0

مقالات پزشکی

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات پزشکی

 
قدرت کلمات: تاثیر الفاظ منفی بر سلامتی
 
گفتگوی مثبت با خود رمز مقابله با الفاظ منفی درمورد خودتان است.

 

 

 

کاملاً ثابت شده است که کلمات هم قدرت دارند و همه ما از تاثیر کلمات منفی بر افکار و اعمالمان آگاه هستیم اما همین الفاظ و کلمات منفی می توانند بر سلامت ما هم تاثیر بد بگذارند مگر اینکه شروع کنیم وقتی می خواهیم درمورد خودمان حرف بزنیم از الفاظ و کلمات مثبت استفاده کنیم.

این کلمات منفی می توانند کاملاً وضعیت سلامتی، زندگی و دیدگاه شما را تغییر دهند. کافی است احساساتتان و این قدرت منفی با آن کلمات منفی ادغام شوند تا ببینید که چه فاجعه ای به بار می آورند! بله می توانند کاملاً سلامتی شما را به خطر بیندازند.

آشیل، نمایشنامه نویس یونان باستان، نوشته است، "کلمات پزشک ذهن بیمارهستند."

من هر روز سعی می کنم با بیمارانم درمورد تاثیر کلام مثبت بر وضعیت سلامتی و زندگیشان صحبت کنم. آیا تابه حال توجه کرده اید که کلمات چطور می توانند بر زندگی شما تاثیر بگذارند؟ کلماتی که بر زبان می آورید یا می شنوید چه معنا و مفهومی برایتان دارند؟ و از اینها مهمتر، کلماتی که درمورد خودتان استفاده می کنیم چه تاثیری بر شما دارند؟

نقل قول های معروف

کلمات قدرت شفا، ویرانی و تغییر دنیای شما را دارند. جملات معروف زیر را خوب بخوانید و ببینید چطور این جملات توانستند دنیا را عوض کنند.

"من یک رویا دارم.."

"حقیقت این بر ما آشکار است: همه انسان ها یکسان خلق شده اند."

"چهار قرن و هفت سال پیش، پدران ما ملتی را به وجود آوردند که آبستن آزادی بود و بر این اصل تکیه می کرد که همه انسانها برابر خلق شده اند."

"تنها چیزی که باید از آن ترسید، خودِ ترس است."

"اگر دروغی بگویید که به اندازه کافی بزرگ باشد و به اندازه کافی هم آنرا تکرار کنید، همه باور می کنند، حتی خودتان."

کلمات قدرت دارند: گفتگو با خود برای موفقیت

باقدرت ترین کلمات آنهایی هستند که هر روز با خودتان تکرار می کنید. منظور آن گفتگویی است که در طول روز با خودتان دارید. آیا تا به حال دقت کرده اید که چطور با خودتان حرف می زنید؟ من متوجه شده ام که مردم حرفهایی را به خودشان می زنند که هیچوقت به کس دیگری نخواهند زد. حرفهایی مثل، "من چاقم" یا "برای انجام اینکار به اندازه کافی باهوش نیستم". خیلی کم پیش می آید که از خودشان پیش خود تعریف کنند—همه ما سخت گیرترین منتقد خودمان هستیم.

کلمات قدرتمندند و تاثیر چشمگیری روی سلامت ما دارند. آیا تابه حال شنیده اید که بگویید، "من وقت برای ورزش کردن ندارم" یا " فقط یک کلمه که کاری نمی کند". آیا معمولاً می گویید "خسته ام" یا "استرس دارم"؟ کلماتی مثل این همان احساس را در شما ایجاد می کند. این احساسات موجب رفتارهایی از طرف شما می شود که این احساسات منعکس می کند و بعد موجب تقویت این حس در شما می شود.

اگر بگویید که خسته هستید، آنوقت کم کم احساس می کنید که خسته هستید. حس خسته بودن موجب رفتارهای کند از طرف شما می شود که به جای ایجاد انرژی، خستگی را در شما ایجاد خواهد کرد. چیزی که روی آن تمرکز می کنید، در شما رشد می کند. اگر بگویید که سالم نیستید، کم کم مشکلات جسمی پیدا می کنید و دنبال آن رفتارهایی که این وضعیت را نشان می دهد در شما ایجاد می شود.

کلمات قدرت دارند: با کلمات خوب برای سلامتتان برنامه ریزی کنید

کلماتی که استفاده می کنید مثل کدهای کامپیوتری می مانند که نرم افزار ذهن شما می شوند. شما با کلماتی که ادا می کنید مغزتان را برنامه ریزی می کنید. اگر از نتایجی که در زندگی می گیرید رضایت ندارید، باید برنامه ریزی نرم افزار ذهنتان را تغییر دهید. البته کشتن ویروس های این برنامه زمان می برد اما هدف این است که هوشیارانه تصمیم بگیرید که چه می خواهید، از کلمات و افکار متناسب با آن هدف استفاده کنید و بعد رفتارتان را هم از روی آن افکار دنبال کنید.

بعنوان مثال، اگر می خواهید لاغر شوید، باید اول کلماتی که استفاده می کنید را تغییر دهید. گفتن "من چاقم" را دیگر کنار بگذارید.  آن کلمات را با "من از اینکه دارم لاغر می شوم خیلی لذت می برم" یا "خیلی خوشحالم که دارم به وزن سلامتی ام می رسم". مکالماتی که در ذهنتان درمورد ورزش و تغذیه می شود را هم باید تغییر دهید.

کلمات قدرت دارند: سالم حرف بزنید-سالم فکر کنید

با خودتان مثبت حرف بزنید تا افکارتان هم مثبت شود. با خودتان فکر کنید، "افراد سالم به جای کیک شکلاتی سبزیجات می خورند" و "افراد لاغر بیشتر روزهای طول هفته را ورزش می کنند پس من هم از همین امروز به باشگاه می روم". همه افکاری را که با این هدف تناقض دارد را دور بریزید و افکاری را وارد ذهنتان کنید که رفتارهایی سالم در شما ایجاد کند. خودتان را فردی سالم بدانید و کلماتی سالم درمورد خودتان به زبان بیاورید و بعد رفتارهایی سالم در شما ایجاد خواهد شد.

باور کنید که کلمات واقعاً قدرت دارند.....

چهارشنبه 15 دی 1389  1:10 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات پزشکی

 
با خواندن اين مقاله،اعتماد به نفستان دو برابر مي شود!
 
اگر احساس مي كنيد اعتماد به نفس و خود باوري تان بسيار ضعيف است،توصيه مي كنيم اين مطلب را بخوانيد .

اعتماد به نفس حسی ذاتی نیست بلکه اکتسابی می باشد ، بعضی از افراد دارای اعتماد به نفس بالایی هستند که حتی در در سخت ترین شرایط نیز اعتماد به نفس دارند اما بر عکس افراد دیگری هستند که به شدت دچار کمبود اعتماد به نفس هستند و با کوچکترین حرفی دچار احساس پوچی می شوند . اما چرا این احساس مهم است و بر آن تاکید می شود ؟ چطور کمبود این حس را می توان جبران کرد؟ چرا اعتماد به نفس مهم است : افرادی کهخود را باور ندارند، دائما احساس پوچی و بی مقداری دارند.کمبود اعتماد به نفس مانند یک مانع بزرگ در مسیر پیشرفت شما می باشد و دائما شما را به عقب سوق می دهد . این افراد به کارهایی که انجام می دهند باور ندارند به همین دلیل تمام کارهایشان با شکست مواجه می شوند . به دلیل نا امیدی شدیدی که بر روح و افکار آنها حکم فرماست ، موقعیت های شان را به سادگی از دست می دهند . این افراد همیشه تصویر نامفهوم و گنگی از خود دارند و شناخت کاملی از خود و استعدادهایشان ندارند ،به همین دلیل برای پیدا کردن راه صحیح زندگی شان با مشکل روبرو می شوند .حس اعتماد به نفس به شما اجازه می دهد آزاد و مقتدرانه تصمیم بگیرید و روابط بهتری را در زندگی اجتماعی و شخصی تان ایجاد کنید . چطور حس اعتماد به نفس خود را تقویت کنیم ؟ شما باید به خود بقبولانید که هر شخص دارای شخصیتی متمایز از دیگران است ،بدین معنا که شما در این دنیا تک هستید . افرادی که دچار کمبود اعتماد به نفس هستند مدام رنگ عوض می کنند .هنگامی که در کنار همسرشان هستند مشخصاتی که او دوست دارد از خود بروز می دهند، در کنار دوستانشان شخصیتی متفاوت از شخصیت همسرشان هستند و به همین ترتیب در سایر روابطشان . شخصیت خود را حفظ کنید ، با تمام سلایق ، علایق و احساسات . خود را همان طور که هستید نشان دهید و رفتار کنید .تمام استعدادها ،توانایی ها و خصوصیات شخصیتیتان را بر روی یک کاغذ بنویسید این کار به شما اعتماد به نفس می دهد.گاهی اوقات کمبود اعتماد به نفس ریشه در دوره ی کودکی و نوجوانی دارد و بخاطر توصیفات نادرست و منفی که از سایرین بخصوص نزدیکان خود شنیده اید .5 کلید طلایی برای افزایش اعتماد به نفس : *قبول کنید که حس خود باوری تان کماست : باور کنید که حس اعتماد به نفس تان کم است و برای حل این مشکل تلاش کنید.اگر شخصیت شما دارای خصوصیات توصیف شده در پاراگراف قبلی می باشد ، همین الان که در حال خواندن این مقاله هستید ، خود را از غرق شدن نجات دهید . برای آغاز این کار از فعالیت های روزمره شروع کنید برای مثال در گفتگو ها و مکالمات روزمره تان تمرین کنید . شخصیت واقعی تان را ابراز کنید:اگر کسی شما را به راستی دوست داشته باشدبه خاطر حسی که در کنار شما بودن پیدا می کند ، هم چنان به رابطه اش با شما ادامه می دهد اما اگر شخصی تنها شما را به این دلیل دوست داشته باشد که تمام صحبت های او را بدون هیچ چون و چرایی انجام میدهید، در برابر او مانند یک ربات هستید و از خود هیچ گونه اراده ای نشان نمی دهید ، مسلما دوستی او واقعی نیست . ابتدا این تمرین را در محیط خانواده خود انجام دهید ، به هنگام مصاحبت با والدین و خواهر و برادرتان ، هنگامی که از این تمرین سر بلند بیرون آمدید و آمادگی لازم را پیدا کردید این بار در میان اقوام و دوستانتان ، این کار را انجام دهید.* در تمارینی که انجام می دهید خود را باور کنید و مطمئن باشید که مثمر ثمر واقع می شود در غیر این صورت در همان پله که هستید خواهید ماند . در روابطی که دارید ، شخصیت واقعی تان را نمایش دهید و ماسک خود را کنار بگذارید ، تمام این تمارینی که انجام می دهید باعث تقویت اعتماد به نفس شما می شود پس آنها را با جدیت تمام انجام دهید. * در مرحله ی بعدی شما باید استفاده از کلمه نه را یاد بگیرید : شما قبلا و یا در حال حاضر اصلا از این کلمه استفاده نمی کردید . اما باید به مواردی که مورد علاقه شما نیست جواب منفی بدهید ، برای مثال اگر نامزدتان کهبه او علاقه داریدبه شما پیشنهاد می دهد که به دیدن یک فیلم اکشن در سینما بروید در حالی که شما به فیلم های رمانتیک علاقه دارید و اصلا بهفیلم های اکشن تمایلی ندارید ، عقیده خود را بیان کنید به جای این که آن را سرکوب کنید . * این جملات مهم را به خاطر بسپارید و مدام آنها را در طول روز تکرار کنید : از صبح که بیدار می شوید تا شب هنگام که برای خواب آماده می شوید این جملات مثبت را تکرار کنید : من می توانم بهترین باشم ، هر شخصی دارای توانایی های مخصوص می باشد ، من توانایی های لازم برای انجام این کار را دارم .شاید این جملات به نظر شما خنده دار و کلیشه ای برسند اما در طولانی مدت اثر فوق العاده ی آن را درک خواهید کرد. اما قبل از اینکه این جملات را تکرار کنید باید احساسات منفی را از خودتان دور کنید و به تغییر اساسی در خود اعتقاد داشته باشید.* به جای اینکه از مشکلات فرار کنید در برابر آنها ایستادگی کنید : به جای اینکه از مشکلات فرار کنید در برابر آنها بایستید و موانع را از مسیر خود بردارید ، با اجرای تمام این تمارین گام به گام از حس کمبود اعتماد به نفس فاصله بگیرید و بر عکس سریعتر به خود باوری دست پیدا خواهید کرد .

چهارشنبه 15 دی 1389  1:11 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات پزشکی

 
با اين توصيه ها،به آرامش مي رسيد!
 
اما چگونه مي‌توان به نعمت بزرگ آرامش دست يافت؟ آيا صرف استفاده از قرص‌هاي مسكن و آرامش بخش مي‌تواند برايمان آرامش به ارمغان آورد؟ يا اينكه راه‌هاي بهتر و طبيعي‌تر و بدون عوارضي نيز جهت دستيابي به آرامش وجود دارد؟

در بسیاری از مواقع افراد تصور می کنند تنها با حفظ یک رژیم غذایی متعادل و رعایت مواردی که پزشکان به آن توصیه می کنند می توان به طول عمر زیاد و سلامت زیستن کاملا امیدوار بود. اما این دسته از افراد از این مسئله غافل هستند که انسان موجودی است دو وجهی؛ یک وجهش دارای جسم و وجه دیگرش دارای روح و روان است.

از قدیم نیز گفته اند که عقل سالم در بدن سالم است. به واقع اگر افراد به مسائل روحی و روانی خود توجه نکنند بسیار امکان دارد وجود استرس و اضطراب و عدم تعادل روحی در آنها به بروز بیماری های وخیم جسمانی بینجامد.

استرس و اضطراب تأثیرات مخربی دارند که ممکن است احتمال بروز عوارض قلبی و سکته قلبی را در افرا د تشدید کنند.

بسیاری از کارشناسان توصیه می کنند افراد به هنگام عصبانیت به پیاده روی تند بپردازند که این مسئله می تواند در کاهش استرس و اضطراب در افراد مؤثر باشد.

فعالیت ورزشی، به ویژه پیاده روی شیوه فوق العاده مؤثری برای برطرف کردن فشار روحی است.

امروزه میلیون ها نفر از مردم جهان برای مقابله با ناراحتی ها و فشارهای روحی روزمره، بعد از کار روزانه خود به فعالیت های جسمانی مانند نرمش کردن، دویدن در پارک، دوچرخه سواری با دوستان، پیاده روی و غیره می پردازند و از این فعالیت ها لذت می برند.

پیاده روی، بهترین و ارزان ترین راه برای کنترل فشار روحی است. پیاده روی، صرف نظر از سرعت گام ها، به طور طبیعی میزان استرس را کم می کند. فعالیت های ورزشی مناسب، به طور قابل توجهی در مقابله با استرس نقش دارند.

چهارشنبه 15 دی 1389  1:12 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات پزشکی

 
چگونه انرژي منفي را از خود دور كنيم؟
 
وقتي افراد با هرگونه مشكلي مواجه مي‌شوند يا شكست مي‌خورند، سرزنش، احساس گناه، تأسف‌خوردن و اضطراب مقداري انرژي منفي توليد مي‌كند

تعریف انرژی منفی با اصطلاحات علمی سخت است ولی مسلما هر كسی آن را تجربه كرده است.این بدان مفهوم نیست كه آنها بد یا منفی هستند ولی به این معناست كه آنها با منبع درونی انرژی مثبت شان قطع رابطه كرده اند!شاید شما تجربه رفتن به جایی یا بودن با افرادی را دارید كه باعث می شوند احساس بدی پیدا كنید؛ احتمالا احساس خستگی بكنید.

گرچه سخت است علت دقیق ناراحتی تان را معلوم كنید ولی به هر حال آن را احساس می كنید. در عوض، امكان دارد شما در كنار بعضی افراد خودبه خود احساس بهتربودن و داشتن آرامش بیشتر بكنید.

این تجربیات اتفاقی نیست؛ اینها نتیجه تبادل مشخص انرژی است. وقتی شخصی انرژی كمی دارد، فقط بودن با فرد دارای انرژی زیاد به او نیرو می دهد، در عین حال از انرژی خود آن شخص اندكی كاسته می شود. انتقال انرژی از شخصی به شخص دیگر موجب برقراری تعادل و توازن می شود.

مثلا اگر شما احساس خوبی دارید و با كسی كه احساس بدی دارد ارتباط برقرار می كنید، بعد از مدتی آن فرد احساس بهتری پیدا می كند و احساس خوب شما كمتر خواهد شد. ممكن است این تغییر را خود احساس نكنید ولی طی چند ساعت یا چند روز متوجه می شوید كه احساس خوبی ندارید. درك این تشابه به توضیح تبادل انرژی مثبت و منفی كه همیشه در جریان است، بیشتر كمك می كند.وقتی منفی بافی می كنیم چه اتفاقی می افتدهرچه بیشتر منفی بافی می كنیم و راهی هم برای رهاساختن آن نمی یابیم انرژی خود را راكد نگه می داریم.

وقتی درگیر منفی بافی می شویم ممكن است سعی كنیم اعتماد و اطمینان داشته باشیم ولی وقتی دست به كاری خطیر می زنیم، همچنان دستخوش اضطراب و سردرگمی می شویم؛ بدین ترتیب اعتمادبه نفس ما زائل شده است. ما آرزوی درونی مان را برای فعالیت بیشتر و پیشرفت كردن احساس می كنیم ولی متوجه می شویم عقب نگه داشته شده ایم.

اما وقتی درگیر منفی بافی می شویم، شاید دلمان بخواهد شاد باشیم ولی احساس می كنیم كه با افسردگی و تأسف خوردن برای خود، بیشتر در خود غرق می شویم. لذت ما كم می شود و احساس می كنیم میل درونی مان شادبودن است اما آن را نمی یابیم. این فرایند در افرادی با حساسیت كمتر كه از كمبودهای خود بی اطلاع هستند، متفاوت است. آنها تاحدودی شاد هستند ولی این افراد از دیرباز مفهوم لذت بردن های واقعی را از بین برده اند.

فراموش نكنیم وقتی منفی بافی می كنیم ممكن است بخواهیم نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم ولی هنوز گرفتار احساس گناه و بی ارزشی هستیم. ما نمی توانیم خلوص، معصومیت و خوبی را كه حاصل آن است احساس كنیم.

ما به خاطر اشتباهات گذشته مان احساس تباهی و بیهودگی می كنیم و نمی توانیم خودمان را ببخشیم. در نتیجه احساس می كنیم در قبال دیگران مسئول هستیم. اگر هنگام كودكی برای اشتباهاتمان تنبیه می شدیم ممكن است خودمان هم مجازات كردن مان را ادامه دهیم.

روح های حساس، منفی گرایی دیگران را به درون خود می كشند چون آنها بیشتر در معرض خطر هستند. منفی گرایی كه آنها احساس می كنند تركیبی از منفی بافی های خودشان همراه با منفی بافی های دیگران است. آنها مانند اسفنج به هر جا كه می روند منفی بودن و احساسات منفی دیگران را به درون خود می كشند.

اما چیزی كه به دیگران اجازه می دهد حساسیت كمتری داشته باشند توانایی فرونشاندن احساسات است. بعضی افراد هنگام عصبانیت نیاز ندارند احساسات شان را مورد بررسی قرار دهند تا به احساس بهتری برسند. این افراد فقط می خواهند احساسات شان را انكار كنند یا نپذیرند و سرانجام به راه خودشان بروند. این روش برای افرادی كه حساسیت كمتری دارند مفید است ولی برای كسانی كه حساس ترند نمی تواند مفید واقع شود.

در واقع افراد، منفی گرایی خود را سركوب می كنند، آنها نه تنها این احساس شان را به دیگران منتقل می كنند بلكه منفی گرایی كمتری را از جهان جذب می كنند.تبادل انرژیافراد حساس كسانی هستند كه انرژی منفی بیشتری جذب می كنند. مگر اینكه خودشان از حساسیت شان به نوعی كم كنند. این افراد بسیار تأثیرپذیر هستند و اغلب زود مریض می شوند و نسبت به خودشان احساس منفی دارند.

در واقع بیش از حد خوردن یكی از راه های كم كردن حساسیت مان یا زائل ساختن احساساتمان است. وقتی افراد گرفتار هر یك از موانع موفقیت شخصی هستند، اغلب با انرژی مثبت خود واقعی شان قطع ارتباط می كنند و به جای آن انرژی منفی به بیرون می فرستند.

بعضی ها به دلیل نوع زندگی شان، دوستانشان و طرز فكرشان، انرژی منفی منتشر می كنند. این افراد ممكن است در تمام مدت یا بعضی اوقات این انرژی منفی را منتشر كنند اما افرادی كه با طبیعت واقعی خود بیشتر در تماس هستند، خودبه خود انرژی مثبت منتشر می كنند. بودن در كنار این افراد حال شما را عملا بهتر می كند، به همین دلیل است كه ما به سوی افراد موفق كشیده می شویم.

تخلیه انرژی منفینخستین گام در فرا گرفتن فرایند تخلیه انرژی منفی، رسیدن به آرامش بیشتر و مراقبه و برقراری تعادل است. درست همانطور كه شما توانایی جذب انرژی توسط نوك انگشتانتان را در مراقبه دارید، قدرت بیرون فرستادن آن را هم دارید.

دومین گام برای بیرون فرستادن انرژی منفی، فرستادن انرژی منفی به جایی است كه صدمه ای به آن نمی زند. انرژی منفی توسط طبیعت جذب می شود و صدمه ای به آن نمی زند. به همین دلیل است هنگامی كه گرفتار استرس یا اضطراب هستید، با رفتن به گردش در جنگل یا طبیعت خودبه خود به آرامش بیشتری دست پیدا می كنید. همچنین با توجه به همین موضوع بعضی افراد از رفتن كنار دریا یا درازكشیدن در آفتاب، لذت می برند. عوامل طبیعی با جذب انرژی منفی، انرژی مثبت منتشر می كنند.

گیاهان، گل ها و درختان معمولا بهترین هدف برای تخلیه انرژی هستند. برای اغلب افراد گل ها بسیار قدرتمند هستند و می توانند به بهبود حال آنها كمك كنند.

اكنون می توانیم درك كنیم كه چرا افراد از دریافت گل به عنوان هدیه خوشحال می شوند یا چرا وقتی می خواهیم به كسی ابراز علاقه كنیم به او گل هدیه می دهیم. وقتی شخصی گلی را به عنوان هدیه دریافت می كند، آن گل به او كمك می كند تا احساسات منفی خود را رها كند و به حس بهتری دست یابد.

محل دیگر برای تخلیه انرژی منفی ظرف پر آب، وان حمام، استخر، حوض یا دریاچه است.هرچه حجم آب بیشتر باشد قدرت تخلیه انرژی هم بیشتر است. آب، انرژی منفی را جذب می كند؛ برای حفظ جریان انرژی و استفاده از مراقبه و مدیتیشن منظم، مهم است روزانه 8 تا 10 لیوان آب بنوشید.

آتش عنصر نیرومند دیگری از طبیعت است كه ما می توانیم برای تخلیه انرژی منفی خود از آن استفاده كنیم. به اوقات خوشی فكر كنید كه می توانید دور یك آتش جمع شوید و داستان های مختلف تعریف كنید.

آتش قادر است انرژی منفی را از ما دریافت كند؛ بنابراین برای دورشدن از انرژی منفی می توانیم از آن استفاده كنیم.

این آگاهی مهم درباره انرژی می تواند به راحتی اشتباه فهمیده شود؛ مثلا ممكن است شخصی از بودن در كنار افرادی با انرژی منفی یا سرزنش كردن دیگران برای مشكلات، مضطرب شود.

اگر شما انرژی مثبت زیادی دارید، گرفتن انرژی منفی بخش اجتناب ناپذیر زندگی است. شما نمی توانید از آن فرار كنید. به جای اینكه درصدد اجتناب كردن از انرژی منفی باشیم، فقط نیاز داریم برای تخلیه كردن و رهایی یافتن از آن مصمم باشیم. این تبادل طبیعی انرژی بسیار شبیه وضع هوا در طبیعت است. یك سیستم فشار ضعیف همیشه یك سیستم فشار قوی را جذب می كند. جریان هوای گرم همواره در یك اتاق سرد بالا می رود. اگر خانه شما گرم و راحت است و پنجره ها دو جداره نیستند، در زمستان جریان هوای سرد را خواهید داشت و گرمای درون تحت تأثیر سرمای بیرون قرار خواهد گرفت؛ حتی اگر دست تان را به پنجره نزدیك كنید، جریان هوا ر احساس می كنید. طبیعت همیشه در جست وجوی تعادل است. به همان صورت، وقتی كه شما انرژی مثبت زیادی دارید، انرژی منفی را هم جذب می كنید.

رمز موفقیت شخصی این است كه با شارژ مجدد می توانید ادامه دهید و سپس انرژی منفی را كه جذب می كنید تخلیه كنید. كوشش برای اجتناب از انرژی منفی در صورتی مهم است كه خسته و بیمار هستید. ولی اگر هر روز با مراقبه و مدیتیشن و دریافت آرامش و رهایی به هر طریقی كه خود سراغ دارید، خود را تقویت سازید و سپس عشق خود را با اطرافیان تقسیم كنید، بیشترین رضایت خاطر را خواهید داشت. همچنان كه قدرت تان را برای جذب انرژی مثبت و تخلیه انرژی منفی تقویت می كنید، مقابله با چشمان منفی گرا شما را نیرومند می سازد.

چهارشنبه 15 دی 1389  1:13 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات پزشکی

 
راه‌هاي تقويت اعتماد به نفس
 
نمي‌توانيد آن را حس كنيد، اما بر چگونگي حس شما تاثير دارد. نمي‌توانيد آن را ببينيد، اما وقتي به خودتان در آينه نگاه مي‌كنيد آنجاست.

نمی توانید آن را بشنوید، اما هر بار كه در مورد خودتان صحبت می كنید حضور دارد. این موضوع مهم و مرموز همان چیزی است كه به آن اعتماد به نفس می گویند.

از آنجا كه اعتماد به نفس در تمام مراحل زندگی نقشی موثر ایفا می كند، خوب است به حضور و چگونگی پرورش آن در دوران كودكی نگاهی بیندازیم.

اعتماد به نفس كودك نقش زرهی را دارد در مقابل چالش های پیش روی او در همه عمر. كودكان و نوجوانانی كه در مورد خودشان حس خوبی داشته باشند با مشكلات و مسائل مختلف راحت تر كنار می آیند و در برابر فشارهای منفی بهتر مقاومت می كنند.

آنها شادتر هستند و از زندگی شان نیز بیشتر لذت خواهند برد. این گروه از بچه ها واقع بین بوده و در مجموع خوش بین هستند. به همین دلایل از سلامت جسمی و روحی بیشتری برخوردارند. در مقابل، كودكانی كه اعتماد به نفس كافی ندارند، در برخورد با چالش ها دچار اضطراب و سرخوردگی خواهند شد.

این گروه كه حتی در مورد خودشان فكر مثبتی ندارند، برای پیدا كردن راه حل مسائل زندگی با مشكل مواجه خواهند شد. چنین افرادی در مواجهه با چالش های جدید اولین پاسخ شان این است «من نمی توانم !»اعتماد به نفس چیست؟اعتماد به نفس مجموعه باورها و احساسات ما، در مورد خودمان است. این كه ما چگونه شخصیت خود را تعریف می كنیم، انگیزه ها، نگرش و رفتار ما را تحت تاثیر قرار می دهد و بر سازگاری عاطفی ما نیز تاثیر دارد.

الگوی اعتماد به نفس خیلی زود در زندگی شكل می گیرد. پس از همان دوران كودكی باید به فكر باشیم. آموزش این مطلب كه پس از بارها تلاش ناموفق باز هم باید سعی و تلاش كرد، به كودك می آموزد كه او می تواند؛ فقط باید بیشتر تلاش كند. كودك باید درك كند كه اگر شكست می خورد، باید دوباره تلاش كند و اگر باز هم شكست خورد بداند در نهایت موفق می شود. در چنین سیری آنها در مورد توانایی های خود تصور مثبتی پیدا می كنند.

در كنار احساس توانایی، احساس دوست داشته شدن نیز در ایجاد اعتماد به نفس نقش مؤثری دارد. كودكی كه از موفقیت خود شاد می شود ولی احساس دوست داشته شدن نمی كند در نهایت ممكن است احساس اعتماد به نفس كمتری را تجربه كند. به همین ترتیب، كودكی كه احساس می كند دوست داشته می شود، اما در مورد توانایی های خود تردید دارد، باز هم با مشكل اعتماد به نفس ضعیف روبه رو خواهد شد. اعتماد به نفس واقعی در صورتی به وجود می آید كه میان این دو حالت توازن ایجاد شود.

علائم اعتماد به نفسكودكان و نوجوانانی كه اعتماد به نفس پایینی دارند، علاقه ای به امتحان موارد جدید ندارند و اغلب در مورد خودشان منفی صحبت می كنند؛ این جمله را زیاد از آنها می شنویم: «من نمی توانم.»

آنها هنگام مواجهه با مشكلات، تحمل كمی دارند، براحتی كارها را رها می كنند یا منتظر كس دیگری می مانند و زود ناامید می شوند. كودكان و نوجوانان با اعتماد به نفس پایین، موانع موقتی را به شكل مشكلی دائمی و غیرقابل تحمل می بینند و حس بدبینی در آنها غالب است.

در مقابل، كودكانی كه اعتماد به نفس خوبی دارند از تعامل با دیگران لذت می برند. در روابط اجتماعی راحت هستند و از فعالیت های گروهی لذت می برند؛ درست مانند فعالیت های مستقل خود.

هنگام مواجهه با چالش ها، می توانند نسبت به یافتن راه حل مناسب اقدام كنند. نقاط ضعف و قوت خود را می شناسند و آنها را می پذیرند. در ضمن حس خوش بینی میان آنها غالب است.

نقش والدین

امری بدیهی است كه پدر و مادر نقش مهم و مؤثری در پرورش اعتماد به نفس كودك دارند. نكات زیر می تواند به شما در این امر مهم كمك كند.

• بچه ها نسبت به كلمات و جملات والدین بسیار حساس هستند. پس به یاد داشته باشید كه نه تنها فقط زمانی كه كاری را درست انجام می دهد، بلكه برای تلاش های فرزندتان هم از او تعریف كنید و در این تعریف و تحسین راستگو باشید.

• الگوی مثبتی برای او باشید. اگر شما بسیار از خودتان انتقاد می كنید، بدبین هستید یا غیرواقعی و نامعقول در مورد توانایی ها و محدودیت های خود فكر می كنید، بدانید این موارد را به كودك خود نیز آموزش می دهید.

• مهم است كه والدین باورهای نادرست بچه ها در مورد خودشان را شناسایی كنند؛ باورهای شان در مورد كمال، جذابیت، توانایی یا هر چیز دیگری. كمك كردن به بچه ها برای تعیین استانداردهایی دقیق تر و ارزیابی واقع بینانه تر از خود، به برداشت مثبت آنها از خودشان كمك می كند.

• عشق و علاقه شما می تواند كمكی باشد برای تقویت اعتماد به نفس فرزندتان. پس او را در آغوش بگیرید و بگویید كه به او افتخار می كنید. از فرزندتان مكرر و با صداقت تعریف كنید البته بدون افراط كردن. آنها متوجه می شوند كه كدام حرف از قلب و دل شما برخاسته است.

• باز خوردی مثبت و دقیق به فرزندتان بدهید. با این روش، رفتار فرزندتان را تائید كرده و به انتخاب های او پاداش می دهید. همچنین او را برای برخورد مناسب آینده تشویق می كنید.

• محیط خانه را امن و آرام نگه دارید. كودكانی كه در خانه احساس امنیت ندارند، اعتماد به نفس كمی خواهند داشت.

• همیشه به یاد داشته باشید كه به كودك خود احترام بگذارید.

• به فرزند خود اجازه بدهید تجارب جدیدی كسب كند. به او فرصت بدهید كه در فعالیت هایی شركت كند، به خصوص فعالیت هایی كه مشوق همكاری هستند و نه رقابت، در تقویت اعتماد به نفس او كمك می كنند.

در نهایت اگر فكر می كنید كه فرزند شما اعتماد به نفس پایینی دارد، از متخصصین امر كمك بگیرید. در این مواقع همكاری و مشورت افراد متخصص را باید در اولویت قرار داد. آنها با شیوه های درمانی خود می توانند حس بهتر و مثبت تری در فرزند شما ایجاد كنند.

چهارشنبه 15 دی 1389  1:14 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات پزشکی

 
روان‌شناسي جالبي درباره ي خواب ديدن
 
در اين مقاله با مطالبي مواجه مي شويد كه بسياري از سوالات عجيب شما را پاسخ مي دهد، مثل : تعبير خواب،رويا،...

همه ما تقریبا یک سوم از زندگی مان را در خواب به سر می بریم. اما این قدر که از واقعیت های بیداری مان آگاهی داریم، از خواب مان کمتر می دانیم. دکتر حسین ابراهیمی مقدم، روان شناس و مدرس دانشگاه، با ظرایف و دقایق این دنیای راز آلود ما را بیشتر آشنا می کند ...آقای دکتر! آیا این درست است که مغز ما در هنگام خواب استراحت می کند؟واقعیت این است که مغز ما در دوره هایی از خواب حتی از زمان بیداری هم فعال تر است! لذا اینکه گفته شود در هنگام خواب مغز استراحت می کند، اصلا باور درستی نیست!در انسان، هنگام تولد، مدت خواب حداکثر میزان خود را دارد و بین 20 تا 22 ساعت در شبانه روز است، سپس به تدریج از میزان آن کاسته می شود و در هنگام بلوغ به کمی بیش از 8 ساعت می رسد. متوسط مقدار خواب در بزرگسالان 5/7 ساعت است. البته اختلافات انفرادی زیادی نیز در نیاز به خواب و مدت آن مشاهده می شود.

مکانیزم عصبی به خواب رفتن چیست؟در هنگام خواب به تدریج از سطح هوشیاری کاسته می شود. سطح هوشیاری با فعالیت نورون های کورتکس مخ مربوط است. فعالیت نورون های کورتکس هم به نوبه خود تحت تاثیر پیام های تحریک کننده و باز دارنده ای قرار دارد که از تشکیلات مشبک به کورتکس می رسد. ضمنا در هنگام خواب سیناپس های بازدارنده ای که به خصوص از تشکیلات مشبک، پل مغز و بصل النخاع سرچشمه می گیرند و انتقال دهنده شیمیایی آنها سرتونین است،به کار می افتند. به همین جهت است که در هنگام خواب به سروتونین مغز افزوده می شود و اگر در مغز جانوران بیدار هم سروتونین تزریق کنیم به خواب می روند.

خواب چه آثاری دارد؟برای جواب به این سوال اجازه بدهید ابتدا مثالی مطرح کنم. فرض بفرمایید که شما پشت فرمان خودروی خود نشسته و استارت می زنید. چه اتفاقی می افتد؟ انرژی از باتری برای روشن شدن ماشین بسیج می شود و خودرو شما روشن می شود. اگر اعمالی از این دست مثل روشن شدن خودرو، استفاده از کولر یا روشن کردن چراغ ها و برف پاک کن را در نظر بگیریم، متوجه می شویم که باید خیلی زود باتری خودرو خالی و شارژ شود ولی واقعیت این است که دینام خودرو وظیفه شارژ دوباره باتری را به عهده دارد و تا وقتی دینام سالم است باتری شما به راحتی خالی می کند و خودروی شما خوب استارت می زند ولی اگر دینام خراب باشد،مشکلات شروع می شود.در بدن ما هم خواب نقش همان دینام را بازی می کند و باعث می شود پرانرژی باشیم. قطعا با کسانی برخورد کرده اید که صبح ها برای انجام امور انرژی لازم را ندارند یا افراد افسرده ای که انگیزه انجام فعالیت را ندارند، معمولا کم انرژی هستند و به طور عمده مشکل خواب دارند یا به عبارتی خوب شارژ نمی شوند.

این شارژی که شما می گویید بدنی است یا روانی؟خب، خواب مراحل متعددی دارد که توضیح آن از حوصله این مقاله خارج است ولی به طور کلی 2 نوع خواب داریم: REM و NonREM. مرحله REM زمانی اتفاق که می افتد که همان طور که فرد خوابیده و چشم ها بسته اند ولی چشم در چشم خانه (حدقه) حرکت می کند، حتی با چشم غیر مسلح هم می توان دید که چشم فردی که خوابیده حرکت می کند. اگر فرد را در این مرحله از خواب بیدار کنیم، به طور عمده گزارش می دهد که داشته خواب می دیده است. این مرحله بیشتر شارژ روانی بدن را در پی دارد. درمرحله دیگر خواب یا NonREM یعنی خوابی که چشم ها حرکتی ندارند، فرد کمتر گزارش خواب دیدن را دارد.این مرحله بیشتر شارژ بدنی را بر عهده دارد.

کدام خواب مهم تر است؟البته هر دو مهم هستند ولی پژوهش هایی که انجام داده ایم نشان داده است که محرومیت از خواب REM تاثیرات و پیامدهای ناگوارتری را در پی داشته است.در آزمایشی روی یک استخر آب جزایر کوچکی درست کردیم که روی هر یک گربه ای می توانست به صورت ایستاده قرار بگیرد ولی جای کافی برای دراز کشیدن نداشت. لازم به یادآوری است که گربه ها می توانند به صورت ایستاده در خواب NonREM باشند ولی به محض رفتن به خواب REM به آب افتاده و بیدار شدند. در چنین گربه های خانگی که از خواب REM محروم شدند به سرعت نشانه های بیماری های روان تنی، لاغری، بی اشتهایی و تحریک پذیری غیرعادی ظاهر شد و این گربه های دست آموز خانگی به گربه های وحشی تبدیل شدند.اگر آزمایش ادامه یابد گربه ها بر اثر لاغری شدید می میرند. در پژوهش دیگری که روی عده ای داوطلب انجام شده با محروم ساختن آنها از خواب REM و مقایسه آنها با افراد دیگری که از خواب NonREM محروم می شدند نشان داد که در افرادی که از خواب REM محروم شده بودند به تدریج نشانه های بیماری های روان تنی همراه با بی اشتهایی، تحریک پذیری غیرعادی و اختلالات دستگاه گردش خون و گوارش و نشانه های اسکیزویید مانند بی توجهی به محیط به وجود آمد، مسلما ادامه آزمایش غیراخلاقی بود!پس همان طور که می بینید حذف یا محرومیت از خواب مخصوصا خواب REM به سرعت اختلالاتی را به وجود می آورد و مقاومت کامل در برابر بی خوابی کامل، حداکثر 6 روز است! بنابراین مقاومت انسان در برابر بی خوابی کمتر از مقاومت در برابر بی غذایی است!

چرا خواب REM این قدر مهم است؟ببینید؛ در خواب REM ما خواب می بینیم و خواب دیدن در روان شناسی از اهمیت زیادی برخوردار است. ما معتقدیم که خواب حل تعارض های دوران گذشته فرد است.لذا فرد در خواب و با خواب دیدن سعی در تنظیم و تعدیل مسایل فکری، روحی، تعارضات و مشکلات خود دارد. به همین خاطر است که تعبیر خواب در روان شناسی از اهمیت خاصی برخوردار است. البته تعبیر خواب روان شناسی با تعبیر خواب یک معبر خواب گذاری، فرق دارد چرا که بعد از خواب گذاری قصد پیش گویی آینده فرد را از روی خواب او دارد ولی یک روان شناس از روی تعبیر خواب به ریشه های برخی ناکامی ها و تعارض های زندگی گذشته فرد پی می برد و به عبارتی شخصیت فرد را مورد بررسی قرار می دهد.

بین خواب دیدن زن و مرد هم تفاوتی وجود دارد؟بله؛ به عنوان مثال، فرض بفرمایید که بین خواب زن ها و مردها تفاوت هایی وجود دارد؛ مثلا خانم ها بیشتر خواب های سریالی می بینند! حتی در یک شب چند قسمت خواب و یا در چند شب پشت سر هم دنباله خواب های قبلی خود را بیشتر می بینند و البته از این بابت خوشبخت ترند چرا که مردها معمولا خواب های یک قسمتی می بینند و متاسفانه در این خواب های کوتاه عمدتا به ناکامی هم می رسند و حتی در خواب هم به خواسته خود دست نمی یابند!

آیا می توان ادعا کرد که از روی خواب می توانیم به شخصیت افراد پی ببریم؟البته جواب صریح به این سوال کمی سخت است ولی می توان گفت که از روی خواب می توان به مشکلات و دغدغه هایی که فرد با آنها درگیر بوده است پی برد. بالطبع مشکلات فرد، نوع زندگی، سبک شناختی و شیوه کنار آمدن با مسایل را مشخص می کند. مثلا فرض بفرمایید عده ای از برخی خواب های تکراری گله دارند. احتمالا این افراد تعارض حل نشده ای دارند که به کرات در خواب خود را نشان می دهدیا افراد افسرده بیشتر خواب مرده، قبرستان، تاریکی و... می بینند. برعکس افراد شنگول خواب هایی با زمینه های جنسی یا شهوانی بیشتر می بینند. اگر فردی خواب بسیار در هم بر هم و به هم ریخته ای ببیند نشان دهنده فکر بسیار به هم ریخته و نامنظم اوست. معمولا وسواسی ها خواب را با جزییات ریز می بینند و با همان جزییات هم تعریف می کنند. پس می بینند که تا حدی می توان به دنیای درونی فرد پی ببرد.

پس تعبیر خواب روان شناسی نباید کار سختی باشد؟دقیقا بر عکس؛ بسیار سخت است، چرا که کار به همین جا ختم نمی شود! مثلا از طرفی برخی خواب ها معنای سمبولیک یا نمادین دارند. به عبارتی دیدن یک چیز خاص در خواب می تواند معنای چیز دیگری را بدهد. مثلا دیدن برگ درخت یا کاغذ می تواند نشانه ای از زنانگی تلقی شود.برخی خواب ها را هم خیلی ارزشمند تلقی نمی کنیم. مثلا فرض کنید خواب هایی که با شرایط لحظه ای و گذرای فرد در ارتباط است؛ مثلا من مراجعی داشتم که تعریف می کرد که خواب می دیده در سرمای قطب اسیر است و وقتی با لرز و سرما از خواب می پرد متوجه می شود که در سرمای زمستان پنجره اتاق بازمانده و سرمای سختی وارد اتاق شده است. مسلما این خواب ها خیلی ارزش تفسیری ندارند.

چرا در زمان های معینی بیداریم و در زمان های دیگر، خواب؟مدلی تحت عنوان مدل پردازش متضاد خواب و بیداری این پدیده را توضیح می دهد. مطابق این مدل دو فرآیند متضاد در مغز بر تمایل آن برای به خواب رفتن یا بیدار ماندن زمان می رانند.این دو فرآیند عبارت اند از سایق اعتدالی خواب (حالت هایی که در جاندار وجود دارد و جاندار را به طرف آن سوق می دهد مانند سایق تشنگی) و فرآیند بیدار باش ساعت مدار.

سایق (سوق دهنده) اعتدالی خواب فرآیندی شناختی است که می کوشد مقدار خواب لازم برای داشتن سطح پایداری از بیدار باش در طول روز را تامین کند. این سایق در تمام طول شب فعال است ولی در طول روز هم عمل می کند. در سراسر روز نیاز به خوابیدن دم به دم شکل می گیرد. اگر شب قبل خیلی کم خوابیده باشیم، در طول روز تمایل قابل توجهی برای به خواب رفتن خواهیم داشت. فرآیند بیدار باش ساعت مدار فرآیندی در مغز است که باعث می شود هر روز در زمان معینی از خواب بیدار شویم. این فرآیند تحت کنترل ساعت زیستی است و چرخه های شبانه روزی 24 ساعته را در کنترل دارد. از تعامل این دو فرآیند متضاد چرخه روزانه خواب و بیداری ما به وجود می آید. خواب یا بیدار بودن ما در هر لحظه به قدرت این دو فرآیند نسبت به هم بستگی دارد. در طول روز فرآیند بیدار باش ساعت مدار معمولا بر سایق خواب غلبه دارد ولی از سرشب به بعد با بیشتر شدن قدرت عزم خوابیدن، گوش به زنگی و بیدار باش ما رو به کاهش می گذارد. در اواخر شب ساعت زیستی ما را به خواب دعوت می کند.

آیا می توانیم محتوای رویاهای خودمان را کنترل کنیم؟روان شناسان نشان داده اند که امکان کنترل محتوای رویا تا حدودی وجود دارد. به این صورت که محیط آنها را عوض می کردند یا به افراد، پیش از خواب القاهایی می کردند و بعد محتوای رویاهایی را که در پی آن به وجود می آمد، تحلیل می کردند. در یک مطالعه، پژوهشگران تاثیر زدن عینکی با شیشه های قرمز به مدت چند ساعت پیش از خواب را آزمایش کردند. گرچه پژوهشگران هیچ گونه القای واقعی صورت نداده بودند و شرکت کنندگان نیز هدف آزمایش را نمی دانستند، گزارش بسیاری از شرکت کنندگان حاکی از آن بود که محتوای دیداری رویای شان ته رنگ قرمزی داشت. آزمایش هم در مورد تاثیر تلقین آشکار پیش از رویا انجام شد: از شرکت کنندگان خواستند تا سعی کنند در مورد آن ویژگی شخصیتی که دوست دارند از آن آنها باشد، رویایی ببینند. بیشتر آنها لااقل یک رویا دیده بودند که می شد صفت محبوب شان را در آن تشخیص داد. با وجود این یافته ها در بیشتر مطالعات شواهد چندانی دال بر اینکه محتوای رویا را بتوان واقعا کنترل کرد، به چشم نمی خورد.

چهارشنبه 15 دی 1389  1:15 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات پزشکی

 
10 توصيه خوب براي حافظه‌هاي بد
 
تقويت حافظه 2 قاعده اصلي دارد؛ گوناگوني و كنجكاوي. وقتي انجام دادن بعضي از كارها براي شما عادي مي‌شود، يعني آنقدر آنها را انجام مي‌دهيد كه آنها جزو طبيعت شما مي‌شوند، بايد آنها را عوض كنيد...

باتری حافظه ات را پُر کن

به عنوان نمونه، اگر آنقدر جدول حل کرده اید که حتی توی خواب هم می توانید این کار را انجام دهید، موقع آن است که خود را به چالشی جدید بکشانید تا بتوانید توانایی مغزتان را به بهترین نحو پرورش دهید. کنجکاوی در محیط اطراف و جهان اطرافتان، اینکه آنچه در اطرافتان می گذرد، چگونه اتفاق می افتد و چگونه شما می توانید آن را بفهمید باعث می شود مغزتان با سرعت بالاتر و موثرتری فعالیت کند. به کار بستن مواردی که در این مطلب آمده است، به شما کمک می کند به خواسته ای که درباره پرورش هوش و حافظه تان دارید، برسید.

1 بازی کنید

برنامه های پرورش ذهن و بازی ها راه های خارق العاده ای هستند برای اینکه مغزتان را به چالش بکشید. سودوکو، جدول و بازی های الکتریکی. همه آنها می توانند سرعت فعالیت مغز و حافظه تان را افزایش دهند. این بازی ها بر منطق دایره لغات و ریاضی و... تکیه دارند. آنها جنبه تفریحی هم دارند و شما می توانید روزانه اندکی از وقت خود را صرف آنها کنید و از آنها سود ببرید. البته روزانه فقط 15 دقیقه از وقتتان را به بازی اختصاص دهید نه بیشتر.

2 مدیتیشن یادتان نرود

مدیتیشن روزانه احتمالا بهترین کاری است که شما می توانید برای سلامت جسم و مغز و روانتان انجام دهید. مدیتیشن نه تنها باعث آرامش شما می شود بلکه باعث پرورش مغز هم خواهد شد. شما با به وجود آوردن حالت متفاوت روانی، مغزتان را به صورتی جدید و جذاب به کار می گیرید و این باعث بالا بردن فعالیت مغزی تان می شود.

3 مغزتان را تغذیه کنید

مغزتان به چربی های مفید و سالم احتیاج دارد پس روی روغن ماهی سالمون، آجیل ها مانند گردو، روغن تخم کتان و روغن زیتون تمرکز و چربی های اشباع شده را از رژیم غذایی تان حذف کنید.

4 داستان های خوبتان را بازگو کنید

خاطره ها و اتفاق هایی که برایتان افتاده اند را تفسیر کرده و آنها را بازگو کنید و لحظه هایتان را با دیگران سهیم شوید. تمرین کنید که داستان های جدید و قدیمی تان را به طوری دلچسب، تاثیرگذار و مفرح تعریف کنید.

5 تلویزیون را خاموش کنید

افراد بالغ روزانه بیش از 4 ساعت را به تماشای تلویزیون اختصاص می دهند. تلویزیون می تواند جانشین روابط شود و روی سبک زندگی تاثیر بگذارد. تلویزیون را خاموش کنید و وقتتان را صرف تمرین های ورزشی برای بدن و مغزتان کنید و به ابعاد دیگر زندگی تان بپردازید.

6 مغز سالم در بدن سالم است

تمرین های ورزشی، تمرین های فوق العاده ای برای مغز نیز هستند. وقتی بدنتان را حرکت می دهید مغزتان باید یاد بگیرد که چگونه ماهیچه ها را هماهنگ کند، فاصله ها را تخمین بزند و تعادل را برقرار کند. تمرین های متفاوت و گوناگون انجام دهید تا مغزتان را به چالش بکشید. 

7 چیزهای متفاوت بخوانید

کتاب ها، قابل حمل و پر از شخصیت های جالب و اطلاعات و واقعیت های جذاب و نامتناهی هستند. در زمینه های متفاوت و گسترده مطالعه کنید.

اگر عادت دارید کتاب های تاریخی بخوانید، سعی کنید رمان های معاصر، کتاب های نویسنده های خارجی و کلاسیک را بخوانید. با این کار مغزتان را به کار می گیرید تا تصورات جدید و متفاوتی داشته باشد. همچنین با آشنایی با فرهنگ ها و مردمان جدید می توانید داستان های جالبی برای تعریف کردن داشته باشید.

8 مهارت جدیدی یاد بگیرید

یادگیری مهارت های جدید باعث می شود ناحیه های مختلفی از مغزتان به کار بیفتد. حافظه تان به کار می افتد شما حرکت های جدید یاد می گیرید و می توانید بین چیزهای مختلف رابطه برقرار کنید.

خواندن آثار ادبی، درست کردن غذا و ساختن هواپیما با خلال دندان همه این کارها مغز شما را به چالش می کشد و چیزی جدید برای فکر کردن به شما می دهد.

9 تغییرات به وجود آورید

همه ما برنامه های روتین و کارهای روزمره مان را دوست داریم. ما عادات و دل مشغولی هایی داریم که می توانیم ساعت ها آنها را انجام دهیم ولی هرچه که انجام آن برای ما عادت شده است کمتر مغزمان را به فعالیت وامی دارد. برای اینکه واقعا مغزتان را جوان و پویا نگه دارید، آن را به چالش بکشید.

راهی را که هر روز به سوپرمارکت می روید عوض کنید. برای باز کردن در اتاقتان از دست دیگرتان استفاده کنید. دسرتان را قبل از غذا بخورید. همه اینها مغزتان را مجبور می کند تا بیدار شود و توجهی دوباره به مسایل داشته باشد.

10 مغزتان را پرورش دهید

برنامه ها و کتاب ها و وب سایت ها و در کل تحقیقات زیادی برای پرورش مغز وجود دارند که همه آنها بر 3 پایه اصلی: به یادآوری، تجسم کردن و تحلیل کردن بنا شده اند. هر روز مغزتان را روی این 3 اصل به کار گیرید تا در هر زمینه ای و هرچه بیشتر آماده شود.

چهارشنبه 15 دی 1389  1:16 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات پزشکی

 
5 قاعده براي بهترخوابيدن
 
آيا اغلب بيدار هستيد، به سختي به خواب مي‌رويد و خوابتان مختل شده است؟آيا اغلب بيدار هستيد، به سختي به خواب مي‌رويد و خوابتان مختل شده است؟

1.به خوابتان احترام بگذارید:

آیا شب ها به سختی خوابتان می برد؟ شاید فقط به این دلیل که علاقه مند هستید فیلم را تا آخرش ببینید، کتابی را که می خوانید تمام کنید و یا چون با دوستانتان هستید، از وقت خوابتان می گذرد.

سیکل و یا زمان خواب رفتن حدود یک ساعت و نیم برنامه ریزی شده است؛ چنانچه از این «قطار» جا بمانید، باید منتظر قطار بعدی بمانید.بنابراین احتمال می رود بدون آنکه بتوانید سوار واگن شوید، داخل تخت تان از این پهلو به آن پهلو شوید! همچنین، اگر دیر می خوابید، فایده ای ندارد که سر شب به رختخواب بروید، چون خوابتان نمی برد! زمانی که چشم هایتان بسوزد، خمیازه بکشید و کمی احساس لرزش کنید. وقت آن رسیده که به رختخواب بروید! سعی کنید تا جایی که امکان دارد هر روز تقریبا در یک ساعت معین به رختخواب رفته و صبح ها در ساعت معینی از خواب بیدار شوید. چنانچه به ساعت خوابیدن توجهی نکنید(روزهای تعطیل ساعت 4 صبح به رختخواب بروید و 2 بعدازظهر از خواب بیدار شوید) خوابیدن بیش از پیش برایتان مشکل تر خواهد بود.

2.درجه حرارت مناسب را پیدا کنید:

آیا شب ها برای آرامش داشتن و برای آنکه خودتان را برای خواب آماده کنید ، دوش آب گرم می گیرید؟ اشتباه می کنید! برعکس، بدن انسان زمانی که برای خواب برنامه ریزی می کند، درجه حرارت داخلی اش کاهش می یابد؛بنابراین لازم است در این راستا پیش روید و برای تسکین یافتن، یک دوش آب ولرم (حداکثر تا 37 درجه سانتی گراد) بگیرید. همچنین درجه حرارت اتاقتان را تا 20 درجه سانتی گراد برسانید و هنگام خواب پاهایتان را گرم نگه دارید! دانشمندان اثبات کرده اند که گرم نگه داشتن پاها به اتساع مویرگ ها کمک کرده و این عمل به خواب رفتن کمک می کند. جوراب هایتان را در رختخواب بپوشید!

3.شام سبک بخورید:

غذای سنگین و هضم مشکل، خواب را بر هم می زند، بنابراین قبل از رفتن به رختخواب از خوردن شام سنگین خودداری کنید. خوردن گوشت قرمز، غذاهای ادویه دار، قهوه و چای را قدغن کنید. میوه و سبزیجات خام، نان سفید، ماکارونی، ماهی و سبزیجات و تمام مواد لبنی که حاوی تریپتوفان- ماده ای که در ساخت و ساز سروتونین نقش دارد- هستند را ارجحیت دهید (سروتونین، هورمونی است که موجب آرامش و خواب رفتن می شود). هرچه زودتر شامتان را میل کنید؛ ترجیحا 2ساعت قبل از خواب. جوشانده گیاهانی مثل سنبل طیب، بابونه و...که ضد عصبانیت هستند و یا یک لیوان شیر ولرم که اثری آرامبخش دارند بنوشید.

4.اتاق خوابتان را مرتب کنید:

بد می خوابید؟ چنانچه تلویزیون پایین تخت تان قرار دارد فورا آن را سر جایش بگذارید؛ این عمل یکی از مهم ترین اقداماتی است که توسط متخصصان خواب به آن توصیه شده است. همچنین اتاق کارتان نباید اتاق خوابتان باشد و بدتر آنکه در بستر مشغول به کار باشید! اتاق خواب مکانی است برای خوابیدن نه سالنی برای فعالیت های مختلف! خود بستر هم بخش مهمی است. به سختی می توان شبی خوش را روی تختی گذراند که تشکش نافرم باشد یا با کوچک ترین حرکت هم بسترتان ناگهان از خواب بپرید. تشک هر 10 سال عوض می شود؛ تشک شما چطور، چند سال از عمرش می گذرد؟ درصورتی که همسرتان خروپف می کند، به وسایلتان یک گوشی اضافه کنید.

5.ذهنتان را مشغول نکنید:

چنانچه خوابتان سبک باشد، برخی از فعالیت های ذهنی به شدت خوابتان را مختل می کند. از این رو، تلویزیون، بازی های ویدئویی و تمام نگرانی هایی مثل مالیات، حسابرسی، ورق هایی که باید تصحیح شوند و... را کنار بگذارید. همچنین بحث و مشاجره های زن و شوهری را نیز قدغن کنید! این عمل موجب عصبانیت تان شده سپس زمانی که سرتان را روی بالش می گذارید مدام آن را تکرار کرده و خوب نمی خوابید!

چهارشنبه 15 دی 1389  1:17 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات پزشکی

 روشهای موثر برای رسیدن به خودباوری
 
باور کردن خود یکی از اولین قدم ها به سمت موفقیت است. اگر به خودتان اعتماد نداشته باشید، موفق شدن در کارها خیلی سخت می شود.

 

 

 

مراحل

1. یک شعار برای خود انتخاب کنید و هر روز آنرا برای خودتان تکرار کنید.

2. یاد بگیرید که نظر شما تنها نظری است که اهمیت دارد. افکار و نظرات بی اهمیت دیگران را کنار بگذارید. فقط خودتان هستید که باید واقعیت زندگی را برای خود آشکار کنید.

3. در محل کار، مدرسه یا خانه نظرات خود را بیان کنید. وقتی در ارتباطات خود با دیگران مطیع و سلطه پذیر نباشید آنوقت به خود و نظراتتان اعتماد و اطمینان پیدا می کنید.

4. همه چیز را امتحان کنید حتی اگر ندایی در ذهنتان بگوید که ممکن نیست. حتی کوچکترین پیروزی ها می تواند به شما اعتبار ببخشد و باعث شود دفعه بعدی که با یک مشکل یا هدف روبه رو شدید بیشتر به خودتان اعتماد کنید.

5. رفتارهای دفاعی را کنار بگذارید. وقتی به خودتان می گویید که نمی توانید به یک هدف خاص در زندگیتان برسید، قبل ازاینکه حتی تلاشی کرده باشید اجازه می دهید که شکست بخورید. پس این رفتارها را کنار بگذارید و همیشه متضاد این را به خودتان دیکته کنید.

6. دور و برتان را با افرادی پر کنید که تحسینشان می کنید. وقتی با کسانی هستید که افراد موفقی هستند بیشتر می توانید خودتان را باور کنید. از این افراد کمک بخواهید تا به شما نشان دهند که چطور برای رسیدن به اهدافشان تلاش کرده اند.

7. برای خودتان هدف تعیین کنید. وقتی هدف داشته باشید کنترل در دستان شماست.

8. باید تشخیص دهید که چه موقع به هدفتان می رسید تا به بالا بردن اعتماد به نفستان کمک کند.

9. دلیل شکستتان را پیدا کنید. برای هر کسی پیش می آید که نتواند به هدفی دست پیدا کند اما اگر از شکست هایتان درس بگیرید احتمال موفقیتتان بیشتر می شود.

10. برای قضاوت درمورد موفقیتتان انتظارات واقع بینانه داشته باشید. قبل از اینکه برای دویدن آمادگی جسمانی لازم را پیدا نکرده باشید نباید از خودتان توقع داشته باشید که بتوانید 4 کیلومتر را بدوید.

11. به انتقادات گوش دهید اما اجازه ندهید متقاعدتان کند که کمتر از آن چیزی هستید که واقعا هستید. بعضی منتقدان برای بزرگ تر جلوه دادن خودشان دوست دارند شما را خرد کنند اما خیلی های دیگر هم هستند که توصیه های انتقادی بسیار خوب در اختیارتان می گذارند که به کمک آن می تواند خودتان را ارتقاء دهید.

12. وقت و انرژیتان را به دیگران اختصاص دهید. وقتی اینکار را می کنید، فیدبک مثبت از طرف مقابل دریافت می کنید و احترام آنها را به دست می آورید. با این روش خودتان هم کم کم احترام بیشتری برای خودتان قائل خواهید شد.

13. خودتان را باور کنید تا بهترین باشید.

نکات

·      اجازه ندهید دیگران اعتماد به نفستان را پایین بیاورند.

·       اگر کسی به شما گفت که فلان کار را نمی توانید بکنید، حرفش را باور نکنید.

·      نقاط منفیتان را مثل هدف تیراندازی بدانید و تا می توانید به سمت آنها تیر شلیک کنید. این باعث می شود اعتماد به نفستان بالا رود.

هشدارها

·         قبل از اینکه خودتان را باور کنید باید خودتان را بشناسید. باید بدانید که چه چیز برای شما بهتر عمل میکند.

·         اگر می خواهید به خودتان ایمان پیدا کنید باید خوب با زیر و بم شخصیتتان آشنا شوید.

چهارشنبه 15 دی 1389  1:18 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات پزشکی

 
توصيه هايي جهت تقويت نيمكره هاي مغز
 
خوب نقاشي مي‌كنيد؟ اهل فلسفه هستيد؟ شعر مي‌گوييد؟ عاشق رياضي هستيد؟ نمي‌توانيد زود قانع شويد؟ خلاق هستيد؟ زيادي منظم هستيد؟ يا...؟

بسیاری از خصوصیت های فردی ما به نیمكره های راست و چپ مغزمان بستگی دارند و بسته به این كه كدام یك از این دو توانمندتر باشند یا شما برای توانمندتر كردن كدام یك از آنها بیشتر تلاش كنید، نوع موفقیت های شما در زندگی رقم می خورد.

از همه مهم تر این است كه بدانید اگر برای افزایش توانمندی های این دو نیمكره تلاش نكنید، ممكن است با گذشت زمان دچار افت كاركرد شوید.

پیش از آن كه درباره عملكرد نیمكره های راست و چپ و شیوه های تقویت آنها گفتگو كنیم باید بخشی از اطلاعات را درباره مغز با هم مرور كنیم. بزرگ ترین بخش مغز مخ است كه از دو نیمكره ظاهرا شبیه به هم تشكیل شده است.

دانشمندان در گذشته معتقد بودند عملكرد این دو نیمكره نیز مثل ظاهرشان به هم شبیه است اما بعدها به این نتیجه رسیدند كه وظیفه هر نیمكره با نیمكره دیگر متفاوت است. هر انسانی توانمندی هایی دارد كه با پرورش دادن و شكوفا كردن شان می تواند در زمینه های مختلف زندگی موفق شود، این كه شما چه نوع توانمندی هایی داشته باشید بسته به میزان فعال بودن نیمكره های مغزی شماست، یعنی بسته به این كه نیمكره راست مغز شما فعال تر باشد یا چپ تان، نوع توانمندی ها، علایق و رفتارهای تان متفاوت است.چه خبر از نیمكره چپنیمكره چپ مغز ، سمت راست بدن را كنترل می كند. آدم هایی كه نیمكره چپ قوی تری دارند معمولا عاشق ریاضیات و فلسفه می شوند. آنها استادان تجزیه و تحلیل هستند و به راحتی می توانند اعداد و ارقام را به خاطر بسپرند. آنها منطقی، منظم و سخنور هستند اما اگر از آنها بخواهید مقوله ای را با مثال و شكل برایتان تعریف كنند گیج و ناتوان می شوند، چون كلمات را بهترین روش انتقال مفهوم می دانند، اما با این همه ویژگی های خوب ممكن است در موسیقی و نقاشی و راه های خلاقانه چندان با استعداد نباشند.

چپ تان را دیوانه نكنید!اگر نیمكره چپ قدرتمندی داشته باشید و بخواهید از ریاضی، فلسفه و مهم تر از همه نظم و ترتیب در زندگی غافل شود و اگر به جای جزئی نگری كل نگر شوید، نیمكره چپ خود را سركوب كرده است.برای آن كه نیمكره چپ تان را قوی كنید باید به ریاضی و فلسفه برگردید. در طبیعت گردش كنید و از حس شنوایی تان برای بیشتر و بهتر لذت بردن كمك بگیرید. هر كار و هر مساله ای را به بخش های كوچك تر برای حل تقسیم كنید چون توانایی شما در جزئی نگری بیشتر از كلی نگری است.جدول و پازل حل كنید و برای هر روزتان برنامه ای مدون بنویسید. برای حفظ كردن از فیش برداری استفاده كنید. فن بیان و سخنرانی را تمرین كنید.

و اما راستی هانیمكره راست مغز مسوولیت هدایت سمت چپ بدن را برعهده دارد. این نیمكره مركز حس لامسه، درك سه بعدی اشیا، تصاویر، مقررات، رنگ، لحن و صداست و با توجه به توانمندی اش در درك تصاویر و به خاطر سپردن آنها قدرت تشخیص چهره ها را نیز دارد.

ما معما ها را با نیمكره راست مغز حل می كنیم و این نشان می دهد توانایی خلاقیت و كشف كردن هم به همین بخش مربوط است. این نیمكره مسوولیت رویاسازی را بر عهده دارد و توانایی ورزش و انجام حركات موزون را به ما می دهد.

میانه این نیمكره با هنر بسیار عالی است. آنها كه نیمكره راست قوی تری دارند معمولا هنرمندانی ذاتی هستند. استعداد موسیقی و هنرهایی مثل نقاشی و به طور كلی ذوق هنری به این بخش مربوط می شود. از همه مهم تر این است كه این نیمكره مركز احساسات و دوست داشتن در آدم ها نیز هست.

راه های تقویت نیمكره راستبرای پرورش نیمكره راست مغز باید به یاد داشته باشید كه اگر همیشه بخواهید جدی و عاقلانه رفتار كنید، اگر بخواهید حق اشتباه كردن را از خود بگیرید، اگر بخواهید همه كارهای تان مورد پسند دیگران باشد و اگر بخواهید هر كاری را از روش معمولش انجام دهید دست این نیمكره را برای ترقی می بندید.

براساس پژوهشی كه پیش تر به آن اشاره كردیم، برای تقویت نیمكره راست لازم است نگاهی كلی گرایانه را جایگزین نگاه جزئی گرایانه كنید. چه اشكالی دارد به خودتان اجازه دهید گاهی كودك شوید و دنیا را كودكانه ببینید. از اشتباه كردن نترسید. به نمایشگاه های نقاشی و كنسرت های موسیقی سر بزنید. در انجام هر كار و حل هر پرسشی به چندین راه و چندین پاسخ متفاوت بیندیشید. به رویاهای تان احترام بگذارید و فرصتی را به آنها اختصاص دهید و حتی اهداف تان را در رویاهای تان متصور شوید. داستان بخوانید و بعد سعی كنید آن را مثل فیلم با تصویر در دنیای رویاتان ببینید. در طبیعت بگردید و از آن لذت ببرید و هنرهایی مانند نقاشی و طراحی یا موسیقی را بیاموزید.بهانه نگیرید! شما می توانیدهمه آنچه گفتیم دلیل نمی شود شما روی یكی از نیمكره های مغزتان به دلیل توانمندی بیشترش تمركز كنید و آن دیگری را از یاد ببرید یا از زیر بار خیلی از كار ها به بهانه این كه فلان كار به نیمكره ضعیف تر مغزم ربط دارد، در بروید چون همه آدم ها معمولا توانایی انجام فعالیت های عادی زندگی را دارند و قوی تر بودن یكی از نیمكره ها به معنای ناتوان بودن نیمكره دیگر نیست و مسلما آن نیمكره هم از عهده مسوولیت های عادی اش برمی آید.

چهارشنبه 15 دی 1389  1:18 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات پزشکی

 
توصيه هاي متخصصان براي تقويت حافظه
 
گروهي از متخصصان حافظه و نويسندگان كتابهاي مرتبط با اختلالات حافظه براي تقويت قدرت ذهن افرادي كه به شدت درگير روزمرگي شده اند پيشنهادات جالب توجه و گاه عجيبي دارند.

شیوه های زیادی برای به یاد سپردن موارد عادی روزمره وجود دارد، می توان آنها را یادداشت کرد، یا به لیستهای برنامه ریزی ابزارهای الکترونیکی مانند بلک بری یا آی-پد سپرد، اما در صورتی که دسترسی به این تجهیزات الکترونیکی و غیر الکترونیکی وجود نداشته یا در صورتی که فردی بخواهد بدون وابستگی به این تجهیزات، ذهن خود را قوی کند میتواند از راه حلهایی که توسط متخصصان حافظه پیشنهاد شده اند استفاده کند:

به یاد سپردن نامها توجه کنید:زمانی که به فردی معرفی می شوید کاملا به نامش توجه کنید. سپس برای بهتر به یاد سپردن آن حروف نام را در ذهنتان تصور کرده و سعی کنید نشانه ای شخصی برای نام بیابید تا اسم در ذهنتان قفل شود. چندین بار استفاده از نام طی گفتگو با فرد می تواند در حفظ آن در خاطر شما بسیار موثر باشد.

اسم را مصور کنید:برای به خاطر سپردن نامهای فامیلی پیچیده و دشوار باید برای آنها مفهومی درست کرده و آن را در ذهنتان به تصویر بکشید. سپس یک ویژگی در صورت فرد انتخاب کرده و آن را به تصویر ذهنی وصل کنید. هرچه ترکیب به دست آمده عجیب تر باشد، بیشتر به یاد شما خواهد ماند.

میان نامها و مفاهیم ارتباط به یاد ماندنی خلق کنید:برخی نامها یادآور اسامی خاصی مانند نام کوه ها و یا مرتبط با مشاغلی خاص مانند ساختمان سازی هستند. برای مثال اگر بخواهید نام فردی که رئیس یک شرکت معماری است را به یاد بسپارید، تصویر وی را در برابر ساختمانی بزرگ تصور کرده و به یاد بسپارید.

کمی تقلب کنید:می توانید پیشنهاداتی مانند آنچه خواندید را با کمی تقلب تکمیل کنید. برای مثال اگر در جلسه ای کارت ویزیت فردی را دریافت کردید، یادداشت کوچکی از ویژگی های وی بر پشت کارت بنویسید، مثلا عینک قرمز به چشم داشت و در خیابان X زندگی می کرد تا در صورت نیاز بتوانید وی را به راحتی به یاد آورید.

به یاد سپردن موقعیت وسایلکارهای خود را به خود اعلام کنید: به آنچه انجام می دهید توجه کنید، به خود یادآوری کنید "من کلیدها را در جیب کت گذاشتم" تا به این شکل حافظه ای شفاف از عملکرد خود داشته باشید.

خود را عادت دهید:خود را به قرار دادن وسایلی که در طول روز به آنها نیاز دارید در جاهایی خاص و تعیین شده عادت دهید.

به یاد سپردن کارهابرای به خاطر سپردن غیر عادی باشید:برای به خاطر سپردن کاری یک یادآور فیزیکی غیر عادی خلق کنید. مثلا برای به خاطر آوردن اینکه باید قبضهایی که روی میز گذاشته اید را پرداخت کنید، جسم نامربوطی مانند یک میوه را بر روی آنها قرار دهید تا با دیدن غیر منتظره یک میوه توجهتان به قبضها جلب شود.

لیست خرید خود را تبدیل به آواز کنید: برای به یاد سپردن مواردی مانند لیست خرید، شماره تلفن و یا لیست کارهای روزانه آنها را با یکی از آهنگهای مورد علاقه خود انطباق دهید و آن را بخوانید.

از میانبرهای حفظ کردنی استفاده کنید: برای به خاطر سپردن نامها، کارها یا لیستها می توانید حروف اول هر کلمه از آنها را سر هم کرده و یک کلمه خلق کنید و آن را به خاطر بسپارید.

از بدن خود استفاده کنید: اگر کاغذ یا قلم برای یادداشت کردن ندارید، از اعضای بدن خود برای به خاطر سپردن چیزی مثلا لیستی از اقلام استفاده کنید. برای مثال اگر باید چسب، کلم بروکلی، مرغ، انگور و خمیردندان بخرید تصور کنید که پاهایتان در چسب گیرکرده، برگهای بروکلی از جیب شلوارتان بیرون زده، مرغی در حال نوک زدن به شکم شماست، خوشه ای انگور از گردنتان آویزان شده و دهانتان پر از خمیر دندان است.

از اتاقهای خانه هم استفاده کنید:در شیوه بالا می توانید ساختمان محل کار یا منزل خود را جایگزین بدن خود کرده و هر یک از اقلام خرید را به یکی از وسایل درون اتاقها یا خود اتاقها ربط دهید.

به یاد سپردن ارقامهر عدد را به یک شکل ربط دهید: برای هر عدد در ذهن خود شکلی تصور کنید. دایره برای 0، خودکار برای 1، قو برای 2، دستبند برای 3، قایق بادبانی برای 4، قطعه ای پازل برای 5، پیپ برای 6، بومرنگ برای 7، آدم برفی برای 8 و راکت تنیس برای 9. به این شکل برای به خاطر سپردن کد رمز کارت بانکی خود تصور کنید که سوار بر قایق بادبانی (4) هستید که یک قو (2) به شما حمله می کند و شما با یک راکت تنیس (9) به آن ضربه می زنید!

برای اعداد هم قافیه بیابید:سعی کنید واژه هایی بیابید که با اعداد هم قافیه باشند و سپس با استفاده از این واژه ها داستانی بسازید.

از حروف الفبا استفاده کنید: زمانی که نام فیلم یا کتابی را فراموش کرده اید، حروف الفبا را به ترتیب بگویید. زمانی که به حرف مشابه آغاز کننده نام فیلم برسید، نام به یادتان خواهد آمد.

بخوانید، بنویسید، بگویید، بشنوید:برای به خاطر سپردن مطلبی به ویژه مباحث درسی یادداشتهای خود را بخوانید، سپس آنها را تایپ کنید، بعد آنها را بلند خوانده و صدای خود را ضبط کنید و چندین بار صدای ضبط شده خود را گوش دهید.

از رنگها استفاده کنید: از رنگها در بخشهای مختلف یادداشتهای خود استفاده کنید تا آنها را به همراه نام رنگها به یاد آورید.

چهارشنبه 15 دی 1389  1:19 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات پزشکی

 
دانستني هايي درباره هپاتيت
 
هپاتيت‌هاي ويروسي سير حادي دارند به اين معني كه بيمار بسرعت دچار التهاب كبد مي‌شود و با علائمي همچون تهوع، استفراغ و درد شكم(در قسمت كبد، بالا و سمت راست شكم) و زردي درگير خواهد بود و ...

هپاتیت كلمه ای است با ریشه لاتین، به معنای التهاب كبد. این بیماری انواع مختلفی داشته كه شیوه سرایت و انتقال آنها هم متفاوت است. اهمیت این بیماری از آن روست كه به دلیل بی توجهی، افراد زیادی به این بیماری دچار شده و ممكن است با عوارض جبران ناپذیری روبه رو شوند.

دكتر رضا كریمی، متخصص بیماری های داخلی با توضیح علل و انواع هپاتیت می گوید: «هپاتیت علل مختلفی دارد. یكی از انواع آن هپاتیت بر اثر زیاده روی در مصرف الكل پدید می آید و به همین دلیل در غرب یكی از شایع ترین انواع هپاتیت باشد.

نوع دیگری از هپاتیت كه بتازگی شایع شده و در گذشته شناخته شده نبود، هپاتیت ناشی از چربی است. به این معنی كه با تجمع و رسوب چربی در كبد، فرد، ابتدا دچار كبد چرب می شود.

البته گفتنی است بیشتر افراد چاق و دارای اضافه وزن یا افراد دیابتی با این مشكل روبه رو هستند، اما زمانی كه این مساله پیشرفت كند، باعث التهاب كبد شده كه به آن هپاتیت چربی می گویند.

هپاتیت های ویروسی

آنچه در جامعه به عنوان هپاتیت شناخته می شود، همین هپاتیت های ویروسی هستند. دكتر كریمی با اشاره به هپاتیت های ویروسی و انواع آن توضیح می دهد: «در این موارد، برخی ویروس ها سبب ایجاد التهاب در كبد می شوند.»

وی یادآور می شود: «هپاتیت های ویروسی سیر حادی دارند به این معنی كه بیمار بسرعت دچار التهاب كبد می شود و با علائمی همچون تهوع، استفراغ و درد شكم(در قسمت كبد، بالا و سمت راست شكم) و زردی درگیر خواهد بود.»

هپاتیت A

این پزشك متخصص در مورد هپاتیت A می گوید: «ویروس این نوع هپاتیت از راه دهان وارد بدن شده و از طریق مدفوع دفع می شود. بنابراین عدم رعایت بهداشت یا استفاده از آب و ظروف آلوده، از راه های انتقال این بیماری هستند. البته سیر هپاتیت A از دیگر انواع هپاتیت های ویروسی سریع تر است. در این نوع هپاتیت تب نیز اندكی شدیدتر خواهد بود.»

دكتر كریمی باز هم تاكید می كند تنها با این علائم نمی توان هپاتیت را تشخیص داد، بلكه باید آزمایش های لازم صورت گیرد تا به طور قطع بیماری تایید شود. باید توجه داشت این نوع بیماری هیچ گاه مزمن نشده و آینده بیمار را تحت تاثیر قرار نمی دهد.

هپاتیت B

دكتر كریمی با اشاره به اهمیت این نوع هپاتیت در كشور می افزاید: «این نوع هپاتیت تا همین اواخر مهم ترین دلیل سیروز(نارسایی كبد) بوده است. همچنین این حالت می تواند دلیلی برای سرطان كبد نیز باشد و در نهایت شیوع زیاد آن در كشور باعث می شود اهمیت ویژه ای به هپاتیت B داده شود. به همین دلایل واكسیناسیون این بیماری در ایران مورد توجه قرار گرفته است.»

دكتر كریمی با ذكر راه های انتقال بیماری می افزاید: «هپاتیت B برخلاف هپاتیت A از طریق تماس های معمولی و ظروف و... منتقل نمی شود. بلكه ترشحات و خون آلوده از جمله دلایل انتقال این بیماری هستند. علاوه بر این موارد تماس جنسی و انتقال از مادر به كودك در دوران بارداری نیز از دیگر دلایل انتقال بیماری است.»

وی می افزاید: «به طور معمول اگر فرد جوان باشد تظاهرات بیماری در او بروز می كند. درصد زیادی از این افراد هم به سمت هپاتیت شدید می روند؛ یعنی كبد در مقطعی قادر به كار كردن نیست و حتی ممكن است درصدی از افراد دچار كمای كبدی شوند، ولی برخی افراد مانند نوزادان، افراد مسن یا افراد جوانی كه سیستم ایمنی ضعیفی دارند، حالت شدید را نشان نداده و ممكن است به آن توجهی نكنند. این افراد هم در صورت درمان به موقع، بهبود می یابند ولی ویروس در بدنشان باقی می ماند.»

درصد زیادی از كسانی كه ویروس هپاتیت B در بدنشان باقی می ماند تا آخر عمر ویروس را داشته اما هیچ مشكلی ندارند، ولی می توانند آن را به دیگران منتقل كنند. در بدن برخی از این افراد نیز ممكن است پس از سال ها ویروس فعال شده و دوباره علائم را نشان دهد.دكتر كریمی با اشاره به روش های درمانی هپاتیت یادآور می شود: «خوشبختانه هم در مرحله حاد و هم در مرحله مزمن، داروهایی برای این بیماران وجود دارد.

همچنین بارها مشاهده شده است فردی هپاتیت دارد اما بیماری اش فعال نیست؛ یعنی تنها با آزمایش مشخص می شود كه ویروس هپاتیت در بدنش وجود دارد. پس تا زمانی كه ویروس در بدن فعال نشود، نه دارو لازم است و نه خطری برای فرد ایجاد می شود.»

بنابراین خوب است مردم بدانند اگر ویروس هپاتیت در بدنشان وجود داشت، لزوماً به معنای وجود مشكل نیست. فقط باید تحت نظر پزشك بوده و هر 6 ماه تا 1 سال آزمایش های لازم را انجام دهند.

هپاتیت C

دكتر كریمی با ذكر این نكته كه شیوه انتقال هپاتیت C نیز مانند هپاتیت B است، می افزاید: «این دو نوع هپاتیت اندكی با هم تفاوت دارند. یعنی اگر كسی همسرش دچار هپاتیت B باشد، خودش نیز به احتمال زیاد بیماری را خواهد گرفت. اما هپاتیت C كمتر به این شكل است؛

یعنی انتقال آن كندتر است. اما افراد به ندرت در برابر این نوع هپاتیت ایمن می شوند چون سیستم ایمنی نمی تواند به خوبی ویروس را شناسایی كرده و از بین ببرد. این نوع هپاتیت بیشتر از هپاتیت B مزمن می شود ولی انتقال این نوع هپاتیت كمتر از نوع B است.»

چهارشنبه 15 دی 1389  1:20 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات پزشکی

 
اگر دچار دردهاي لگني هستيد،بخوانيد!
 
درد لگني به دردي اشاره مي‌كند كه در زير شكم و ناحيه باسن حس مي‌شود. اين درد مي‌تواند همراه با طيف وسيعي از مشكلات باشد.

ممکن است هیچ مشکلی را ایجاد نکند و تنها به دنبال بارداری، اختلالات گوارشی مانند نشانگان روده تحریک پذیر یا یک مشکل جدی و اورژانسی و تهدیدکننده حیات باشد.

آپاندیسیت:

این التهاب آپاندیس است بافتی که به روده بزرگ متصل می شود. علایم آن شامل درد شدید در قسمت راست تحتانی شکم است، تهوع و تب است. اگر این علایم را داشتید حتما به اورژانس یک مرکز مراجعه کنید. آپاندیسیت عفونی ممکن است با عمل جراحی برداشته شود. اگر به موقع به پزشک مراجعه نکنید ممکن است عفونت در شکم منتشر شود.

این یک مشکل جدی و تهدیدکننده است.نشانگان روده تحریک پذیرنشانگان روده تحریک پذیر یک اختلال مزمن گوارشی است که سبب درد شکم مکرر، انقباض، نفخ و اسهال و یبوست می شود.

پزشکان دلیل اصلی این شکل را نمی دانند اما راه هایی برای کنترل علایم وجود ندارد. اینها شامل تغییرات رژیم غذایی، کنترل استرس و استفاده از داروها برای درمان اسهال و یبوست است.

سنگ کلیه:

سنگ کلیه، سنگی است که در اثر تجمع ذرات ریز مواد معدنی و نمک ایجاد می شود. این سنگ ممکن است بسیار کوچک یا بسیار بزرگ باشد و از کلیه به طرف مثانه حرکت کرده و سبب درد شدید و ناگهانی در شکم یا ناحیه لگن شود. ادرار ممکن است صورتی یا حتی قرمز و خونی باشد. اگر فکر می کنید مبتلا به سنگ کلیه هستید حتما با پزشک خود چک کنید.

بیماری های التهابی لگن:

بیماری التهابی لگن یک بیماری حاد است که بر اثر صعود میکروب از دستگاه تناسلی زنان به قسمت های فوقانی ایجاد می شود. عوامل خطرساز تعیین شده برای بیماری التهابی لگن عبارتند از سن پائین ، مجرد بودن ، وضعیت اجتماعی - اقتصادی پائین ، رفتار جنسی ( تعداد شرکاء جنسی ، سن شروع فعالیت جنسی ، میزان اکتساب شریک جنسی جدید ) اعتیاد - رفتارهای بهداشتی سطح پائین ، دو، انتخاب روش جلوگیری از بارداری ( سدهای مکانیکی و شیمیائی خطر را کاهش میدهند ، قرص های جلوگیری از بارداری و I.U.D ،قاعدگی و مصرف سیگار است. درد دوطرفه قسمت تحتانی شکم یا لگن از علایم آن است.

افتادگی اعضا در لگن:

بسیاری از زنان با افزایش سن دچار پردلابس یا افتادگی اعضا درون لگن می شوند این حالت زمانی رخ می دهد که یک عضو مثل مثانه، رحم به قسمت پایین تری می افتد. این معمولا یک مشکل جدی نیست اما می تواند سبب ایجاد ناراحتی شود. علایم شایع آن شامل احساس ناراحتی و پری قسمت تحتانی شکم و درد هنگام رابطه جنسی است. درمان ممکن است شامل برخی ورزش های خاص یا جراحی باشد.در مزمن لگندرد مزمن لگن وقتی رخ می دهد که شما حداقل به مدت 6 ماه در قسمت شکم و قسمت تحتانی کمر درد داشته باشید. این درد ممکن است حتی با خواب، فعالیت و روابط شما تداخل داشته باشد. در بسیاری مواقع مشورت با پزشک این مشکل را رفع می کند.

چهارشنبه 15 دی 1389  1:21 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات پزشکی

 
سينوزيت درمان دارد؟
 
با صداي تو دماغي‌اش مي‌گويد: «از بچگي سينوزيت دارم... سرما كه به سر و صورتم بخورد، آب از بيني و گلويم راه مي‌افتد و سردرد امانم نمي‌دهد...» اين جملات را حتما شنيده‌ايد...

خیلی ها در زمستان شال به پیشانی می بندند، کلاه بر سر می گذارند و تصور می کنند گریزی از سینوزیت مزمن نیست. دکتر ابراهیم رزم پا، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران، بعضی از این باورها را درست می داند اما معتقد است سینوزیت هم مانند بسیاری از بیماری های دیگر، حتی در نوع مزمن خود، قابل درمان است.

آقای دکتر! سینوس ها در بدن ما چه وظیفه ای دارند؟

سینوس ها حفره های داخل استخوانی هستند و در استخوان های صورت قرار دارند. این حفره ها توسط مجرایی به بینی متصل هستند. سطح داخل سینوس ها با مژک هایی پوشیده شده که حرکت نوسانی به سمت حلق دارند. سینوس ها روزانه حدود یک لیتر ترشح دارند. مژک ها این ترشحات را همراه میکروب ها، گرد و غبار و مواد حساسیت زا به عقب می رانند. با هر بار بلع مقداری از بزاق دهان همراه با ترشحات سینوس ها بلعیده می شود. این ترشحات در لطیف نگه داشتن مخاط پوشاننده سینوس ها و بینی موثر است و در تمیز كردن هوایی كه از بینی به ریه می رسد، نقش مهمی دارد.

این حفره ها چه فایده ای برای بدن دارند؟

این حفره ها وزن سر را کم می کنند. اگر قرار بود استخوان های سر و صورت همه تو پر باشند سر بسیار سنگین می شد. از طرفی سینوس ها به عنوان ضربه گیر مغز عمل می کنند و قدرت دفاعی استخوان ها را بیشتر می کنند. اگر ضربه شدیدی به صورت وارد شود به دلیل وجود سینوس ها استخوان های صورت می شکند. درنتیجه نیروی واردشده کمتر به جمجمه و مغز منتقل می شود. این حفرات به بینی و مجاری تنفسی راه دارند و در زیبا شدن صدا موثر هستند. اگر سینوس ها عفونت کنند و پر شوند صدا حالت تودماغی پیدا می کند.

بیماری سینوزیت یا همان عفونت سینوس ها چه علایمی دارد؟

معمولا بیمار از سردرد و احساس سنگینی سر شکایت دارد. سردرد با حرکت سر تشدید می شود؛ مخصوصا حرکت دادن سریع و ناگهانی سر به سمت جلو. قرار دادن سر بین زانوها و خم شدن به جلو سردرد را تشدید می کند. این درد در عرض چند روز شدیدتر می شود و ممکن است پشت چشم ها، دندان های آسیای بالا یا گوش تیر بکشد. معمولا کودکان دچار سرفه و بوی بد دهان می شوند. تب، علامت شایعی نیست و تنها در نیمی از بیماران وجود دارد. ترشح زرد یا سبز و چرکی از بینی و وجود احساس خلط در پشت حلق هم از علایم شایع هستند. این ترشحات ممکن است باعث تحریک حلق و احساس حالت تهوع و استفراغ شوند. معمولا تنفس از راه بینی مشکل و صدای بیمار تودماغی می شود.

این علایم، مشابه سرماخوردگی هستند. آیا ارتباطی بین سرماخوردگی و سینوزیت وجود دارد؟

اگر علایم سرماخوردگی بیشتر از یك هفته باقی بماند، ممكن است به سینوزیت تبدیل شده باشد. سینوزیت معمولا به دنبال سرماخوردگی و آنفلوآنزا بروز می كند. عفونت اولیه، مخاط سینوس ها را ملتهب می کند. بدن هم در پاسخ ترشحات سینوس را افزایش می دهد. افزایش این ترشحات باعث می شود که دهانه سینوس ها تنگ شود. درنتیجه ترشحات و میکروب ها درون حفره سینوس تجمع می کند. به این ترتیب، سینوس به کانونی برای رشد و تکثیر میکروب ها تبدیل می شود. گاهی عفونت قارچی هم به این عفونت ها اضافه می شود.

این علایم با سینوزیت مزمن چه تفاوتی دارند؟

اگر این علایم بیشتر از 4 هفته ادامه پیدا کنند، سینوزیت مزمن را به وجود می آورند. سینوزیت مزمن ممکن است تا سال ها بیمار را گرفتار کند. معمولا عوامل آلرژی زا، آسم و عفونت های باکتریایی باعث ایجاد سینوزیت مزمن می شوند. همچنین پولیپ بینی و اختلال ساختمانی بینی هم می توانند زمینه ساز سینوزیت مزمن باشند. حدود 20 درصد از بیماران مبتلا به سینوزیت مزمن، به پولیپ بینی مبتلا هستند.

چگونه می توان از این بیماری پیشگیری کرد؟

عوامل متعددی در پیشگیری از سینوزیت موثر هستند. رعایت بهداشت شخصی و شستن دست ها از مهم ترین عوامل هستند. باید از مواد آلرژی زا دوری کرد و آلرژی را تحت کنترل درآورد. سرماخوردگی را باید فورا درمان کرد. طولانی شدن سرماخوردگی، سینوس ها را در معرض عفونت قرار می دهد. دوری از دود سیگار و هوای آلوده بسیار کمک کننده است.

سیگار چه تاثیری بر سینوس ها دارد؟

آلودگی هوا و استعمال سیگار می توانند حركات مژك ها را مختل کنند. اختلال حرکت مژک ها باعث تجمع ترشحات سینوس و رشد میکروب ها در این محیط می شود.

چه راه های دیگری برای پیشگیری از سینوزیت وجود دارد؟

یک راه، این است که در خانه از دستگاه بخور و رطوبت ساز استفاده کنید. این کار باعث می شود ترشحات سینوس ها روان شوند و میکروب ها در سینوس تجمع نکنند. مایعات خیلی سرد ننوشید. به طور منظم ورزش کنید و فعالیت بدنی داشته باشید. از تماس با افرادی كه مبتلا به سرماخوردگی یا عفونت ویروسی مجاری تنفسی فوقانی هستند، اجتناب كنید.

در هوای خیلی گرم یا خیلی سرد نمانید. در منزل از دستگاه های تصفیه هوا استفاده كنید. مشروبات الكلی ننوشید زیرا باعث تورم مخاط بینی و سینوس ها می شوند. هنگام شنا شیرجه نروید.

از سفرهای هوایی پرهیز یا حداقل پیش از سفرهای هوایی از قطره ضداحتقان بینی استفاده كنید. رطوبت منزل خود را كنترل كنید. هوای خیلی خشك یا خیلی مرطوب، سینوزیت را تشدید می كند. عطر و ادكلن نیز می توانند باعث تورم مخاط بینی شوند بنابراین باید از آنها اجتناب كنید. حداقل روزی 7 لیوان آب بنوشید. هنگام خروج از منزل در فصول سرد سال، به وسیله شال و كلاه سینوس های خود را گرم نگه دارید. به منظور برخورداری از سیستم ایمنی قوی باید تغذیه مناسبی داشته باشید.

چهارشنبه 15 دی 1389  1:23 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات پزشکی

 
10 تأثير ديابت بر عملكرد بدن
 
آثار و عوارض ديابت بر بدن ما يكي دوتا نيست؛ از فرق سر (مغز و چشم) تا نوك پاي‌مان (زخم‌هاي پوستي كف پا) ممكن است با اين بيماري درگير شود.

مراقبت های كلی در افراد دیابتی

1. كنترل قندخون:

الف) كنترل هموگلوبین ای وان سی هر 3 تا 4 ماه

ب) كنترل قندخون با گلوكومتر كه در مورد دیابت نوع 1، 3 تا 4 بار در روز و در مورد دیابت نوع 2، حداقل 2 بار در روز توصیه می شود.

به طور كلی قند ناشتا در بیماران دیابتی باید بین 80 تا 130 و 2 ساعت پس از صرف غذا، كمتر از 180 باشد.

2. كنترل فشارخون كه میزان آن باید همواره كمتر از 13 روی 8 باشد.

3. كنترل منظم میزان چربی خون

4. ترك سیگار: مصرف سیگار یكی از عوامل عمده آرترواسكلروز است به طوری كه عوارض قلبی در مردان مبتلا 2 و در زنان دیابتی 4 برابر افراد عادی است و در صورتی كه این افراد سیگاری باشند این میزان 13 برابر خواهد شد.

1.قلب

عـوارض

سكته های قلبی، حدود 2 تا 4 برابر در افراد دیابتی شایع تر است. این عارضه در مورد بیماران مبتلا به دیابت غالبا بدون علایم هشداردهنده اتفاق می افتد. آرترواسكلروز (تصلب شرایین) در عروق قلب این بیماران بسیار شایع است. فشارخون بالا یكی از عوارضی است كه بسیاری از افراد مبتلا به دیابت با آن دست به گریان هستند.

مـراقبت ها

توصیه می شود افراد مبتلا به دیابت نوع 2 كه 10 سال از تشخیص بیماری آنها می گذرد برای انجام تست ورزش به پزشك متخصص مراجعه كنند. بیماران مبتلا به دیابت نوع 1 نیز كه 15 سال از تشخیص بیماری آنها می گذرد باید تست ورزش را انجام دهند.

همچنین انجام تست ورزش زیر نظر پزشك متخصص به بیماران دیابتی كه سن آنها بیش از 35 سال است توصیه می شود. به جز این موارد، تست ورزش برای مبتلایان به دیابت كه دچار عوارضی مانند عوارض چشمی، كلیوی، عروق محیطی، چربی خون بالا و فشارخون هستند نیز لازم است.

2.کلیه

عـوارض

دفع پروتئین (پروتئینوری) صدمه دیدن كلیه ها در ادامه نارسایی كلیه، دیالیز و در نهایت پیوند كلیه مشكلاتی است كه در صورت عدم كنترل مناسب قندخون برای افراد مبتلا به دیابت به وجود می آید.

مـراقبت ها

یكی از آزمایش های ضروری برای كنترل عملكرد كلیه در بیماران مبتلا به دیابت انجام تست ادرار 12 یا 24 ساعته برای كنترل میكروآلبومین است. این آزمایش در افراد مبتلا به دیابت نوع 2 باید بلافاصله پس از تشخیص بیماری و در بیماران مبتلا به دیابت نوع 1، 3 سال پس از تشخیص بیماری انجام شود. تست ادرار 24 ساعته در بیماران دیابتی به صورت منظم و سالانه توصیه شده است.

3.دستگاه دفع ادرار

آستانه جذب قند در ادرار 180 است. یعنی اگر قند خون در افراد بالاتر از این مقدار باشد، مقداری از قند وارد ادرار شده و می تواند محیط مناسبی را برای رشد باكتری ها فراهم آورد.

4.دستگاه تناسلی

5.پا

عـوارض

15 درصد بیماران دیابتی بر اثر عوارض این بیماری دچار زخم پا و 15 درصد از این تعداد نیز به همین دلیل دچار قطع عضو می شوند. یعنی در هر 30 ثانیه یك پا در دنیا به دلیل ابتلا به دیابت قطع می شود. این در حالی است كه 80 درصد از این موارد به راحتی قابل پیشگیری است. به طور كلی بعد از تصادفات و تروما، دیابت بیشترین دلیل قطع عضو در دنیا را به خود اختصاص داده است.

مـراقبت ها

بیماران مبتلا به دیابت باید به اصول مراقبت از پاها توجه خاص داشته باشند. پاها باید در ویزیت به وسیله پزشك مورد معاینه قرار بگیرد.

پاها باید به طور منظم با آب ولرم شسته و خشك شوند. (خشك كردن پاها به خصوص میان انگشتان در جلوگیری از بروز عفونت های قارچی بسیار موثر است).

این اندام باید روزانه توسط خود بیمار مورد بررسی قرارگیرد تا در صورت بروز زخم، اقدامات بعدی در مورد آن انجام شود. افراد دیابتی باید در مورد انتخاب كفش خود نیز دقت داشته باشند. كفش این بیماران حتی المقدور باید از انواع طبی باشد تا مورد آسیب نبیند.

6.مغز

یكی از بخش هایی بر اثر ابتلا به دیابت و عدم كنترل آن می تواند دچار آسیب جدی شود، عروق مغزی است. البته انسداد عروق در بیماران دیابتی تقریبا در تمام نقاط بدن دیده می شود ولی این موضوع در عروق مغز به دلیل حساسیت بالای این عضو می تواند موجب بروز سكته های مغزی و صدمات جبران ناپذیر در فرد شود.

7.چشم

عـوارض

عدم توجه به عوارض چشمی دیابت می تواند مشكلات زیادی را برای فرد ایجاد كند. آب مروارید یا كدورت عدسی چشم، یكی از بیماری هایی است كه در افراد مبتلا به دیابت بسیار شایع تر از افراد عادی است. پرده پشت چشم (شبكیه) نیز از قسمت هایی است كه در معرض آسیب های چشمی بیماری دیابت قرار دارد. شبكیه در صورت عدم توجه به كنترل به موقع قندخون می تواند دچار خون ریزی شود.

مـراقبت ها

فرد مبتلا به دیابت نوع 2 از زمان تشخیص بیماری باید به شكل سالانه به متخصص چشم پزشك مراجعه كند. افراد مبتلا به دیابت نوع 1 نیز 3 سال پس از زمان تشخیص بیماری

باید به صورت سالانه این معاینه ها را انجام دهند.

8.دستگاه گوارش

گاستروپارزی:

در بیماران مبتلا به گاستروپارزی، تخلیه معده به تاخیر می افتد و بیماران احساس پیری زودرس دارند. این مشكل موجب ایجاد حالت تهوع و استفراغ در بیمار دیابتی می شود. در صورت درگیری روده ها، این بیماری می تواند موجب اسهال مزمن در بیماران شود.

9.پوست

عدم كنترل قندخون، می تواند موجب بیماری هایی نظیر ریزش موهای ساق پا، خارش، نازك شدن پوست پا، عفونت های قارچی و پیگمانته شدن پوست و تغییر رنگ آن شود. دیابت از یك سو موجب كاهش تعریق بدن می شود كه این نقص موجب كم شدن رطوبت بدن و ترك خوردن پوست و ایجاد عفونت می شود. از سوی دیگر تعریق در اندام های خاصی مانند كف دست را افزایش می دهد. تعریق زیاد در دست ها موردی است كه بسیاری از بیماران از آن شكایت دارند.

10.افسردگی و مشكلات روانی

عـوارض

بیش از 40 تا 50 درصد بیماران دیابتی دچار آزردگی روانی، 20 تا 25 درصد دچار مراحل شدید افسردگی و 40 تا 50 درصد آنها دچار حالات اضطرابی هستند. از علایم هشداردهنده این حالات تغییر در خواب، تغییر در عادت غذایی، خستگی مداوم، بی قراری، تغییر حافظه، كم شدن اعتماد به نفس، احساس گناه و... است.

مـراقبت ها

در این مورد باید به بیمار كمك شود تا مهارت سازگاری با شرایط جدید خود را كسب كند. 3 عامل موثر در این مورد عشق، ایمان و شوخ طبعی است و اطرافیان در برقراری شرایط مطلوب آن برای بیمار نقش عمده ای ایفا می كنند.

چهارشنبه 15 دی 1389  1:24 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها