عنوان : ابوالفضل(سعيد) قهرماني
ابوالفضل(سعيد) قهرماني
شهيد ابوالفضل(سعيد) قهرماني فرزند علي در بيست و سوم ارديبهشت ماه سال 1340 در ميان خانوادهاي متوسط و مذهبي در تهران متولد شد. در سنين کودکي همراه پدر زحمتکش خود به مسجد خاتم الاوصياء ميرفت و در اولين گام آشنايي با اسلام عزيز مکبري آموخت و قيام وقعود نمازگزاران را هدايت کرد. دوران ابتدايي خود را در دبستان عارف با موفقيت سپري کرد و دوره راهنمايي و متوسطه رادر مدارس زرافشان و دانشمند به خوبي طي نمود. در سن 9 سالگي همراه با چند تن ازبچههاي محل در زير زمين کوچک و محقر خانه خود حسينيهاي بر پاکرد و ايام محرم و صفر را در آن حسينيه محقر براي سالار شهيدان و 72 تن از ياران با وفايش به عزاداري نشست.
با شروع انقلاب اسلامي در تکثير و توزيع اعلاميههاي رهايي بخش حضرت امام خميني(ره) فعاليت چشمگيري از خود نشان داد. در مساجد امام حسين(ع)، الهادي، علي(ع)و خاتم الاوصياءهمواره جزءاعضاء فعال بود پس از انقلاب اسلامي و اخذ مدرک ديپلم نزد برادرش حجت الاسلام اکبر قهرماني(حاج ابوالقاسم مقدسي) به فراگيري آموزش علوم پايه اسلامي و زبان عربي پرداخت.
وي پس از اينکه عضو جهاد سازندگي شد براي عمران و آباداني روستاهاي محروم کشور راهي استان سيستان و بلوچستان شد و در آبرساني، جاده سازي و برق رساني به روستاهاي محروم آن ديار سهم به سزايي داشت. به علت وجوداشرار و قاچاقچيان در آن منطقه وبه انگيزه سرکوب آنان به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي پيوست و بارها به افغانستان رفت و در کمک رساني به مجاهدين افغاني شرکت کرد.
پس از بازگشت به تهران جزء اولين نويسندگان مجله نوپاي انقلاب و از بنيانگذاران مجله نهال انقلاب بود و در قصهها مقالات و نوشتههاي خود از مشاهدات عيني در جبهههاي نبرد حق عليه باطل الهام گرفت. در فروردين سال63 در عمليات پاکسازي ميدان مين مجروح شد. درهمين سال در دانشگاه علو م قضايي پذيرفته شد لکن هيچ دانشگاهي جز مکتب امام جعفر صادق(ع) نتوانست روح بلند او را آرام کند و به همين سبب ابتدا در مدرسه علميه مجتهدي و سپس در مدرسه تلاش او به جذب کودکان حوزوي پرداخت و تا فقه استدلالي پيش رفت.
تلاش او در جذب کودکان و نوجوانان به مذهب و اصول متعالي اسلام به صورت عمقي، ريشهاي و چشمگير بود. هر چه پيشتر ميرفت حقارت دنيا در نظرش بيشتر نمايان ميشد.
در فرازي از وصيتنامهاش ميخوانيم:
«من به جايي رسيدم که احساس ميکنم مال خدا هستم و بايد هر چه زودتر نزد خدا بروم، خداي منان،خدايي که من نميدانم چگونه از او سخن بگويم.»
سرانجام شهيد ابوالفضل(سعيد) قهرماني در 12 شهريور ماه 1365 و در ايام محرم در هنگام موعظه برادران رزمنده اش در منطقه حاجي عمران بر اثر اصابت گلوله خمپاره به مولا و مقتدايش اباعبدالله الحسين(ع) لبيک گفت و شهد شيرين شهادت را به دل و جان نوشيد و پيکر مطهرش در بهشت زهرا(س) آرام گرفت.