0

اشعار دفاع مقدس

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

شهدا-دفاع مقدس

 

وانهاده‏ست به میدان بدنش را این‏بار

 همره خویش نبرده‏ست تنش را، این‏بار

 تا ز مرز خودی خود گذرد، تجربه كرد

 پا نهادن به سر خویشتنش را این‏بار

 زین سپس خلوت او معبد ابراهیمی‏ست

 كه شكسته‏ست بت ما و منش را این‏بار

 آن قدَر رفته در این مرحله از خویش كه من

 خوانده‏ام فاتحۀ آمدنش را این‏بار

 مثل یك موج در آغوش خطر حس می‏كرد

 لحظۀ آبی دریا شدنش را این بار

 تا از او گَرد تعلّق نشود دامنگیر

 همه دیدند به دریا زدنش را این‏بار

 دل من چشم تو روشن، كه نسیم آورده‏ست

 بویی از رایحۀ پیرهنش را این‏بار

 سینه‏سرخان مهاجر كه روایت كردند

 بال در بالِ مَلَك پر زدنش را این‏بار:

 دیده بودند به تشییع شقایق‏هامان

 بر سر دست ملایك، بدنش را این‏بار

 بی نشانی‌ست نشانی كه ز ما می‏ماند

 می‏سپاریم به خاطر، سخنش را، این‏بار

 
 
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  12:47 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

شهدا-دفاع مقدس

 

این عطر خون توست با آبان می آید

از جاده های سرخ کردستان می آید

بعد از شهادت زنده تر خواهی شد ای عشق

عاشق که بی جان می شود، با جان می آید

مجنون جزیره نیست، مجنون سینه ی توست

چون از جماران جنون فرمان می آید

فرمانده می داند که خیبر سوز دارد

وقتی که لشگر می رود، گردان می آید

...

یک شهر می گرید در آغوش مزارت

یکریز در گلزار قم، باران می آید

 
 
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  12:48 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

شهدا-دفاع مقدس

 

گل شد، بر آمد پیکرم، آهسته آهسته

انگار دارم می‌پرم آهسته آهسته

انگشترم، مهرم، پلاکم، چفیه‌ام، عطرم

پیدا شد از دور و برم آهسته آهسته

آهسته آهسته سرم از خاک می‌روید

از خاک می‌روید سرم آهسته آهسته

جز نیمه‌ ای از من نمی‌یابید، روزی سوخت

در شعله نیم دیگرم آهسته آهسته

امروز بعد از سال ها زاییده خواهد شد

ققنوس از خاکسترم آهسته آهسته

خوابیده‌ام بر شانه‌ها و می‌برندم … نه

تابوت را من می‌برم آهسته آهسته

آن پیرزن، این زن به چشمم آشنا هستند

دارم به جا می‌آورم آهسته آهسته

خواندم: پدر خالی است جایش این خبر می‌ریخت

از چشم‌های خواهرم آهسته آهسته

دیگر برای آستین بالا زدن دیر است

این را بگو با مادرم آهسته آهسته

 
 
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  12:48 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

شهدا-دفاع مقدس

 

ما گرد مداری از خطر می‌گردیم
تا صبح به دنبال سحر می‌گردیم
سوگند به لاله‌ها، که همچون خورشید
زرد آمده‌ایم و سرخ برمی‌گردیم

×××

پیراهنی از ستاره بر تن کردند
دل را به امید کوچ روشن کردند
آن جا که شب از رود خروشان تر بود
محدوده ی صبح را معیّن کردند

 
 
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  12:48 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

پدرم گوش کن بهانه مگیر
و غرور مرا نشانه مگیر
از دلم با تو حرف ها دارم
حرف از روح کربلا دارم
پدرم حرف نسل ما چیزیست
که شبیه شعار نسل تو نیست
کربلا از نگاه ما شور است
نور در نور , نور در نور است
پدرم فکرتان بلند نبود
کربلاتان جوان پسند نبود
همه ی کربلا که ماتم نیست
قصه و غصه ی دمادم نیست
این فقط نیم خالی آن است
قصه های خیالی آن است
کربلا, کربلای ما چیزیست
که تمام شنیده های تو نیست
کربلا حرف دیگری دارد
به وصال خدا دری دارد
حرف امروز حرف دیروز است
خون به شمشیر ظلم پیروز است
پس چرا غم سوار فکر شماست؟
" کشته شد وا حسین " ذکر شماست؟
زنده و جاودانه شد به خدا
مرگ او یک بهانه شد به خدا
کربلا را چقدر بد گفتید
و فقط حرف مستند گفتید
پس چه شد آفتاب پیروزی
پس چه شد آفتاب پیروزی
که اگر کشته شد حسین (ع) چه باک؟
خون برای ادای دین چه باک؟
فکر کن کربلا چرا زیباست:
پرچم دین هنوز پا برجاست
چه کسی این حدیث را فهمید:
"... آی شمشیرها فرود آیید..."
او خودش خواست یک "صدا" بشود
که برای خدا فدا بشود
گفت آن مظهر شکیبایی:
که "ندیدم به غیر زیبایی "
پس تو و من چرا نمی بینیم
دیدنی هاش را نمی بینیم
روضه خوب است اشک می آرد
بوی سقا و مشک می آرد
تو کفایت ولی به این کردی
شد به اصل پیام بر گردی؟
….
پدرم گوش کن بهانه مگیر
و غرور مرا نشانه مگیر
که اگر با تو روی صحبتم است
" اتقوا من مواضع التهم " است
حرف امروز نسل من این است
که : عزا بی شناخت توهین است
سگ نه, یار حسین (ع) می مانیم
و کنار حسین(ع) می مانیم
مادرم از شبی که زاده مرا
شیر عشق حسین(ع) داده مرا
کربلا زینبی ولی زیباست
استقامت پیام عاشوراست
...
پس چرا آفتاب پیروزی
پشت ابر کلیشه می سوزی؟

 
 
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  12:48 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

اجتماعی-سیاسی-فتنه 88

 

از حلقه‌هایمان به در افتاد رازها 

با قیل و قال بی‌ثمر عشق بازها 

 دوشید فتنه‌ای شتران دو ساله را

بر دوششان نهاد به بازی جهازها 

شوخی شده‌ست و عشوه نماز شیوخ شهر 

رحمت به بی‌نمازی ما بی‌نمازها 

خیل پیاده‌ایم، كجا بازگو كنیم؟ 

رنجی كه برده‌ایم ز شطرنج بازها 

ماییم و زخم خنجر و دست برادران 

ماییم و میزبانی‌ این ترك تازها 

در پیش چشم كوخ‌نشینان غریب نیست 

از كاه، كوه ساختن كاخ سازها 

قرآن به نیزه رفت... خدایا مخواه باز 

بر نیزه‌ها طلوع سر سرفرازها 

در گنبد كبود زمان ما كبوتران 

بستیم چشم و بسته نشد چشم بازها 

ما را ز جنبش خس و خاشاك باك نیست 

بر خاكمان مباد هجوم گرازها

 
 
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  12:49 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

 

صد خاطره از شور رشادت داریم

از قافله ی عشق حکایت داریم

 

روز 9 دی جهانیان فهمیدند

نسبت به امام خویش ، غیرت داریم

 

آتش زدن پرچم ارباب "حسین" ( علیه السّلام)

داغی ست که تا روز قیامت داریم

 

مدیون دعای حضرت زهراییم

اینگونه اگر عشق به هیأت داریم

 

« تا کور شود هرآنکه نتواند دید»

صد شکر که نعمت ولایت داریم

 

از یُمن وجود حضرت سیّد علی ست

امروز اگر اینهمه عزّت داریم

 

پروانه صفت دور سرش می گردیم

از بسکه به ساحتش ارادت داریم

 

بارهبر خویش روزی ، ان شاالله

تا کرببلا ... عزم زیارت داریم

 

ما نوادگان جبهه های عشقیم...

عمریست همه عشق شهادت داریم

 

ما غیر ِ ظهور قائم آل رسول (ص)

در بین دعا دگر چه حاجت داریم؟؟!

 

ای کاش که انتظارها سَر برسد

این جمعه ز ِ کعبه عشق ِ حیدر برسد

 
 
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  12:49 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

من غریب افتاده ام اندر دیار بی کسان

من یکی جا مانده هستم از تبار بی کسان

ای سفر کرده بیا که کشت ما را هجر تو

پس تو کی پایان دهی بر انتظار بی کسان

گر بیفتم در میان بستر مرگم غریب

می شود حاضر شوی در احتضار بی کسان

در کنار ما نشد منزل نمایی اختیار

می شود آیا بیایی بر مزار بی کسان

بعد پیر میکده رنگ خزان بر دل زدند

سوی ما برگرد ای زیبا بهار بی کسان

خوبرویان جمله در هجران تو رفتند و ما

مانده ایم اندر رهت ای گلعذار بی کسان

بی قراری تو بهر ما بود ظاهر ولی

ما به فکرت نیستیم ای بیقرار بی کسان

کاش از شرم و حیای تو نصیب من شود

تا به سوی تو شوم من هم قطار بی کسان

 
 
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  12:49 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

پریده تا به کران های بی کران ، دل من

نشسته در پسِ پرچین آسمان ، دل من

 

به گوش عالم و آدم رسیده سرّ نهان

که راز بین من و تو شده عیان ، دل من

 

در این زمانه تو را می زنند ... چوب حراج

میان کوچه و بازار و هر دکان ، دل من

 

همیشه خانه ی حق بوده ای ، ولی حالا

شدی تو ملعبه ی دست این و آن ... دل من

 

تویی که نام حسین ع را همیشه می بُردی

چرا نداری از آن لحظه ها نشان ؟؟ دل من

 

گناه پشت گناه ... کار هر شب و روزت

شکسته ای تو دل صاحب الزّمان عج ... دل من

 

دگر به یاد شهیدان دلت نمی گیرد

وَ می روی تو به بیراهه همچنان... دل من

 

بهانه ی حرم کربلا نمی گیری ...

دوباره فاصله افتاده بینتان؛ دل من ؟؟!!!

 

بیا و مثل گذشته کمی خدایی شو

کمی برای خودت مرثیه بخوان دل من

 

شبیه همّت و چمران ، شبیه آوینی

به پای حضرت زهرا س فقط بمان ، دل من

 

اسیر عشق حسین ع می شوی ... بگیری اگر

ز ِ دست مادر سادات ، لقمه نان ... دل من

 

هوای بغض میان کلام می مانَد...

حکایت دل من ناتمام می مانَد...

 
 
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  12:49 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

وقتی كه زاهدان خداجو، دنبال مال و جاه می‌افتند

مردم به خنده‌های نهانی، رندان به قاه‌قاه می‌افتند

یك عده اهل مال و منالند، یك عده اهل حیله و حالند

در انتخاب اصلح مردم، بعضاً به اشتباه می‌افتند

وقت حساب، دانه‌درشتان، از فرط التفات به مردم

مثل سه‌چار دانه گندم در توده‌های كاه می‌افتند

امروزه‌ روز جمعی از ایشان، فرماندهان جنگ خروجند

لب تر كنند خیل پیاده، از هر طرف به راه می‌افتند

اما همین گروه سواره، این ساكتانِ عربده‌ فرمای

شب‌های بار، با كت و شلوار، در صحن بارگاه می‌افتند

یعنی برای آخر بازی، بسته به موقعیت صفحه

شد سمت خود، نشد طرف خصم، رسماً به پای شاه می‌افتند

این روزها به دل نه امیدی، نه اشتیاق حرف جدیدی

تنها همین دو رشته اشكند، كز چشم گاه‌گاه می‌افتند

عاقل شدیم، و گوشه گرفتیم، تا با خیال تخت ببینیم

دیوانه‌های سنگ‌پران نیز، با سنگ‌ها به چاه می‌افتند

 
 
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  12:50 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

دیدم آن حالات شوق و شور را

در میان چهره هاشان نور را

 

در هوای عاشقی پر می زدند

تا خدا با گریه معبر می زدند

 

در دل شب با نوا و زمزمه

ذکرشان "یافاطمه " " یا فاطمه "

 

بین چهره عکس یک لبخند بود

همه ی هستیّ شان سربند بود

 

از همه افلاک برتر بوده اند

دوست نه،بلکه برادر بوده اند

 

تشنه لب دادند جان پای حسین

عاشقان حضرت پیر خمین

 

با شهادت زندگی زیبا شود

عاشقی با سوختن معنا شود

 

حال،آنها رفته و ما مانده ایم

از شهادت ، ما همه جا مانده ایم

 

تا نفس داریم تا که زنده ایم

ای شهیدان از شما شرمنده ایم

 

تاابد رزمنده ایم پای ولی

جان فدای حضرت سیّد علی

شاعر : اسماعیل شبرنگ

 

 
 
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  12:50 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

هرکس شهید حق شد، همراه با حسین است
آری مسیر عشق از، عبـــاس تـــا حسین است
در کربـــــلای این عصــــر، سوگنــــد بر ابوالفضل
«لبیک یا خامنـــــــه ای لبیک یا حسین است»

 
 
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  12:50 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

به سبک بیا نگار آشنا

 

 

دوباره جمع عاشقان ، پُر از نسیم کربلاست

 

دوباره دل منور از ، یاد امام و شهداست

 

آسمان پُر از قمر ، جلوه کرده در سحر

با نوای یا حسین

 

******

همیشه نام شهداست ، نماد عزت و شرف

 

مرور جانفشانیِ ، سپاه سلطان نجف

 

بر علی درودشان ، فاطمه سرودشان

اوج گرفته با حسین

 

******

نوشته روی قلبشان ، که این رَهِ سعادت است

 

تمام تاروپودشان ، اطاعت از ولایت است

 

با نوای کاروان ، رهروان آسمان

ره سپرده تا حسین

 

******

فدائیان فاطمه ، چو بانوی مدینه­اند

 

که بعد سالها هنوز ، به شهر خود غریبه­اند

 

استخوان مختصر ، می­زند به دل شرر

می­کند صدا حسین

 

******

اسیر نفس و وسوسه ، به روزگار مانده­ام

 

به زیر دین شهدا ، در این دیار مانده­ام

 

رهرو ولایتم ، عاشق شهادتم

کن مرا فدا حسین

 
 
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  12:50 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

امشب که عطر خیالت پیچیده در خانه دل

من با خیال تو مستم در کنج میخانه دل

می خواهم امشب به یادت شعری معطر بگویم

خونین چو برگ شقایق، رنگین چو افسانه دل

در سینه داغ تو دارم چون لاله خونین تبارم

گل کرده در حنجر من بعض غریبانه دل

می خواهم امشب ز داغت یک شعله آتش برقصم

آتش برقصم ز داغت با بال پروانه دل

گفتی چو الله اکبر شد باغ آیینه سنگر

بنگر دست خدا را ای خوب در شانه دل

خاندی غزل حکمتی با لحن صمیمانه دل

دل بردی از ما به یغما ای پیر فرزانه دل

 
 
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  12:50 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

 

شهیدان را به نوری ناب شوییم

درون چشمۀ مهتاب شوییم

شهیدان همچو آب چشمه پاکند

شگفتا آب را با آب شوییم؟

×××

مبادا خویشتن را واگذاریم

 امام خویش را تنها گذاریم

 ز خون هر شهیدی لاله ای رست

 مبادا روی لاله پا گذاریم

×××

نوشیدن نورِ ناب، کاری است شگفت

 این پرسش را جواب، کاری است شگفت

 تو گونه ی یک شهید را بوسیدی؟

 بوسیدن آفتاب کاری است شگفت

 
 
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  12:50 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها