صفحه 212 و بحارالانوار، جلد 83، صفحه 148، حدیث 31.
22. بلد الامین، صفحه 27.
23. مهج الدعوات، صفحه 316 و بحارالانوار، جلد 83، صفحه 162، حدیث 41.
24. كافى، جلد 2، صفحه 549، حدیث 11.
25. مفتاح الفلاح، صفحه 84 و كافى، جلد 2، صفحه 547، حدیث 6 (با مقدارى تفاوت).
26. كافى، جلد 2، صفحه 551، حدیث 3.
|