0

شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

 
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

رُفَیِّع یا کاوه شهری است در استان خوزستان. این شهر در شهرستان دشت آزادگان قرار گرفته و در سال ۱۳۸۵، تعداد ۳٫۸۳۲ نفر جمعیت داشته‌است. شهر کاوه در ۲۵کیلومتری غرب هویزه و ۵۰ کیلومتری جنوب غرب سوسنگرد، مرکز شهرستان دشت آزادگان و در نوار مرزی واقع است. فاصله رفیع از تالاب هورالعظیم حدود سه کیلومتر است.

جمعیت این شهر پنج هزار نفر است. که با جمعیت قبل از جنگ قابل قیاس نیست. همه ساکنان این شهر از مردم عرب و شیعه خوزستان می‌باشند. لهجه مردم همانند لهجه استان‌های جنوبی عراق مثل بصره و عماره و ناصریه‌است. طایفه بزرگ ساکن این شهر «سُواری» هستند، که به سه تیره بزرگ تقسیم می‌شوند: بیت نصر، بیت اعواجه، آلبوناهی.

وضع نامناسب اقتصادی مردم این منطقه هر روز بر دامنه پدیده مهاجرت می‌افزاید. در گذشته نه چندان دور این ش‍هر به دلیل داشتن امکانات و منابع سرش‍ار و غنی از قبیل اراضی کش‍اورزی، دامداری، دامپروری، تالاب هورالعظیم صید و صیادی از مهمترین مراکز اقتصادی دشت آزادگان بود به نحوی که از نظر کار هیچگونه مش‍کلی در این منطقه احساس نمی‌شد.

این شهر از نظر تولیدات محصولات کش‍اورزی، لبنی مواد پروتئینی نه تنه‍ا خودکفا بود بلکه مقدار قابل توج‍ه‍ی به ش‍هرستانه‍ای دیگر صادر می‌کرد. اما با شروع جنگ ایران و عراق و هج‍وم نیروه‍ای عراقی ساکنان این ش‍هر مج‍بور به ترک خانه و کاش‍انه خود شدند. حدود ۶۰ درصد جوانان شهر رفیع از توابع دشت آزادگان بیکار هستند. اولین مسجدی که در این شهر بنا شد توسط علامه آیت‌الله شیخ علی کرمی فرزند آیت‌الله شیخ محمد طه کرمی حویزی و برادر مرجع تشیع آیت‌الله العظمی شیخ محمد کرمی حویزی می‌باشد.

شهر رفیع یا کاوه

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  11:24 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

مختصری در مورد شهر زهره، کوچکترین و کم جمعیت ترین شهر استان خوزستان:

شهر زهره با مساحتی در حدود 1020 کیلومتر مربع در جنوب شرقی استان خوزستان قرار دارد. این شهر از شمال و شمال شرقی به شهرستان امیدیه، از جنوب به شهرستان هندیجان، از مغرب به شهرستان بندر ماهشهر و خلیج فارس و از قسمت شرق به رودخانه زهره محدود می شود. شهر زهره در حد فاصل شهرستان های بندر ماهشهر و هندیجان قرار گرفته است. این شهر مرکز بخش چم خلف عیسی بوده و طبق آخرین سرشماری انجام گرفته در سال 1388 دارای جمعیتی در حدود 1352 نفر می باشد. شهر جدیدالتأسیس زهره در بهمن ماه سال 1384 با تصمیم دولت نهم و انجام تقسیمات جدید کشوری از دهستان به شهر تغییر وضعیت داده و بدین ترتیب نام تاریخی و خاطره انگیز چم خلف عیسی به شهر زهره که بر گرفته از رودخانه زهره است، تبدیل گردید. برابر مطالعات انجام گرفته و با همت مسئولین محلی و با توجه به موقعیت مهم این شهر در حد فاصل شهرستان های هندیجان، بندر ماهشهر و امیدیه و نیز نزدیکی سایر مناطق به امکانات این شهر، آتیه ای درخشان در انتظار این شهرخواهد بود.

شهر زهره

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  11:24 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

دهدز’ شهری است از شهرهای شهرستان ایذه در شرق استان خوزستان. این شهر در بخش دهدز از توابع شهرستان ایذه قرار گرفته و در سال ۱۳۸۵، تعداد ۳٫۸۶۸ نفر جمعیت داشته‌است. مردم دهدز همگی بختیاری می‌باشند و دارای آب و هوای بسیار معتدل میباشد که جاذبه های گردشگری طبیعی فراوانی از جمله کوهستان و رودخانه و باغات زیبائی می باشد.

شهر دهدز

شهر دهدز

شهر دهدز

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  11:24 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

شهر امام یا دزآب شهری است از شهرهای شهرستان دزفول در شمال استان خوزستان. این شهر در بخش مرکزی شهرستان دزفول قرار گرفته است. دزآب در سال ۱۳۸۵، تعداد ۱۰٫۱۷۱ نفر جمعیت داشته است . با به پیشنهاد وزارت کشور و تصویب وزرای عضو کمیسیون سیاسی و دفاعی این شهر به شهر امام تغییر نام داد.

شهر دزآب ( شهر امام )

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  11:25 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

قیدار یکی از شهرهای ایران در استان زنجان است. این شهر مرکز شهرستان خدابنده است. جمعیت این شهر بر طبق سرشماری سال ۱۳۹۰، برابر با ۳۰٫۲۵۱ نفر بوده‌است.

قیدار نام یکی از پیامبران بوده‌است که آرامگاهش در این شهر قرار دارد. او را فرزند اسماعیل و نیای سی‌ام محمد، پیامبر اسلام دانسته‌اند. در کتاب منتهاج البراعه تالیف میرزا حبیب‌الله هاشمی خویی و کتاب جلا العیون تالیف محمد باقر مجلسی نیز به همین منوال شجره قیدار نبی را به ابراهیم و آدم نسبت داده‌اند.

انتساب این بقعه به قیدار نبی با استشهاد ۶۵ نفر از علمای طراز اول مورد تایید قرار گرفته‌است. این بقعه در زمان بلغار خاتون زن غازان خان تخریب و مجدداً در سال ۷۱۹ قمری احداث شد.در تاریخ ۱۳۱۹ قمری این بقعه توسط شخصی بنام امیر جهانشاه خان افشار مرمت شد.

یکی دیگر از جای‌های گردشگری قیدار غار کتله‌خور است. جدیداً در نزدیکی زرین رود غار جدید خشکی آبی بنام زرین غار کشف شده‌است که نیاز به توسعه داردو می‌تواند از مکانهای تفریحی قیدار باشد.

مردم ساکن این شهر ازحق زارعانه ملک برخوردارند و مستاجر اداره اوقاف و امور خیریه میباشندونقل وانتقالات ملکی در واقع انتقال اجاره است. در مورد صحت عقد وقف، مشخص بودن واقف ومشروعیت وی برای وقف، مقدار و نسبت و مشاع یاشش دانگ بودن وقف و.. دراین شهر اطلاعات مشخصی موجود نبوده ونیاز به توضیح وجود دارد.

شهر قیدار

شهر قیدار

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  7:24 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

نیک‌پی (زنجان)، شهری از توابع بخش زنجانرود شهرستان زنجان در استان زنجان ایران است ومرکز بخش زنجانرود شهرستان زنجان است. نیک‌پی در سال ۱۳۹۰ رسماً از روستا به شهر تبدیل شد.

جمعیت

این شهر در براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1390، جمعیت آن 474 نفر (۱۱۹خانوار) بوده‌است.

شهر نیک پی

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  7:24 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

دهستان کرسف به مرکزیت کرسف (در فرهنگ معین آمده است: کرسف قصبه ای است در نزدیکی زنجان) با 28 آبادی یکی از دهستانهای بزرگ و پرجمعیت بخش مرکزی شهرستان خدابنده از توابع استان زنجان میباشد که در فاصله 14 کیلومتری شهر قیدار و 74 کیلومتری مرکز استان قرار دارد. وجه تصمیه ی کرسف بنا به قولی “کهراسب” یعنی اسب حنایی رنگ میباشد. کرسف به دلیل داشتن آب فراوان و چشمه سارهای بزرگ و کوچک، زمینهای حاصلخیز، جنگلهای طبیعی سرسبز، باغهای پر از میوه و موقعیت خاص جغرافیایی همواره مورد توجه و محل سکونت انسانها در طول ادوار مختلف تاریخی بوده است. در قسمت شمالی کرسف ادامه رشته کوههای قیدار و در ضلع جنوبی آن جنگل وسیع و سرسبز قرار دارد. وسعت کرسف 5/8 کیلومتر مربع و دارای آب و هوای معتدل کوهستانی است. موقعیت خاص آب و هوایی و جغرافیای طبیعی آن باعث پوشش گیاهی فراوان و زندگی جانوران مختلف در حوالی آن گردیده است و با توجه به موقعیت ویژه جغرافیایی به عنوان یک پل ارتباطی، دهها روستای بزرگ و کوچک را بهم پیوند میدهد. بیشتر مردم آن در بخش کشاورزی و خدمات اشتغال دارند.

وجود اماکن متبرکه و اماکن مختلف تاریخی همچون امامزاده عبداله، حسینیه کرسف، سد تاریخی امیر، قلعه معروف فریک بولاغی(فریک بولاغی به معنای چشمه مرغان بوده و مربوط به دوره حکومت خوانین افشار میباشد) و … از آثار مهم تاریخی کرسف میباشد.

وجود اولین دانشمند منطقه خدابنده یعنی حکیم احمد ابن فارس زهراوی کرسفی(قرن چهارم هجری قمری) و خواجه شمس الدین حکیم الهی کرسفی از افتخارات این خطه سرسبز است. مظفر ذولقدر که از هواداران نواب صفوی بود از این منطقه برخاست و اولین شهید جنگ تحمیلی این شهرستان از کرسف پا به عرصه وجود گذاشته و سرانجام شربت شهادت نوشید.

سیر تاریخی کرسف در4 بند از نظر خوانندگان گرامی میگذرد:

الف) کرسف در قرون باستان

سابقه تاریخی کرسف به دوران حکومت مادها (اولین دولت ایرانی) برمیگردد. وجود تپه های تاریخی همچون تپه معروف به “کری قیه سی” و تکه سفالهای بدست آمده از حوالی آنها حکایت از زندگی بشر در این دوره تاریخی در این نقطه دارد. همچنین وجود روستای مادآباد (که وجه تسمیه آن از نام مادها گرفته شده است) در 8 کیلومتری کرسف دلیل دیگر این مدعا است.

به دلیل محرومیت شهرستان خدابنده و بی توجهی به آثار بجای مانده از قرون باستانی، بسیاری از رمز و راز زندگی و سیر تاریخی این منطقه در هاله ای از ابهام قرار دارد.

ب) کرسف در قرون وسطی

آثار بدست آمده از چند تپه تاریخی در حوالی کرسف از زندگی انسان در دوره اسلامی در این نقطه حکایت میکند. بقعه متبرکه امامزاده عبداله کرسف از نزدیکان امام موسی کاظم(ع) نیز از آثار مهم این دوره میباشد. در معجم الادبای یاقوت حموی آمده است: احمد ابن فارس زهراوی کرسفی دانشمند و ادیب فرزانه جهان اسلام در اوایل قرن چهارم هجری قمری در کرسف می زیسته است. برای آشنایی بیشتر خواننگان گرامی با این دانشمند بزرگ قسمتی از زندگینامه وی که از کتاب معجم الادبا (به زبان عربی) استخراج و ترجمه گردیده است در زیر میآوریم:

بنا به گفته ی ابوالحسن باخرزی، احمد بن فارس زهراوی کرسفی در قریه کرسف به دنیا آمده است. او ادیب و دانشمند در زبان عربی و فقیه شافعی بود و در فقه و کلام و نحو مناظره میکرد. پس به مذهب ملک ابن انس وارد شد. روش او در نحو کوفی است. او کتابهای بکر و رساله های مفید و اشعار زیبایی دارد و از شاگردان او میتوان بدیع الزمان همدانی را نام برد. ابوالقاسم سعد ابن علی ابن محمد زنجانی میگوید: ابولحسین احمد ابن فارس زهراوی از پیشوایان اهل لغت در زمان خود بود. او فردی کریم النفس و بخشنده بود و هیچ سائلی را رد نمیکرد. حتی لباس و فرش خانه اش را به نیازمندان می بخشید. صاحب ابن عباد وزیر آل بویه او را بسیار گرامی می داشت و شاگردی او را میکرد، میگفت: شیخ ما ابوالحسین از کسانی است که بخاطر زیبایی تصنیفاتش شهرت یافت و سخن او مقبول همه زبانها است.

شیخ ابی الحسن، علی ابن الرحیم سلمی میگوید: پدرم میگفت، در مجلسی از شیخ ابوالحسین احمد ابن فارس زهراوی از وطنش سئوال شد، پس او گفت: کرسف.

زهراوی کرسفی برای کسب علم و دانش همیشه در سفر بوده است. ابتدا به همدان و سپس به قزوین مهاجرت کرد، بعد به زنجان و از آنجا به میانه رفت و در طی این مسافرتها از علوم علمای بزرگی چون ابی حسن ابراهیم ابن علی ابن ابراهیم ابن سلمه بن فخر (امام فقیه)، ابی بکر، احمد ابن الحسین ابن الخطیب و احمد ابن طاهر ابن النجم ابو عبداله بهره جست.

زهراوی کرسفی بسیار مورد احترام ابوریحان بود. ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه عن قرون الخالیه در مورد زهراوی چنین آورده است: قد قال فما مضی حکیم ما المرء الا باصغریه فقلت قول امری لتیب ما المرء الا بدر همته.

زهراوی کرسفی تصنیفات متعددی در زمینه های مختلف فقهی و لغت عربی دارد و بیش از 28 کتاب را تصنیف کرده است. برخی از آثار او عبارتند از کتاب المجمل، متخیرالالفاظ، فقه الغه، غریب اعراب القرآن، تفسیر اسماء النبی(ع)، مقدمه کتاب دارالعرب، حلیه الفقهاء، کتاب العرق، مقدمه الفرائض، ذخائر الکلمات، شرح رساله الزهری الی عبد الملک ابن مروان، کتاب الحجر، کتاب سیره النبی(ص) اصول فقه، اخلاق النبی(ص) کتاب الصاحبی، کتاب جامع التاویل فی تفسیر القرآن(4جلد)، کتاب الثیاب و الحلی، کتاب الخلق الانسان، هماسه المحدثه، مقیاس اللغه ( کتاب زیبایی که مثل آن تصنیف نشده است) و کتاب کفایه المتعلمین فی اختلاف الخویین.

مجمع بن محمد بن احمد با خط خود در ربیع الاول سال 446 هجری در خاتمه کتابش می نویسد، شیخ ابوالحسین احمد ابن فارس زهراوی کرسفی در ماه صفر 395 در شهرری درگذشت و در مقابل مرقد قاضی القضات ابی الحسن علی بن عبدالعزیز یعنی جرجانی دفن شد.

ج) کرسف در دوره فتنه مغولان

منطقه خدابنده از حمله مغولان در امان نبوده است. آثار بجای مانده و سنگ نوشته های موجود در قبرستان معروف به قبرستان شهداء کرسف از مهمترین آثار بجای مانده از حمله مغولان به این خطه میباشد. سنگ مزارهای برجای مانده از این دوره به خط کوفی بسیار زیبایی نوشته شده است. بنا به قولی افراد مدفون شده در این قبرستان تاریخی از یاران سلطان محمد خدابنده (الجایتو) میباشد که به مذهب تشیع گرویده و توسط دشمنان به قتل رسیده اند.

د) کرسف مرکز حکومت ولایت خمسه در قرون معاصر

امیر جهانشاهخان افشار (متولد1217 ه.ش) فرزند حسنعلی خان افشار (سردار فاتح) کرسفی بود. او علاوه بر مقام ایلخانی رتبه امیر تومانی (سرلشکری) داشت. وی بدلیل زیرکی فراوان و نبوغ خاص فکری بسیاری از قبایل و ایلات منطقه را تحت فرمان خود درآورده و کرسف را به دلیل داشتن موقعیت خاص جغرافیایی – استراتژیکی و ژئوپولتیکی بعنوان مرکز حکومت خود انتخاب کرد. امیر جهانشاهخان بعنوان یکی از بزرگترین فئودالهای تاریخ ایران از املاک گروس (شهرستان بیجار) گرفته تا ولایت خمسه (قزل اوزن، سجاسرود، خرارود، بزینه رود و زرینه رود) فرمان می راند. وی معروفترین چهره سیاسی استان زنجان در تاریخ قرون معاصر بشمار میرود. بنا به روایتهای مختلف او گنجنامه ای داشته است که بسیاری از گنجهای منطقه از جمله گنج مدفون شده در مقبره ارغوان شاه ایلخانی را تصاحب نموده است.

از آثار بجای مانده از دوران امیر جهانشاهخان افشار میتوان به سد امیر و حسینیه کرسف اشاره نمود. او سرانجام پس از مرگ بنابه وصیت خود در عتبات عالیات (نجف اشرف) دفن شد.

محمد حسن خان امیرافشار

محمد حسن خان نماینده مردم زنجان در دوره شانزدهم و هفدهم در مجلس شورای ملی بود. وی نیز همچون پدربزرگش یکی از خوانین و ملاک بزرگ و مقتدر زنجان بود و تمام حکمرانان و حاکمان از او حساب می بردند. بدستور وی مدرسه ای در کرسف دایر و جمعی از فرزندان رعیت در آن مدرسه مشغول تدریس گردیدند و مخارج مدرسه و حق الزحمه دبیران از جانب او تأمین میشد تا اینکه از نزدیکان محمدحسن خان به وی گوشزد کرده بود که تحصیل این افراد و بالا رفتن آگاهی آنان در آینده برای او خطر ساز خواهد شد، در نتیجه دیری نپایید که بعد از چهار سال این مدرسه منحل گردید.

از حوادث مهم دوران حکومت محمد حسن خان امیر افشار هجوم فرقه دموکرات و حزب توده به کرسف و روستاهای تابعه آن بود که بنابه گفته ریش سفیدان کرسف رعب و وحشت شدیدی را در مردم ایجاد کرده بود و محمدحسن خان و اطرافیانش نیز به روستاهای حوالی گروس (شهرستان بیجار) پناهنده شده بودند تا اینکه سرانجام با حمایت نیروهای دولتی و کمک محمد حسن خان و نیز سلطان محمود خان ذوالفقاری نیروهای حزب توده در جنگ قوئی(یکی از روستاهای نزدیک گرماب) شکست سختی خوردند.

شهر کرسف

شهر کرسف

منبع : شهرداری کرسف

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  7:24 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

شهر گرماب در جنوب غربی استان زنجان قرار دارد که به لحاظ جغرافیایی دارای آب وهوای نسبتا خشک میباشد ودارای زمستانهای سرد وتابستانهای گرم می باشد وبه لحاظ جامعه شناسی دارای مردمی مهربان ومیهمان نواز میباشد که به لحاط تاریخی قدمتی دیرینه دارد مطلب جالب توجه در باره این شهر وجود بزرگترین غار خشکی جهان در این شهر میباشد.که همه ساله جهانگردان وایرانگردان بسیاری را برای مشاهده عظمت خالق بی همتا را به این دیار میهمان نواز میکشاند.

شهر گرماب

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  7:24 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

منطقه‌ای قدیمی تقریباً هم‌زمان با قزوین است که در سال 1382 به درجه شهر ارتقاء یافته و مرکز بخش دشتابی شهرستان بوئین زهرا نیز می باشد . و فاصله آن از مركز استان 40 كيلومتر است . اين شهر دارای باغهای انگور و زمینهای کشاورزی مناسبی بوده که در آنها محصولات زیادی از قبیل یونجه گندم جو ذرت و غیره بعمل می‌آید به همين علت بيشتر فعاليت آنها بيشتر در زمينه كشاورزي و دامداري است . بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت شهر ارداق در سال 1390 برابر با 5123 نفر بوده است که به زبان ترکی صحبت می‌کنند .از صنايع دستي ارداق مي توان به گليم بافي اشاره كرد كه بافت آن در بين زنان اين شهر رايج است.اين شهر زادگاه قاضي القضات در عصر مشروطه ، ميرزا علي ارداقي معروف به شهيد قاضي مي باشد كه به شهادت تاريخ وي از مبارزين اصلي مشروطيت و حامي و همراه جهانگير خان صور اسرافيل و شيخ فضل الله نوري بوده است و بدليل مقاومت در برابر صدور حكم قتل مشروطه خواهان به طرز مشكوكي به شهادت رسيد.و از جمله آثار باستاني كه در مركز شهر قراردارد غضنفر تپه است كه از نظر تاريخي قدمت زيادي دارد . و در طول دوران جنگ تحمیلی 14 شهید تقدیم نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران کرده است.

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  7:24 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

اسفرورین شهری در مرکز دشت قزوین و در فاصله 55 کلیومتری از مرکز استان واقع شده است که از دید آب و هوایی نسبتاً سردسیر و پربارش است و در پیرامون آن زمینهای کشاورزی (مانند کدخدازمین) وجود دارد که بیشتر تاکستانهای انگور و جنگل های میوه هستند. در باختر این شهر کوه‌های رامند و سیاه‌کوه واقع شده و رودخانهٔ خررود از آن منطقه می‌گذرد.
مردم

مردم اسفرورین شیعه هستند و به زبان تاتی ایران سخن می‌گویند.و اغلب روستاهای آن زبان ترکی مانند روستاهای دیال آباد، کهک ، ولازجرد، لوشکان. پیشهٔ بیشتر مردم اسفرورین کشاورزی، باغ‌داری و رانندگی است. آجر، انگور ، کشمش ، تخمه آفتابگردان ، محصولات درختی و بوته ای از قبیل هلو-سیب-کوجه-خیار و… از محصولات مهم اسفرورین هستند.
تپهٔ تاریخی

تپه بزرگ باستانی در داخل شهر و تپه تاریخی دیگری به نام خروزان در جنوب خاوری آن قرار دارد که مربوط به زمان ساسانی می باشد.

در تپه بزرگ باستانی داخل شهر، آثاری از دوران پیش از اسلام و دورهٔ اسلامی از آن به دست آمده است. در سالهای گذشته در این تپه مردگان دفن می‌شدند ولی اکنون اجازهٔ دفن داده نمی‌شود. همچنین احتمال داده می‌شود که هنوز آثار تاریخی در زیر این تپه موجود باشد اما کسی حق کندوکاو در آن را ندارد.
تقسیم اراضی

در پنجشنبه ۳ خرداد ۱۳۴۱، اولین قسمت از املاک مالکان بزرگ قزوین در روستای اسفرورین توسط محمدرضا پهلوی تقسیم شد و اسناد مالکیت ۹۵۰ نفر از کشاورزان به نمایندگان آنها داده شد. شاه در این مراسم اظهار خوشوقتی کرد که اصلاحات ارضی ایران، باعث پیشرفت اصول کشاورزی و ازدیاد تولید و عدالت اجتماعی شده است.
طوایف

در شهر اسفرورین طوایف گوناگونی زندگی می کنند. بزرگترین طایفه در اسفرورین طایفه مهرعلیان نام دارد که از نام مهرعلی خان گرفته شده است. از دیگر طوایف این شهر می توان به باقری، پیری، عسگری، صادقی،شعبانی ذالبیگی،شفیعی و عمویی یا علیمحمدی و شجاعی اشاره کرد. خانواده ها در اسفرورین مشاغل خاص خود را داشتند. از جمله مهرعلیان ها به عنوان تفنگدار و ناظمان ملاکان شهر اسفرورین بوده اند که اکنون به مشاغل مختلف روی آورده اند. طوایفی مثل باقری، پیری، عمویی،شعبانی،شفیعی،اکبری و عسگری که عمدتاً از کشاورزان این شهر بوده انددر حال حاضر کامیون دار وکوره پزخانه دار و صنعتی و دولتی هستند.همچنین بیشترین کامیون های کمپرسی منطقه متعلق به اینهااست که از کوره های آجرپزی شهر اسفرورین آجر می خرند و در شهرهای دیگر به سازندگان می فروشند. طایفه ذالبیگی ها ضمن اشتغال در کار کشاورزی از روحانیون وشیوخ این شهر بوده و هستند که با تغییر در نام فامیل بعضاً از هم جدا شده اند.سایر خرده فامیلها مثل نادعلیان(رمال و دعانویسان)علیاری(حمامچی و بنایی)قنبری(چوبدار و نسیه فروش)نسایی(مغنی)فیضی(نجاران)دلاکان و چوبداران و …می باشند.

اسفرورین

اسفرورین

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  7:25 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

شهر الوند یکی از مهمترین و پرجمعیت ترین شهرهای استان قزوین می باشد و از نظر تقسیمات سیاسی مرکز شهرستان البرز می باشد، که در 14 کیلومتری شهر قزوین به دنبال احداث شهر صنعتی البرز و در مجاورت آن در اراضی دشت قزوین در زمینهای درجه یک و دو کشاورزی شکل گرفته و موقعیت آن 50 درجه و 4 دقیقه طول شرقی و 36 درجه و 11 دقیقه عرض شمالی است. از نظر اقلیمی دارای آب و هوای نیمه بیابانی با بارش متوسط سالانه 312 میلی متر بوده و متوسط دمای شهر در طول سال 13 درجه سانتی گراد می باشد. جهت وزش باد غالب از جنوب شرقی است که موسوم به باد راز یا شره می باشد و هنگام وزش خشکی هوا و افزایش دما را در پی دارد. ارتفاع از سطح دریا در شهر الوند 1240 متر می باشد.

شهر الوند

شهر الوند

شهر الوند

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  7:25 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

شهر بیدستان در موقعیت 13/36 عرض شمالی و12/50 طول شرقی در دامنه جنوب ر شته کوه البرز در پهنه ی دشت حاصلخیر قزوین قرار دارد و ارتفاع آن از سطح دریا 1280متر می باشد.از نظر اقلیمی دارای آب وهوای مدیترانه ای وبارش متوسط سالیانه 312 میلی متر و دمای متوسط در طول سال 13 درجه سانتی گراد می باشد .شهر بیدستان با وسعتی بیش از 150 هکتار محدوده خدماتی وجمعیتی بالغ بر 000/30نفر در مسیرراه های ارتباطی کشورومجاورت با بزرگترین شهر صنعتی کشوریعنی البرز،مهاجرت بالای متقاضیان کار به این شهر توقع ارائه خدمات شهری از سوی شهرداری را دو چندان نموده است.جمعیت 758نفری بیدستان در سال 1355 به دلیل داشتن آب وهوای مناسب ، زمینهای حاصلخیز و قرار گرفتن در مسیر راههای ارتباطی کشور از جمله اتوبان قزوین –کرج وهمچنن مجاورت با شهر صنعتی البرز وقزوین جمعیت این شهر را به 30000نفر در سال 1382تغییر داده است واین نشان از مهاجرت بیش از حد به این شهر می باشد .علی رغم اینکه 82 درصداز زمین های کشاورزی شهر بیدستان کشت آبی بوده و 60 درصد ساکنان این شهر در حوزه صنعت مشغول به کار می باشند.شهر بیدستان در سال 81 به شهر تبدیل ودر 18 تیر ماه 1382 رسما شهرداری در آن افتتاح گردید.بودجه شهرداری در سال 1382 رقمی معادل 000/000/300/2 ریال بوده که در سال 1385 رقمی بالغ بر 000/000/000/15 ریال رسیده است که رقمی حدود 1/525 درصد رشد داشته است که در نوع خود در بین شهرداریهای کشور بی نظیر است بیش از 75 درصد از معابر این شهر در زمان تاسیس خاکی بود که در حال حاضر فاقد معبر خاکی است.

شهر بیدستان

شهر بیدستان

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  7:25 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

معلم‌کِلایه شهری است در بخش رودبار الموت شهرستان قزوین استان قزوین ایران.

این شهر در منطقهٔ کوهستانی استان قزوین واقع شده و الموت‌رود در فاصله‌ای از جنوب آن می‌گذرد.

رودبارالموت شرقی شامل سه دهستان معلم کلایه»الموت بالا و الموت پائین به مرکزیت معلم کلایه با ۹۶ روستا و وسعت ۸۸۵ کیلومتر مربع با جمعیت ساکن در حدود ۳۰۰۰۰ نفر در تابستان و آنچه به الموت و شهر معلم کلایه ارزش بخشیده روح انسانی و ایرانی است که در این خطه جریان داردکه مردم این سرزمین با پشتوانه باور و ایمان قوی و با شناخت و برداشت آگاهانه از بنیه و تواتنمندیهای این سرزمین توانسته خود را با طبیعت وحشی و دست نخورده سازگار نماید

منطقه الموت یا رودبار الموت در سلسله جبال البرز، واقع در شمال شرقی استان قزوین، جنوب مازندران و گیلان، شرق طالقان و غرب رودبار زیتون قرار دارد.

زبان
زبان این مردم تاتی و بقولی دیلمی است. زبان رایج در کوهستان جنوب گیلان که گستره منطقه کوهستانی اشکور تا علی آباد منجیل و از شمال تا سراوان رشت و شمال قزوین و کوهه ای غرب مازندران را در بر می گیرد. گاه زبان تاتی یا دیلمی با زبان تالشی اشتباه گرفته می شود. [نیاز به ذکر منبع]

نام
این منطقه چنانچه حمدالله مستوفی در نزهةالقلوب نوشته تا قرن هفتم هجری با عنوان رودبار معرفی می‌شد تا این که با آمدن حسن صباح به آن جا و رواج فرقه اسماعیلیه و فعالیت خداوندان الموت، نوشته شد رودبارالموت و خوانده شد الموت.
الموت کلمه ای است مرکب از دو واژه «آله» و «اموت». نویسنده برهان قاطع این کلمه را به فتح الف و لام بر وزن «جبروت» می‌داند و می‌نویسد:
«نام قلعه‌ای است مشهور که مابین قزوین و گیلان واقع است و آن را به سبب ارتفاعی که دارد آله آموت گفتندی یعنی عقاب آشیان چه «اله» عقاب و «آموت» آشیان باشد.»
برخی نیز آموت را چنانچه در گویش تاتی مردم الموت وجود دارد، به معنای آموخت گرفته‌اند و از آن به این تعریف رسیده اند: عقاب دست آموز.
عده ای هم اشاره به این می‌کنند که بن مایه کلمه الموت، ارموت، ارمود، امروت، اربو و امبرود (نوعی گلابی) است و از آنجا که در گویش تاتی گاهی «ر» به «ل» تبدیل می‌شود مثل «برگ» (بلگ)، پس الموت همان ارموت است که «ر» به «ل» تبدیل شده است. محققان بر این نکته متفق القولند که الموت نام مصطلح منطقه کوهستانی شمال قزوین و جایی است که خداوندان الموت، قلعه های تاریخی این منطقه را مقر و پایگاه تبلیغ آیین اسماعیلیه قرار داده بودند. این منطقه در طول تاریخ از «رودبار» به «رودبار و الموت» تغییر کلمه پیدا کرده است، پس از مدتی

«رودبار الموت» به بخشی گفته شد که قلعه حسن صباح (در گازرخان) در آن قرار دارد و «رودبار محمدزمان خانی» یا «خشکه رودبار» به منطقه‌ای که قلعه لمسر (لمبه سر یا لمه در یا لمبسر) در آنجاست.

الموت در تقسیمات جغرافیایی
منطقه بزرگ رودبار و الموت در تقسیمات جغرافیایی کشوری اخیر ایران به دو منطقه رودبار الموت و رودبار شهرستان تقسیم شده است. رودبارالموت شامل سه دهستان می‌شود که عبارت‌اند از:
الموت پایین به مرکزیت روستای زوارک
الموت بالا به مرکزیت روستای مینودشت (شترخان)
معلم کلایه به مرکزیت معلم کلایه
رودبار شهرستان نیز سه دهستان
رودبارشهرستان
رودبارمحمدزمان خانی
و دستجرد را شامل می‌شود.
رودبارالموت از شمال به دهستان‌های دو هزار و سه هزار تنکابن، از شرق به قله شاه البرز و طالقان، از جنوب شرقی به طالقان، از جنوب به آبیک و از غرب به دهستان رودبار محمدزمان خانی محدود می‌شود.
مرکز این منطقه معلم‌کلایه است و قلعه الموت (مقر حسن صباح در ۵۰۰ متری روستای گازرخان) ، قلعه تاریخی عین‌السلطنه (در روستای زوارک) ، روستای بالاروچ (زادگاه کل احمد، ضد قهرمان داستان عزیز و نگار) ، روستای پیچ بن (مرتفع ترین منطقه رودبارالموت و برخوردار از جاذبه های گردشگری و کوهنوردی) ، روستای ورک (به کسر واو و سکون راء و کاف، زادگاه شیردل شاعر) ، روستای کلان (زادگاه جلال بیگ و ولی خان خواجوی) در آن قرار دارد.

شهر معلم کلایه

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  7:25 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

آبگرم شهری است در بخش آبگرم شهرستان آوج استان قزوین و در ایران واقع شده است.

این شهر دارای آبگرم طبیعی است و یکی از سایت‌های معروف آب معدنی استان به نام حمام ارشیا در این شهر قرار دارد که پذیرای مسافران و توریستها در تمام فصول سال مخصوصا تابستان و تعطیلات عید می‌باشد و یکی از نواحی خوش آب و هوای استان بوده و محلی به نام چشمه علی (علی بلاغی) و محلی بنام چهل چشمه (قرخ بلاغ) و غاری بنام مغار که در حاشیه شهر آبگرم می‌باشد و برجهای دو قلوی خرقان که از آثار بی نظیر دوران مغولها میباشد در شهرک حصار ولیعصر آبگرم همچنین دو دهنه پل هم که در ورودی شهر قرار گرفته‌است از نقاط دیدنی شهر آبگرم می‌باشد.

از روستاهای مهم پیرامون آبگرم می‌توان عباس آباد، کلنجین،آسیان، ساغران، ارتش آباد و شینگیل و نصرت آباد قاراداش حصار ولیعصر، اردلان،دشتک و بهشتیان را نام برد. یکی از مشاغل رایج این شهر قصابی ،خوارو بار فروشی و آهن فروشی ،لوازم خانگی،بوتیک ،سفال فروشی و مرغ فروشی است . که حتی از شهرهای اطراف مانند آوج نیز برای خرید روزمره به شهر آبگرم مراجعه میکنند.

شهر آبگرم

شهر آبگرم

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  7:25 PM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

شهر تاکستان که به سرزمین خوشه های زرین تاک معروف بوده و درگذشته این شهر را سیاده یا سیادهن می نامیدند . نقطه اصلی پیدایش شهر تپه ای است تاریخی به نام خله کوه که در مرکز قدیمی شهر تاکستان قرار گرفته که درحال حاضر جزوء آثار تاریخی به شمار می آید . یکی از عوامل موثر درشکل گیری شهر تاکستان دسترسی به منابع آبهای سطحی در زیرزمینی ، آب و هوای مناسب و حاصلخیزی خاک منطقه بوده است . از طرفی وجود باغات انگور و مزارع حاصلخیز است .

موقعیت ارتباطی مناسب و قرارگیری درمسیرهای ترانزیت تهران به شهرهای همدان ، رشت ، تبریز و عبور خط آهن تهران تبریز می باشد این شهر در مسیر جاده باستانی ابریشم قرار داشته ویژگی اصلی و منحصر به فرد مردم تاکستان زبان گفتاری ایشان می باشد . که به گویش تاتی معروف و مشهور می باشد .

شهر تاکستان با درجه 8 شهرداری از شهرهای تابعه استان قزوین می باشد . که درسال 1337 شهرداری تاکستان تاسیس گردیده و جمعیت شهر 99841 نفر با مساحت 3/1145 هکتار می باشد .

تاکستان درجنوب غربی قزوین بین 46 درجه 42 دقیقه طول شرقی و 36 درجه و 4 دقیقه عرض شمالی واقع گردیده و ارتفاع آن از سطح دریا 1265 متر می باشد و از لحاظ اقلیمی آب و هوای شهر ، سردسیری محسوب می شود . بطوریکه متوسط بارندگی سالانه 2350 میلیمتر می باشد و حداکثر دما 5/41 درجه بالای صفر و حداقل دم 5/18- درجه زیرصفر می باشد .

با توجه به غنای طبیعی منطقه از نظر حاصلخیزی خاک ، وجود آبهای سطحی و زیرزمینی این شهر یکی از مراکز عمده کشاورزی محسوب گردیده و از ازمنه قدیم تا کنون کشاورزی و باغداری به عنوان یکی از محورهای عمده توسعه شهر تاکستان محسوب می گردد . بطوریکه اکثر خانوارهای ساکن شهر به عنوان شغل مکمل درمورد احداث و بهره برداری از باغات به ویژه باغات مو در اراضی جنوب شهر اقدام و نام شهر نیز از این عملکرد به رعایت گرفته شده است .

ناگفته نماند شهرستان تاکستان با دارا بودن 2831 واحد دامپروری سهم عمده ای در تولید محصولات دامی دارا است . وجود بیش از 160 اثر تاریخی توسط سازمان میراث فرهنگی دراین شهرستان به ثبت رسیده است.شهرداری تاکستان همگام با سایر شهرداری ها حرکت بزرگی را در دسترس جهاد خدمت رسانی آغاز نموده و مصمم به پیشینه وی دراین مسیر دشوار می باشد .
شهر تاکستان

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  7:26 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها