نشانه ها و وقایع قبل وپس از ظهور (۲)
فتنه وبلاهایى که اختصاص به شیعه دارد
وقایع نوعیه مختص به شیعه
آنچه به شیع اختصاص دارد زائد بر آنها که گذشت خلاصه اش تمحیص وتمییز است، یعنى پاک شدن واز هم جدا شد ن واینکه دیندارى ونگهدارى عقیده بسیار مشکل است در اثر چند امر:
۱- از جهت اختلافاتى که در وجود آن حضرت وحیات او پیدا مى شود.
۲- در اثر طول غیبت که سبب یاس ونومیدى مى شود.
۳- از جهت اختلافاتى که در ما بین ایشان پیدا مى شود در امور خاصه که به هم در افتند وبا هم معارضه ومبارزه کنند.
۴- از جهت مدعیان باطل که فریبنده ى جاهل است وداعیان اغواء کننده، که گول زننده ى ساده ى غافل است.
۵- از جهت بلاها وشکنجه ها که از ناحیه ى دشمنان ومخالفین مى بینند.
۶- از جهت دنیا خواهى وتقلید از اهل دنیا واز وضع زمانه.
وهمه ى اینها از جهت امتحان است که حضرت موسى بن جعفر علیه السلام فرمود:
(صاحب این امر را ناچار است از غیبتى تا اینکه برگردد از این امر کسى که قائل به او بود واین امتحانى است که خداوند خلق خود را به آن امتحان مى کند).(۸)
وحضرت صادق علیه السلام فرمود:
(درازى عمر او وامتحان خلق در زمان غیبت او مانند نوح علیه السلام است که هفت مرتبه مامور شد که هسته ى خرما بکارد واز میوه ى او بخورد، آنگاه عذاب بر قومش نازل شود وچون درخت مى شد وبه میوه مى رسید باز به تأخیر مى افتاد ودر هر مرتبه که به تأخیر مى افتاد جمعى از قوم او از او بر مى گشتند ومى گفتند: اگر نوح پیغمبر بود وعده ى او خلف نمى شد وچون وعده به پایان رسید خداوند به نوح فرمود: اگر در همان اول عذاب مى فرستادم آنها که در هر مرتبه مرتد شدند باقى مانده بودند، آن گاه آن خبث باطن وسوء سریره ونفاق قلبى خود را بعد از نجات، با مؤمنین ظاهر مى ساختند وبا ایشان به خصومت ومحاربه براى ملک ودولت وریاست برمى خاستند وهمچنین مدت غیبت قائم ما به طول انجامد تا حق از غیر حق خالص گردد وایمان از دروغ صاف گردد، به سبب مرتد شدن آن کس که طینت او خبیث است از شیعیان، که خوف آن است که چون تمکن پیدا کنند ودولت یابند نفاق خود را ظاهر کنند).(۹)
تمحیص وتمییز
حدیث فوق به علاوه امتحان ووجه امتحان، تمحیص وتمییز را نیز متعرض بود واز جمله اخبارى که به این جهت اشاره دارد این است:
حضرت صادق علیه السلام فرمود:
(این امر نخواهد شد مگر بعد از مایوس شدن، نه به خدا قسم تا اینکه از هم جدا وممتاز شوید، نه به خدا قسم تا اینکه خالص شوید، نه به خدا قسم تا اینکه آن کس که شقى باشد شقى شود (یعنى شقاوتش ظاهر شود) وآنکه سعید باشد بماند).(۱۰)
ونیز فرمود:
(چگونه خواهید بود آنگاه که نه امام رهنمائى شما را باشد ونه عملى، بعضى از بعضى بیزارى جوئید، پس در آن هنگام از یکدیگر ممتاز وجدا شوید وخالص گردید وغربال شوید).(۱۱)
وحضرت باقر علیه السلام فرمود:
(هیهات هیهات فرج ما نخواهد بود تا اینکه غربال شوید، باز هم غربال شوید، باز هم غربال شوید، تا اینکه هر چه کدر وتیره است برود وهر چه صاف است بماند).(۱۲)
وامیر المؤمنین علیه السلام فرمود:
(مثل شما مثل کسى باشد که او را طعامى باشد (از گندم وبرنج وعدس وماش وغیره) پس او را پاک کند ودر انبار نهد، پس از چندى بر سر او آید سوس در وى افتاده باشد وبعضى از آن را فاسد کرده باشد، پس دوباره او را پاک کند وسوس زده اش را دور سازد ودر انبار نهد، چندى بگذرد بار در وى سوس افتد، پس باز او را پاک کند وهمچنین تا اینکه بماند مقدارى که هر چه بماند دیگر سوس در وى نیفتد یا به او آفت نرساند، همچنین شماها از یکدیگر متمیز وجدا مى شوید تا اینکه نماند مگر جمعیتى که دیگر هیچ فتنه اى به ایشان آسیب نرساند).(۱۳)
حضرت باقر علیه السلام فرمود:
(اى گروه شیعه البته تمحیص خواهید شد یعنى خالص خواهید شد مانند خالص شدن سرمه در چشم، زیرا که صاحب سرمه مى فهمد وقتى را که سرمه در چشم او داخل مى شود، اما نمى فهمد وقتى را که چشم از سرمه خالص مى شود، همچنین یکى از شما صبح مى کند در حالى که بر شریعت ما وامر ماست وشام مى کند در حالى که از امر ما خارج شده یا شام مى کند در حالى که بر شریعت ما وامر ماست وصبح مى کند در حالیکه از شریعت ما خارج گشته وخود نمى فهمد).(۱۴)
وحضرت صادق علیه السلام فرمود:
(به خدا قسم که شما شکسته مى شوید همچنانکه شیشه شکسته مى شود، بلکه شیشه پس از شکستن برگردانده مى شود، پس برمى گردد مانند اول، اما شما شکسته خواهید شد مانند شکسته شدن سفال که برگردانده نمى شود، به خدا قسم که خالص خواهید شد، به خدا قسم که غربال خواهید شد چنانکه پوشال از گندم غربال مى شود).(۱۵)
ثابت بر ایمان صحیح کم است
امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:
(نماند از شما مگر مانند سرمه در چشم یا نمک در طعام).(۱۶)
وحضرت رسول صلى الله علیه واله وسلم فرمود:
(قسم به آن کس که مرا به حق مبعوث کرده براى بشارت که ثابتین بر قول به آن قائم علیه السلام در زمان غیبت او نایاب تر است از کبریت احمر).(۱۷)
وحضرت زین العابدین علیه السلام فرمود:
(غیبت دوم او طولانى شود تا اینکه برگردد از این امر بیشتر قائلین به امامت او، پس ثابت نماند مگر کسى که یقین او قوى باشد ومعرفت او صحیح باشد ودر نفس خود چاره اى نبیند جز تسلیم حکم ما وامر ما اهل بیت).(۱۸)
حضرت امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:
(ظهور براى بسط عدالت بعد از غیبت وحیرتى خواهد بود که ثابت نماند در
دوره ى حیرت بر دین خود مگر مخلصین که با روح یقین مباشر شده اند، کسانى که خداوند میثاق وپیمان ایشان را بولایت ما گرفته ودر دلهاى ایشان ایمان نوشته وایشان را به وحى از خود موید فرموده).(۱۹)
وحضرت صادق علیه السلام فرمود:
(چنان مضطرب شوند در عقیده مانند اضطراب کشتى در دم موجهاى دریا، نجات نیابد مگر آن کس که خدا پیمان او را گرفته باشد ودر دل او ایمان نوشته واو را به وحى از خود مؤید فرموده باشد).(۲۰)
ونیز فرمود:
(در کتاب جفر نظر کردم پس در غیبت او وطول غیبت وابتلاى مؤمنین در زمان او تامل کردم، دیدم به سبب طول غیبت او در دلها شک وارد شود وبیشترى از دینشان مرتد شوند وربقه ى اسلام را از گردن خود خلع کنند).(۲۱)
وحضرت جواد علیه السلام فرمود:
(اکثر قائلین به امامت او مرتد شوند واز او برگردند).
راوى عرض کرد: چرا؟
فرمود:
(از آن جهت که او را غیبت طولانى باشد، پس مخلصین انتظار او کشند واهل شک وریبه انکار او کنند، وجاحدین ذکر او وصحبت او را استهزاء کنند).(۲۲)
حضرت صادق علیه السلام فرمود:
(این امر نخواهد شد تا اینکه دو ثلث از مردم بروند.
ابو بصیر گفت: اگر دو ثلث از مردم بروند پس که باقى خواهد ماند؟
فرمود: شما راضى نیستید که از ثلث باقى باشید(۲۳) (یعنى شما به رفتن دیگران چکار دارید؟ شما جدیت کنید که از ثلث باقى باشید)).
اسبابهاى گمراهى وخروج از دین
یکى اختلاف در وجود آن حضرت است.
حضرت صادق علیه السلام فرمود:
(در قائم شباهتى است به عیسى علیه السلام همچنانکه در او یهود ونصارى عقیده هاى خلاف پیدا کردند، همچنین درباره ى قائم نیز عقیده هاى خلاف پیدا خواهند کرد، پس بعضى منکر او شوند وبعضى گویند متولد نشده وبعضى گویند یازدهم عقیم بوده. وبعضى گویند امامت منحصر به دوازده نیست بلکه به سیزده وبیشتر نیز تجاوز کند وبعضى گویند روح قائم در هیکل غیر او نطق کند.(۲۴)
بعضى روح شخصى او را گویند مانند حلولیه از مدعیان مهدویت وبرخى دیگر روح نوعى او را مانند صوفیه چنانکه شاعرشان گفته:
(خواه از نسل عمر خواه از علیست) (مولوى)
دیگر: فتنه هاى مشتبهه ى گمراه کننده: حضرت باقر علیه السلام فرمود:
(ناچار است از فتنه اى که ساقط شود در وى خواص وصاحبان سر حتى اینکه ساقط شود در وى آن کس که یک مو را دو مو مى کند، تا اینکه باقى نماند مگر ما وشیعیان ما).
دیگر: دعوت کنندگان وصاحبان رایت ومدعیان ولایت: حضرت صادق علیه السلام فرمود:
(دوازده رایت مشتبه ظاهر خواهد شد که معلوم نخواهد شد کدام از کدام، یعنى حق از باطل).
وامیر المؤمنین علیه السلام فرمود:
(در آن وقت، قائم ما قیام کند وهفتاد نفر را که بر خدا ورسول دروغ مى بندند پیش آورد وبکشد، آنگاه خداوند همه را بر یک امر جمع کند).
(هر چه طول مدت بیشتر شود داعیان ومدعیان بیشتر گردد بعضى داعیان به مسلک وطریقند وبعضى داعیان به حزبیت وشعبیت).
دیگر اختلافات: این اختلافات یا ناشى از حزبیت است ویا ناشى از عقائد خاصه ویا از اختلاف نظر وراى ویا از تنازع در ریاست ودنیا.
امیر المؤمنین علیه السلام به مالک بن ضمره فرمود:
(چگونه خواهى بود وقتى که شیعه مختلف شوند وبه هم درافتند؟ سپس انگشتان را درهم آمیخت وچنگها را در هم زد (یعنى این طور درافتند).
مالک بن ضمره عرض کرد:
هیچ خبرى در آن وقت نیست.
فرمود:
همه ى خیر در آن وقت است در آن، وقت قائم ما قیام کند).
ونیز آن حضرت علیه السلام در حدیث دیگر فرمود:
(وا اسفا از افعال شیعیان ما بعد از قرب مودتشان امروز، چگونه بعد از من بعضى، بعضى را ذلیل خواهند کرد وبعضى، بعضى را خواهند کشت).(۲۹)
ونیز آن حضرت علیه السلام فرمود:
(نخواهید دید آنچه را دوست مى دارید تا اینکه بعضى از شما آب دهن بر روى بعضى دیگر اندازد وبعضى از شما بعض دیگر را کذاب بنامد).(۳۰)
واز بنت الحسن علیه السلام ودر نسخه اى از حضرت مجتبى علیه السلام فرمود:
(نخواهد بود این امر که انتظار او را مى کشید تا آنگاه که بعضى از بعضى تبرى کند وبیزارى بجوید وبعضى آب دهن بر روى بعضى افکند وبعضى، بعضى را لعن کند وبعضى، بعضى را دروغگو بنامد وبعضى بر بعضى شهادت به کفر دهد.
راوى گفت: پس خیرى در آن زمان نیست.
فرمود:
هر خیر باشد در آن زمان است که قائم قیام کند وهمه ى اینها را بردارد).
دیگر: بلاها وشکنجه ها است: در حدیث لوح فاطمه که جابر به حضرت صادق علیه السلام ارائه داد چنین است:
(زود باشد که اولیاء او (یعنى دوازدهم) در عهد او ذلیل شوند وسرهاى ایشان را مانند سرهاى ترک ودیلم به هدیه ببرند، پس ایشان را بکشند وبسوزانند وهمواره خائف وترسان ولرزان باشند، زمین از خون ایشان رنگین شود، آه وناله در زنان ایشان برپا شود، ایشانند اولیاء من، به حقیقت به خاطر ایشان هر فتنه ى پوشیده وتار را برمى دارم وزلزله ها را دفع مى سازم وهر سختى ومشقت را دور مى کنم).
واما فتنه هاى مالى ودنیائى وتقلید اهل زمانه وفسادها وفجایع هوى وشهوت، شرح مبسوط آن در وقایع عمومى گذشت. پس با این وصف نگهدارى دین مشکل است ولذا پیغمبر صلى الله علیه واله وسلم فرمود به ابى ذر:
(نگهداشتن دین مانند نگهداشتن اخگر آتش است در کف دست).
وحضرت صادق علیه السلام فرمود:
(نگهدارنده ى دین خود مانند کسى باشد که درخت پر خار را به دست خود بتراشد وخارها را زائل کند).
ولذا حضرت رضا علیه السلام فرمود:
(خلق زیادى وجمع بسیارى از این امر بیرون روند از جهت شک مردم وضعف یقین وکیم ثبات ایشان به علاوه ى سختى ودشوارى ابتلائى که مبتلا مى شوند ونماند مگر اندکى قلیل از مخلصین صابرین وثابتین وآنان که در علم آل محمد صلى الله علیه واله وسلم رسوخ دارند وآنان که این احادیث را از ایشان روایت نموده وبه مرادشان دانا گشته واشارات ایشان را در معانى ومقاصدشان فهمیده اند، آنان که خداوند بر ایشان نعمت کرده به ثبات وایشان را گرامى داشته به دین ویقین، الحمد لله رب العالمین).(۳۵)
(ضمنا معلوم شد خاصیت دانستن ومطالعه ى این احادیث ووقایع وعلامات).
وقایع مخصوصه
این وقایع عبارت است از حوادثى که از باب (ملاحم وفتن) واخبار به مغیبات به آنها اخبار شده یعنى: چنین فتنه ها وحادثه ها رخ خواهد داد ولى مانند وقایع عامه که نه جنبه ى علامتى دارد ونه تصریح به وقت حدوث آنها شده.
نهایت فرق این است که آنها جنبه ى عمومى ونوعى داشت واینها جنبه ى خصوصى واختصاصى دارد واز اینگونه وقایع یعنى واقعه هاى خاص بسیار است که هر یک از ائمه علیهم السلام به شطرى از آن اخبار کرده اند وکتب مبسوطه اى که در شرح حال ائمه علیهم السلام نوشته شده براى هر یک در شمار معجزاتش بابى یا فصلى مخصوص در اخبار به مغیبات او باز کرده اند وجمع همه ى آنها به تنهایى کتاب بزرگى خواهد شد، الا اینکه قسمتى از اینها را نظیر آن وقایع عامه در باب علامات نوشته اند به همان نظر که آنها را نوشته اند واینها هم نوعا واقع شده وگذشته وبعضى هم مبهم ومحتمل الوجوه است.
پس چندان فائده اى در ذکر آنها نیست الا اینکه اطلاع وتذکر اجمالى لازم است، تا هم رفع اشتباه شود از کسانى که مراجعه به کتب دیگر کرده یا مى کنند وهم دفع اعتراض شده باشد که چرا فلان واقعه یا علامت را ذکر نکرده اى.
خرابى مسجد براثا وقطع حج
امیر المؤمنین علیه السلام در هنگام برگشتن از جنگ نهروان در اراضى براثا که نزدیک بغداد والان متصل است به وى فرود آمد ودر آنجا راهبى بود به نام حباب، پس از مذاکراتى وکراماتى که از آن حضرت در آنجا ظاهر گردید به وى فرمود: در این محل مسجدى بنا کن واو را به نام کننده ى او بنام، سپس فرمود: او را خراب نمى کند مگر کافر وچون چنین کنند سه سال از حج ممنوع شوند وزراعت ایشان محترق شود.
واین امر واقع شده در عهد قرامطه، سید بن طاوس در (ملاحم وفتن) از سلیلى نقل کرده از ابن عمر گفت: منافقین مسجدى را در مدینه شبانه خراب کردند، پس اصحاب این امر را بزرگ شمردند.
پیغمبر صلى الله علیه واله وسلم فرمود:
(شما خرابى این مسجد را بزرگ شمردید با اینکه او تعمیر خواهد شد، ولى هرگاه مسجد براثا خراب شود حج تعطیل شود.
گفته شد: یا رسول الله مسجد براثا کجاست؟
فرمود: در طرف غربى بغداد از ارض عراق، هفتاد پیغمبر ووصى در وى نماز گزارده وآخرین کس که در وى نماز گزارد این مرد خواهد بود واشاره به امیر المؤمنین علیه السلام کرد).
سپس سلیلى گفته: من خود دیدم که حنبلى ها آن مسجد را خراب کردند وتیرهاى سقف مسجد را سوختند ودر او درخت خرمائى بود او را قطع کردند، حتى اینکه در مسجد قبرهائى حفر کردند ومرده هاى مردم را از صاحبانش به زور مى گرفتند، با اینکه براى ایشان قبور ساخته بودند ودر آنجا دفن مى کردند، تا اینکه از صورت مسجدى بیرون رود وآنجا را قبرستان کنند. سپس گفته واین در سنه ى ۳۱۲ بود ودر همان سال سلیمان بن حسن قرمطى خروج کرده وراه را بر حاجیان قطع کرد.(۲) وبه همین قطع حج به سبب قرامطه، حضرت صادق علیه السلام اشاره فرموده:
(حجوا قبل ان لا تحجوا) حج کنید پیش آنکه نتوانید حج کنید.
سپس با انگشت ابهام به طرف قبله اشاره وفرمود: در این سمت هفتاد هزار یا زیاده کشته شوند. على بن حسن که یکى از رواه حدیث است گفت: شبیه به این مقدار در قافله کشته شد ودر حدیث دیگر به جمعى از اهل کوفه فرمود:
(حجوا قبل أن لا تحجوا قبل ان یمنع البر جانبه؛ حج کنید پیش از آنکه خشکى جانب خود را منع کند یعنى از طرف خشکى راه نداشته باشید وهمچنان شد زیرا از طرف دریا مانعى نبود).
– بعضى نسخه ها برجانیه را با یاء ضبط کرده واین قطعا تصحیف است با خصوصیاتى که ذکر شد راجع به خرابى مسجد براثا وقطع حج، چنانکه خود این حدیث نیز به هر دو اشاره دارد، به علاوه بر جانیه در لغت معنى مناسبى ندارد به جز اینکه در قاموس گفته، بر جان بروزن عثمان جنسى است از روم ودزدى است معروف وبر فرض صحت نسخه باید به معنى دوم گرفت که قرامطه را دزدهاى راهزن فرض کرده واما به معنى اول مناسبتى با خرابى مسجد براثا ندارد.
پس بعضى که بر جانیه را بر بریطانیه حمل کرده اند وانتظار وقوع منع حج از طرف ایشان دارند تاویلى است خالى از تحقیق -.
وباز فرمود:
(حج کنید پیش از خرابى مسجدى در عراق که در ما بین نخلستان ونهرها واقع است (وآن همان مسجد براثا است)).
واز جمله اعمال قرامطه که حضرت صادق علیه السلام نیز قبل از وقوعش به آن اشاره فرموده: خراب کردن خانه ى کعبه ونقل حجر الاسود را به مسجد کوفه است.
منع طعام ودرهم از عراق
جابربن عبد الله گفت: نزدیک است که اهل عراق طعام ودرهم به سوى آنها جبى نشود یعنى زکات وخراج که متعارف بود که به محل خلافت مى بردند، قطع شود.
گفتند: از چه ناحیه؟ گفت: از ناحیه عجم، باز گفت: زود است که اهل شام کشیده نشود به سوى ایشان طعام ودینار، گفتند: از چه ناحیه؟ گفت: از ناحیه روم.
واین هر دو واقع شده:
اول: اشاره به ضعف خلفاى عباسى وحدوث دولت وسلطنت در عجم وغلبه ى سلاطین عجم است که در اثر استیلاء وتسلط، باجى به خلفاء نمى دادند.
دوم: نیز اشاره به ضعف وانکسار یا انقراض ایشان است که سبب شد که دولت روم به خود استقلال تام پیدا کرد وخراج خود را قطع کرد.