0

شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

 
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)=شهر دالکی

دالکي در بخش مرکزي شهرستان دشتستان در استان بوشهر قرار دارد. اين شهر به دليل قرارگرفتن در کنار مسير ارتباطي بنادر استان بوشهر با نواحي داخلي ايران از قديم داراي اهميت و رونقي نسبي بوده است. وجود چشمه آب شيرين در شمال دالکي وعبور رودخانه دالکي از کنار اين محل از دير باز سبب سکونت دراين ناحيه شده است. آثار يافته شده درنخلستان‌هاي دالکي و نقاطي همچون قلعه دختر دليلي بر اين مدعاست. از بزرگان اين شهر مي‌توان به محمد بحراني (خاور دشتستاني) شاعر و احمد دالکي (پدر علم نجوم آماتوري در ايران) اشاره کرد.

آثار تاريخي و جاذبه‌هاي گردشگري

کاروانسراي دالکي
در 23 کيلومتري شمال شهر برازجان در کنار راه قديمي شيراز به بوشهر و در وسط شهر دالکي آثار زيبايي بر جاي مانده ازاواخر دوره قاجار به نام کاروان سراي دالکي وجود دارد.

اين کاروان‌سرا به دستور مشيرالدوله والي وقت فارس و توسط شخصي به نام محمد رحيم بنا شد. اين کارون‌سرا از جمله بناهاي حياط دار چهار ايواني است که فرم رايج معماري وقت در آن رعايت شده است. حياط مرکزي آن داراي ابعادي در اندازه 30,7 × 60,30 است. پيرامون کاروان سرا دو رديف بنا وجود دارد که در بخش پيشين اطاق‌هايي موجود است که بدون واسطه به داخل حياط راه مي‌يابند. اين اطاق‌ها يک اطاقک کوچک را نيز در پيش دارند. در بخش پشتي تالارهاي ستون داري است که به منظور نگه‌داري چهار پايان يا اصطلاحا اصطبل ايجاد شده است. عمده مصالح تشکيل دهنده آن قلوه سنگ‌هاي رودخانه‌اي و ملات گچ است. در چهار گوشه بيروني کارون سرا برج‌هايي قرار گرفته که به وسيله درگاه کوچکي به فضاي داخلي کارون سرا راه پيدا مي‌کردند. اين برج هاي مدور داراي تزيينات گچ بري هستند. به منظور ديد پاسداران کاروان‌سرا، روزنه‌هايي در اين برج ها منظور شده است. اين بنا که در يک طبقه بوده در چندين مرحله مورد مرمت واقع شده است. اين اثر تاريخي به شماره 2083 در شماره آثار ملي کشور به ثبت رسيده است.

پل مشير
پل كه امروزه به پل مشير معروف است با فرمي تركيبي از پل هاي مثلثي و پل هاي خطي و تركيب دو نوع قوس ضربي و رومي در طاق پل بنا گرديده و داراي 130 متر طول مي‌باشد. ارتفاع بلندترين دهانه آن 11,40 متر و عرض آن 10,50 متر است.

اين پل داراي شش دهانه مي‌باشد. با طاق زني از دو طرف كه به‌وسيله طاق هاي تيزه داري كه مابين پايه ساخته شده است بوجود آمده اند. دهانه و طاق ها به علت زوج بودن دهانه وسطي پل در سمت جنوب ساخته شده به همين دليل در دو سوي بزرگ‌تر ، سمت جنوب دو و سمت شمال سه دهانه ساخته شده است. اين پل مانند تمامي پلهاي قديمي بصورت وزني كار مي كند كه به عبارتي وزن پل ، يعني تمام وزن طاق هاي دهانه‌ها و بارهاي وارده بر پل از طريق پايه‌ها به بستر رودخانه منتقل مي‌شود.

معمار براي ارتباط بهتر و بيشتر پل و ساحل اقدام به ساخت چند اطاق ظاهراً با كاركرد معماري ولي در عين حال با كاركردي سازه‌اي كرده است. كه اين اطاق ها و فضاها را در دو سوي پل مي‌توان مشاهده كرد.

روي پل قبل از اولين دهانه تا آخرين دهانه با سنگ هاي تراش چهارگوش مفروش است كه زيبايي قابل تحسيني دارد. بر روي طاق چهار منار با نوك مخروطي 2عدد در سمت راست و 2عدد در سمت چپ جاده بنا گرديده است.

چهار منار نه تنها به خاطر زيبايي بيشتر پل طراحي و اجرا گرديده بلكه به هنگام فشار بيش از ظرفيت ، سازه لرزش پيدا مي كند ، در فاصله بين ستون ها يك شكستگي كه از بالاترين نقطه طاق ها به ((رويه )) پل سرايت كرده اجرا گرديده تا فشار و سنگيني را بهتر مهار كند.

در فاصله بين هر دو دهانه باز هم از از هر دو جهت ستون‌هاي مقاوم، حامي و بشكل مخروط كه تقريباً از 1,5 متري نوك مخروط با دايره‌اي يكنواخت به كف رودخانه مي‌رسد. اين ستونهاي مخروطي به بصورت طولي نصب شده است كه نيمه بيروني آن در ظاهر به چشم مي‌آيد.

با ورود و هجوم تازيان به ايران بسياري از سدها، پل‌ها و جاده‌ها به علت ناآگاهي اميران عرب از بين رفته باشند و ايرانيان نيز ديگر آن حوصله و اتفاق نظر را براي آباداني ميهن در دل خود احساس نمي كردند. آن چنان كه مورخان گفته اند بسياري از آنان نابود شدند. از جمله همين پل كه چون سده‌ها گذشت بار ديگر به مخروبه‌هاي آن توجه شد.

دقيقا نمي‌توان حدث زد در روزگار كدامين سلسله پل مذكور ترميم شده باشد اما كاروان سراي شمال پل كه مي‌توان گفت ساختماني بوده براي مامورين دولتي تا حافظ پل باشند و هم سلامت عبور و مرور كاروانها و قافله‌ها را تا پاسگاه ديگر بر عهده داشته اند و هم به علت كثرت اطاقها محل اطراق و استراحت مسافران بوده است.

اين پل در زمان ناصرالدين شاه قاجار به دستور ميرزا ابوالحسن‌خان مشيرالملك و با معماري حاج محمد رحيم شيرازي بصورت كامل مورد مرمت و بازسازي قرار گرفت و تا اواخر دوران پهلوي اول مورد استفاده قرار مي‌گرفت. طي قرنها كاروانهاي حامل مسافر و كالا از روي آن گذشته‌اند. سيلاب ها و رودخانه‌هاي طغيان كرده نتوانستند بر آن آسيبي وارد كنند. وقتي سازمان آب منطقه‌اي فارس و بوشهر بدون مطالعات لازمه و مذاكره و كسب مجوز از سازمان ميراث فرهنگي وقت مبادرت به انتقال لوله‌هاي فلزي و بسيار سنگين آب از روي پل نمود، وجود لوله‌هاي آب علت رفت و آمد وسائط نقليه سنگين موتوري همچون جرثقيل و تانكر و تريلرهاي سازمان آب بر روي پل گرديد. عدم توجه به ظرفيت پل و فشار بيش از حد كاميون‌هاي سنگين به مرور باعث گرديد سقف بعضي از دهانه‌هاي پل فرو ريزد.

اين اثر تاريخي در فهرست آثار تاريخي ايران به شماره 2546 مورخ 8/10/78 به ثبت رسيده است. اين پل قديمي ترين پل استان بوشهر است.

چشمه آبگرم دالکي
اين چشمه در 18 کيلومتري برازجان قراردارد. اهميت ان علاوه بر آبياري نخلستان‌هاي اطراف به دليل خواص درماني آن است. دراطراف اين چشمه چاههاي نفتي قراردارد که برجاي مانده ازاولين تلاشها براي کشف نفت دراين منطقه بوده است. شرکت هوتز در سال 1884 امتياز استخراج نفت را در دالکي و جزيره قشم کسب کرد و براي استخراج نفت به حفر چاه در آن مناطق اقدام نمود اما به نتيجه‌اي دست نيافت. ازديگر مکانهاي ديدني شهر دالکي مي‌توان به حمام قديم، بقعه شاهزاده احمد، نخلستان‌ها و کناره‌هاي رود دالکي در ايام بهار اشاره کرد.واز اثار ديگر که به قدمت اين شهر مي افزايد نامگذاري رودخانه مجاور به نام دالکي که خود نشان دهنده قدمت زياد اين شهر مي‌باشد.

شهر دالکی

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:42 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)=شهر چابکسوار

چابکسر يکي از شهرهاي استان گيلان در شمال ايران است. اين شهر در منتهي‌اليه خاوري استان از شمال به درياي خزر، از شرق به شهرستان رامسر در استان مازندران،از جنوب به رشته کوه البرز و از غرب به کلاچاي محدود است.

چابکسر در حد فاصل استان گيلان و استان مازندران در کوتاهترين فاصله بين کوه و دريا (حداکثر 1300) متر جاي گرفته است. به دليل فاصله کم کوه و دريا منظره‌اي بسيار جالب و کم‌نظير دارد. در گستره جغرافيايي چابکسر 4 محصول عمده کشاورزي يعني برنج، چاي، مرکبات و کيوي در کنار همديگر عمل مي‌آيند.

با توجه به خصوصيات جغرافيايي حاکم بر منطقه، يعني رشته کوه البرز و درياي خزر، چابکسر از نظر جاذبه‌هاي گردشگري از تنوع ويژه‌اي برخوردار است.

شهر چابکسر

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:42 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

حويق يکي از شهرهاي استان گيلان در شمال ايران است.
اين شهر با جمعيت 806 نفر (برآورد 1383خ.) در بخش حويق شهرستان طوالش قرار دارد.

شهر حویق

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:42 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

رودبَنه يکي از شهرهاي استان گيلان در شمال ايران است.
اين شهر با جمعيت 1860 نفر (برآورد 1383خ.) در بخش رودبنه شهرستان لاهيجان قرار دارد.
پيشه بيشتر ساکنان آن کشاورزي (برنجکاري، نوغان‌داري، کاشت درخت سپيدار و گاوداري) است.
از محلات پيراموني رودبنه مي‌شود به کنف‌گوراب و لاکمه‌سر بالامحله اشاره کرد. معابر اصلي اين شهر بلوار دکتر حشمت و خيابان امام خميني نام دارند. نام دبيرستان اصلي شهر نيز دبيرستان شهيد مطهري است.

پيشينه
رودبنه يکي از روستاهاي شهرستان لاهيجان بود که از سال 1381/2002 شهر شده‌است. نام آن به اين خاطر است که در کنار اين دهستان رودي بزرگ روان است که باعث تشکيل اين دهستان شده‌است. دهستان رودبنه داراي سه ده اصلي به نام‌هاي بالامحله، ميان‌محله و پايين‌محله مي‌باشد. شهر رودبنه از دو محله بازار سرمحله و پايين‌محله تشکيل شده‌است.

در راستاي پروژه‌اي به نام پروژه موزه ميراث روستايي گيلان، در مهرماه 2003/1382 نخستين خانه اصيل روستايي در رودبنه به نام خانه رفيعي (خانه حاج آقا کربلايي) با ملحقاتش در رودبنه خريداري، برداشت معماري و واچيني شد و سپس در سال 1384 در محل موزه (18 کيلومتري جاده رشت-تهران، پارگ جنگلي سراوان) دوباره‌چيني شد.

شهر رودبنه

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:42 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)=شهر لیسار

ليسار يکي از شهرهاي استان گيلان در شمال ايران است.
اين شهر با جمعيت 1305 نفر (برآورد 1383خ.) در بخش کرگان‌رود شهرستان تالش قرار دارد. اين شهر بر سر راه ترانزيت تهران – رشت – آستارا قرار داشته و به واسطه قلعه تاريخي سلسال شهرت دارد.
شهر ليسار به دليل حضور قلعه تاريخي سلسال و به دليل واقع شدن در ميان شاليزارهاي برنج و باغ‌هاي گيلاس و نزديکي به درياي خزر، داراي آب و هواي خاص با قابليت بالاي جذب گردشگر است. اجراي يک طرح گردشگري – اقامتي در اين منطقه، بخشي از نوار ساحلي درياي خزر واقع در شهر ليسار، قلعه تاريخي سلسال، منطقه ييلاقي سوباتان و روستاي قديمي اگري‌بوجاق به عنوان طرح جامع ملي گردشگري سلسال ليسار به تصويب دولت رسيده‌است.

شهر لیسار

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:43 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

لَوَندِويل يکي از شهرهاي استان گيلان در شمال ايران است.اين شهر با جمعيت 8517 نفر (نتايج سرشماري 1385)در بخش لوندويل شهرستان آستارا قرار دارد.

موقيعت
شهر لوندويل مرکز بخش لوندويل در شهرستان آستارا , گيلان قرار دارد. اين شهر در طول جغرافيايي48 درجه و 52 دقيقه شرقي و عرض جغرافيايي 38 درجه و 18 دقيقه شمالي واقع است. و ارتفاع متوسط آن از سطح درياهاي آزاد 10- متر است. بخش لوندويل داراي 148 کيلومترمربع وسعت دارد که از همين مقدار 5/5 کيلومتر مربع در محدوده شهري لوندويل قرار دارد. بخش لوندويل مشتمل بر يک نقطه شهري(شهر لوندويل) و دو دهستان(دهستان‌هاي چلوندو و حومه لوندويل(کانرود) 23 روستاي داراي سکنه و 10 روستاي خالي از سکنه‌است.

محيط طبيعي
بخش لوندويل شامل سه قسمت جلگه‌اي، کوهپايه‌اي و کوهستاني است و هواي جلگه آن در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان ملايم و هواي کوهستان در تابستان معتدل و در زمستان سرد است. متوسط بارندگي آن 1400 ميلي متر است و تعداد روز‌هاي يخبندان به طور متوسط در طول سال 21 روز است. کوه خانبلاغي با ارتفاع 2167 متر بلند ترين نقطه کوهستاني اين منطقه‌است و سواحل درياي خزر با ارتفاع 27- پايين تر سطح آب‌هاي آزاد است. در محدود شهرستان آستارا رودهاي پرآبي چون چلوند، لوندويل و کانرود جريان دارند

محيط انساني
طبق نتايج رسمي سرشماري عمومي نفس و مسکن سال 1385 شهر لوندويل داراي8517 نفر جمعيت است و رشد جمعيت آن در طي دوره 10 ساله 85-75 معادل4/3درصد بوده‌است. شهر لوندويل مرکزيت بخش لوندويل دارا است بخش لوندويل داراي 23078نفر جمعيت دارد. که 14561 نفر در مناطق روستايي اين بخش ساکن هستند.زبان رايج در کوچه وبازار شهر ترکي آذري است و اکثريت مردم به اين زبان تکلم مي‌کنند ولي عدهاي از مردم اين شهر در قسمت‌هاي غربي شهر زبان اصلي شان تالشي است.از نظر مذهبي اکثريت مردم اين شهر شعيه مذهب هستند ولي اقليتي از مدم اين شهر مذهب سني شافعي دارند. در محدوده شهري لوندويل 8 مسجد وجود دارد که 6 مسجد مربوط به اهل تشيع و 2 مسجد مربوط به اهل سنت است. به لحاظ محصولات کشاورزي در محدوده بخش لوندويل کشت برنج، گندم، ذرت، توتون، صيفي جات و حبوبات رواج دارد در سالهاي اخير کشت کيوي نيز رواج يافت است.

جاذبه‌هاي گردشگري
بخش لوندويل داراي جاذبه‌هاي فرهنگي و طبيعي فراواني براي گردشگري است که به موارد زير مي‌توان اشاره کرد 1)امام زاده ابراهيم و قاسم 2)آرامگاه بابا حسن از عرفاي منطقه 3)آرامگاه محمد دوست در قره سو 4)آرامگاه بابا علي در روستاي باباعلي 5)مجتمع ساحلي صدف و طرح سالم سازي آن 6)آبشاري زيبابا نام آبشارلاتون در ميان جنگل‌هاي لاتون با ارتفاع در حدود 103 متر 7)آبشار ميه کومي 8)آب گرم روستاي كوته كومه 9)مناطقي سرسبز و ييلاقي لاتون، باباعلي، اسبينه و… 10)سواحل 10 کيلومتري کناره‌اي درياي خزر

شهر لوندویل

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:43 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

کوچصفهان يکي از شهرهاي استان گيلان در شمال ايران است.
اين شهر با جمعيت 8,515 نفر (برآورد 1383خ.) در بخش کوچصفهان شهرستان رشت قرار دارد.
اين شهر بين رشت و آستانه اشرفيه قرار دارد. در اين شهر کشتي بين جوانان رواج بسيار زيادي دارد. بر اساس منابع تاريخي احداث اين شهر به دوره ساساني باز مي‌گردد. در مورد وجه تسميه آن نيز چنين گفته شده‌است که چون در دوره صفويه که پايتخت شهر اصفهان بوده‌است، اين شهر در معموريت به آن مانسته بود، بدان «کوچه اصفهان» گفته مي‌شد که «کوچه» همان کوچک در زبان محلي است و اين عبارت در گذر زمان به کوچصفهان تغيير يافت. از جمله بناهاي تاريخي کوچصفهان مي‌توان به «مورغانه پرد» اشاره کرد که پلي است خشتي. همچنين چندين بقعه و امامزاده در کوچصفهان قرار دارد که مورد توجه مردم است.ازبهترين روستاهاي کوچصفهان مي‌توان به مامودان، گيلوا، چهليکدان، چافوچاه، رانام برد.

اين شهر در متون قديمي تاريخي کوچسفان و کوچسفهان نيز نوشته شده‌است. برخي براين باورند که اين شهر نام خود را از نام قوم کوچ گرفته‌است. کوچ‌ها همراه بلوچ‌ها در مناطق کوهستاني دو سوي سپيدرود زندگي مي‌کردند و در گرماگرم حوادث تاريخي قرون اوليه اسلامي بلوچ‌ها اين منطقه را ترک کرده و به سرزمين‌هاي جنوب شرقي ايران رفتند و کوچ‌ها از کوهستان رو به جلگه نهاده و در دو سوي سپيدرود ساکن شدند و سکونتگاه آنان دو نام کوچصفهان در کرانه غربي و کوچان در کرانه شرقي سپيدرود را به خود گرفتند. کوچان بعدها به آستانه اشرفيه تغيير نام داد ولي کوچصفهان که به معني سپاهيان کوچ است نام خود را حفظ کرد. آناني که اين نام را برگرفته از نام اصفهان مي‌دانند بايد بدانند که اين نام زماني بر اين آبادي نهاده شده که هنوز اصفهان حضور و نفوذي در گيلان نداشته‌است و اين آبادي بسيار پيشتر از دوران صفويه به اين نام معروف بوده‌است.

کوچصفهان

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:43 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

کلاچاي يکي از شهرهاي استان گيلان در شمال ايران است.

اين شهر با جمعيت حدود 50.000 نفر (برآورد 1385خ.) در بخش کلاچاي شهرستان رودسر قرار دارد. برنج، چاي، مرکبات، کيوي، انواع ماهي‌هاي استخواني خزر از محصولات اين شهر و باغات مرکبات و مزارع برنج، سواحل زيبا و مجتمع ساحلي نگين شمال از چشم‌اندازهاي زيباي اين شهر است.

کلاچاي از دير باز بعنوان بازار داد و ستد محصولات کشاورزان منطقه بوده و پنجشنبه بازار کلاچاي مهمترين بازار محلي شرق گيلان است که در آن مردم از شهرها و روستاهاي مجاور به عرضه و خريد و فروش محصولات خود مي‌پردازند. شغل اصلي ساکنان آن کشاورزي و صيادي بوده و محصولات عمده آن برنج، چاي و مرکبات و کيوي و انواع ماهي است.

موقعيت جغرافيايي
شهر کلاچاي از شمال به درياي خزر، از شرق به چابکسر، از جنوب به ارتفاعات جنگلهاي البرز کوه و رحيم آباد و از غرب به رودسر محدود است. اين شهر در طول جغرافيايي 18 04 37 و عرض جغرافيايي 57 23 50 قرار داشته و ارتفاع آن از سطح دريا حدود 20- متر است.

وجه تسميه
به عقيده بعضي از قديمي‌ها به علت وجود بازار پر رونق و وفور نعمت به لحاظ توليدات دامي و جاليزي نام آن طلاچاي بوده‌است. اما برخي آن را کله چه به معني مرکز بوته‌هاي کوچک مي‌دانند. احتمال محتمل تراينکه : نام كلاچاي در واقع همان گل لاي جاي است (يعني جاي گل ولاي ) بدين صورت كه گل ولاي رسوب گذاري شده توسط رود خانه پلرود در اين محل، سبب نام گلاجاي كه بعدها كلاچاي شده است.

آب و هوا
آب و هواي کلاچاي به لحاظ ساحلي بودن ملايم و مرطوب است و در طول سال کمترين يخبندان را دارد.

خاک
کلاچاي داراي خاک شني و ماسه‌اي و رسوبات حاشيه رودخانه‌هاي پلرود و گزافرود و خشکرود بهترين مکان براي کشت برنج است و برنج منطقه کلاچاي بهترين برنج ايران است.

شهرداري
شهرداري کلاچاي در سال 1333 افتتاح شد.يعني بيش از نيم قرن(54 سال)سابقه فعاليت.و از آن زمان تاکنون بالغ بر 20 نفر بعنوان شهردار در اين شهر خدمت نموده‌اند.که با اين سابقه و نظر به استعدادهاي بالاقوه در اين شهر انتظار پيشرفت بيشتري مي‌رود.کلاچاي داراي چندين کارخانه چاي و برنج مبياشد و مرکز توليدات فرآورده‌هاي دامي و کشاورزي مي‌باشد.اين بخش داراي دو دهستان ماچيان و بي بالان بوده و کلاً بالغ بر 85 روستاي ساحلي و کوهپايه‌اي مي‌باشد.

جمعيت‌شناسي
نژاد مردم کلاچاي از همان نژاد گيل آماردها (شاخه اصلي و مهم از نژاد مادها)هستد که به مرور از نواحي ديلم و اشکور بطرف ساحل کوچ کرده‌اند.کلاچاي بدليل مهاجر پذير بودن داراي مهاجراني از اقوام ترک ، کرد و… دارد که بعلت قدمت سکونت و ازدواجها بسيار کلاچايي محسوب مي‌شوند. زبان مردم منطقه مخلوطي از فارسي دري، ديلم و پهلوي قديم است و ساکنان آن به گيلکي بيه پيش و لهجه کلاچايي تکلم مي‌کنند. جمعيت اين بخش بر اساس سر شماري سال 1385 حدود 50000 نفر مي‌باشد.که تقريباً 10000 خانوار را تشکيل مي‌دهند.

صنايع دستي
بعلت داشتن آب فراوان و جنگل و چوب بيشتر محصولات چوبي و برخي هم صنايع پوشاک مي‌باشد.نظير: شانه‌هاي چوبي-گوشت کوب-خراطي-قند شکن-انواع داس-انواع لوازم شکار و ماهيگيري-درب و پنجره‌هاي چوبي-چوراب و کلاه پشمي-عصا-گلدان و….از ساير صنايع مي‌توان موارد زير را اشاره کرد؛سفالگري ، نمد مالي ، چادر شب بافي ، حصير بافي ، طناب بافي ، آهنگري و…

آموزشي و فرهنگي
قبل از گشايش مدارس اغلب کودکان در مساجد و مکتب خانه‌ها در نزد ملاهاي محلي درس مي‌خواندند که بيشتر جنبه مرثيه و مداحي و تاريخي داشته‌است.اولين مدرسه (خيام)در سال 1302 در دهستان بي بالان کلاچاي تأسيس شد.در سال 1319 در گيل کلايه کلاچاي(مدرسه عنصري) و در سال 1335 در مرکز شهر کلاچاي (مدرسه امير کبير)تأسيس گرديدند. نمايندگي آموزش و پرورش در سال 1343 تشکيل شد و در سال 1377 آموزش و پرورش مستقل منطقه‌اي به همت و تلاش فرهنگيان و بزرگان منطقه کلاچاي شکل گرفت.دانش آموزان كلاچاي براي چهارمين سال متوالي رتبه اول تعداد قبولي كنكور در استان گيلان را به خود اختصاص دادند.در اين شهر در حال حاضر يک دانشگاه پيام نور و يک مرکز سما دانشگاه آزاد اسلامي فعاليت دارد.اين شهر داراي يک کتابخانه عمومي است که در سال1362 تأسيس گرديد و يک سينما که در سال 1348 گشايش يافت.

از قديمي ترين ورزشهاي مردم منطقه كشتي گيله مردي بوده است كه قهرمانان زيادي از اين ديار بوده اند و در حال حاضر نيز هر سال تابستان در مكانهاي مختلف بين پهلوانهاي گيلان و مازندران برگزار و جوايزي به برندگان اعطاء ميگردد. كلاچاي داراي 6 زمين ورزشي و 4سالن ميباشد كه با توجه به سيل عظيم مشتاقان ورزش و جمعيت جوان منطقه امكانات محدود جوابگوي نياز آنها نيست.ورزشكاران و تيمهاي ورزشي اين شهر در رشته هاي مختلف داراي مقامهايي در سطح استان و كشور ميباشند.نظير واليبال ساحلي – ورزشهاي بومي و محلي – فوتبال – ورزشهاي رزمي و…
جاذبه هاي گردشگري:
از مراكز زيارتي و گردشگري كلاچاي ميتوان به: بقاع متبركه اميربنده بي بالان و ماچيان و ساير امامزاده هاي شهر و بخش كلاچاي چشم اندازهاي طبيعي ساحل زيباي شهر كلاچاي مناظر مزارع برنج كلاچاي بخصوص در شش ماهه اول مناظر باغات چاي و مركبات جنگل دهقان ماچيان، ارتفاعات كوهپايه‌اي مناطق جنگلي واجار‌گاه، جاده واجارگاه به روستاي زيباي بزكــويه، پارك شهر و مجتمع ساحلي و سالم‌سازي نگين شمال و… اشاره كرد. هتلها و مجتمع هاي اقامتي: هتل سپاهان(كلاچــــاي، كيلومتر 2 جاده ساحلي كلاچاي به رامسر) هتل ارشيا(كلاچــــاي، شهرك ساحلي ارغوان،روبروي نگين شمال) مجتمع اقامتي توريستي نگين شمال

شهر کلاچای

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:43 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

ديلمان شهري است در شهرستان سياهکل استان گيلان که در شمال ايران واقع شده است و ارتفاع آن از سطح دريا 2200-2500مي باشد. نام ديلمان ترکيبي است از سه پاره واژه ديل و ام و ان. ديل به معني جايي است که در آن دام نگه مي‌دارند و ام پسوند نمايشگر ارتفاع و بلندي است و ان پسوند مکان. در نتيجه معني اين ترکيب جاي بلند نگهدارندگاه دام است و در حقيقت ديلمان سرزمين بلندي است که در آن دامداري مي‌گردد.اين منطقه تا قرن پنجم هجري ديلم ناميده مي‌شد و از قرن پنجم در متون نام ديلمان ديده مي‌شود و اگر پيش تر از اين نام استفاده شده بياگر جمع اهل ديلم بوده است.

جمعيت
براساس سرشماري سال 1385جمعيت ديلمان (374خانوار) برابر با 1,261نفر بوده است.

پيشينه
مهر استوانه‌اي يافت شده در يکي از گورستان‌هاي بخش ديلمان که گورهاي گبرها نام دارند مربوط به بيش از 5000 هزار سال قبل مي‌باشد. اين مهر در موزه لنينگراد نگهداري مي‌گردد. اين يکي از هزاران آثار يافت شده در بخش ديلمان است که اکثر آنها از طريق باندهاي قاچاق عتيقه از کشور خارج شده‌اند.

قبل و حتي مدتي پس از اسلام ديلمان از غرب گيلان تا بابل مازندران (به عنوان دروازه ديلمان)و از جنوب تا قزوين گسترش داشت. سرزمين هاي بين دو رود سپيدرود در غرب و شيرود در شرق تا قرن ششم مرزهاي دو سوي سرزمين ديلم به شمار مي‌رفتند. از قرن هشتم بنا بر سياست هاي زمان پاره‌هاي چندگانه سرزمين ديلم هر يک نامي بر خود گرفتند و ديلمان محدود به مناطقي شد که امروزه در بخش ديلمان قرار دارند.

سرزمين ديلمان زادگاه دانشمندان اسلامي چون سلار ديلمي بوده‌است واما هرگز از طريق جنگ اعراب نتوانستند بر اين سرزمين غالب شوند. اين علويان بودند که هنگامي که از جور عباسيان به آن مناطق پناه آوردند اسلام در قلب ديلميان جاي گرفت و بعدها سلسله‌هاي زياريان و بويهيان و کاکوان و مسافريان ( کنگريان ) از اين سرزمين برخاستند و بويهيان ( آل بويه ) خليفه عباسي را به زير فرمان آوردند امابا اينکه قدرتمندترين سلسله ايراني پس از اسلام بودند خليفه راخلع نکردند و وي را نکشتند. با گريزي مجدد به دوره قبل از اسلام مي‌توان ديد که تمدن ديلمان يار و همرزم و پشتيبان هخامنشيان و اشکانيان بوده‌اند. شاهد مثال اين ادعا دلاوري وهرز ديلمي گماشته دربار ساساني بر ديلم و پسرش در جنگ ايران با يمن مي‌باشد. قدرت پرتاب تير و مهارت اين سردار بزرگ ايران باعث کشته شدن شاه حبشي يمن از فاصله‌اي خيلي دور شد و ايران در اوايل جنگ پيروز گرديد. تير اصابت نموده به پيشاني شاه يمن به نوعي خونخواهي وهرز به خاطر کشته شدن پسرش به دست دشمن بوده‌است.

گيلان از اسلام تا عصر حاضر
گيلانيان در دوره‌هاي قبل از اسلام کم و بيش آزاد و مستقل زندگي مي‌کردند و با تشکيل پادشاهي‌هاي کوچک بر سرزمين خود فرمان مي‌راندند.

بعد از ظهور اسلام و سقوط پادشاهي ساسانيان، که سراسر ايران از رود فرات تا رود جيحون و از خليج فارس تا اراضي قفقاز به دست اعراب افتاد، گيلانيان و ديلميان و طبريان در پناه رشته کوههاي البرز به مقاومت قهرمانانه‌اي دست زدند و از ورود تازيان به سرزمنيهاي خود جلوگيري کردند.قسمتهاي وسيعي از کرانه‌هاي خزر، مخصوصا گيلان، در سايه وضع طبيعي و جغرافيايي خود و به نيروي پايداري و استقامت ودلاوري مردان سلحشور و آزاده خويش تا دو قرن و نيم بعد از حمله اعراب در برابر سيل خروشان لشکر اسلام مقاومت کردند و تن به خواري و زبوني تسليم ندادند.رشته کوههاي بلند و صعب العبور البرز از يک سو و آبهاي متلاطم درياي خزر از سوي ديگر اين خطه را به صورت دژ جنگي مستحکمي در آورده بود که ساکنان آن را در مقاومتهاي دليرانه عليه مهاجمان عرب ياري مي‌کرد. با تمام توانايي و قدرتي که کشور گشايان عرب در آن زمان داشتند ساکنان کرانه‌هاي خزر، سر به اطاعت آنان فرود نياورده استقلال و آزادي خود را حفظ کردند.

در « صوره الارض» به دفعات گيلان ، در قرون اوليه هجري مورد تاييد قرار گرفته‌است. در معرفي کوههاي ديلم نيز آمده : « اما سبب اين که جبال ديلم به همين نام خوانده شده‌است اين است که استقلال دارد و پادشاهاني در آنجا حکومت مي‌کنند.» در جاي ديگر راجع به ديليميان چنين اظهار نظر مي‌کند: ” ديليميان در روزگار اسلام بيشتر در کفر بودند تا زمان حسن بن زيد… که به دعوت وي علوي و مسلمان شدند.

هنگامي که يزدگرد سوم آخرين شهريار ساساني در حال فرار از چنگ سپاهيان عرب به دست آسياباني کشته شد، در کناره‌هاي خزر، گيلان، طبرستان، رويان و گرگان چند خاندان از شاهزادگان محلي و بزرگان ساساني فرمانروائي مي‌کردند. بعضي از آنها مطيع يا متحد دربار ساساني بشمار مي‌رفتند و برخي نيز مستقل يا نيمه مستقل بودند. بعد از يزدگرد اغلب خاندانهاي مزبور طي سالهاي طولاني سپاهياني را که خلفاي بغداد براي گشودن اين نواحي گسيل مي‌داشتند در هم شکسته و به دشمنان آنها يعني سادات علوي پناه مي‌دادند… ديلميان در تمام دوراني که سرزمين ايران به دست مغولها و اعراب افتاده بود . مناطق تحت سلطه ديلميان به دور از تجاوز و به صورت مستقل اداره مي‌شد . تا آن که سلطان محمد اولجايتوي مغول بر آن دست يافت و دوره نويني از تاريخ ديلمان آغاز شد .

ديلمان امروز
بسياري از مردم ديلمان به علت تشابهات فرهنگي و نزديک شدن به تهران موافق رفت و آمد از خورگام مي‌باشند چون جاده اسپيلي به سياهکل سخت‌گذر مي‌باشد.هم اکنون جاده ديلمان بره سر سنگرود در دست مطالعه مي‌باشد.

ساخت کارخانه سيمان در ديلمان اين نياز را دوچندان مي‌کند.انتقال تجهيزات سنگين کارخانه سيمان از راه سياهکل غير ممکن مي‌باشد. اين امر مي‌تواند به تشکيل يک فرمانداري به مرکزيت بره سر، با ترکيب خورگام, ديلمان,اشکور و عمارلو شود.

بخش‌هاي همسايه ديلمان
بخش خورگام
بخش عمارلو
بخش اشکور

شهر دیلمان

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:44 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

رحيم‌آباد شهري است در بخش رحيم‌آباد شهرستان رودسر استان گيلان ايران.

جمعيت
براساس سرشماري سال 1385جمعيت رحيم‌آباد (2,042خانوار) برابر با 6,994نفر بوده است.

رحيم آباد از جانب شمال محدود است به شهر ساحلي کلاچاي از شرق به ارتفاعات و باغات چاي و مرکبات واجارگاه از توابع بخش کلاچاي از جنوب به مناطق ييلاقي اشکور و از غرب به شهرستان املش. اين شهر در پاي کوه سماموس و نزديک به رودخانه پولو‌رود، از ديرباز زمستانگاه خوانين اشکور بوده است. در گذشته باغهاي نارنج آن و امروزه مرکبات و چاي آن معروف هستند .

بقولي بالاترين سطح سواد در استان گيلان را دارا مي‌‌باشد. هم اکنون اکثر ساکنان اوليه آن به ديگر نقاط ايران مهاجرت کرده اند. از مشاهير اين شهر مي‌توان به آيت الله طلوعي گيلاني و آيت الله معصومي نام برد. ساکنان شهر به سه طايفه جور حياطي (بالا حياطي)، من حياطي (ميان حياطي) و جير حياطي (پائين حياطي) تقسيم مي‌شوند که مربوط به حياطهاي موجود در تابستانگذران اهالي، شوئيل، که معتبرترين آبادي اشکور به شمار مي‌رفت، مي‌شود. من حياطي‌ها را از طايفه هزاراسب مي‌دانند(موسي مسعود، کتاب گيلان، بخش تاريخ اشکور) که خود تاريخي ديرينه داشته و در گذشته‌هاي دور سرزمينهاي اشکور و حتي لرستان، خوارزم و ابرکوه ردپاي آنان را مي‌توان يافت. قديمي‌ترين گنبد ايران (گنبد عالي ابرکوه) به دست يکي از افراد طايفه هزاراسب به در قرن 4 ه ق ساخته شده است. بافت شهر هم اکنون با آنچه 30 سال قبل داشت، تفاوت کرده و غالب ساکنين آن را مهاجرين روستاهاي همجوار تشکيل داده‌اند در حاليکه که اهالي بومي به شهرهاي ديگر حتي کشورهاي ديگر کوچيده اند.

شهر رحیم آباد

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:44 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

شهرستان فومَن يکي از شهرستان‌هاي استان گيلان است که از شمال به شهرستان صومعه‌سرا از جنوب و جنوب غربي به خط‌الراس رشته‌کوه‌هاي البرز که مرز حوزه هاي آبخيز کوهستان مزبور حد طبيعي فومن و طارم است. از شمال غرب به ماسال(طالش) و شرق (رشت) محدود مي‌شود. اين شهر با موقعيت جلگه‌اي در ميان کشتزارها و باغهاي اطراف خود محصور مي‌‌باشد.

جمعيت
براساس سرشماري سال 1385جمعيت فومن (7,728خانوار) برابر با 27,763نفر بوده است.كل جمعيت با تفكيك سن وجنس

نام
نام اين شهر در گويش گيلکي به فتح اول خوانده مي‌شود.

تاريخ
خرابه‌هاي زيادي در اطراف شهر وجود دارند که از دوران شکوفائي فومن به هنگام مرکزيت اين بخش از گيلان حکايت مي‌کنند. فومن در دوران اسلامي به عنوان مرکز بخش بيه پس (بخش غربي گيلان) شناخته مي‌‌شد. فرمانراوايان اين منطقه را عمدتاً از خانوادة‌«آل اسحاق» مي‌‌دانند که نسب خود را به خاندان‌هاي باستاني ايران از جمله به اشکانيان مي‌‌رسانيدند. در زمان امير ديباج، فومن به تصرف مغولان درآمد. پـس از قـدرت يـافتن دودمان صفوي و تصميم شاه عباس به برچيدن حکومت‌هاي محلي، «خان احمد» (آخرين فرمانرواي لاهيجان از دودمان آل کيا) و «محمد امين خان» آخرين فرمانرواي فومن از دودمان آل اسحاق نيز از سپاه قزلباش شکست خوردند و سرتا سر گيلان زير فرمان حکومت صفويه درآمد.

اين شهر تا حدود 980 هجري قمري، قبل از انتقال مرکزيت ايالت بيه پس توسط جمشيد سلطان به رشت، حاکم نشين اين قسمت از گيلان بوده است. شهر فومن با اين انتقال به تدريج اهميت خود را از دست داد و به صورت يک بازار و شهر محلي درآمد و توسعه روزافزون رشت بر روي فومن سايه افکند و تا ساليان متمادي اين شهر در گيلان موقعيتي حاشيه‌اي داشت، تا اينکه طي چند سال اخير مجدداً بصورت يک شهر فعال درآمد.

قيام جنگلي‌ها از تولم آغاز شد و فومن، پناهگاه مهم ميهن‌پرستان و آزادي‌خواهان شد.

فومن در 25 کيلومتري غرب رشت قرار دارد و مناطق تاريخي و ديدني ماسوله و قلعه رودخان در حوزه جغرافيايي اين شهرستان واقع شده و براي ديدن آنها بايد از اين شهر گذشت. آب و هواي اين شهر نيز همانند ساير نقاط جلگه‌اي گيلان، معتدل مرطوب خزري است.

شهرستان فومن داراي يک بخش ؛ بخش مرکزي و شش دهستان: آليان، ماکلوان رودپيش، گشت، گوراب پس و لولمان است. و جمعيت آن بر اساس سرشماري سال 75، 103192 نفر مي‌‌باشد .

داراي رودخانه‌اي است که از کوهستان‌هاي جنوبي سرچشمه گرفته و پس از مشروب کردن اراضي به دريا و مرداب وارد مي‌شوند که عبارت‌اند از: تنيان، سياهرود، پلنگ ور، ماسوله، رودخان، پسخان و سونگ. رودخانه‌هاي ديگر که داراي اهميت کمتري هستند دارا است مانند خوبک، ليشاوندان، پيش روبار، بلگور، زر مخ خاله، اسپند و غيره.

اين شهرستان داراي شهرک و مراکز داد و ستد است که مهم‌ترين آن شهر فومن است که مرکز شهرستان است، با مختصات جغرافيايي طول 49 درجه و 21 دقيقه و 30 ثانيه و عرض 37 درجه و 12 دقيقه و 30 ثانيه که به وسيله يک شاهراه عريض و آسفالته 24 کيلومتري با درختان تنومند در دو طرف آن به شهر رشت مرتبط مي‌شود.

مردم
مجسمه آناهيتا در فومن ساکنان فومن را گيلک‌ها و تالش‌ها تشکيل مي‌‌دهند و روستاهاي کوهپايه‌اي واقع در غرب فومن عموماً تالش و تالشي زبان هستند. فومن شهري است که در ميان مزارع و باغهاي اطراف خود محصور شده است برنجکاري کشت چاي و توتون وپرورش کرم ابريشم از فعاليتهاي اصلي فومن است که عمدتاً در اطراف شهر ديده مي‌شود.

شهر فومن

شهر فومن

شهر فومن

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:44 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

شَفت يکي از شهرهاي استان گيلان در شمال ايران است.
اين شهر با جمعيت 5037 نفر (برآورد 1383خ.) در بخش مرکزي شهرستان شفت قرار دارد.

اين شهر داراي موقعيت جلگه‌اي و در فاصله 30 کيلومتري جنوب باختري رشت و 5 کيلومتري جنوب خاوري شهر فومن واقع شده که با توجه به نزديکي کوهستان‌هاي تالش داراي اقليم معتدل کوه‌پايه‌اي است. رودخانه سيامزگي از کنار آن مي‌گذرد.
از مراکز ديدني اين شهرستان به قلعه رودخان شفت مي‌توان اشاره کرد.

پيشينه
در متون تاريخي، بارها از شفت نام برده شده‌است. مرکز شفت، گوراب شفت خوانده مي‌شد که در نزديکي روستاي نصيرمحله امروزي قرار داشت و آثاري از آن بجاي مانده‌است.

لغتنامه دهخدا از قول چند منبع قديمي‌تر مي‌نويسد: شفت قصبه و مرکز دهستان شفت از دهستان‌هاي چهارگانه بخش مرکزي شهرستان فومن است. قريه‌اي است از گيلان واقع در نه هزار گزي جنوب شرقي فومن که در آنجا ظروف مانند کاسه و حقه و مرتبان کاشي نيک سازند. روزهاي دوشنبه بازار عمومي دارد.

شهر شفت

شهر شفت

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:44 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

سياهکل يکي از شهرهاي استان گيلان در شمال ايران است.
اين شهر با جمعيت 18,562 نفر (برآورد 1383خ.) در بخش مرکزي شهرستان سياهکل قرار دارد. شهر سياهكل تركيبي است از سه روستاي كلسر و كدوبنك و برفجان و حدود 150 سال پيش بر پايه تلاش حبيب الله خان مشير الممالك برپا شده است. نام محلي سياهكل بدانگونه كه مردمش تلفظ مي كنند سي كل است. سي به معني صخرة بزرگ و كوه با شيب تند است و كل به معني آبادي و در واقع نام سياهكل به معني آبادي كنار كوه با شيب تند است. برخي نيز اين نام را برگرفته از نام طايفه كرد سياهگلي دانسته اند كه حدود 150 سال پيش از اطراف قزوين به اين منطقه كوچ داده شدند و امروز بازماندگانشان با نام ايليات ها در سياهكل زندگي مي كنند.

زبان
زبان بخش مرکزي سياهکل، گيلکي و زبان مردم کوهستان، ديلمي است که به دليل مراودات چندين ساله شبيه هم شده‌اند.

جغرافيا
يکي از شهرستان‌هاي خوش آب و هواي استان گيلان سياهکل است. تقريباً از سه منطقه تشکيل شده که شامل منطقه آبرفتي که حاصل بر جاي ماندن گل و لايي است که رودخانه‌ها با خود آورده‌اند و همچنين رسوبات دريا در زمان‌هاي کهن و منطقه کوهپايه‌اي بسيار زيبا با جنگل‌هاي راش فراوان آن و همچنين منطقه کوهستاني که تا نيمي از سال معمولاً در آن برف هم وجود دارد.

اقتصاد
برخلاف زيبايي اين شهرستان، متأسفانه از لحاظ اقتصادي در سطح بسيار پاييني از کشور قرار دارد و يکي از شهرستان ‌هاي محروم کشور است. مردم در اين ناحيه به دو کار عمده کشاورزي و دامداري مي‌پردازند.

جاذبه‌ها
از نقاط ديدني آن آبشار لونک و کاروانسراي تي تي در روستاي بالارود و قلعه گرماور در روستاي گرماور ديلمان و قلعه کوتوال شاه در بلندي هاي شمالي شهر سياهكل است.

شهر سیاهکل

شهر سیاهکل

شهر سیاهکل

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:45 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

پیشینه تاریخی :

الکساندر خودزکو ، کنسول روس در گیلان درست در همین زمان در کتاب معروف خود در باره آن می نویسد :

(( مرکز کرگانرود آبادی هشتپر و والی آن بالاخان است که فرمانده قشون تالش محسوب می شود و سراسر این ایالت بطور موروثی به وی به تیول واگذار شده است . چهار دهه بعد نصرت اله خان سردار امجد نوه بالاخان در اواسط دوره ناصرالدین شاه قاجار عمارت اطاقسرا را با معماری اروپایی بنا نمود که نماد و سمبل هشتپر ( تالش فعلی ) گردید . هشتپر ( تالش فعلی ) و سایر مراکز حکومتی در تالش از ساحل دریا فاصله داشتند . به همین خاطر مراکز بازاری و بنادر کوچکی مانند : کرگانرود ، شفارود ، آلالان و حویق در مصب رودهای تالش ایجاد شدند که اهالی تالش از این طریق با بنادر روسیه داد و ستد می نمودند . بنابراین در قرن 19 میلادی مراکز سیاسی و اقتصادی تالش از یکدیگر جدا افتادند و بهمین خاطر شهر تمام عیاری در این ناحیه شکل نگرفت از اینرو تا انقلاب مشروطه هشتپر ( تالش ) بعنوان مرکز سیاسی تالش از بازار ساحلی کرگانرود فاصله داشت . رابینو در این زمینه چنین می نویسد : (( …. بازار نزدیک دریا ، شامل 60 دکان و در حدود 15 کلیه چوبی است و محل اقامت خانها در هشتپر ( تالش ) می باشد . )) در سال 1286 بر اثر وقایع انقلاب مشروطه عمارت اطاقسرا و ابنیه پرامون آن به آتش کشیده شد و به حکومت خانهای کرگانرود پایان داده شد و هشتپر (تالش ) تا سه دهه بعد محلی متروکه بود . در عوض بازارهای ساحلی نقش اداری ناحیه را نیز به عهده گرفتند . بطوریکه در قانون تقسیمات کشوری سال 1316 بازار شفارود مرکز بخش خمسه طوالش گردید . پس از اشغال ایران بدست ارتش شوروی در جریان جنگ دوم جهانی ( شهریور 1320 ) روسها جاده ای بین انزلی ، آستارا از میان تالش احداث کردند تا بهتر تدارکات جنگی متفقین را از جنوب ایران به جبهه جنگ آلمان انتقال دهند . در این ارتباط ساختن پل بر روی کرگانرود در نزدیکی هشتپر (تالش ) موجب برتری موقعیت مکانی آن نسبت به بازار ساحلی کرگانرود گردید ، بطوریکه در طی 4 سال بازار ساحلی کاملاً متروکه گردیده و ادارات دولتی آنجا نیز به هشتپر ( تالش ) منتقل شدند . بدنبال این تحول مرکز شهرستان خمسه طوالش که در 22 مرداد 1323 به شهرستان تبدیل شده بود ، در 18 آذر 1324 از شفارود به هشتپر (تالش ) منتقل گردید . زیرا شفارود در حاشیه جنوب شرقی شهرستان قرار داشت که با توجه به وسعت ، شکل و امتداد طولی طوالش پاسخگوی نیازهای اداری شهرستان جدید نبود . هسته اولیه شهر تالش از یک ردیف دکان و خانه های چوبی طبقه بالا و یا پشت آن تشکیل شده بود که در دو سوی پل امتداد جاده احداثی روسها مستقر شده بودند . اندکی بعد گسترش و تنوع فعالیت های بازار ، کوچه های مسگران و گلسرخ ( خیابان مولوی و خیابان شهید افزرازی کنونی ) را بوجود آورد و بتدریج بافت شهری در امتداد جنوبی جاده و به سمت شرق گسترش یافت بدین ترتیب بود که هسته اولیه شهر جدیدی بنام هشتپر (تالش ) بوجود آمد . و در سال 1326 خورشیدی مرکز شهرستان تالش رسماً به هشتپر ( تالش ) انتقال یافت و نخستین فرماندار تالش به نام شمس امیری بعنوان فرماندار این شهر تعیین گردید .

موقعیت جغرافیایی :
تالش سرزمین پرشکوه و نازنینی است که دست روزگار ، مانند پهلوانان تراژدی ، بزرگترین عزّت ها و گرانبارترین مشقت ها را بر آن آزموده است . امروز چون بر این سرزمین اهورایی پای می نهیم ، آن را بسانی می بینیم که بر گذشته پرشکوه خود غبطه و غصه می خورد ولی به محض آنکه پای در دشت و چمنزارهای آن می نهیم ، جلال و جبروت و شوکت دیروز آن فرا یادمان می آید . از یک سو ، دشت پهناور << آق اولر >> را می بینید که بر گرداگرد آن کوههای زیبای تالش ، بسان دلبران طناز و سروناز دست در دست هم داده و به دور آن حلقه زده اند و در سویی دیگر تپه ماهورهایی را می بینی که سر بر بالین ناز بالش کوههای تالش نهاده و به خوابی هزار ساله فرو رفته اند و خیال برخاستن ندارند . تالش از نخستین ساکنان نجد سرزمین پهناور ایران ، پیش از آمدن آریایی ها بوده اند و این نکته ای است که اکثر ایران شناسان در مورد آن اتفاق نظر دارند . اگر در تاریخ به کندوکاو بپردازیم ، ردپای تالشان را در نبردهایی که کوروش برای کشورگشائی کرده می بینیم ، رشادت و مهارت زوبین اندازان تالش تا آن حد بود که کوروش در هر جنگی که در پیش داشت از جنگاوران دلاور تالش استمداد می طلبد . امروز پیش از هر زمان دیگر بر ما معلوم گشته است که پیشینه تاریخی و تمدن تالش در منطقه ای بسیار وسیع تر از آنچه ، امروز نام تالش را بر خود دارد ، اطلاق می شده است . در باره حدود جغرافیای تالش ، همینقدر می توان گفت که از حد شمال به آستارا ، جنوب به رضوانشهر ، از شرق به دریای خزر و از غرب به اردبیل و خلخال محدود بوده و با وسعتی حدود 6/2215 کیلومتر مربع بین 55 – 48 درجه طول شرقی و 48 – 37 درجه عرض شمالی در غرب دریای خزر و شمالغربی و ساحلی و در دهانه دره کرگانرود قرار دارد ، بطوریکه پیشکوههای جنگلی رشته کوههای تالش از شمال غربی کوه ناله بند و هره دشت و در جنوب غربی کوه سیاه داران بر شهر اشراف دارند . عرض جلگه ای در این مکان حدود 6 کیلومتر میباشد . ارتفاع شهر از سطح دریاهای آزاد 54 متر است که بعلت مجاورت با کوهستان و نزدیکی به دریا در مرز آب و هوای معتدل و مرطوب و مدیترانه ای واقع شده است . میانگین بارش سالانه 1111 میلیمتر و تبخیر سالانه 671 میلیمتر محاسبه شده است . شهرستان تالش بر اساس نتایج آخرین طرح آمارگیری جمعیت در سال 1375 با وسعت شهری آن زمان و با احتساب نرخ رشد دارای تعداد 42367 نفر جمعیت شهری و 132348 نفر جمعیت روستائی می باشد . گویش مردم تالش ، تالشی است و از زمانهای دور به این زبان تکلم می کنند . زبان تالشی بیشتر از زبان فارسی به زبان پهلوی قدیم ( زبان ایرانیان باستان ) نزدیک است .

شهر تالش (هشتپر)

شهر تالش (هشتپر)

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:46 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

لَشتِ نِشا يکي از شهرهاي استان گيلان در شمال ايران است.
اين شهر با جمعيت 10,785 نفر (برآورد 1383خ.) در بخش لشت نشا شهرستان رشت قرار دارد.
لشت به معني زمين گل آلود ، خاك سياه و نشا به معني كشت برنج مي باشد قدمت لشت نشا در زمان سادات كيا در گيلان مي باشد كه زمان آن را 782 اعلام نموده اند ودر دوران صفويه و در سال 913 كه شاه اسماعيل اول به گيلان آمد قرار شد احمد خان اراضي لشت نشاء رارا به امير حسام الدين فومني واگذارد كه نام برده اين حكم را نپذيرفت و اظهار داشت كه نمي خواهد مردم شيعه را به دست اهل سنت بسپارد لشت نشا در زمان ناصر الدين شاه ومظفر دين شاه جر املاك خاصه شاه بود خوصوصيات جمعيتي شهر: شهر لشت نشاء با حدود 13 هزار نفر جمعيت از محلات مروانكلايه، سر بازار( جورشر) بالاجور شر، خشكرود ، توچا ، گنجعلي محله ، صادات محله ، تشكيل شده واين شهرستان داراي 52 روستا با جمعيتي بالغ بر شصت و پنج هزار نفر مي باشد وداراي دو بازار هفتگي در روز هاي شنبه وسه شنبه بوده كه عموم مردم از اطراف واكناف از آن استفاده مي كنند لشت نشا در سال 1329 داراي شهر داري شد كه هم اكنون داراي محدوده ي شهري به وسعت 485 هكتار مي باشد كه سطح تقريبي محدوده ي شهري آن 67/6 كيلومتر مربع مي باشد طول شبكه ي معابر آن 5/23 كيلومتر بوده كه مساحت مساحت پارك شهر آن 18 هزار متر مربع و فضاي سبز آن 20 هكتار مي باشد
موقيت جغرا فيايي :
لشت نشا در شمال شرقي شهرستان رشت واقع شده است واز شمال به درياي خزر واز جنوب به بخش كوچكصفهان و از شرق به شهرستان آستانه اشرفيه واز غرب به بخش خشكبيجار محدود مي شود لشت نشاء در طول 52 و49 شرقي نصفالنهار گرينويچ و25 و 37 عرض شمالي واقع گرديده است ارتفاع آن از سطح دريا 3/22 متر و متوسط در جه حرارت آن 6/15 درجه مي باشد آب و هواي مرطوب كه شرايط مناسبي براي رشد گياهان و ايجاد فضاي سبزبوده و طبيعت زيباي محيط خصوصا اطراف رود خانه اشمك كه از وسط شهر مي گزرد واز جنوب به شمال به درياي خزر ميريزد ، جلوه خاصي به آن داده است از آنجايي كه در كنار ساحل زيباي خزر واقع شده است داراي موقيت توريستي بالقوه اي مي باشد.

شهر لشت نشا

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:46 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها