0

اشعار دفاع مقدس

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

تقدیم به رهبرم

هرکس میان هر پیاله باده ای دارد

ایران ما هم رهبر آزاده ای دارد


دنیا خودش فهمیده این سی سال، این آقا

چون کوه، قدّ و قامت اِستاده ای دارد


مثل علی یک پنجه ی شیر افکنی دارد

مثل علی یک زندگیِ ساده ای دارد


با نامه ای، مهر و محبت را نمایان کرد

بن بست نیست اسلام ما که!، جاده ای دارد


نامی نخواهم برد، بعضاً هم پسر دارند

آقای ما هم چند آقازاده ای دارد


کشور نه، شهری نه، طویله نه، که اسرائیل

چندین سگِ هارِ نجس افتاده ای دارد

رضا باقریان

 
 
شنبه 18 اردیبهشت 1395  12:59 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

الحمدالله...

آخر دعای اُمَتِمان مستجاب شد

انگور نارسیده ی ما هم شراب شد

یک روز آن پلیدِ سقیفه به گور رفت

امروز پستِ آل سعود انتخاب شد

با وحدت و تقیه اسلام، عاقبت

دیدی چگونه نقشه دشمن بر آب شد

با نامه ای که رهبرمان پی نوشت کرد

کاخ سفید بر سر اهلش خراب شد

دارد ستون ظلم خودش سست میشود

حرف ولی، به کل بشر پست میشود

 

رضا باقریان

 
 
شنبه 18 اردیبهشت 1395  1:00 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

در معرکه عشق عشقست وفا را
عشق شه بی سر ، شهدا ، مغنیه ها را
یاران جهادیم اگر بی پر و بالیم
ای یار مدد کن همه انصار خدا را
بر سینه ما حک شده ابناء خمینی
چشمم به سوی توست علی وقت غزا را
ای جان حسین زینب کبری مددی کن
بعد از حرمت قسمت ما کرببلا را

 

مهدی روحانی

 
 
شنبه 18 اردیبهشت 1395  1:00 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

تقدیم به سردار جوان حزب الله "شهید جهاد مغنیه"

 

باید از دل، ثمر کشید آخر

می ناب از جگر کشید آخر

"پیله" جای نماندن است فقط

باید از خویش پر کشید آخر

 

پر کشیدن مسیر پروانه است

شمع، اغلب اسیر پروانه است

 

در بهاران شدی تو زرد چقدر

با تو مأنوس بود درد چقدر

خواستی دور شمع، خط بکشی

شمع پای تو گریه کرد چقدر

 

گریه کردن سلاح عاشق هاست

اشک، سوغات راه عاشق هاست

 

رفتنت آب کرد، جانم را

بی رمق کرد غم، توانم را

سختی داغ، بی گمان شاق است

رفتن تو برید امانم را

 

ثمر عمر حاج رضوانی

داشتی نمره، حاج رضوانی

 

رفتی امام نماد خواهی ماند

تا همیشه به یاد خواهی ماند

برگ سبزی به دفتر پدرت

تو "جهاد" "عماد" خواهی ماند

 

تو همان پیر رو سپید جوان

دوستت دارم ای شهید جوان

 
 
شنبه 18 اردیبهشت 1395  1:00 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

گرچه ایرانیم اما نگران یمنم
وسعت عرصه ی شیعه ست حدود وطنم
 
لرزه افتاده به اندام یمن با هر تیر
وای بر من اگر از گریه نلرزد بدنم
 
رنج مظلومیت ملت محروم یمن
"روزها فکر من این ست و همه شب سخنم"
 
دست و پا قطع شد از کودک و مرد و زن و من
خجل از این که نیفتاده خراشی به تنم
 
در حمایت ز نوامیس تشیع امروز
مالکم، یاسرم، عمارم، اویس قرنم
 
در غم اهل عراق و یمن و شیعه ی شام 
" دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم "
 
گر چه دستم نرسد بر گلوی آل سعود
همچو شمشیر کنم تیغ زبان در دهنم
 
چون حسین بن علی هست مرا شور جهاد
گرچه درصلح و صفا پیرو راه حسنم
 
هیچ ترسی به دلم راه ندارد از مرگ
زیر سر داشته ام در همه عمرم کفنم
 
کاش باشم من وآن روز که او می آید  
در رکابش سر کفار به شمشیر زنم
 
*****
امید زاده
 
 
شنبه 18 اردیبهشت 1395  1:00 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

بیداری اسلامی-شهادت

 

رتبه والای انسان را شهادت لازم است

رونق بازار ایمان را شهادت لازم است

خون یاران باغ دین را آبیاری میکند

کربلا آباد هر جان را شهادت لازم است

پیش پای یار باید فرشی از جان پهن کرد

مقدم زیبای جانان را شهادت لازم است

یوسف ما گرچه روزی بازگردد در وطن!

رؤیت سالار کنعان را شهادت لازم است

با امام و با شهیدان عهد باید بست باز

این وفا بر عهد خوبان را شهادت لازم است

برترین راه دفاع از پیمبر وحدت است

یاری ختم رسولان را شهادت لازم است

قدرت خون شهید از هر سلاحی برتر است

پاسخ تهدید عدوان را شهادت لازم است

استقامت راهکار فاطمیون است و بس

نیروی بازوی سلطان را شهادت لازم است

از عراق و اردن و بحرینتا مصر و یمن

جبهه ایران و لبنان را شهادت لازم است

شیعه و سنی ندارد نیل تا رود فرات

تا فلسطین مسلمان را شهادت لازم است

فاتح قدس شریف و کعبه ، راه کربلاست

اربعین سربداران را شهادت لازم است

امت اسلام را بیداری دیگر رسید

لیک این سیل خروشان را شهادت لازم است

موج وحدت کاخ استکبار را ویران کند

قدرت امواج طوفان را شهادت لازم است

دین به کشورهای زیر سلطه تا صادر شود

بازتاب دین و قرآن را شهادت لازم است

پرچم نصر من الله است در دست علی

یاری یار خراسان را شهادت لازم است

***

محمود ژولیده

 
 
شنبه 18 اردیبهشت 1395  1:00 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

شهدا را یاد کنیم  حتی با یک صلوات

 

آسمان،امشب دلم طوفانی است

چشمهایم نم نمک بارانی است

آسمان،ای مظهر رحمت ببین

بعد یارانم شدم غربت نشین

ای خدا،ای خالق هفت آسمان

ای نشان یاسهای بی نشان

ناله دارم،ناله ام را گوش کن

آتش این سینه را خاموش کن

تشنه ی عشقم کمی آبم بده

جرعه ای از باده ی نابم بده

باز کردم کوله بار بی کسی

کوله باره سالها دلواپسی

کوله بار خاطرات چاک چاک

چفیه و سربند و قرآن وپلاک

در گلو پیچید بغض و ناله ها

خاطرات رفتن آلاله ها

خاطراتم زنده شد،ای وای من

آه جبهه کو برادر های من

دست من را بند غمها بسته اند

آه یاران از کنارم رفته اند

***

خاطرات جبهه ها یادش بخیر

“راه قدس از کربلا”یادش بخیر

یاد ایامی که دلها ساده بود

زنگ تفریح همه سجاده بود

یاد ایامی که عشق آوازه بود

راه رفتن تا خدا دروازه بود

حرفی از درماندگی آنجا نبود

ذکر یا زهرا(س) گره ها می گشود

خویش را بهر خدا می ساختند

نفس را مابین راه انداختند

آری آری یاد آن دوران بخیر

یاد پرواز سبکبالان بخیر

یاد فکه،یاد مجنون،یاد هور

یاد یاران سراپا غرق شور

یاد آنان که چنین پرپر شدند

مثل مولاشان حسین(ع) بی سر شدند

نام حیدر(ع) روی لبها زمزمه

زخمی از پهلو شدن چون فاطمه(س)

دست ها می رفت و باز احساس بود

بین دلها غیرت عباس(ع) بود

یاد مستانی که خود ساغر شدند

انتقام سیلی مادر شدند

مثل ابراهیم در آتش شدند

در بساط عاشقی آرش شدند

پشت پا بر عالم هستی زدند

تا خدا بال و پر مستی زدند

***

لاله ها رفتند و ما جا مانده ایم

آه ازاین غم که تنها مانده ایم

حال ماییم و سراپا ادعا

راه آن خوبان کجا و ما کجا

ما که ارث جنگ را پوشیده ایم

یا به قول خویش ره پیموده ایم

حالیا ایمانمان بی سر شده

راه رفتن تا خدا معبر شده

پا روی خون شهیدان دیده ایم

راحت وآسوده سر خوابیده ایم

***

بین این دریا سوار قایقیم

گرچه بد کردیم اما عاشقیم

گرچه قلب یار را آزرده ایم

لیک دل را جز به او نسپرده ایم

دل اگر شرط است ما دلداده ایم

تحت امر رهبر آزاده ایم

امر رهبر روشنیّ راه ماست

هرکجا و هر مکان همراه ماست

باولایت غرق عزت می شویم

وارثان حاج همت می شویم

***

سهمم از خوبان شده تنها دلی

دل فدای قامت “سید علی”


.
ایمان دهقانیا

 
 
شنبه 18 اردیبهشت 1395  1:00 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

تقدیم به مادران پاک شهیدان مدافع حرم

 

اُمّ وَهَب ها دایماً در دل جگر دارند

در پشت هر لبخندشان چشمان تر دارند

وقت جهاد حق، به زینب اقتدا کردند

آنان که در دامان خود چندین پسر دارند

هل من معین در مکتب آنها اجابت شد

زیرا فقط حرف ولی را در نظر دارند

دل را به دست حضرت ام البنین دادند

زیرا از این اُمِ شهید آنها خبر دارند

خون شهیدان نخل دین را بارور کرده

این مادران با اشکشان بر آن اثر دارند

صبر و شجاعت باعث مردانگیشان شد

اینها خلیلند و به کف حتی تبر دارند

هر جا ندایی از ولی آمد، همه دیدند

اینها جلو تر از همه چادر به سر دارند

راه شهادت تا ابد بر عاشقان باز است

اما فقط بر مادران که شیر نر دارند

بعضاً تمام دسته گلها را فدا کردند

بعضاً از این غم، دستها را بر کمر دارند

آنگونه پای مکتب زهرا خطر کردند

تا بشنود دنیا که امید ظفر دارند

اشک همین ها از حرم ها پاسداری کرد

اشک همین هایی که از زینب ثمر دارند

سلمان تبارند و نه تنها مردها، بلکه

در این قبیله دختران میل خطر دارند

یک روز در پشت سر شیران دعا، حالا

پشت سر تابوتشان شوق سفر دارند

جنت به زیر پایشان بوده است و میماند

زیرا فقط حرف ولی را در نظر دارند

 

رضا باقریان

 
 
شنبه 18 اردیبهشت 1395  1:00 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

حماسه حسینی(ع) نهم دی ماه

 

تبیین نشد که بالاخره ماجرا چه بود

در اهل فتنه،این همه چون وچرا چه بود

رأی نداشته، طمع داشته چه سود

بذر نکاشته، دروی بی بها چه بود

گردن کلفت های پس پرده لااقل

با ما نگفته اند که رأی شما چه بود

آنانکه مدعی امامند و انقلاب

با این امام، ریشه عهد و وفا چه بود

قانون  اگر معرف میثاق ملی است

زیر سئوال بردن قانون گرا چه بود

دنیا به این دروغ بزرگ شما چه گفت

رمز تقلب و زدن دست و پا چه بود

دهها نفر به فتنه ی هشتاد وهشتتان

کشته شدند پاسخ هر خونبها چه بود

دشمن که خط، به جمع شما مستقیم داد

از انگلیس جایزه ی بی حیا چه بود

ای دستتان ز پای شماها درازتر

جز ننگ و حصر و خفت و خاری بها چه بود

این ننگ را به توبه مگرشستشو کنید

ورنه بجز قصاص، جزای جفا چه بود

باور مکن که فتنه فراموش میشود

افشا کنند، نسل دگر، ماجرا چه بود

این مملکت به دست ولایت سپرده شد

ما را اگر نبود ولای رضا چه بود

آخر حسین بود به داد دلش رسید

یار ولی امر، بجز کربلا چه بود

وقتی حماسه ی "نه دی" آفریده شد

معلوم شد که حافظ دین خدا چه بود

زهرای اطهر است دعاگوی انقلاب

ما را بجز بصیرت و اشک و دعا چه بود

 

محمود ژولیده
 
 
شنبه 18 اردیبهشت 1395  1:00 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

به یاد شهید حسن طهرانی مقدم-روضه حضرت زینب(س)

 

السلام ای یادگار جبهه ها

شیرمردی از دیار جبهه ها

ازتبار ذوالفقاری ای حسن

تو شهید اقتداری ای حسن

غیرتت صبر اجانب را ربود

نام تو کابوس اسراییل بود

در حقیقت شیر لشگر بوده ای

باعث لبخند رهبر بوده ای

موشک از دست تو تا پرواز کرد

بند غم از قلب آقا باز کرد

یاری رهبر به قیل و قال نیست

وقت فتنه شد مشخص مرد کیست

ای جگر دار از جگرداری بگو

از مسیر عشق و بیداری بگو

عده ای با حیله و نیرنگ ها

دکلمه خوانند با آهنگ ها

ادعا دارند یار رهبرند

شیر میدان های بی دردسرند

ای حسن جای شماها خالی است

عشق بازیها همه پوشالی است

ای حسن ماه غم خون خداست

بهترین هدیه به تو این روضه هاست

عمۀ سادات آواره شده

بسته بر او راه هر چاره شده

بر سر نیزه سر دلدار شد

دخت حیدر وارد بازار شد

گشته زینب اسوه دلدادگی

گریه دارد اینهمه آوارگی

در پی دلبر به هر جا پا گذاشت

محمل بی بی ما پرده نداشت

با وجودیکه سراپا درد بود

الگوی صبر هزاران مرد بود

پابه پای راس اقا سنگ خورد

پرده های محمل او چنگ خورد

از شکوه حیدری اش کم نشد

با کتک هم قامت او خم نشد

تا که خون بر ابروی یارش نشست

راس خود با چوبه محمل شکست

یار رهبر از تبار زینب است

اوهم از زخم زبان جان برلب است

 
 
شنبه 18 اردیبهشت 1395  1:01 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

عشق در کشور ما رتبه ی برتر دارد
صدفی خوب ترین است که گوهر دارد
بخت آن قوم بلند است که در هر خانه
مادری یک دو سه تا شیر دلاور دارد
بین انواع درختان چه قدر مشهور است
قد و بالای بلندی که صنوبر دارد
پدری در وسط روضه به اربابش گفت
شکر حق, پیر غلامت علی اکبر دارد

***
استخوان هاش رسیدند قد قنداقه ...
علی اکبر و حالا  علی اصغر دارد
***
جام (سلمان)ی ما را که به هر کس ندهند
گفته بودند که این میکده دفتر دارد
خوب شد اینکه همه اهل علی آبادیم
کشور از نسل علی سید و رهبر دارد

ایمان کریمی

 
 
شنبه 18 اردیبهشت 1395  1:01 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

شلمچه ....

 

این خاک داغ قطعه ای از خاک کربلاست
یک کهکشان ستاره در افلاک کربلاست
این جا اگر زمین شده معراج اسمان
این ها تمام از نفس پاک کربلاست
این خاک عاشقانه ترک خورده از عطش
چیزی شبیه پیکر صد چاک کربلاست
این دشت لاله لاله همه خون تازه است
اصلا شلمچه روضه ی غم ناک کربلاست
از مشرق فرات دل عطر تو می وزد
این جا نسیم هم نفس خاک کربلاست

 

حبیب محبیان

 
 
شنبه 18 اردیبهشت 1395  1:01 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

شهدا غواص

 

تابوت ها به دوش همه پر شکسته ها
گل کرده باز غیرتِ در خون نشسته ها

از راه آمدند که ما با خدا شویم
تا ایمن از عذاب شود شهر خسته ها

از راه آمدند که با هم شویم باز
والله دلخورند ازین دار و دسته ها

شرمنده ایم همتشان را نداشتیم
مردیم از خجالت این دستْ بسته‌ ها

حسین رحیمیان

 
 
شنبه 18 اردیبهشت 1395  1:01 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

حماسه حسینی(ع) نهم دی ماه

 

بردار و بگیر عَلَم که آمد نُه دی

آتش بزن ای قلم که آمد نُه دی

از فتنه گران نمانده جز بد نامی

زان بی خردی، نمانده جز ناکامی

ای خام خیالان و خدانشناسان

از خلق بریدگان، خسان، خناسان

بر خلق خدا عجب جفایی کردید!

با رمز تقّلب، چه خطایی کردید!

حقا که شدید عامل بیگانه

حاشا که چنین کند، مگر دیوانه

گر عذر نخواهید، چه عذری دارید؟

شک نیست شما فتنه گران، بیمارید

تا چند به ساز دشمنان رقصیدن؟

بر خون شهید کربلا خندیدن؟

نشناخته اید حرمت عاشورا

ای بی خبران ز قدرت عاشورا

گفتید «خداجوی» به یاران یزید!

بستید دو چشم خویشتن بر خورشید!

در قدس به جای یاری مظلومان

بردید پناه در حریم شیطان

از کشور ما نفی مسلمانی شد

تصریح به جمهوری ایرانی شد

گفتید که عهد و دین دگر آخر شد

دوران ولایت فقیهی سر شد

جان و تن ما فدای ایران! آری

ما را نه به غزه نی به لبنان کاری

با رمز تقلب آتشی بر پا شد

در پیکر شهر فتنه و غوغا شد

حاشا ز نظام ما که بر باد رود

خون شهدای جنگ از یاد رود

یک بار دگر نایب مهدی دم زد

فریاد و خروش بر همه عالم زد

ما را به بصیرت و نظر دعوت کرد

ما را به حضور بیشتر دعوت کرد

فریاد برآورد که هوشیار شوید

از خواب خوش خیال، بیدار شوید

روز نُه دی، پیر و جوان بر پا خاست

ایران به ندای رهبرش، قد آراست

 

مجتبی رحماندوست
 
 
شنبه 18 اردیبهشت 1395  1:02 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس

به مناسبت شناسایی

چند شهید با آزمایش
دی ان ای

تقدیم به مادران شهید:








چشم یعقوب به یوسف
 شده روشن امروز

سر فرزند رسیده ست به دامن امروز!

مادر این وصل پرآوازه 
مبارک باشد

حس مادرشدن تازه
مبارک باشد



پیکر شیرجوان آمده 
 بر دوش بگیر
مثل قنداقه شده خوب 
در آغوش بگیر



پیکری را که برای 
تو غزل میخواند

پیکری را که به شش 
ماهگی اش میماند



"مست بود و هوس جام 
شدن داشت نشد"
عشق گمنامی و گمنام 
شدن داشت نشد



"در پی عهد خودش 
باده به دستانت داد"

تا تو گفتی که بیا گوش 
به فرمانت داد



بازهم شکرخدا داغ
شما شیرین است

داغ سخت است ولی
اوج مصیبت این است:



فرض کن فرض! فقط 
فرض کن این مسئله را

پیش نعش پسرت گوش 
کنی هلهله را



فرض کن خشک شود 
روی لبت لبخندت

اربأ اربا بشود پیش
 خودت فرزندت



بگذارید بگویم که
چه در سر دارم
اصلأ امروز تب 
روضه ی اکبر دارم

...


محسن کاویانی

 
 
شنبه 18 اردیبهشت 1395  1:02 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها