عنوان : آيت الله سيد محمود علايي طالقاني
سید محمود علایی طالقانی در ۱۵ اسفند ماه سال ۱۲۸۹ بهدنیا آمد. گلیرد یکی از دهات طالقان است. وی اولین فرزند پسر خانواده بود. وقتی به سن پنج سالگی رسید او را به مکتبخانه گلیرد نزد ملا سید تقی اورازانی فرستادند. او در سال اول، خواندن قران را آموخت. در سال دوم، کتاب «موش و گربه» اثر عبید زاکانی را شروع کرد. سید محمود در سن هفت سالگی سواد خواندن و نوشتن را کامل آموخت. در همان سن پدرش تصمیم گرفت به تهران مهاجرت کنند و به خانهای کوچک در محلهٔ قنات آباد تهران رفت. وقتی به سن ده سالگی رسید، بنا به درخواست پدر برای تکمیل علوم دینی به شهر مقدس قم رفت. پدر دربارهٔ سید محمود به آیتالله حاج شیخ حائری سفارش کرد. سید محمود در ابتدا به مدرسه رضویه رفت و سپس وارد مدرسهٔ فیضیه شد. در سال ۱۳۱۰ پدر ایشان مریض شدند و دارفانی را وداع گفتند. در همان سال به نجف اشرف رفت و از اساتید معروف بهره برد و پس از شش سال از عالم بزرگ آیتالله اصفهانی اجازهٔ اجتهاد گرفت و به ایران بازگشت. او به قم رفت و از آیتالله حائری اجازه اجتهاد و از آیتالله مرعشی اجازهٔ حدیث گرفت.
سپس جلساتی برای عدهای از جوانان تشکیل داد. او در آن سالها از طرفی به ادامهٔ تحصیل پرداخت و از طرفی مشغول آموزش به جوانان شد. به این ترتیب رسماً وارد مبارزه با رژیم و برای اولین بار توسط مأموران رضاخان دستگیر و به شش ماه حبس محکوم شد. در سال ۱۳۲۰ بود که کانون اسلام را در خیابان امیریه تشکیل داد و در همین سال مجلهای به نام دانشآموز نیز برای اولین بار از سوی روحانیت انتشار یافت.
مسجد هدایت. ابتدا مقبرهٔ خاندان هدایت بود. آقای طالقانی در سال ۱۳۲۷ رسماً امام جماعت مسجد هدایت شد. بعد از سال ۱۳۳۲، اعضای انجمن اسلامی مهندسان و نمازگزاران پول تهیه و مسجد را بازسازی کردند. از همان سال اول تفسیر قرآن آقای طالقانی در آن مسجد شروع شد: مسجد هدایت علاوه بر جلسه تفسیر و صحبتهای آقای طالقانی، محل دیدار دانشجویان هم بود. آنها به مناسبتهای مختلف در مسجد جمع میشدند و به صحبتهای آقای طالقانی گوش میدادند. در سال ۱۳۳۸، آقای طالقانی به همراه عدهای از دوستان، به نمایندی از آیتالله بروجردی برای رساندن پیام به ایشان به شخی شلتوت، شخی دانشگاه الازهر و مفتی مصر به آن کشور رفت. هدف از آن سفر، نزدیکی بیشتر با علمای شیعه و اهل تسنن بود. چند سال بعد آقای طالقانی برای شرکت در کنفرانس دیگری به همراه عدهای دیگر به بیتالمقدس مسافرت کرد. یکی از کارهای مهمی که آقای طالقانی در سال ۱۳۴۰ انجام داد حضور در هیأت مؤسس نهضت آزادی ایران بود. مهندس مهدی بازرگان و دکتر یدالله سحابی عضو نهضت آزادی را تشکیل میدادند.
آقای طالقانی در مسجد هدایت به همراه آقای مطهری به تحلیل مسایل اجتماعی و افشاگری کارهای رژیم میپرداخت. اعلامیههای معروف آیتالله طالقانی معروف به دیکتاتور خون میریزد در صدها نسخه انتشار یافت و بعدها برایش پروندهای شد که او را به ده سال زندان محکوم کردند. آقای طالقانی پس از گذشت پنج سال از مدت محکومیت در روز نهم آبان سال ۱۳۴۶ از زندان قصر آزاد شدند. بعد از بسته شدن مسجد هدایت آقای طالقانی به مبارزات مخفی پرداخت و بار دیگر در سال ۱۳۴۹ شور و حال عجیبی به مسجد هدایت داد. سپس او را دستگیر کردند و او را با هواپیما به زاهدان تبعید کردند و به همراه مأموری به زابل رفت. در همان سالها گروهی به نام سازمان مجاهدین خلق وارد مبارزات مسلحانه شدند. آقای طالقانی در روزهای آخر سال ۱۳۵۶، بدترین دوران زندان خود را گذراند. سپس در هشتم آبانماه سال ۱۳۵۷ آزاد شد. یکی از مهمترین نظرات آقای طالقانی بعد از انقلاب طرح مسأله شوراها بود. اولین نماز جمعه تهران به امامت ایشان در ۵ مرداد ماه در دانشگاه تهران برگزار شد و سپس ایشان به عنوان نمایندهٔ مردم در مجلس خبرگان انتخاب شد و عاقبت در ۱۹ شهریور سال ۱۳۵۸ از دنیا رفت.
آیت الله طالقانی پس از سالها تحصیل در قم ، از آیت الله حائری یزدی ، بنیانگذار حوزه علمیه قم ، اجازه اجتهاد گرفت(793)و با عزمی راسخ و گامی استوار، راهی تهران شد و در مدرسه عالی شهید مطهری (سپهسالار سابق ) به آموزش علوم اسلامی پرداخت .
او که مدتها پیش درد جامعه و مردم را حس کرده بود و تنها راه نجات را در بازگشت به اسلام و قرآن می دانست ، با برقراری جلسات تفسیر قرآن در راه گام نهاد.
روزی در چهار راه ((گلوبندک )) تهران ، بین زنی مسلمان و ماءموری مزدور درگیری بوجود آمد که ماءمور فرومایه سعی داشت چادر را از سر زن مسلمان برگیرد؛ ولی او مقاومت می کرد.
آیت الله طالقانی که از آنجا در حال عبور بود با صحنه کشمکش آنان روبرو گشت ؛ از این روز با ماءمور گلاویز شد و آن زن را از چنگش رها ساخت .
به دنبال این درگیری ، بیگانه پرستان ، آقای طالقانی را به جرم اهانت به مقامات بلند پایه کشوری بازداشت و به شش ماه زندان محکوم کردند.
با سقوط رضا خان و بر سر کار آمدن شاه جوان و بی تجربه ، فضای فعالیتهای فرهنگی و سیاسی تا اندازه ای باز شد؛ در این هنگام آیت الله طالقانی بری آشنایی هر چه بیشتر نوجوانان و جوانان با معارف اسلامی ، به تشکیل ((کانون اسلام )) دست زد و برای فراگیر کردن فعالیت زیر بنایی اش به انتشار مجله ((دانش آموز)) از طرف کانون ، همت گماشت .
به دنبال پایه گذاری نهضت ملی نفت به رهبری آیت الله کاشانی و حرکت یکپارچه مردم در پشت سر او، برای ستاندن حق خویش از انگلیس غارتگر، آیت الله طالقانی همگام با قهرمان مبارزه ، علیه استعمار به قیام پیوست و یکی از یاران نزدیک آقای کاشانی در این راه شد و با زبان گویا و برنده خود به افشاگری و روشنگری پرداخت .
پس از کودتای ننگین 28 مرداد 1332، آنگاه که رژیم کودتایی جای پایش را محکم کرد و به انتقام جویی از فدائیان اسلام پرداخت ، در چنین زمان حساسی ، آیت الله طالقانی آنها را در خانه اش پناه داد: ولی با مشکوک شدن ماءموران به منزل وی ، شهید نواب و یارانش ، آنجا را ترک کردند. از این رو وقتی ساواک به آن خانه هجوم برد، کسی از فدائیان را در آن نیافت . با این حال آقای طالقانی را دستگیر و بازداشت کرد. اما چون مدرکی علیه وی بدست نیاورد، پس از مدتی آزادش نمود.
او در سالهای 1324 و 1325 ش . نیز وقتی که شهید نواب ، مورد تعقیب قرار گرفت ، وی را در روستاهای اطراف طالقان پناه داد.
در محیط خفقان ستم شاهی ، مسجد هدایت ، سنگر مبارزه آیت الله طالقانی علیه رژیم پلیسی پهلوی بود و حدود سی سال سخنان آتشین مجاهد نستوه ، به اجتماع این مسجد شور و گرمی می بخشید و تشنگان حقیقت را سیراب می کرد.
پس از روی کار آمدن دوباره محمد رضا پهلوی با کودتای 28 مرداد و به کمک سازمان جاسوسی آمریکا، عده ای از مبارزان از جمله آیت الله طالقانی با انگیزه مذهبی و ملی ، برای ادامه دادن مبارزه ، با نهضت مقاومت ملی را بنیان نهادند.
نهضت ، فعالیتهای پی گیری داشت تا این که در سال 1336 ش . ساواک با یورش سنگین ، عده ای زیادی از اعضایش را دستگیر و زندانی کرد و به این ترتیب آقای طالقانی نیز دستگیر و روانه زندان گردید و بیش از یک سال در زندان بسر برد. او پس از آزادی به منظور ایجاد یک کانون مبارزه با هدف مذهبی و برای مخالفت آشکار با شاه و نزدیک کردن دو قشر دانشگاهی و حوزوی به یکدیگر، با همکاری عده ای ((نهضت آزادی )) را تاءسیس کرد.
در تابستان 1339 ش . رژیم کودتای برای قانونی جلوه دادن حکومت و سلطه خویش در صدد برگزاری انتخابات دوره بیستم مجلس شورای ملی به صورت فرمایشی بود که مجاهد نستوه در سنگر مسجد هدایت برای رو کردن دست بازیگران صحنه سیاسی کشور به سخنرانی پرداخت .
رژیم برای جلوگیری از رسوایی بیشتر درب مسجد هدایت را بست ؛ از این رو محل سخنرانیها از مسجد به منزلی منتقل شده و دو روز آخر ماه صفر، آیت الله طالقانی و شهید مطهری به بررسی مسائل سیاسی - اجتماعی و افشاگری علیه حکومت پرداختند.
سی ام تیرماه 1331 یادآور حماسه کم نظیر ملت ایران علیه دولت چهار روزه قوام بود که او را مجبور به استعفا کرد. به همین دلیل ، پس از کودتای 28 مرداد، رژیم برای محو آن روز از یادها تلاش بسیار کرد.
نه سال از آن حرکت حماسی آیت الله کاشانی و ملت گذشت بود و آقای طالقانی در نظر داشت ، آن شجاعت و فداکاری را در یادها زنده گرداند و سالگردی برای شهدای سی ام تیر برپاکند.
حکومت پهلوی ، نخست با خارجی خواندن برگزار کنندگان آن ، قصد جلوگیری از اجتماع مردم را داشت و چون از این ترفند سودی نبرد، در شب برگزاری مراسم در حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام ، نیروهای امنیتی به شرکت کنندگان حمله برده ، عده ای را دستگیر کردند و آیت الله طالقانی در اعتراض به این حمله ، همراه دستگیرشدگان به شهربانی رفت و در آنجا نیز بر خلاف نظر رئیس شهربانی ، با دیگران وارد زندان شد که پس از دو رو، پلیس ، با حیله ای او را از زندان خارج کرد.(
در سال 1341 ش . به دنبال حرکت امام خمینی (ره ) علیه انقلاب سفید شاه ، آیت الله طالقانی (ره ) نیز برای برداشتن نقاب از چهره نوکران استعمار به افشاگری دست زد.
رژیم سر سپرده که مصمم به اجرای برنامه دیکته شده از سوی آمریکا بود، آقای طالقانی را دستگیر و روانه زندان کرد.
چند ماهی از دستگیری مجاهد نستوه گذشت ، اما رژیم پهلوی در پی دستاویزی بود تا او را مدت طولانی تری در زندان نگه دارد. از این رو پیش از فرارسیدن ماه محرم 1342 ش . وی را آزاد کرد تا با توطئه ای جدید، دوباره او را راهی زندان کند؛ نقشه این بود که مقداری مواد منفجره را در خانه اش پنهان نماید، آنگاه او را به جرم تهیه و نگه داری مواد منفجره ، به عنوان یک شورشی تروریست دستگیر نموده ، به پای میز محاکمه بکشاند.
اگر آیت الله طالقانی پی برده بود که این عمل رژیم باید در راستای توطئه ای باشد، اما با این حال تصمیم گرفت در ماه محرم ، یزیدیان زمان را رسوا کند.
او در مسجد هدایت به بیان واقعیتهای جاری کشور و آنچه در زندان می گذشت ، پرداخت و شاه را با انقلاب سفیدش مورد تشدیدترین حملات قرار داد و با استفاده از سخنان سرور شهیدان کربلا، مردم را به قیام علیه حکومت پهلوی فرا خواند.
سخنرانی او یازده شب ادامه یافت و چون آگاه شد که ساواک ، فراد شب تصمیمی به دستگیری اش دارد، به لواسانات رفت .
به دنبال دستگیری امام در شب 15 خرداد 1342 (شب دوازدهم محرم ) و قتل عام مردم در روز پانزده خرداد، اعلامیه ای با عنوان ((دیکتاتور خون می ریزد)) در سرتاسر ایران منتشر شد که شاه را بیش از پیش رسوا کرد.
ساواک ، آیت الله طالقانی را سبب انتشار اعلامیه دانست و در تعقیب او به لواسانات هجوم برد و مجاهد نستوه برای در امان ماندن مردم از اعمال جنون آمیز ساواک ، از اختفا بیرون آمد و خودش را تسلیم کرد و به این ترتیب دوباره در 23 خرداد 1342 دستگیر شد و بعد از چهار ماه بازداشت . در 30 / 7 / 1342 در بی دادگاه نظامی محاکمه گردید و پس از بارها محاکمه در 16/10/1342 به ده سال زندان محکوم شد.
او در زندان با وجود شکنجه های بی رحمانه ، به برقراری جلسات تفسیر قرآن ، نهج البلاغه و تاریخ اسلام برای زندانیان مسلمان همت گماشت و برای ایجاد وحدت بین مبارزیان مسلمان نخستین نماز جماعت را در زندان برپا نمود و استقامت وصف ناپذیرش در برابر شکنجه های خون آشامان ساواک ، مایه قوت قلب دیگر زندانیان بود.
سرانجام رژیم پلیس پهلوی بر اثر فشار افکار عمومی و واکنشهای بین المللی به ناچار او را در سال 1346 ش . آزاد کرد.
او در سال 1350 نیز دستگیر و به مدت سه سال در شهر زابل تبعید شد و سپس به بافت اعزام و پس از مدتی آزاد شد.
آرزوی دیرینه
آیت الله طالقانی از زمره متفکرانی بود که گامهایی برای اتحاد جهان اسلام برداشت . او در کنفرانسهای متعددی ، گاه به عنوان نماینده شخصیتهای بزرگی چون آیت الله کاشانی و بروجردی و گاه به طور مستقل ، شرکت نمود.
وی در حمایت از تاءسیس ((دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه )) که توسط آیت الله بروجردی با همکاری اندیشمندان ((الازهر)) مصر بود بویژه ((شیخ محمد شلتوت )) ایجاد شده بود، نوشت :
((راه تقریب ، که جمعی از علمای بیدار و مجاهد پیش گرفته اند همین است که با نور تفکر، محیط ارتباط اسلامی را روشن سازند و با نوک قلم ، باقیمانده ابرهای تاریک را از افق فکری مسلمانان زایل گردانند تا وحدت واقعی پایه گیرد، نه اتحاد صوری و قرار دادی.))
در 25/2/1327 ش . همزمان با خروج آخرین سرباز انگلیس از خاک فلسطین ، ((بن گورین )) رئیس یکی از سازمانهای صهیونیستی ، خبر شوم تاءسیس دولت اشغالگر اسرائیل را اعلام کرد.
از آن تاریخ به بعد، تلاشهای گسترده ای در ابعاد مختلف برای حمایت از حقوق مردم فلسطین صورت گرفته است .
آیت الله طالقانی نیز از مبارزانی بود که هرگز در برابر این تجاوز، سکوت نکرد و در کنفرانسهای متعدد از حق ملت فلسطین دفاع کرد.
وی در خطبه نماز عید فطر سال 1348 ش . به مساءله فلسطین پرداخت و ضمن آگاه کردن مردم از وضعیت مسلمانان فلسطین یادآوری مسؤ ولیت آنان در این مبارزه ، از آنها خواست تا فطریه خود را برای کمک به مبارزان مسلمان هدیه کنند.
با گسترش این حرکت نو، در سال بعد همگام با نمازگزاران مسجد هدایت ، نمازگزاران حسینیه ارشاد و تعدادی از مساجد با راهنمائیهای آیت الله مطهری و عده ای دیگر، فطریه خود را به مبارزان فلسطینی هدیه کردند.(801)
نفسهای رژیم به شمارش افتاده بود و خزان عمرش فرارسید؛ دستگاه حاکم از هیچ جنایتی شرم نداشت ، از این رو آیت الله طالقانی را در پاییز 1354 برای انتقامی سخت ، بار دیگر دستگیر کرد.
آقای طالقانی دو سال بدون محاکمه ، سخت ترین شکنجه روحی و جسمی را در زندان تحمل نمود و در سال 1356 ش . رژیم برای جلوگیری از فشارهای بین المللی ، به جهت مشخص نبودن جرم و مدت محکومیت او، وی را با وجود کهولت سن و ضعف جسمانی به ده سال زندان محکوم کرد.
او سه سال را با بدترین شرایط در زندان گذارند. سلولش یک سلول کوچک و نمور بود که حتی پنجره کوچک آن با رنگ سیاه آغشته بودند و در طول شبانه روز، فقط یک ساعت برای انجام نظافت وی را به حیاط کوچک پشت زندان می بردند.
به دنبال عقب نشینی رژیم در مقابل موج اعتراضات مردم مسلمان ، در پاییز 1357 هش . بسیاری از زندانیان سیاسی آزاد گردیدند که از آن جمله آیت الله طالقانی بود.
او در هشتم آبان 1357 آزاد شد و در جمع انقلابیون پرشور مسلمان قرار گرفت و در نخستین پیامش مردم را به وحدت و پیروی از رهبری یگانه امام فراخواند.
محرم سال 1357 ش . (آذر ماه ) برای انقلاب لحظه حساس و سرنوشت سازی بود. آیت الله طالقانی همگام با امام ، برای شدت بخشیدن به قیام مردم ، در اول محرم با بهره گیری از سخن آغازین امام حسین علیه السلام در نهضتش ، پیامی حماسی برای ملت ایران فرستاد که منجر به راهپیماییها و اعتصابات گسترده ای گردید.(804)
او برای وارد کردن ضربات نهایی به پیکر رو به زوال حکومت پهلوی ، تصمیم گرفت همراه امام ، پیامی دیگر به مناسبت روز تاسوعا (نهم محرم ) صادر کند و از این رو، بدون توجه به اخطارهای پی در پی مقامات دولتی و حکومت نظامی مبنی بر منصرف شدن از فرستادن پیامهای انقلابی ، در روز چهارم محرم پیامی دیگر برای ملت ایران فرستاد و اعلام کرد که خود نیز در راهپیمایی روز تاسوعا شرکت خواهد نمود.
این اعلامیه همراه پیام امام و تاءکید دیگر رهبران روحانیون ، غوغایی بپاکرد به طوری که در تهران حدود چهار میلیون نفر به خیابانها ریختند و حمایت خود را از رهبری امام خمینی (ره ) و برقراری حکومت اسلامی اعلان نمودند.
پس از ورود امام به ایران و به پیروزی رسیدن انقلاب اسلامی ، آیت الله طالقانی پست سر ایشان قرار گرفت و بازویی توانا برای آن رهبر الهی گردید و اطاعت از حضرتش را بر همه واجب می دانست ، بالاتر از اینها پیر مجاهد، امام را نعمتی عظیم از جانب خداوند برای ملت ایران می شمرد و قدردانی نکردن از آن را سبب دچار شدن به عذاب الهی می دانست(806)و در مقابل بدخواهان و گروههای تفرقه افکن - که تلاش می کردند تا وانمود سازند که او نظر مثبتی درباره رهبری امام ندارد - قاطعانه ایستاد و می فرمود: این مخلصی که نسبت به رهبری ایشان بارها و بارها نظر داده ام و رهبری قاطع ایشان را برای خودم پذیرفته ام و همیشه سعی کردم که از مشی این شخصیت بزرگ و افتخار قرن با اسلام ، مشی من خارج نباشد.
به دستور امام پیش نویس قانون اساسی جدید فراهم گردید و انتخابات مجلس خبرگان به منظور بررسی نهایی آن برگزار شد و آیت الله طالقانی به عنوان نماینده اول مردم تهران در مجلس خبرگان تعیین گردید.
او با وجود تمام مشکلات و بیماری ، این مسئولیت سنگین از پذیرفت و در سنگر مجلس به پاسداری از ارزشهای انقلاب و خون شهیدان پرداخت .
با بر پایی حکومت جمهوری اسلامی ، او به واسطه یکی از شخصیتهای ، برگزاری نماز جمعه در سرتاسر ایران را به امام پیشنهاد کرد که با موافقت وی ، این مراسم وحدت بخش در سرتاسر میهن اسلامی برگزار گردید.
به این ترتیب نخستین نماز جمعه تهران به امامت آیت الله طالقانی در پنجم مرداد 1358 در دانشگاه تهران برپا شد و بیش از یک میلیون نفر در آن شرکت کردند.
او هفت نماز جمعه را اقامه کرد که آخرین آن در بهشت زهرا، در شانزدهم شهریور سال 1358 بود.
اگر چه زندگانی آیت الله طالقانی سراسر مبارزه بود و بارها زندانی و تبعید گردید، امام با این حال آثار ارزشمندی از خود بجا گذاشت :
1. ((پرتوی از قرآن )) که شامل تفسیر سوره های فاتحه ، بقره ، آل عمران ، 22 آیه ابتدای سوره نساء و تمامی سوره های جزء سی ام قرآن است و در شش جلد منتشر گردید.
2. مقدمه ، توضیح و تعلیق برکتاب ((تنبیه الامة و تنزیه الملة )) آیت الله نائینی
3. اسلام و مالکیت .
4. ترجمه جلد اول کتاب ((امام علی بن ابی طالب ))، نوشته عبدالفتاح عبدالمقصود.
5. ((به سوی خدا می رویم )) که سفر نامه حج است .
6. پرتوی از نهج البلاغه .
7. آینده بشریت از نظر مکتب ما.
8. آزادی و استبداد.
9. آیت حجاب .
10. مرجعیت و فتوا.
11. درسی از قرآن .
12. درس وحدت .
درباه زندگی سیاسی و اجتماعی مرحوم طالقانی تا کنون آثار متنوعی به رشته تحریر درآمده و هر یک از نویسندگان سعی کردهاند با تکیه بر آثار و مدارک موجود تصویری از زندگی ایشان ارائه دهند. ویژگی خاص شخصیتی ایشان از یک سوی و نقش هدایتگر و رهبریگونه وی در غیاب آیتالله سید روحالله خمینی در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی سبب شده که هر یک از نویسندگان تنها به بخشی از حیات سیاسی و اجتماعی ایشان بپردازند.
به طورکلی آثاری که درباره آیتالله طالقانی به رشته تحریر درآمده و چاپ و منتشر شدهاست به چهار دسته تقسیم میشود: ۱. دسته اول شامل مجموعه مقالات و کتبی است که صرفاً به زندگی سیاسی و اجتماعی بدون تکیه بر اسناد موجود (شهربانی سابق – ساواک و...)پرداختهاند این دسته از آثار اغلب در سالهای پس از وفات آیتالله طالقانی به رشته تحریر در آمدهاند.
۲. دسته دوم آثار موجود درباره طالقانی مقالات و کتبی است که بیشتر به اندیشههای طالقانی در ابعاد سیاسی، اجتماعی و گاها اقتصادی پرداخته است. این دسته از آثار اگر چه از سال ۱۳۷۶ حجم بیشتری را به خود اختصاص میدهد؛ ولی به لحاظ محتوایی مفید و قابل توجهاست.
۳. دسته سوم از آثار منتشره درباره طالقانی مجموعه سخنرانیهای ایشان است. این دسته از آثار اگر چه فاقد هر گونه توصیف و بینش است و تنها صرف متن سخنرانیها را در بر میگیرد ؛ ولی از آنجا که مجموعهای از سخنرانیهای ایشان را در بر میگیرد، مفید و قابل توجهاست. آخرین نمونه از این گونه آثار کتاب منارهای در کویر است.
۴. دسته چهارم و آخرین آثار درباره زندگی و فعالیت سیاسی و مبارزات طالقانی، انتشار اسناد توسط سازمانها یا نهادهای مختلف است که آخرین نمونه آن مجموعه اسناد سه جلدی مرکز بررسی اسناد تاریخی درباره طالقانی است اثر حاضر در واقع تلفیقی از آثار چهارگانه مذکور است. این اثر نه اسناد صرف فنه زندگینامه بدون اسناد و نه اندیشه صرف طالقانی است. در واقع نویسند ه در تدوین و تألیف اثر مذکور اهداف ذیل را دنبال کردهاست: شخصیت شناسی سیاسی آیتالله طالقانی و جایگاه وی در متن رویدادهای انقلابی ؛ بازیابی کلی اندیشههای سیاسی و اقتصادی طالقانی بر بنیان آثار موجود ؛ معرفی و تدوین آثار منتشر نشده درباره طالقانی و جایگاه وی در انقلاب اسلامی.
این اثر به دو بخش تقسیم شدهاست: بخش پژوهشی که با عنوان مدخل پژوهشی بر مجموعه اسناد طالقانی نگارش یافته، شیوه توصیف و تحلیل رویدادها با رعایت سیر تاریخی در محدوده زمانی سالهای ۱۲۸۶ تا ۱۳۵۸ ه. ش را در بر دارد و پایه اطلاعات گردآوری شده از منابع و مآخذ، شامل کتب، سخنرانیها و انساد است. این مدخل سه فصل است: درفصل اول به دوران کودکی و نوجوانی طالقانی میپردازد. فصل دوم خود به سه قسمت تقسیم شدهاست: در فصل اول به آغاز مبارزه سیسی طالقانی از شهریور ۱۳۲۰ تا تشکیل نهضت آزادی میپردازد. قسمت دوم از فصل دوم در برگیرنده فعالیتهای سیاسی – اجتماعی طالقانی از نهضت آزادی تا پیروزی انقلاب است و سرانجام قسمت سوم به فعالیتهای سیاسی اجتماعی طالقانی پس از پیروزی انقلاب میپردازد.
فصل سوم مدخل پژوهشی اشارهای کوتاه به اندیشههای سیاسی و اقتصادی طالقانی دارد. مسأله آزادی، بحث شوراها، استبداد و ابعاد آن و... از مطالب عمده فصل سوم است.
بخش دوم کتاب در برگیرنده اسناد است. اسناد گردآوری شده به لحاظ طبقاتی در زمره اسناد سری و محرمانه شهربانی سابق ( ژاندارمری کنونی) مربوط به سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ ه. ش است. خصوصیات این اسناد از این جهت است که برای اولین بار منتشر میشود و به لحاظ محتوا و مضامین، متفاوت از اسناد منتشر شده درباره طالقانی است در واقع مؤلف با بررسی موردی اسناد منتشر شده درباره طالقانی سعی کرده از گردآوری اسناد تکراری ای چاپ شده در گذشته خودداری کند و تا حد امکان اثری بدیع ارائه دهد.
گردآوری و تدوین این مجموعه اسناد کاری دشوار و طاقت فرسا بود و از آنجا که انتشار این اسناد میتواند پرتوی بر گوشهای تاریک از تحولات سیاسی و اجتماعی تاریخ معاصر ایران بیفکند مفید و قابل توجهاست.
او پس از سالها مبارزه ، در ساعت 45/1 بامداد روز دوشنبه 19/6/1358 به سوی حق شتافت و ملتی در غم فراقش غرق ماتم شدند.
انبوه جمعیت پیکرش را برای خاک سپاری به بهشت زهرا بردند و صبح سه شنبه در میان شیون و ناله مردم ، آن پیکر عزیز در خاک پنهان گشت و دولت یک روز تعطیل و سه روز عزاداری عمومی اعلام کرد.
امام خمینی (ره ) غم خود را از آن حادثه جانکاه در پیامش به ملت داغدار ایران چنین بیان کرد:
((... آقای طالقانی یک عمر در جهاد و روشنگری و ارشاد گذراند، او شخصیتی بود که از جسمی به جسمی و از رنجی به رنج دیگر در رفت و آمد بود و هیچ گاه در بهار بزرگ خود سستی و سردی نداشت من انتظار نداشتم که بمانم و دوستان عزیز و پرارج خودم را یکی پس از دیگری از دست بدهم . او برای اسلام به منزله حضرت ابوذر بود و زبان گویای او چون شمشیر مالک اشتر برنده بود و کوبنده . مرگ او زودرس بود و عمر او پربرکت .))
۱۲۸۹ (۱۵ اسفند): تولد در روستای گلیرد، طالقان
۱۲۹۴: ورود به مکتبخانه روستای گلیرد
۱۲۹۸: هجرت به تهران و سکونت در محلهٔ قنات آباد
۱۳۰۰: تحصیل در مدارس رضویه و فیضیه قم
۱۳۱۰: فوت پدر
۱۳۱۰: هجرت به نجف اشرف و ادامهٔ تحصیل نزد علمای بزرگ نجف
۱۳۱۶: کسب درجهٔ اجتهاد از آیتالله اصفهانی و آیتالله حائری در قم
۱۳۱۶: اقامت در تهران، آغاز تدریس در مدرسهٔ سپهسالار (شهیدمرتضی مطهری) و ازدواج در همین سال.
۱۳۱۸: آغاز مبارزه علیه حکومت طاغوت، دستگیری و حبس به مدت شش ماه.
۱۳۲۰: تشکیل کانون اسلام، انتشار مجلهٔ دانشآموز، همکاری با گروههای مبارز.
۱۳۲۷: آغاز فعالیت در مسجد هدایت (پایگاه مبارزان) و امام جماعت شدن در آن مسجد.
۱۳۳۰: همکاری و حمایت از گروههای مختلف مبارز مثل «جبههٔ ملی» و «فدائیان اسلام»
۱۳۳۴: پیوستن به نهضت مقاومت ملی
۱۳۳۶: پناه دادن به تحت تعقیب قرار گرفتگان گروه «فداییان اسلام» و زندانی شدن در همین رابطه
۱۳۳۸: مسافرت به مصر به نمایندگی از طرف آیتالله بروجردی و رساندن پیام ایشان به شیخ شلتوت که شیخ دانشگاه الازهر و مفتی مصر بود، شرکت در کنگرهٔ اسلامی دارالتقریب قاهره، ملاقات با جمالعبدالناصر.
۱۳۳۹: تشکیل جلسات به منظور افشار و تحلیل مسائل اجتماعلی کشور به همراه آیتالله مرتضی مطهری.
۱۳۴۰: سفر به بیتالمقدس به منظور شرکت در برنامهٔ مؤتر الاسلامی، آشنا شدن با مشکلات و رنجهای مردم آواره و ستمدیده فلسطین.
۱۳۴۰: تأسیس نهضت آزادی به همراه مهندس بازرگان، دکتر سحابی و …
۱۳۴۱: ۳ بهمن بازداشت توسط مأموران شاه در منزل
۱۳۴۲: شرکت در قیام مردمی پانزدهم خرداد، انتشار اعلامیهٔ معروف و مهیج و افشا کنندهٔ «دیکتار خون میریزد!» دستگیری مجدد ایشان.
۱۳۴۶: ۹ آبان آزادی از زندان
۱۳۵۰: تبعید به زابل و بافت به مدت یک سال و نیم به علت حمایت از مردم فلسطین.
۱۳۵۴: لو رفتن توسط افراد گروهک سازمان مجاهدین، دستگیری مجدد ایشان.
۱۳۵۷: ۸ آبان آزادی از زندان قصر
۱۳۵۷؛ سازماندهی و راهاندازی راهپیمایی میلیونی تاسوعا و عاشورا، عضویت در شورای انقلاب
۱۳۵۸: ۵ مرداد منصوب شدن به عنوان اولین امام جمعه تهران از طرف امام خمینی و خواندن اولین نماز جمعه در دانشگاه تهران.
۱۳۵۸: ۱۶ مرداد انتخاب شدن به عنوان نمایندهٔ مجلس خبرگان از سوی مردم تهران
۱۳۵۸: ۱۹ شهریور پس از سالها مبارزه، تبعید و زندانی شدن از زمین خاکی به دیار باقی شتافت.
این نوشتار دربارهٔ زندگینامهٔ افراد، خُرد است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید.