0

شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

 
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)=شهر گرگاب

شهر گرگاب از شهرهای شهرستان شاهین شهر و میمه در استان اصفهان و در فاصله 20 کیلومتری مرکز استان می باشد و علت اصلی پیدایش شهر گرگاب وجود آب در لایه های زیرین زمین بوده است که از طریق حفر قنات به آن دسترسی پیدا میکنند و این شهر بواسطه وجود قنوات و زمینهای دشتی مستعد ، کشاورزی بوجود آمده و …

ـ تاریخچه شهر گرگاب :

شهر گرگاب از شهرهای شهرستان شاهین شهر و میمه در استان اصفهان و در فاصله 20 کیلومتری مرکز استان می باشد و علت اصلی پیدایش شهر گرگاب وجود آب در لایه های زیرین زمین بوده است که از طریق حفر قنات به آن دسترسی پیدا میکنند و این شهر بواسطه وجود قنوات و زمینهای دشتی مستعد ، کشاورزی بوجود آمده و در حال حاضر سه رشته قنات در این شهر وجود دارد که با توجه به وضعیت بارندگی و خشکسالی فاقد آبدهی می باشند .( قنات گرگاب و کریم آباد )

از خربزه گرگاب در کتب و رسالات قدیمی به نیکی یاد شده است و معنی وجه تسمیه آن بگفته معتمدان محلی ، بعلت زیادی آب قنوات که از سمت مورچه خورت اصفهان می آمده و تشبیه آن به گرگی است که در حال جنب و جوش زیاد است می باشد .

نحوه شکل گیری گرگاب از نظر مراحل توسعه هسته اولیه روستای گرگاب بصورت قلعه (هم اکنون قسمتی از آن موجود میباشد ) بوده که سکونت گاه اولیه و اصلی محسوب می شده و اراضی زراعی در خارج از قلعه واقع گردیده است و در طول زمان با رشد جمعیت نیاز به فضاهای بیشتر و برقراری امنیت ، به تدریج ساکنین در خارج از قلعه ساخت و ساز انجام داده اند و با توجه به وجود اراضی زراعی در ضلع جنوب شرقی توسعه به سمت شمال و شرق ادامه پیدا کرده است.

ـموقعیت جغرافیائی :

شهر گرگاب از شهرهای شهرستان شاهین شهر و میمه در استان اصفهان می باشد که در بخش مرکزی شهرستان واقع گردیده است . شهر گرگاب از نظر موقعیت جغرافیائی در طول 51.35 و عرض 32.51 جغرافیائی بوده و در فاصله 5/0 کیلومتری شرق مرکز شهرستان شهر شاهین شهر و در مجاورت بزرگراه اصفهان ـ تهران واقع و تا مرکز استان اصفهان ( شهر اصفهان ) حدود 27 کیلومتر فاصله دارد .

از نظر توپوگرافی شهر گرگاب در دشت هموار واقع گردیده و از نظر دسترسی بدلیل واقع شدن بزرگراه مذکور در مجاورت شهر و تقاطع غیر همسطح در ورودی شهر ارتباط مناسب شهر را با مناطق و شهرهای مجاور فراهم ساخته است .

ـ ویژگیهای طبیعی شهر گرگاب :

الف) فیزیوگرافی :

شهر گرگاب در دشتی هموار واقع گردیده و دارای بافت خاک رسی و ارتفاع آن از سطح دریا 1660 متر میباشد . شهر گرگاب از شمال به اراضی روستای محمودآباد رعیان (درمیان) و از جنوب به اتوبان اصفهان ـ تهران و از غرب به صنایع هلیکوپتر سازی (هسا ) و از شرق به اراضی کریم آباد گرگاب و گز محدود است .

ب ) هواشناسی :

با توجه به مطالعات انجام گرفته بطور کلی محدوده مطالعاتی ما در منطقه خشک استان اصفهان واقع گردیده و دارای آب و هوای نیمه بیابانی می باشد .
شهر گرگاب

شهر گرگاب

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:32 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)=شهر گلشن

گلشن شهری است که در سال ۱۳۸۹ بر پایه دستور دولت در بخش مرکزی شهرستان دهاقان در استان اصفهان از بهم پیوستن سه روستای موسی آباد ، دولت آباد و مهدی آباد ایجاد شده است. این شهر نود و نهمین شهر استان اصفهان است.
این شهر در سال ۱۳۹۰ جمعیتی بالغ بر ۵۰۵۸ نفر داشته است.

شهر گلشن

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:32 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

لای بید، شهری از توابع بخش باغ بهادران شهرستان لنجان در استان اصفهان ایران است.

جمعیت

براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت این شهر 2564 نفر (235خانوار) بوده‌است.

تاریخچه

با پایان یافتن حکومت سلجوقیان در سال ۵۹۰ هجری و روی کار آمدن سلسله ترک زبان اتابکان و خوارزمشاهیان، قسمت عمده نواحی مرکزی ایران و از جمله اصفهان توسط یکی از سرداران اتابکان به نام(شمس الدین آی تُغمُش) فرمانروایی می شد. در سال ۵۹۲ هجری، شمس الدین آی تغمش با گسترش مناطق فرمانروایی خود به طرف جنوب غرب اصفهان هر منطقه را به سبک تقسیمات کشوریِ زمان ساسانیان «بلوک» خواند و نام خود را بر این بلوک نهاد. با تصرف این منطقه (لنجان وحوالی آن) ازآن زمان به بعد این منطقه به نام بلوک آی تغمش خوانده شد که این نام به مرور زمان به “آیدغمیش” تبدیل شده است. آی تغمش شانزده سال فرمانروایی کرد و اقداماتی در جهت برقراری نظم و امنیت در این منطقه انجام داد. به دلیل سوق‌الجیشی بودن ناحیه و قرار گرفتن در مسیر اصفهان و خوزستان و همچنین همجواری با ایل بختیاری، بیشتر سپاهیان خود را از اصفهان به این منطقه گسیل داد. وی همچنین هر واحد از نیروها را در جایی تمرکز داد که(چم) خوانده می شد وهر چم را به نام فرمانده آن واحد یا اسمی که نشانه بارزی از محل جغرافیایی آنجا و امثال آن باشد، نامگذاری کرد. این چمها در امتداد رود زاینده رود از چمگردان تا چم خرم( پل زمانخان) ادامه دارند. از جمله اقدامات دیگری که شمس الدین آی تغمش جهت امنیت این منطقه انجام داد تأسیس قلعه های نظامی همچون : قلعه آی تغمش، قلعه تقی، قلعه طبس، قلعه ترکی، قلعه چهار برج باغبهادران وهمچنین جهت امنیت مسافران و کاروانهای مسیر اصفهان به چهار محال و بختیاری و خوزستان – که بیشتر اوقات در محل گردنه رخ وتنگ بیدکان واقع در کوه رخ توسط راهزنان و اشرار غارت می شدند- و نیز از طرفی چون کوه رخ مرز میان این منطقه وایل بختیاری بوده است، به دستور وی در این مسیر با فاصله های کمی از هم قلعه های نظامی مستحکمی واقع در روستای لایبید ،قلعه نوری واقع در روستای حاجت آقا و همچنین قلعه هایی واقع در روستاهای کنونی قلعه آقا و کلیشاد رخ ساخته شد. با هجوم مغولان به ایران درسال۶۱۶ هجری فرمانروایی اتابکان و خوارزمشاهیان به پایان رسید. مغولان در سال ۶۳۳ هجری اصفهان را فتح کردند و با گسترش لشکر کشی به اطراف اصفهان، بلوک آی تغمش نیز به تصرف درآمد. از این زمان به بعد تغییرات زیادی در وضع زندگی ساکنان منطقه به وجود آمد. به مرور این قلعه ها از حالت نظامی خارج و به کاروانسراهای بین راهی تبدیل شد؛ و جهت پذیرایی و اسکان موقت مسافران حجره های زیبایی در آنها ساخته و محل کسب و زندگی عده ای گردید. این منطقه به دلیل وجود چشمه های جوشان و پرآب همواره طرف توجه بوده واهالی وشمندگان یا سمندگان (باغبهادران کنونی) اولین بار از آب این چشمه ها برای کشاورزی استفاده کرده با هموار ساختن زمینهای اطراف این قلعه ها به این بخش جانی تازه بخشیدند.

با گذشت زمان عده ای از کشاورزان نیز در این قلعه ها ساکن شدند تا همواره در کنار آب و مِلک خود باشند وهمچنین دشواری مسیر رفت‌وآمد بین محل زندگی در وشمندگان و زمینهای کشاورزی را از پیش پای خود بردارند. در طول سالها اقوام و قشرهای دیگری نیز از جمله طوایفی از ایل بزرگ قشقایی و یا ایل بختیاری در این منطقه سکونت کرده ند و این از باقی‌مانده گویش ترکی ولری در زبان مردم این ناحیه به خوبی مشهود است.

با گسترش زمینهای کشاورزی ونیاز به آب بیشتر، قنواتی حفر گردید و بر تعداد کشاورزان افزوده شد. با افزایش جمعیت منازل مسکونی بیشتری ساخته شد و هر قلعه به صورت دهکده کوچکی درآمد. در دوران قاجار و به ویژه دوران مشروطه و قیام بختیاریها مقدار زیادی از این زمینها به دلایل و بهانه های مختلف و تحت ستم، در تملک فئودالها وخانهای بختیاری افتاد و به صورت ارباب و رعیتی تا پایان حکومت رضاخان اداره می شد. تا اینکه بعد از قانون اصلاح تقسیمات اراضی کم کم همه کشاورزان بومی توانستند صاحب زمین کشاورزی شوند.

از قدیم تاکنون نامگذاری یک مکان بر اساس یک ویژگی بارز، دلیل برجسته و یا شرایط جغرافیایی خاص آن محل انجام شده است. وجه تسمیه «لایبید» نیز برگرفته از وجود درختهای انبوه بید در این محل بوده که به ویژه در امتداد آبراه فصلی روستا که در زبان محلی « لابار » گفته می شود، قرار داشته است و هنوز هم این نوع درخت در این محل به وفور دیده می شود. این نام کم کم به قلعه، مزرعه و قنات این محل نیز طلاق و به نام قلعه لایبید، مزرعه لایبید و قنات لایبید نامگذاری شده است. در طول هشتصد سال گذشته تغییرات زیادی در این منطقه رخ داده چنانکه چندین بار این قلعه ها ویران و جابجا شده است ولی ساکنان آنها ناگزیر از ناامنی های متوالی، به مرمت و یا بنای قلعه مستحکم دیگری مبادرت ورزیده اند. در محل فعلی روستای لایبید از ابتدا تا کنون چندین قلعه ساخته شده است که قلعه اول در محل معروف به« گچ کنی » واقع در کنار چاه آب آشامیدنی جدید روستا، قلعه دوم واقع در مزرعه لایبید در محل فعلی مخابرات روستاو بالاخره آخرین قلعه که «قلعه لایبید» نامیده شده در محل حسینیه فعلی روستا و خانه های اطراف آن بنا گذاشته شده است. اکنون نزدیک به ۲۰۰ سال از بنای آخرین قلعه روستا می گذرد و تنها یکی از برجهای چهارگانه آن باقی‌مانده و مابقی بنا، در بافت خانه های روستا ناپدید و از بین رفته است.

روستای لایبید با ارتفاعی در حدود ۲۱۰۰ متر از سطح دریا در شصت وپنج کیلومتری جنوب غرب شهر اصفهان و درشهرستان لنجان بخش باغبهادران و درامتداد جاده اصفهان-شهرکرد قرار دارد. ازطرف شمال به روستای همام (در قدیم دِه امام) وکوه زیبای پیشَمبِدی- در زبان محلی – (یا پیرشمس الدین یا پیر شمع الدین) وازجنوب به شهر چرمهین و کوه رخ، از شرق به شهر باغبهادران و ازغرب به روستای حاجت آقا منتهی می گردد. دارای آب و هوای معتدل کوهستانی ومنطقه ای مناسب برای تولید اکثرمحصولات کشاورزی است. این روستا دارای چندین مزرعه و قنات به نامهای لایبید، حاجت آقا، شاهسواربگ، زیراب، کله شادی، سنجدی، محمودآباد، علمدار، ایزدآباد، چغادزدان ودره گرگی می باشد. متأسفانه مشکل فراگیر خشکسالی وکمبود آب باعث شده علی‌رغم وجود زمینهای مناسب و مستعد کشاورزی بیشتر زمینها بایر و بدون کشت بماند. محصول اغلب این روستا گندم ، جو، گردو وبادام است که با توجه به مشکل کمبود آب در چند سال گذشته از میزان کشت گندم و جو تا حد چشمگیری کاسته شده و در عوض توجه کشاورزان به کشت زعفران به دلیل سازگاری اش با این منطقه و به عنوان گیاهی که نیاز به آب بسیار کمی دارد معطوف شده است.

روستای لایبید قبل از انقلاب به عنوان یکی از روستاهای مطرح در سطح منطقه از جایگاه ویژه ای برخوردار بود. بعد از انقلاب و به خصوص در دوران جنگ نیز در زمینه های مذهبی ، سیاسی ،اجتماعی وفرهنگی نقش بسزایی ایفا نمود. این روستا دارای هشت شهید به نامهای: کیامرز ایزدی، کهزاد صادقی، منصور صادقی، حسنعلی ایزدی، احمد ایزدی، رضا ایزدی،سعید غلامی وقباد ایزدی است. همچنین تعداد زیادی از ساکنان این روستا از ایثارگران دوران جنگ تحمیلی هستند. درحال حاضر روستا از امکاناتی چون:آب آشامیدنی، برق، گاز، تلفن وتلفنبانک ،آسفالت معابر،دومسجد و یک حسینیه، بسیج روستا، مدرسه ابتدایی نوساز، مدرسه راهنمایی پسرانه و دخترانه نوساز،زمین ورزشی،ساختمان شورا ودهیاری، اجرای طرح جمع آوری وبازیافت زباله و غیره برخوردار است. به دلیل خشکسالی های مداوم وکمبود آب شرب در سالهای اخیر تعداد زیادی از اهالی روستا به شهرهای مجاور مهاجرت نموده اند. چنانکه از سال ۱۳۷۷ تا سال ۱۳۹۰ نزدیک به صد وشصت خانوار از این روستا به شهرها نقل مکان کرده اند. مهاجرت بی رویه اهالی باعث شده بسیاری از منازل مسکونی خالی از سکنه باشد ومی توان گفت درحال حاضر تقریباً تمامی روستاهای ایران با چنین مشکلی روبرو هستند.

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:33 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

شهر پیربکران

پيربکران يکي از شهرهاي استان اصفهان در مرکز ايران است.اين شهر با جمعيت 5464 نفر (برآورد 1383خ.) در بخش پيربکران شهرستان فلاورجان قرار دارد.
نام اين شهر از نام آرامگاهي به نام “پيربکران” گرفته شده که گور محمد بن بکران، از پارسايان نامور اين ناحيه است. اين آرامگاه که در 30 کيلومتري جنوب غربي اصفهان قرار دارد ميان سال‌هاي 703 تا 712 هجري ساخته شده‌است.

شهر پیر بکران

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:34 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

نائين يکي از شهرهاي استان اصفهان در مرکز ايران است. اين شهر مرکز شهرستان نائين محسوب مي‏شود. اين شهر در منطقه دشت کوير قرار گرفته‌است و آب و هوايي خشک و کويري دارد.
نائين شهري کوچک و قديمي است که در گذشته وسيع و آباد بوده است. قدمت آن را مي‏توان از بناي بزرگ و کهن نارين قلعه يا نارنج قلعه دريافت. مسجد جامع نائين از لحاظ قدمت دومين مسجد پابرجا در ايران است.
علاوه بر زبان فارسي، بسياري از مردم محلي به گويش نائيني هم صحبت مي‏کنند که گويشي از زبان‌هاي ايراني مرکزي است.
فرش نائين شهرت جهاني دارد.

نام
درباره نام نائين سخنان بسيار گفته‌اند که همگي سست و بي‌اساس‌اند. از جمله اين که گفته‌اند نام نائين از گياهي باتلاقي به نام «ني» برگرفته شده، يا يهودياني که از اورشليم به مشرق زمين کوچانده شدند، اين شهر را به ياد موطن خويش بنا کرده و بدين نام خوانده‌اند و… وليکن آنچه مسلم است عناويني چون «شهر مساجد»، «قصبه طيبه»، «مدينه العرفا» و… که براي نائين برشمرده شده نشان دهنده اهميت اين شهر در دوره‌هاي مختلف تاريخ بوده‌است.نائين را با القاب و عناويين مختلفي مانند قصبه طيبه، دارالعرفان و مدينه العرفا ياد کرده‌اند.

جغرافياي نائين
نائين شهري کويري‌ست و در زميني صاف و هموار قرار گرفته‌است. ارتفاع نائين از سطح دريا 1580 متر، عرض جغرافيايي آن 32 درجه شمالي و طول آن 52 درجه شرقي است.
کوهسارهاي آن هيچکدام از 18 کيلومتر نزديک تر نيستند. کوه‌هاي سمت شمال رشته‌اي است به نام کوه سرخه که دنباله آن به رشته‌اي به نام بيد کوه منتهي مي‌شود. در سمت جنوب غربي رشته‌اي به نام کوه سره با ارتفاع 2330 متر از سطح دريا مرتفع ترين کوههاي اطراف نائين است. رشته کوه سارو نيز در سمت جنوب غربي نائين قرار دارد که به رشته‌هاي ((پرويز)) و ((بنويد)) در جنوب نائين مي‌پيوندد.

تاريخ
تاريخ بناي اوليه شهر نائين به دوران قبل از اسلام باز مي‌گردد. صحت اين مدعا را علاوه بر نوشته‌هاي مورخين و جغرافيا نويسان قديم، گويش محلي خاص مردم نائين تقويت مي‌کند. اين گويش هنوز نيز متداول و مرسوم است. مولف کتاب مسالک و ممالک فارس را ايالت قديمي ايران و محل تشکيلات دولت هخامنشي ذکر مي‌کند که دوره ساسانيان و پس از اسلام به پنج ولايت يا استان تقسيم مي‌شده‌است. که هر قسمت «کوره» ناميده مي‌شد. در دوره‌هاي ساساني و پس از استقرار اسلام، شهر نائين جزء يکي از اين کوره‌ها به شمار مي‌آمد. بيشتر پژوهشگراني که درباره نائين بررسي و تحقيق کرده‌اند به آبادي و آباداني آن در ادوار قبل از اسلام اشاره کرده‌اند. اما در مقدمه کتاب تذکره سخنوران نائين شهر نائين شهرکي کاروان انداز معرفي شده که قافله‌ها براي استراحت و فراهم ساختن زاد سفر در آن بار مي‌انداخته‌اند. ساربانان نيز شتران خود را در نائين هنارگيري مي‌کرده‌اند. به هرحال، با مراجعه به منابع مختلف مي‌بينيم نائين در قبل از اسلام مرکز اداري و خدماتي بخشي از ناحيه يزد بود.

بااستقرار اسلام، در بيشتر شهر‌هاي ايران و ورود اين آيين به نائين، شهر نائين موقعيت خود را همچون گذشته حفظ کرد. يکي از نويسندگاني که در قرن چهارم هجري کتاب خود را تأليف کرده‌است نائين را شهري آباد و پرجمعيت ذکر مي‌کند.
در قرن پنجم هجري، شهر نائين مانند ديگر شهرهاي نزديک به اصفهان مورد توجه قرار گرفت. در نيمه اول اين قرن ناصر خسرو، در سفر مشهورش از نائين عبور کرد و به اين شهر اشاره نمود. در سفرنامه ناصر خسرو درباره اوضاع اجتماعي نائين مطلب تازه‌اي ارائه نشده‌است، همانگونه که ياقوت حموي نيز تنها به نقل قولي از اصطخري اکتفا کرده‌است.

در دوران مغول، با روي کار آمدن ايلخانان و حکومت غازان و سلطان محمد اولجايتو که پس از درآمدن به دين اسلام به لقب «خدا بنده» ملقب شد در نائين نيز تحولاتي به وقوع پيوست. در دوران حکومت اين دو ايلخان که با وزارت خواجه رشيدالدين فضل‌الله همداني مقارن است اصلاحات اساسي در اکثر شهرهاي ايران به وجود آمد. در اين دوران آثار مهم و با ارزشي مانند مسجد بابا عبدالله، عمارت امامزاده سلطان سيدعلي و مناره مسجد جامع در نائين ساخته شد.

در نيمه اول قرن هشتم هجري، ملک اشرف پس از شکست از شيخ ابواسحاق اينجو در شيراز و فرار به يزد، بيشتر آبادي‌ها و شهرهاي يزد را خراب کرد و به نائين رسيد. در جنگي که در سال 744 هجري در نائين بين او و امير مبارزالدين از امراي آل مظفر به وقوع پيوست ملک اشرف شکست خورد. اين جنگ باعث خرابي نائين شد و خلقي عظيم کشته شدند.

در اواخر قرن هشتم هجري، در روزگاري که اميرتيمور خود را براي حمله به شهرهاي مرکزي ايران آماده مي‌کرد بارديگر نائين گرفتار درگيري شاه منصور و شاه يحيي مظفري شد. در سال793 بين اين دو برادر جنگي درگرفت که بيشتر روستاها و قصبات بين اصفهان و يزد و کرمان تخريب شدند. نائين نيز آسيب فراوان ديد.

در قرن نهم نيز جنگ و کشتارهائي بين خاندان‌هاي آق قويونلو و قراقريونلو بوقوع پيوست. نائين بر سر راه شهرهاي مهم، مورد نزاع واقع شده بود بنابراين در اين درگيري نيز از آسيب و تخريب‌ها در امان نماند. اما در همين سالها، دولت شاه سمرقندي در تذکره‌اي که به نام خود اوست و در سال892 هجري تاليف کرده نائين را «قصبه‌اي خوش آب و هوا» معرفي مي‌کند که «بعضي محصولات آن بي نظير است».
در اوائل قرن دهم، بار ديگر جنگي عظيم بين سران اق قويونلو به وقوع پيوست. محل اين نبرد نيز حوالي نائين بود. به نوشته کتاب احسن التواريخ اين جنگ باعث شد تا محمد ميرزا آق قويونلو بر فارس استيلا يابد.

در دوران حکومت ترکمانان اق قويونلو ونيزيان از نائين عبور کردند اما گزارش سفر آنها نکته مهمي از اوضاع نائين را به دست نمي‌دهد.
در دوران حکمراني ايلخانان نائين از اصلاحات و تحولي که در بسياري از شهرهاي ايران آغاز شده بود بي بهر ه نماند. رونق اقتصادي دوره مغول نائين را که در کنار شاهراه خليج فارس و ري و سلطانيه قرار گرفته بود به صورت شهري پر جمعيت و آباد درآورد. در اين زمان، و بخصوص در عصر حکومت غازان و سلطان محمد اولجايتو و وزارت خواجه رشيدالدين فضل‌الله در نائين آثار با ارزشي ساخته شد. برخي از اين آثار در عداد بناهاي کم نظير به شمار مي‌روند و نمايانگر پيشرفت معماري اسلامي ايراني آن عصر مي‌باشند. اين رونق و پيشرفت نسبي علاوه بر آن که باعث احداث مساجد و بناهاي متعددي گرديد اقوام و خانواده‌هاي مختلفي را نيز از ديگر شهرهاي ايران به نائين سرازير کرد. از جمله اين اقوام، عده‌اي از اميرزادگان و امراء مغول بودند که به همراه خانواده‌ها و اقوام و ملازمين خود به نائين آمدند و در اين شهر و روستاها و قصبات اطراف آن ساکن شدند.

در اوايل قرن دهم ه. ق سران آق قويونلو در حوالي نائين با يکديگر به ستيز برخاستند که از رهگذر اين جدال‌ها، شهر پريشان شد و ويراني بسيار ديد. در دوره صوفيان نائين رونق يافت. در اين دوره، باروي شهر مرمت شد و بناهاي جديدي در آن احداث گشت. در سال 1000ه.ق هنگامي که اصفهان به پايتختي ايران برگزيده شد نائين که در زماني تابع يزد بود، در محدوده اداري اصفهان جاي گرفت. از وقايع مهم دوران صفويه در نائين دعواي نعتي و حيدري بود که اين اختلاف‌ها در عصر مشروطيت هم ادامه يافت. با سقوط اصفهان به دست افغان‌ها (در سال 135 ه.ق) شهر نائين که بر سر را ه سربازان مهاجم قرارداشت، بسيار آسيب ديد ولي بر اثر مقاومت مردم نائين، شهر به دست افغان‌ها نيافتاد، در اين زمان گروهي از سادات طباطبايي ساکن اصفهان و زواره به نائين کوچ نمود.
در دوره قاجار نائين مورد بي‌مهري پادشاهان وقت قرار گرفت. در اين دوره نائين سخت آشفته و ناامن گشت زيرا در اين زمان نائين يا صحنه جنگ شيخي‌ها و «بالاسري»‌ها و يا ميدان نزاع‌هاي حيدري و نعتي بود که در دوره صوفيان در تمام شهرهاي ايران آغاز گشته و دامن زده مي‌شد و همچنين محل تاخت و تاز ياغياني همچون نايب حسين کاشي بود.
در سال 1327 شمسي نائين رسماً شهرستان اعلام شد و بخشداري آن به فرمانداري تبديل گشت. از نائين مردان بزرگ و نامداري برخاسته که هر يک در علوم و فنون مختلف جايگاهي بس بلند يافته‌اند و از اين رهگذر نائين بخصوص در تاريخ يکصد ساله اخير ايران نقش بسيار زيادي داشته‌است. از اين رو همواره براي اين منطقه منزلتي بيش از يک شهرستان معمولي قائل بوده‌اند.
از نائين مردان بزرگ و نامداري برخاسته که هريک در علوم و فنون مختلف جايگاهي بس بلند يافته‌اند و از اين رهگذر نائين بخصوص در تاريخ يکصد ساله اخير ايران نقش بسيار زيادي داشته‌است. از اين رو همواره براي اين منطقه منزلتي بيش از يک شهرستان معمولي قائل بوده‌اند چنانچه بر اثر خاندان پيرنيا حتي در قانون اساسي پس از مشروطه اين شهر ر ا از شرط حد نساب نفوس براي بر خوداري نماينده‌اي مستقل در مجلس شوراي ملي معاف کرده بودند. يکي از فرزندان بزرگ اين سرزمين دکتر حسين فاطمي است که در نهضت ملي شدن نفت تا آخرين نفس پايمردي کرد و به دکتر مصدق وفادار ماند و جان و سر را در راه آزاديخواهي فدا کرد.

معماري و بافت شهري
بافت شهري قديم نائين با تاثير پذيري از عواملي مانند محيط طبيعي، آب و هوا، نيازهاي شهر، لزوم امنيت شهر در برابر تهاجم بيگانگان طراحي شده و به طور کلي داراي معماري بسته و درونگرا است. عموم فضاي معماري و آثار تاريخي در ترکيبي متراکم در کنار يکديگر و متصل به هم استقرار يافته‌اند. طراحي شهر به گونه‌اي بوده‌است که فضاي مسکوني بدون آن که از نظر کاربردي دچار اشکال شوند در کنار عناصر شهري مانند مسجد جامع و دارا لحکومه و بازار و حسينيه و مدرسه و حمام مستقر شده‌است.

بافت قديم نائين از هفت محله تشکيل شده‌است. اين محلات که هر يک حسينيه‌هايي دارد عبارتند از:محله چهل دختران
پنجاهه
نو گاباد يا نو آباد
باب المسجد يا در مسجد
سراي نو
کوي سنگ يا گودالو
محله کلوان

امروز نائين به دو قسمت نائين جديد و قديم تقسيم مي‌شود. اکثر مردم خانه‌هاي قديمي را خراب کرده و به قسمت نوساز شهر نقل مکان کرده‌اند.
چشم انداز محله محمديه از جذاب‌ترين مناطق بخش مرکزي نائين است. اين محله به خاطر موقعيت و نماي زيبا مورد توجه گردشگران است. در مرکز اين محله تپه‌اي قرار گرفته که بر بالاي آن قلعه زيباي آشورگاه ساخته شده‌است. در پايان تپه کارگاه عبا بافي در دل زمين کنده شده‌اند. مردم محل اين کارگاه را «سرداب» مي‌نامند. محله محمديه داراي سبط‌هاي متعدد و گذرها و گنبدهاي زيبا و بناهاي تاريخي بسيار است.

بازار نائين
بازار شهر نائين به صورت خطي مستقيم از دروازه چهل دختران شروع مي‌شود وبه مسجد خواجه ختم مي‌شود طول اين بازار در حدود340 متر است. همه مراکز محلات (حسينيه‌ها) با کوچه ‌هاي فرعي و اصلي به آن مربوط مي‌شوند. در امتداد راسته بازار دو چار سو وجود دارند که محل تقاطع بازار با دو معبر هستند. بازار نائين تا چند سال پيش دائربود ودر آن فعاليتهاي بازرگاني انجام مي‌شد اما درحال حاضر به علت انتقال مغازه‌ها به خيابان تقريبا حالت نيمه متروک درآمده‌است بازار نائين دکان‌هاي با طرح‌هاي متفاوت دارد. راسته بازار مسقف است که قسمتي از سقف آن چند سال قبل فرو ريخت. اخيراً سازمانهاي مسؤل قسمتهاي بازار را مرمت کرده‌اند. بازار ناييين در دوره ايلخانان بيش از هر زمان ديگر توسعه يافت. ورودي بازار يکي از مهم‌ترين دروازه‌ها شهر محسوب مي‌شده ‌است. اين مجموعه داراي دو کاروانسرا نيز هست. سقف اين بازار گنبدي و طاق ضربي است که نورگيرهايي دايره‌اي شکل در وسط طاق‌هاي آن پيش‌بيني شده‌است. به طور کلي بازار نائين يکي از آثار زيبا و قابل توجه شهر نائين بشمار مي‌رود، زيرا چند اثر مهم شهر مانند مسجد شيخ مغربي و مسجد خواجه و حسينيه چهل دختران درآن واقع شده‌اند.

مصلي
از ديگرآثار جالب و قابل توجه نائين ساختمان مصلا است که تا چند سال پيش باغ وسيع و مشجر آن تفرجگاه مردم درايام تعطيل بوده‌است و بقعه داخل آن نيز زيارتگاه نائيني‌ها بشمار مي‌رفت گنبد زيباي مصلي روبه روي گنبد امامزاده سلطان سيد علي واقع شده و خياباني اين دو محل بهم ارتباط مي‌دهد. عمارت مصلي مدفن سيد نوربخشي بزرگ سلسله نوربخشيه‌است مزار اين عارف مشهور روبروي درب ورودي باغ مصلي قرار گرفته و سنگ مرمري با تاريخ 953 هجري بر مزار او نصب شده‌است. در وسط باغ مصلي مقبرهاي به صورت هشت گوش با اتاقهاي قرينه وبه صورت چهار ايوانه واقع شده که گنبد بسيار زيبايي از کاشي به رنگ آبي بر روي آن خودنمائي مي‌کند. در زير اين گنبد آرامگاه حاج عبدالوهاب نائيني فرزند حاج عبدالقيوم واقع شده که در سال 1212هجري در اين محل درگذشته‌است. مزار ديگري متعلق به مرحوم حاج محمد حسن آذربايجاني است که درسال1250 هجري در گذشته و دراين محل به خاک سپرده شده‌است. در مورد چگونگي احداث اين بنا نيز برخي از منابع نوشته‌اند در سفري که محمد ميرزاي قاجار به عنوان فرزند وليعهد از کرمان به تهران مي‌رفت در اين محل ميهمان مرحوم حاج محمد حسن شد و وي سلطنت اورا پيش بيني کرد چون گفته‌هاي او مقرون به حقيقت مي‌شود محمد شاه براي سپاس از او دستور مي‌دهد اين بقعه را بر مزاراو بسازند. مساحت باغ مصلي 18جريب است و دور تا دور آن به صورت غلام گردش مي‌باشد درضلع غربي مصلي آب انبار بزرگي که در نوع خود بسيار جالب توجه‌است. از ديگر زيبائي‌هاي اين عمارت وجود دو بادگير است که در تابستانها باعث سردي و گوارائي آب اين آب انبار مي‌شود. ورودي مصلي وعمارت مصلي بصورت دو طبقه‌است. عمارت مصلي نائين در آبانماه 1365 به شماره 1719 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده‌است.

شهر نایین

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:34 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)=شهر منظریه

مَنظَریّه (Manzariyeh) شهری است در بخش مرکزی شهرستان شهرضا استان اصفهان. شهر منظریه در جنوب شهرضا واقع شده‌است. طبق نتایج آمارگیری سال ۱۳۸۵ جمعیت این شهر بالغ بر ۷٬۰۰۰ نفر بوده که هم اکنون در حدود ۱۰٬۰۰۰ نفر تخمین زده می‌شود. از بین بناهای تاریخی منظریه می‌توان به مقبره بابا پیر، ارگ رکن آباد و چند ارگ تاریخی دیگر اشاره کرد که قدمت آنها به حدود ۱٬۰۰۰ سال پیش برمی‌گردد. منظریه پس از شهرضا پرجمعیت‌ترین شهر شهرستان شهرضااست. در طی نوروز ۹۲ تفریحگاه نوروزی این شهر بالغ بر ۴۰٬۰۰۰ بازدیدکننده داشت که به واسطهٔ این تفریحگاه در عید نوروز تصادفات به طرز قابل ملاحظه‌ای کم شد. در خرداد ۹۳ بدنبال قانون یکسان‌سازی مخابرات استان اصفهان پیش شماره شهر مظریه از ۲۲۸ به ۵۳۲۸ تغییر یافت.

شهر منظریه

 

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:34 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)=شهر مبارکه

شهرستان مباركه يكي از شهرستانهاي مهم استان اصفهان محسوب ميگردد و مركز اداري و سياسي آن شهر مباركه ميباشد اين شهرستان داراي دو بخش ،5 نقطه شهري بنامهاي مباركه ،ديزيچه ، طالخونچه ، كركوند ، زيباشهرو 34 روستا و در قالب 5 دهستان ميباشد اين شهرستان مجموعا1024/5 كيلومتر مربع از مساحت استان اصفهان را شامل ميشود .

شهرستان مباركه در 50 كيلومتري جنوب غربي اصفهان ، 35 كيلومتري شمال غرب شهرضاوحدود 45 كيلومتري شرق بروجن واقع شده است همچنين اين شهرستان از طرف شمال و شمال غرب بترتيب با شهرستانهاي لنجان و فلاورجان همسايه است. از نقطه نظر جغرافيايي اين شهرستان بين طولهاي جغرافيايي 13،51 تا 48،51 وعرضهاي 45،29 تا 22،32 شمال واقع شده است.ارتفاع اين شهرستان از سطح آبهاي آزاد 1670 متر و شيب عمومي زمين منطقه از سمت جنوب به شمال و از شرق به غرب مي باشد. ميانگين دماي اين منطقه 12 درجه سانتيگراد است و بادهايي كه از سمت جنوب غربي مي وزد باعث ايجاد تعادل در هواي آن منطقه ميگردد. محدوده قانوني شهر درطرح جامع شهر مباركه بادر نظر گرفتن محلات اقماري (قهنويه، محمديه، سرارود، دهنو، شيخ آباد، اسماعيل ترخان و صفائيه) به ميزان 265 كيلومتر مربع و محدوده استحفاظي آن نيز 760 كيلومتر مربع ميباشد.

تاريخچه:

مباركه در اصل سرزميني سبز و خرم است كه از قديم الايام مورد توجه بوده و به لحاظ موقعيت آب و هوايي مناسب تجمع بشر در آن باعث ايجاد تشكيلات جمعيتي شده است. بناي مباركه در عهد شاه عباس صفوي آغاز شد ودر ابتدا به امين آباد شهرت يافت. نام امين آباد به واسطه خدمتي بود كه امين السلطان وزيرشاه صفوي انجام داده بود واين نام حداقل تا اواخر قرن 13 قمري به اين محل اطلاق مي شده است. به پاس صداقت و حسن او قناتي نيز بنام وي احداث گرديد كه همين قنات موجب شد تا اولين طايفه در اين محل مستقر شوند و سپس در اطراف آن ، حصار كشيده و دروازه هايي نيز به منظور رفت و آمد در شهر تعبيه شد. چهار دروازه را ميتوان به عنوان دروازه هاي اصلي بحساب آورد كه يكي در شرق و ديگري در غرب و دو دروازه ديگر در شمال شهر قرار داشت.

قديميترين محلات شهر مباركه عبارتند از: محله مختاريها، محله حيدرآباديها، محله حاجيها، قلعه سليمان، قلعه نو، محله رسيها، محلات اقماري قهنويه، دهنو، محمديه، شيخ آباد ، سرارود و اسماعيل ترخان.

شهر مبارکه

شهر مبارکه

شهر مبارکه

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:34 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)=نجف آباد

نَجَف‌آباد يکي از شهرهاي استان اصفهان در مرکز ايران است.

پيشينه
اين شهر در زمان شاه عباس صفوي در 30 کيلومتري غرب شهر اصفهان تاسيس شده‌است.
نقل شده که شاه عباس صفوي مقداري پول و جواهرات جهت مقبره حضرت علي اختصاص داد و تصميم به ارسال آن به شهر نجف گرفت. با تدبير شيخ بهايي از خروج اين ذخاير از ايران جلوگيري شد و به کمک آن بنيان شهر جديدي به نام نجف‌آباد گذارده شد.ارگ شيخ بهايي برج هاي كبوترصفا حمام اخوت عصارخانه اقا بزرگ مدرسه شيخ ابراهيم رياضي كاروانسراي حسنيجه امامزاده ساره مريم جوزدان امامزاده شمس الدين محمد
تفريحي: كوه پنجي پارك كوهستان باغات منطقه حيات وحش قمشلو

ميراث فرهنگي وتمدن
از آثار باستاني اين شهر مي توان برج کبوتر و ارگ شيخ بهايي در خيابان بهارستان را نام برد.مردم اين شهر همانگونه که در زمان هاي پيشين مردمي اسلامي بوده اند امروزه نيز برخلاف شهرهاي بزرگ تمدن ودين خو را حفظ نموده است.

دانشگاه آزاد نجف آباد
در سراسر ايران دانشگاه آزاد نجف آباد حداقل يکبار به گوش دانشجويان خورده است. اين دانشگاه کتابخانه اي به وسعت زياد را در خود گنجانده که در خاور ميانه تک است. مدارس سما اين شهر نيز در دانشگاه آن بنا شده است.

اقتصاد اين شهر بر پايه کشاورزي، تجاري و دامداري بوده‌است لکن امروزه با تاسيس شهرک‌هاي صنعتي متعدد در حاشيه شهر تبديل به اقتصاد صنعتي شده‌است با اينکه هنوز ماهيت تجاري خود را از دست نداده‌است.

شهر نجف آباد

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:35 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

گل‌شهر شهري است در بخش مرکزي شهرستان گلپايگان استان اصفهان ايران.
شهر گل‌شهر تازه‌بنياد است و از ادغام روستاهايي به مرکزيت روستا کنجدجان تأسيس شده‌است.گل‌شهر در شمال غربي استان اصفهان واقع شده و با جمعيت 9966 نفر در سال 1381 از تجميع چهار روستاي کنجدجان، فيلاخص، ورزنه و وداغ تشکيل شد.
پارک سيد نصيرالدين، پارک تفريحي قلعه تاريخي وداغ، و پارک گل سرخ فيلاخص از نقاط ديدني اين شهر هستند.

شهر گلشهر

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:35 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

“”گلپايگان””” شهري در استان اصفهان ايران است.
شهر گلپايگان مرکز بخش مرکزي شهرستان گلپايگان است.گلپايگان، يکي از شهرستانهاي استان اصفهان مي‌باشد که از شمال به شهرستان محلات و خمين، از جنوب به شهرستان خوانسار، از شرق به ميمه و از غرب به شهرستان اليگودرز محدود مي‌باشد. اين شهر براساس سرشماري سال 1385 داراي 48987 نفر جمعيت مي‌باشد و از شهرهاي بزرگ استان اصفهان به حساب مي‌آيد.رودخانه قمرود از ميان شهر عبور مي‌کند که سد بزرگ کوچري بر روي آن به بهره برداري خواهد رسيد. مردم اين شهر هم در بخش کشاورزي و هم دربخش صنعت مشغول به کار هستند. ازکارخانه‌هاي مهم اين شهر مي‌توان به سايپا (ساخت قطعات)-ديار خودرو- بهران محور-وهمچنين کارخانه بزرگ مواد لبني پگاه گلپايگان اشاره کرد. گلپايگان شهري بسيار کهن است وپژوهشگران قدمت آن را تا 7000 سال نيز تخمين زده اند.از آثار مشهور باستاني اين شهر مي‌توان به : مسجد جامع 900 ساله- ارگ تاريخي گوگد- مناره دوران سلجوقي- و آرامگاه هفده تن اشاره کرد.

بر اساس آنچه که از متون تاريخي مانند نزهت القلوب نوشته حمد ا… مستوفي بر مي‌آيد: گلپايگان 5225 سال بعد از هبوط آدم توسط هماي چهر آزاد، دختر بهمن کياني (بهمن دراز دست) پور اسفنديار رويين تن، که به تخت پادشاهي جلوس کرده بود ساخته شد و از ابتدا اين شهر را به نام خود چهرآزادگان و يا گلبادگان ناميد.(حمدالله مستوفي، 1366، ص75) بر اساس شواهد باستان شناسي و بررسي‌ها انجام گرفته بر روي سنگ نبشته‌هاي تاريخي، سابقه سکونت انسان اوليه در دشت گلپايگان به حدود هفت هزار سال قبل مي‌رسد ولي شروع مدنيت را مي‌بايست هم زمان با اواسط حکومت سلسله هخامنشي دانست که کاربري اين شهر به عنوان يک پادگان بزرگ تغيير يافت و حتي گروهي را اعتقاد بر اين است نام اوليه اين شهر گردپاذگان بوده‌است.(برهان قاطع، 1361، ذيل گلپايگان)، گروهي ديگر نام اصلي آن را گَرپادگان به معني کوهپايه مي‌دانند. «گَر» در زبان پارسي ميانه به معناي کوه‌است. (گريوه و گريبان هم از همين ريشه هستند).

به هرحال پس از حمله اعراب مسلمان گروهي از آنان در اطراف اين شهر ساکن شده و نام آنرا معرب گردانيده، جرفادقان ناميدند. در دوران بعد از اسلام علي الخصوص در دوران عباسيان گلپايگان از مناطق معتبر و آباد کشور بوده‌است، ولي اوج شکوفايي و آباداني آن در زمان حکومت سلجوقيان به خصوص محمد بن ملکشاه سلجوقي بوده که آثار و ابنيه زيادي از جمله مناره و بازار و مسجد جامع را از خود باقي گذاشته‌است.

از آن پس به دنبال آشوب‌هاي اسماعيليه و فتنه مغول و يورشهاي تيمور اين شهر از اعتبار و رونق ساقط گشت و تنها در زمان اوزون حسن بود که مجدداً نامي از آن بر سر راه تجاري همدان به اصفهان به ميان مي‌آيد.آخرين دوران طلايي آن که آثار و ابنيه تاريخي موجود، مبين رونق شهر در آنزمان مي‌باشد، مقارن با دوران حکومت شاه عباس کبير و امارت امامقلي خان سردار بزرگ صفوي در گلپايگان مي‌باشد.

با شروع فتنه افغان گلپايگان که مقر فرماندهي عليمردان خان بختياري و محل تجمع نيروهاي کمکي به اصفهان بود به شدت از طرف محمود افغان مورد انتقام جويي واقع گشت و نه تنها اکثر اهالي آن از دم تيغ گذشتند بلکه اغلب آثار و ابنيه و تاسيسات کشاورزي و قنوات آن هم تخريب گشت و ديگر هرگز اين شهر به اعتباري که در گذشته داشت، دست نيافت. شهري که بنا به گفته ظل السلطان زماني از حدود 200 الي 300 هزار نفر جمعيت برخوردار بود، هرچند که به اين اظهار نظر بايد با ديده ترديد نگريست، در زمان حکمراني ظل السلطان به زحمت حدود 15 هزار نفر جمعيت ساکن را در خود جاي داده بود ونماي شهر به ويرانه‌اي بزرگ مي‌ماند. (اشراقي، 1383، ص157 به نقل از تاريخ مسعودي نوشته ظل السلطان)

شهر گلپایگان

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:35 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

کلیشاد و سودرجان شهری است در بخش مرکزی شهرستان فلاورجان استان اصفهان ایران. این شهر از دو بخش کلیشاد و سودرجان تشکیل شده که به نحوی که فرهنگ و لهجه. مردم آن با هم متفاوت است! فاصله این دو شهر با هم تنها یک خیابان است. محله‌های این شهر عبارتند از افجد و اغچه بدی.رودخانهٔ زاینده رود ازکنار این شهر عبور می‌کند که این شهر را از چشم اندازهای زیبایی برخوردار می‌کند.
شهر سودرجان در قدیم یک قلعه یا کاروانسرایی بوده است که این قلعه یا کاروانسرا در حال حاظر محلی بین مزارع کشاورزی شهر سودرجان و شهر ابریشم قرار گرفته است که با توجه به عدم وجود فیزیکی قلعه، مردم و ساکنان محلی آن قسمت را با نام قلعه میشناسند. این قلعه با نام قلعه سورگان شناخته میشده است و با گذر زمان و تغییر آوایی و گویشی در نام این شهر، این نام به سورگون و بعد ها به سودرجان تغییر پیدا کرده است که حتی در گویش محلی از سوی بومیان منطقه و مناطق اطراف هنوز هم نام این شهر به صورت عامیانه “سورگون” ذکر می شود و به اهالی این شهر “سورگونی” میگویند. همچنین “بنا به نقل از کهنسالان” نام کلیشاد نیز از نام قلعه ای است که در همان زمان در دست ساکنینی بوده است که ظاهرا ساکنین آن را مهاجرانی تشکیل میداده اند که به آنها “کولی” گفته میشده و به دلیل اینکه آنها دائما در حال شادی، رقص و پایکوبی بوده اند و یا بنا به رسم و سنت خودشان مراسماتی را برگزار میکرده اند که در نظر بقیه از آنها “کولی های شاد” یاد میشده است. و همین امر نام آن قلعه را به قلعه “کولی شاد ها” نام گذاری کرده است که بعدها با تغییر آوایی و گویشی محلی، این نام به کلیشاد تغییر یافته است. متاسفانه در خصوص هیچ یک از این مطالب سندی وجود ندارد. و حتی هیچ اثر فیزیکی از دو قلعه سورگان و کولی شاد نیست و فقط به یک قسمت از مناطق کشاورزی شهر سودرجان منطقه قلعه گفته میشود که به گفته کهنسالان “به نقل از اجدادشان” در این منطقه یک قلعه با این نام بوده است که در خصوص قدمت آن نیز سندی وجود ندارد. فاصله این شهر تا شهر اصفهان حدود پنج دقیقه است. این شهر دارای چندین برج کبوتر خانه -یک سقاخانه -است که به دلیل بی توجهی تخریب شده‌اند. از دیگر بناهای تاریخی این شهر حمام قدیمی این شهراست که در حال حاضر توسط جوانان شهر به زورخانه تبدیل شده است. این شهر دارای زمین‌های کشاورزی بسیاری است دارای باغات میوه متنوه و محصولات آن عمدتاً برنج (با کیفیت مرغوب) معروف به برنج لنجان، سیب زمینی ، پیاز ،گندم و جو،وکلیهٔ صیفی جات است. مردم زیادی از شهر در کنار مشاغل اصلی خود به کشاورزی نیز می‌پردازند و عده‌ای هم صرفاً کشاورزند.

از جمله آثار مذهبی شهر می‌توان به امام زاده ابراهیم و امام زاده عبداله در کلیشاد و امام زاده شاهچرا در سودرجان اشاره کرد. این شهر دارای یک پارک ساحلی (در حاشیه زاینده رود) و پارک کوهستانی نجات بخش است که در ایام تعطیل مردم شهر اصفهان برای تفریح در فضای سبز به انجا می‌روند. انتظار می‌رود طی سال‌های آتی با توسعه شهر اصفهان این شهر نیز به شهر اصفهان ملحق شود.

موقیعت جغرافیایی

این شهر از شمال به شهرستانهای خمینی شهر و نجف آباد ، از جنوب به شهرستان مبارکه ، از شرق به شهرستان اصفهان و از غرب به شهرستان لنجان محدود می شود.

ارتفاعات

ارتفاعات مهم شهر شامل : ایران کوه ، کوه فیروزان و نیز گردنه آبنیل که در انتهای جنوبی ایرانکوه واقع است و راه اصفهان به گرکن شمالی (پیربکران) از آن عبور می نماید . این شهرستان قریب به 1600 متر از سطح دریا ارتفاع دارد .

آب و هوا

دارای آب و هوایی معتدل است .وجود ساحل زیبای زاینده رود و درختان فراوان و انبوه سبب اصلی اعتدال هوا در کلیشادوسودرجان است زاینده رود مهمترین منبع تامین آب زراعتی در شهر می باشد که بوسیله انشعابات کوچک و بزرگ خود نیاز مزارع کشاورزی را پاسخگو است.

جمعیت

نرخ رشد و گسترش شهرنشینی زمینه های اقتصادی حاصل از گسترش فعالیتهای صنعتی در منطقه کلیشاد و سودرجان می باشد.تاقبل از حمله افغانها به ایران به صورت دو قلعه کلیشاد و سودرجان وجود داشته است و درحال حاضر باجمعیت بیست و چهارهزار نفری خود در 14 کیلومتری جنوب غربی اصفهان و در حاشیه جنوب غربی زاینده رود با ارتفاع 1600 متر از سطح دریا قرار دارد.

ادب و فرهنگ

کلیشاد و سودرجان از گذشته دورر یکی از مهدهای ادب و فرهنگ بوده که می توان به نجیبای کلیشادی و ام‌النجم سودرجانی اشاره کرد .این شهر با تفاخر کم نظیرو والایی به یکصد و پنجاه شهیدش و فزون بر سیصد جانباز و آزاده اش و بالغ بر بیست مسجد و چند حسینیه و به خیرین ایثارگرش شهره است. شهری که علم‌های عزا داری آن معروف تر از خود آن است .وقتی به تابلوی ورودی شهر کلیشاد وسودرجان برخورد می کنیم هنگامی که اولین میدان را پشت سر گذاشته وداخل جاده اصلی شهرمی گردیم صحنه بسیار جالبی را به خصوص در ماههای محرم وصفرمشاهده می کنیم در کنار خیابان های شهر وداخل هر خانه این شهر یک علم مشکی یاسبز دیده می شود که فضای بسیار زیبایی را بر شهر حاکم نموده است. وقتی که از مردم این شهرسوال می کنیم متوجه می شویم طبق یک سنت قدیمی اکثر مردم این شهر یک روز پس از عید غدیر در کنار خیابان ها ودر کوچه های شهر باهمدیگر به بستن این علم های زیبا مشغول می شوند وبه همدیگر کمک می کنند. رسم بسیار زیبا وپسندیده ای است که مردم آن را باشکوه هرچه تمام تر انجام می دهند.

جاذبه های دیدنی

از جاذبه های گردشگری شهر می توان به پارک زیبای ساحلی این شهر در حاشیه رودخانه زاینده رود ( با امکانات تفریحی و ورزشی ) و برجهای کبوتر خانه(مربوط به دوره قاجاریه) اشاره کرد.

اماکن مذهبی

امامزاده شاهچرا-مسجد اعظم-مسجد سجاد

شهر کلیشادو سودرجان

شهر کلیشادو سودرجان

شهر کلیشادو سودرجان

شهر کلیشادو سودرجان

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:35 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

کُمه شهري است در بخش پادنا شهرستان سميرم استان اصفهان ايران.
کمه جنوبي‌ترين شهر استان اصفهان است. اين شهر در کوه‌پايه‌هاي خاوري قله دنا (واقع در استان کهگيلويه و بويراحمد) قرار گرفته و منطقه‌اي سردسير است.
چشمه بابازرنگ از نقاط ديدني کمه است.

کمه از لحاظ خدماتی وضعیت تقریباً مساعدی داشته و به تمام نقاط روستایی دهستان پادنای وسطی به جز خفر و خینه سرویس دهی می کند و از لحاظ ارتباط تجاری و اجتماعی با شهر سمیرم رابطه خوبی نداشته و بیشتر با شهر شهرضا در ارتباط می باشد و حتی مالکین عمده آن سرمایه گذاری های کلانی در آنجا نموده اند.آب آشامیدنی شهر از رودخانه بالادست و چشمه بازرنگ که از مناظر طبیعی و توریستی منطقه بحساب می آید وآب کشاورزی آن نیز از همین چشمه و رودخانه تنگ سحری تهیه و تأمین می گردد.علاوه بر باغداری و کاشت غلات دیم کاری نیز در سطح منطقه به طور وسیع معمول می باشد.

بر اساس تقسیمات کشوری در سال 1380 از روستا به شهر تبدیل گردید.

کُمه یکی از شهرهای شهرستان سمیرم است از توابع استان اصفهان ایران.فاصله این شهر از اصفهان 200کیلومتر و از مرکز شهرستان(شهر سمیرم) 63 کیلومترمی باشد .

اماکن مهم:طاقچه بت در حدود سه کیلومتری شمال شهر کمه-امامزاده بی بی گل خاتون(س)-مسجد بی بی گل خاتون- سالن ورزشی ولایت-پایگاه امداد جاده ای-بخشداری پادنا وسطی-مرکز خدمات کشاورزی-شهرداری–حسینیه شهدا-مسجد طالقانی،،مسجد حضرت ابالفضل و مسجد امام حسن(ع)-پاسگاه انتظامی-اداره منابع طبیعی-اداره گاز-اداره آب و فاضلاب

طاقچه بت کمه سمیرم

در حدود سه کیلومتری شهر کمه(شمال) در کنار جاده اصلی “سمیرم به بیده” کتیبه ای وجود دارد که به طاقچه بت معروف است این کتیبه به خط پهلوی نوشته شده و گفته می شود قدمت آن به دوران ساسانی میرسد.

شهر کمه

شهر کمه

شهر کمه

شهر کمه

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:36 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)=شهر کوشک

کوشک شهری است در بخش مرکزی شهرستان خمینی‌شهر استان اصفهان ایران.
شهر کوشک در 51 درجه و 30 دقیقه جغرافیایی و عرض جغرافیایی 32 درجه و 39 دقیقه و در ارتفاع 1608 متری از سطح دریال قراردارد این شهر از توابع شهرستان خمینی شهر محسوب می گردد بر اساس تقسیمات کشوری شهرستان خمینی شهر از سه شهر و سه دهستان تشکیل شده است شهر کوشک در 17 کیلومتری غرب اصفهانو در جاده ای مابین نجف آباد اصفهان قراردارد فاصله این شهر تا شهر خمینی شهر 16 کیلومتر می باشد
از گذشته شهر کوشک سندی در دست نمی باشد ولی بنا به اظهارات محلی ها شهر کوشک قدمتی 700 ساله دارد و نام قدیم آن قصر بوده است علت این نامگذاری در زمان سابق توسط یکی از خوانین مغول این محل جهت تفریح و خوشگذرانی انتخاب گردیده که نام همین محل را قصر مغول خواندند و بعدها به نام کوشک معروف شد که همان معنی قصر را دارد

پیشینه تاریخی

کوشک از لحاظ قدمت تاریخی به سده های قبل از اسلام بر می گردد که این مطلب از قبرستان تاریخی و برج های داخل آن که از زمان گبریان در آن باقی مانده است قابل تشخیص می باشد همچنین از ابنیه تاریخی می توان به ارگ باستانی و حمام تاریخی اشاره کرد. در این مورد نمونه سنگ قبر کشف شده و افراد به جا مانده از اعصار کهن در محله ای موسوم به شیخی ها گواه بر این موضوع می باشد.

وجه تسمیه

نام قبلی کوشک ماربین بوده که به علت وجود منطقه ای به همین نام در شهرستان خمینی شهر به نظر می رسد در دهه های اخیر به دلیل وجود باغهای سرسبز و باصفا در این منطقه به نام کوشک(باغ یا امارتی در داخل باغ)معروف گردیده است.

آب و هوا

از لحاظ شرایط آب و هوایی دارای آب و هوای مشابه اصفهان می باشد و به دلیل نزدیکی به مرکز شهر اصفهان (13 کیلومتر) و وجود باغات خوش منظره وهوای پاک در چند سال گذشته مورد استقبال مردم اصفهان گردیده است.

شهر کوشک

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:36 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

فريدون‌شهر نام شهري در غرب استان اصفهان در ايران است.
شهر فريدونشهر با 13,592 نفر جمعيت مرکز بخش مرکزي شهرستان فريدون‌شهر است.اكثريت مردم فريدونشهر گرجي مي باشند. از حدود 400 سال پيش گرجي هايي که در زمان صفويان کوچانده شده اند در فريدون شهر زندگي مي كنند.

جغرافيا
شهر فريدونشهر با پهنه‌اي حدود پنج کيلومتر مربع در غرب استان اصفهان در 32 درجه و 56 دقيقه و 15 ثانيه پهناي شمالي و 50 درجه و7دقيقه و 15 ثانيه درازاي شرقي نسبت به نيمروز گرينويچ قرار دارد.
فريدونشهر منطقه‌اي است کوهستاني که بين دو رشته کوه از رشته کوههاي زاگرس درست در محلي از قسمت اعظم راههاي منطقه بختياري به آن مي‌پيوندد قرار گرفته و از ديرباز مرکز خريد و فروش عشاير ايلهاي بختياري بوده‌است. منطقه‌اي بسيار خوش آب و هواست به طوري که بسياري از کارمندان شرکت نفت در منطقه خوزستان مدت 5 ماه از بهار و تابستان را در اين منطقه مي‌گذرانند و بعضي از آنها ساختمانهايي نيز احداث کرده‌اند. زمستانهاي پربرف و تابستانهاي دل انگيز دارد. در نزديکي شهر يک پيست اسکي نيز وجود دارد.اکثريت جمعيت آن گرجي است و به زبان گرجي تکلم مي‌کنند. فريدونشهر داراي شهرداري و فرمانداري ، بخشداري ، پاسگاه ژاندامري ، اداره جنگل باني و کشاورزي، آمار، بانکهاي صادرات، ملي، کشاورزي، پست و تلگراف و تلفن و از زمانهاي خيلي پيش به علت موقعيت جغرافيايي داراي شيکه بي سيم و مراکز ارتباطي ديگر بوده‌است. موقعيت جغرافيايي و شرايط طبيعي فريدونشهر ايجاب مي‌کند که بيشتر کارها در اين منطقه به صورت دسته جمعي انجام گيرد و جنبه تعاون داشته باشد زيرا مدت 5 ماه از سال بيشتر منطقه از برف پوشيده شده‌است و تا چند سال پيش خود فريدونشهر نيز مدت 3 تا 4 ماه بر اثر بارندگي ارتباطش با ساير نقاط قطع مي‌شد. بر اثر گذشته زمان از تعدد کارهاي تعاوني کاسته مي‌شود واين گونه کارها تغيير شکل و فرم داده جنبه انفرادي به خود مي‌گيرد.

نام
بر اساس مدارک و شواهد مکتوب و شفاهي، فريدونشهر در طول تاريخ اسامي مختلفي يافته‌است. شهر فريدونشهر تا سال 1359ه ش «آخوره بالا» ناميده مي‌شد نام فريدونشهر در گذشته آخوره بوده‌است که در سال58 از ميان نامهاي پيشنهادي همچون گرجي شهر، گل شهر، فريدنشهر و فريدونشهر نام اخير انتخاب و تصويب گرديدواژه «آخور» يعني آخر و آخره فعل امر آخره يعني آخوربريا آخورسالار رئيس اصطبل در دوران ساسانيان بوده وآن را دستوربان و آخورسالار را آخوربذ در اين دوران مي‌گفتند فارسي زبانان به ويژه بختياريها با اقتباس به شاهنامه فردوسي آن را شهرفريدون پيشدادي مي‌دانندبقعه اي نيزدرروستاي مشهدكاوه است كه آنرامحل دفن كاوه آهنگرميدانند… چون فريدونشهر در گذشته بزرگ‌ترين ناحيه جمعيتي در آخرين بخش فريدن بوده‌است به نام «آخره» و اندک اندک به صورت آخره وآخوره درآمده‌است وچون دو آبادي در نزديکي هم بوداند آخوره بالا را فريدونشهر وديگري را آخوره پايين (وحدت آباد کنوني) ناميده‌اند در روزگار باستان نواحي فريدن و فريدنشهر «پرتيکان» به معناي محل با شکوه ناميده مي‌شد. چون واژه فريدونشهر هم به معني با شکوه وجلال است به اين محل «فريدونشهر» گفته‌اند. پرتيکان در اصل يکي از طايفه‌هاي قوم پارس بودند که در منطقه نشيمن گزيدند.

گرجي ها در ابتداي ورود به اين منطقه در عصر شاه عباس اول صفوي به ياد ناحيه‌اي زيبا در گرجستان روستاي سكونت خودرا مارتقوپي ناميدند (که از منابع تاريخي از آن به عنوان مردانقوب ياد شده‌است) بعد از مدتي اين نام فراموش و لفظ سوپلي (آبادي) جايگزين شد که گرجيان اکنون اين شهر را به اين نام مي‌خوانند.

فريدونشهر

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:37 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

عسگران شهري است در بخش کرون شهرستان تيران و کرون استان اصفهان ايران مي باشد.

پیشینۀ تاریخی هر چند آگاهی چندانی از تاریخ پیش از اسلام این ‎منطقه در دست نیست، اما باتوجه به پیداشدن گورهایی به شیوۀ اشکانی در روستای گنهران کرون ،دیرینگی این منطقه را می‌توان دست کم به دوران اشکانیان رساند. همچنین چشمۀ ‎آبی در نزدیکی زیارتگاهی به نام ‎احمدرضا وجود دارد که آب آن نزد اهالی از احترام و تقدس برخوردار است. برخی از محققان بر این باورند که این زیارتگاه مربوط به ستایش آب بوده که پس از اسلام به مکان مقدس اسلامی بدل شده است و حتى نام این شهر را برگرفته از واژۀ پهلوی عسکردانسته‌اند که در اساطیر ایرانی محل تجمع سربازان بوده است .

ظاهراً نخستین‌بار در سدۀ 3ق/9م، ابن خردادبه و ابن‎فقیه از کرون (کروان) ــ بدون آنکه گزارشی از وضعیت آن به دست دهند ــ در شمار رستاقهای کورۀ اصفهان نام برده‌اند. سمعانی در سدۀ 6 ق/12م و یاقوت در اوایل سدۀ 7ق از روستایی به نام کرون از توابع اصفهان نام برده‌اند.

در دورۀ قاجاریه کرون از بلوکات اصفهان به شمار می‌رفته، و شامل دو قسمت علیا و سفلى بوده که مساحتی حدود 4 × 12 فرسخ را دربر می‌گرفته است. در آن دوره کشاورزی در آنجا رونق داشته، و محصولات آن گندم، جو، اندکی خشخاش و انگور ذکرشده است. آب کشاورزی آن از کاریز و رودخانه‌های زاینده‌رود و مرغاب تأمین می‌شده است. آبادیهای معروف کرون علیا دهق، علوی و حُسنی بوده است؛ تیران و عسگران نیز از آبادیهای معروف کرون سفلى به شمار می‌رفته است. نام این شهر و نام دیگر مناطق این شهرستان بهترین سند قدمت و دیرینگی این منطقه میباشد این منطقه بنا براعتقاد بیشتر محققین جز کانون های اولیه خانواده ای اعراب جنگی بوده است که پس از حمله به ایران در دره های سرسبز اطراف اصفهان ساکن شدند . یکی از مهمترین این قبیله ها قبیله تیم بوده است .شهرستان تیران و کرون در گذشته به عنوان یک منطقه ییلاقی مورد توجه دولتمردان مختلف بوده است.مسعود میرزا ظل السلطان که بیش از سی سال حاکم اصفهان بوده است در کتاب تاریخ مسعودی به تفصیل از شکارگاههای تیران و کرون نام برده و آب و هوای آنرا توصیف کرده است. علی نادری بازیکن و کاپیتان تیم ملی فوتبال ساحلی ایران ساکن و متولد روستای حسین‌آباد کرون می‌باشد.شهر عسگران دارای امکانات آی‌اس‌پی است.

جغرافیای طبیعی

شهرعسگران در 51 درجه 09 دقيقه طول جغرافيايی و32 درجه و 42دقيقه عرض جغرافيايی و ارتفاع 1640 متری از سطح دريا واقع شده است موقعیت طبیعی این شهر با پهنه ای حدود 1300 کیلومتر مربع و با فاصله 80 کیلومتر از شهر اصفهان در مغرب این استان واقع شده است و شهرستان های اصفهان ،فریدن، ،چادگان و استان چهار محال و بختیاری در همسایگی آن واقع شده اند .قرار گیری عسگران بر سر راه اصفهان -خوزستان ،موجب رونق آن گردیده و این منطقه را از بن بست در آورده است.تنها رودخانه این منطقه مرغاب است که از دالانکوه سرچشمه گرفته و پس از طی مسافتی در حدود 100 کیلومتر به زاینده رود می ریزد و بر پوشش گیاهی این شهرستان که بیشتر گََوَن ،کنگر ،موسیر،لاله های واژگون و … تاثیر گذارده است. جاذبه های طبیعی قرارگرفتن شهرعسگران در منطقه کوهستانی باعث گردیده ،جاذبه های طبیعی زیادی در این منطقه موجود باشد از جمله :سرچشمه و حاشیه رود مرغاب که با سرچشمه گرفتن از دالانکوه به زاینده رود می ریزد.همچنین چشمه های شاهی و آبشار کرد عُلیا .دالانکوه در جنوب غربی شهرستان واقع شده و وجود چشمه ها ،دشت ها و کوههای زیاد این منطقه ،عامل ایجاد مناطق زیبا ،دیدنی و تفریحی شده است .همچنین دشت لاله های واژگون یکی دیگر از جاذبه های توریستی این منطقه می باشد .پیست اسکی که با استفاده از پوشش قطور برف در زمستان بر روی دامنه کوههای این ناحیه تشکیل می شود ،می تواند پذیرای علاقه مندان ورزش های زمستانی باشد … جاذبه های تاریخی با توجه به آن که ارزش این شهر به جاذبه های طبیعی آن است و بیشتر حکام نیز از همین موهبت الهی استفاده کرده اند لذا اثر تاریخی با اهمیتی ،چندان در شهرستان موجود نمی باشد،به هر صورت مهمترین این آثار عبارتند از : اماکن مذهبی تاریخی ،امامزاده بابا لنگر ،امامزاده سید سراالدین فضل از نوادگان امام رضا در نواحی عسکران و با دقت در لهجه مردم عسگران مطمئنا می توان به پیشینه و قدمت این شهر پی برد.با این حال مردم این شهر که همه فارس هستند به زبان فارسی صحبت می کنند.ولی لهجه ای تقریبا نزدیک به لهجه ی اصفهانی با تفاوت هایی دارند

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 5 آذر 1394  9:37 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها