0

شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

 
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

آباد، شهری است از توابع بخش مرکزی شهرستان تنگستان در استان بوشهر که در ۲۸ آذر ۱۳۹۱، ارتقلء یافت.

آباد براساس سرشماری رسمی سال ۱۳۸۵ دارای ۳۱۹۷نفر (۷۳۷خانوار) بوده‌است.

تاریخچه

در خصوص تاریخچه باستانی آباد بجز چند مکان مدفون اطلاع دیگری در دست نیست. مکانهایی که قدمت آباد در سلسله ساسانیان را تایید می‌کند. شهری سرسبز که بر اثر سیل مدفون شده و خالی از سکنه می‌گردد. در اواخر سلسله زندیه افرادی از ایل زنگنه که به قصد کمک به لطفعلی خان زند و جمع آوری نیرو به دشتی و دشتستان آمدند و در محل روستای کنونی آباد سکنی گزیدند. پس از دستگیری لطفعلی خان توسط محمد خان قاجار و نابینا و کشته شدن او، فرستادگان وی در آباد مانده و نام گزفاق که نام محلی در کرمانشاه می‌باشد را بر آن نهادند.

در نزدیکی روستا تلی از خاک وجود دارد که در زیر آن کاخی مشهور به کوشک مربوط به دوره ساسانیان وجود دارد،ماهیت تپه کوشک هنگام تسطیج آن و هویدا شدن قسمتی از ساختمان مدفون در زیر تپه (برابر تصویر) کشف شد اما بدلیل عدم پیگیری مسئولان ذی‌ربط در خصوص ثبت این اثر تاریخی در فهرست آثار ملی و عدم ممانعت از تخریب آن متأسفانه مالک زمین در اواسط سال ۹۱ تل مذکور را با خاک یکسان کرد. از این رو قدمت تاریخی این روستا به پیش از میلاد مسیح برمی‌گردد و به عقیده عده‌ای شهر گمشده توز همین آباد می‌باشد. همچنین در بالاترین ارتفاعات کوه آباد واقع در ضلع شرقی روستا قلعه‌ای وجود دارد که به دوره نوسنگی یعنی حدود ۷۰۰۰ سال پیش برمی گردد که به علت صعب العبور بودن مسیر آن تاکنون در فهرست آثار ملی ثبت نشده است.
بررسی‌های تاریخی

برابر نظریات یکی از مورخین که برای اولین بار نظریه مدفون شدن شهر قدیمی توز در زیر روستای کنونی آباد به علت سیل را مطرح کرد، تاریخ نگاران دیگر در صدد جستجو و کندوکاو در جهت یافتن مدارک و اثبات این قضیه برآمدند. وی در مقاله‌ای تحت عنوان (توز زنده است) به این موضوع پرداخته و در قسمتی از آن مقاله چنین نوشته است: «تطابق موقعیت طبیعی و حغرافیایی کنونی آباد با مکان توصیف شده شهر توز توسط مورخین قدیمی که شهر توز را بین کوهستان و تپه‌های ماهور وصف کرده‌اند، بطوریکه رودخانه‌ای از کنار آن می گذشته است؛ مورخین امروزی را به این یقین رسانده است که شهر گمشده توز که مکان دقیق آن تا به امروز نامشخص بوده و تمدن غنی آریایی در آن جای داشته، در حدود روستای آباد بوده است.»
شهر آباد

شهر آباد

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  11:14 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

ریز شهری است در استان بوشهر در جنوب ایران. این شهر در بخش ریز از توابع شهرستان جم قرار دارد.

جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۸۰۲ نفر بوده است.

موقعیت

بخش ریز نیمه غربی شهرستان جم را تشکیل می‌دهد. این شهرستان در منتهی‌الیه جنوب شرقی استان بوشهر واقع است بخش ریز از شمال با شهرستان فیروز آباد فارس؛ از سوی جنوب با شهرستان دیر؛ از غرب با بخش مرکزی جم همجوار است و به مساحت 850 کیلومتر مربع و بالغ بر 12000 نفر جمعیت و از دو شهر (ریز و انارستان) و 22 روستای کوچک و بزرگ است که 9 روستا از این تعداد به دلیل داشتن حد نصاب جمعیت شورای اسلامی داشته و در آمار وزارت کشور منظور گردیده است. 11 روستا عبارتند از:

1) تشان 2)دره بان 3)قلعه کهنه 4) پشتو 5) حسین آباد 6) تنگمان 7)جمال آباد 8) گند مزار 9) حرمیک
جغرافیا

قسمت عمدهٔ بخش را جلگه‌ای تشکیل می‌دهد که ما بین آخرین دیواره‌های جنوبی رشته کوه زاگرس محصور است این دیواره‌ها شامل کوه سرخان در شمال و کوه احمد سلمان (کوه بهرامشاه) در جنوب است. رود خانهٔ ریز (درهٔ جمی) که از چشمهٔ هفت چه (هفت چاه) جم سر چشمه می‌گیرد از میان دشت گذشته و با گذر از مسیر طولانی در میان کوه‌ها سرانجام به رود مند می‌پیوندد در پی خشکسالی‌های پیاپی سالهای اخیر از میزان آب رودخانه تا حد زیادی کاسته شده است. با این حال یکی از عوامل شکل دهنده‌ی حیات در این ناحیه که تاریخ ریز بستگی تام و تمامی با آن دارد، همین رود و شعب فصلی آن می‌باشد. در پایین دست رود در منتهی‌الیه غربی دشت یکی از کمیاب‌ترین جاذبه‌های طبیعی جنوب ایران یعنی جنگل گلوبردکان (گلی بردکان) ساختهٔ دستان مهربان همین آب است. این مکان در سالیان اخیر یکی از پر طرفدارترین تفرجگاه‌های استان بوشهر در ایام نوروز شده است.
وجه تسمیه

ریز نامی کهن است که از واژه‌ای اوستایی و پهلوی((ریژ)) گرفته شده است. این واژه به سرزمین یا سرزمینی در کنار رود یا دریاچه گفته شده و بعداً خود به معنای آب و رود و دریاچه به کار رفته است. نام شهر تبریز، مهریز، تفلیس، بدلیس، کلمهٔ کاریز و نیز نام خالص ریز و ریگ، این واژه را به همین معنا به یادگار نگه داشته‌اند. سرانجام این فعل ((ریزاندن وریختن )) که در مورد آب و سایر مایعات به کار می‌رود نیز از همان واژهٔ مشتق شده است. به عقیده برخی از اساتید ادبیات فارسی کلمه و نام ریز با واژه‌های “رگا، ری، آریا و ایران” هم خانواده است و به معنای سرزمین پاک، نجیب و مقدس به کار رفته است.
زبان و گویش

یکی از لهجه‌های روان و اصیل زبان فارسی در این منطقه رواج دارد که دارای ویژگی‌هایی تقریباً منحصربه‌فرد است به عنوان نمونه می‌توان از تلفظ صدای (آ) در کلمات ((خانه، شانه، لانه، باران و…)) یاد کرد نمونهٔ دیگر مربوط به کاربرد شناسه‌های ((مان، تان، شان)) به صورت کامل است یعنی در صحبت‌های روزمره مردم ترکیبات صحیح و کاملی همچون ((خانه‌مان، پولتان، خودشان و بادنگان(بادمجان)…)) بدون تبدیل الف به (و) – که در بیشتر لهجه‌های کشورمان رایج است به وفور به کار می‌رود.
تاریخچه

بقایای پی بناها و خرده سفالها پراکنده در سطحی وسیع نشان می‌دهد که احتمالاً زمانی شهر یا ناحیهٔ مسکونی بزرگی در اینجا ریز کنونی وحومه وجود داشته است.

گهگاه بر اثر شسته شدن خاک توسط سیلاب بقایای آسیابهای آبی مدفون شده ظاهر می‌شود یا در جریان شخم زمین در باغها ظرفهای سنگی بزرگی پیدا می‌شود. در مواردی نیز خمره‌های حاوی بقایای اجساد یافت شده است که قدمت حیات تمدنی این ناحیه را به پیش از اسلام و دورانهای باستان می‌رساند. اینها همه نشان دهندهٔ وجود حیات شکوفای یک جامعهٔ کشاورز یکجانشین در گذشته‌های دور این منطقه است.

شاهد و روایتی در دست است که نشان می‌دهد بیش از هزار و سیصد سال قبل این ناحیه پناهگاه برخی از علویان و شیعیانی بوده که از ستم حاکم عراق حجاج ابن یوسف ثقفی گریخته بودند بر اساس این روایت در راه مال رو و قدیمی ریز به دوراهگ تعدادی قبر وجود دارد که از آن سربازان و ماموران وابسته به حجاج است. آنگونه که سینه به سینه نقل شده است این سربازان که در تعقیب چند تن از علویان پا به این راه صعب نهاده بودند در این مکان از تشنگی هلاک می‌شوند. مسافران محلی که در قدیم از آنجا می‌گذشته‌اند به این مکان نام قبرهای حجاج داده‌اند.

دشت ریز تا اواخر عهد صفویه آباد و با رونق بوده است شاهد این مدعا قبرستانی وسیع در اطراف روستای حرمیک است که از جمله سنگهای دیده شده در آن سنگی است که نام ((صفی قلی فرزند پرویز)) بر آن حک شده و تاریخ 1112 هجری قمری را دارد که مقارن اوایل دوران شاه سلطان حسین صفوی است. اما هرج و مرج بعد از صفویان و ایام جانشینان نادر همچون بسیاری از نواحی ایران شکوفایی دشت ریز را به زوال و ویرانی کشاند و از آن آباد بوم جز ویرانه‌ای باقی نماند.

بنا به شواهدی تاریخ دوران اخیر ریز از اواخر دورهٔ زندیه آغاز می‌شود. در این دوره بر اثر عواملی همچون نا امنی گسترده و درگیری‌های قدرت مهاجرتهای زیادی در جنوب ایران صورت می‌گیرد که از آن میان مهاجرانی از اقوام و مکانهای مختلف در دشت ریز ساکن می‌شوند بخشی از بافت قومی ساکان این ناحیه از نسل همام مهاجران هستند که از نقاط مختلفی از جمله دشتی شولستان ((ممسنی کنونی )) کوشک یا کوشکک در فارس، عشایر ترک، دشتستان و جاهای دیگر آمده‌اند. بدینگونه حیات دشت ریز و آبادی‌های متروک ماندهٔ آن دوباره احیاه می‌شود و قناتها کهن دوباره به جریان می‌افتد.

در همین ایام است که آرامگاه یکی از سادات صاحب کرامت به نام ((سید حبیب الله)) از اعقاب امام موسی کاظم علیه‌السلام که احتمالاً در دوران صفویه یا پیشتر زیسته و رحلت کرده و در اینجا مدفون شده بود زیارتگاه اهالی منطقه گشته و اطراف آن نیز خاکستان (قبرستان) شده است. قدیمی‌ترین سنگ قبری که نگارندهٔ این سطور توانست بخواند تاریخ 1203 هجری را دارد که همزمان است با اواخر عهد زندیه. این تاریخ تقریبی با قول یکی از متولیان کنونی بقعه از سادات احمدی همخوانی دارد که آرامگاه امام‌زاده سید حبیب‌الله از حدود 250 سال قبل به صورت زیارتگاه در آمده است.

در برخی از نخستین شناسنامه‌ها از این ناحیه به نام بلوک ریز نام برده شده است بلوک کلمه‌ای مغلولی که به معنای تقریبی یک ناحیه یا بخش کشاورزی و مالیاتی به کار رفته است شروع کاربرد این عنوان در ایران به دوران سلطه مغلان یعنی قرن هفتم و هشتم هجری باز می‌گردد پیش از آن تاریخ از واژهٔ فارسی میانه ((تسوج یا طسوج)) استفاده می‌شده است.
محصولات

حیات باغ‌داری و کشاورزی این ناحیه به دلیل وجود آب شیرین فراوان از اهمیت زیادی بر خوردار است. منابع مهم آبی دشت ریز که از گذشته‌های دور موجب رواج و شکوفایی کشاورزی و باغ‌داری بوده است، عبارت است از: رودخانه و چاه‌های آب ریز، قنات تشان که آب گوارای آن مشهور است قنات دره بان، قنات پشتو، قنات و چشمهٔ حرمی اناری، چشمه‌های حرمیک و بنگو و قنات انارستان و ….

در گذشته کشت خشخاش و برنج به خصوص در زمینهای کنار رودخانه معمول بوده است، اما به دلیل حجم فراوان رسوبات سنگی ناشی از سیلابهای زمستانی و از میان رفتن زمین‌های کشت این دو محصول کم کم منسوخ شد. ممنوعیت کشت خشخاش از سوی دولت در قرن اخیر نیز یکی از دلایل این امر بوده است. همزمان و بعد از آن، کشت ذرت رواج زیادی داشت و قوت غالب اهالی را رگاک (نان ذرت) تشکیل می‌داد. تا سالیان اخیر گندم، جو، کنجد، تنباکو و پیاز نیز از محصولات معروف این منطقه به حساب می‌آید.

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  11:14 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

دوراهَک، شهری است از توابع بخش مرکزی در شهرستان دیر استان بوشهر که در ۲۸ آذر ۱۳۹۱، به شهر ارتقاء یافته است.

دوراهک بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ دارای جمعیت ۳۸۴۱ نفر (۷۸۷ خانوار) بوده است. دوراهک همچنین مرکز دهستان حومه شهرستان دیر نیز است.

نام دوراهک را ظاهراً مشتق از تقاطع دو راه کوچک یکی منتهی به دیر و دیگری به کنگان گرفته‌اند که در زمان‌های قدیم مردم پشت کوه با عبور از گذرگاه تنگه دوراهک (بیدستان) در این نقطه مسیر خود را به دیر و کنگان جدا می کرده‌اند که به لهجه محلی «درک» می گویند و «دروک» نیز به آن گفته شده‌است. این شهر در استان بوشهر از توابع شهرستان دیر واقع در شمال شرقی با فاصله ۱۷ کیلومتری دیر و ۲۰۰ کیلومتری مرکز استان، از شمال به آبدان از جنوب به شهرستان کنگان و از غرب به کوه‌های حاصل از رسوب گذاری و عقب نشینی دریایی خلیج فارس و از شرق به رشته کوههای زاگرس منتهی می‌گردد.

شهر دوراهک

شهر دوراهک

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  11:14 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

نخل تقی شهری است در استان بوشهر در جنوب ایران. این شهر در بخش مرکزی شهرستان عسلویه قرار دارد. جمعیت این شهردر سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۱۷۵ نفر بوده‌است .

این شهر در ۱۲ کیلومتری جنوب شرقی روستای شیرینو و در ۳۰۰ متری کرانهٔ خلیج فارس قرار دارد و ارتفاعش از سطح دریا ۲ متر می‌باشد.

محدوده نخل تقی

از شمال به دنبالهٔ کوههای زاگرس، از جنوب به خلیج فارس، از مغرب به شیرینو و از سمت مشرق به عسلویه محدود می‌گردد. رضا طاهری در کتاب از مروارید تا نفت ( تاریخ خلیج فارس) درباره وجه تسمیه نخل تقی می نویسد: مردم شیبكوه، نخلستان را نخل می‌گویند و این موجب شده است كه نخلستان تقی را نَخْلِ تقی و یا نَخَل تقی بنامند. نامی كه عرب های مهاجر سواحل جنوبی خلیج فارس در دو سده ی قبل به نخل تقی داده بودند، «یعیمه» بوده است و نام قبلی و پیشین آن در دست نیست. نخل تقی دیروز به فراخور توسعه منطقه ویژه اقتصادی از بندری کوچک امروزه به یکی از شهرهای شهرستان عسلویه تبدیل شده است.

شهر نخل تقی

شهر نخل تقی

شهر نخل تقی

شهر نخل تقی

شهر نخل تقی

شهر نخل تقی

شهر نخل تقی

شهر نخل تقی

شهر نخل تقی

شهر نخل تقی

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  11:15 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

شُنبه شهری است در استان بوشهر در جنوب ایران.

شهر شُنبه مرکز بخش شنبه و طَسوج در شهرستان دشتی می‌باشد.

مشخصات و سوابق

شُنبه در تاریخ ۲۶ اسفند ۸۷ از روستا به شهر تبدیل شد. شهرداری آن عملاً از اوایل مهرماه سال ۱۳۸۸ شروع بکار نمود و در مورخ ۱۸ بهمن ۸۸ بطور رسمی افتتاح شد. اولین شهردار شهر شُنبه در سال ۱۳۸۸ خورشیدی احمد خرم‌روز و تعداد کارکنان شهرداری نه نفر (شامل پنج نفر اداری و چهار نفر خدماتی) بوده‌است. در حال حاضر علی زبردستیان شهردار شهر شنبه می‌باشد.
وجه تسمیه

نام قدیم آن شنابا (طبق نوشته کتب تاریخی ابن بلخی و جغرافیای حافظ ابرو) و سپس (شب به) به معنی شبخوش بوده است. بخاطر اینکه در این محل شب‌ها آسمانی صاف و روشن و هوایی مطبوع بوده است غالباً بیشتر مردم از روستاهای اطراف برای شب نشینی به این محل می آمده‌اند و بعدترها به شنبه shanbeh و سپس به مرور زمان شنبه shonbeh تبدیل شده است. شُنبِه (Shonbe) در گویش دشتی که انعکاس محسوسی از زبان پارسی پهلوی جنوبی با کمترین تأثیر از زبان عربی و زبان های بیگانه می باشد، در ترمینولوژی زبانی بدواً از الفاظ “شام” و “ده” تشکیل شده بود و به مرکز ثقل فرهنگی-سیاسی شهرستان دشتی استان بوشهر در گذشته اطلاق می گردد که نام دشتی را خاندان صالح احمدی (حاکمان چندصدساله منطقه مزبور) برگزیدند و در سال های قحطی، بیماری و مصائب ویژه روزگار قدیم، از ثروت خود که فی الواقع موهبتی الهی و متعلّق به خود همان مردمان مشعوف و خداجوی آن دیار بود و در ید خوانین صالح حمدی، منصوری و غیره در امانت، می بایستی صرفاً وقف اطعمه، اشربه و داروی اولیه بهترین انسان ها می شد و این شد که آن نقطه از منطقه دشتی به شومده بمعنای دیاری که خوانین از روی تکلیف در قلعه داراب خان شهره و بعدها با ابدال آن درنهایت به شُنبه تغییر یافت.
مگو شونبه بگو شام سحرگاه نشسته روبه‌رو دلدار چون ماه
شمالُم کاکین شونبه نه دیرن حصیرُم بلتک و خوره‌ام کوپیرن

…. که این شعر بیانگر شبهای خوب شُنبه بوده است.
جمعیت

بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ آمار رسمی جمعیت روستا ۲۴۱۴ نفر (با ۵۰۵ خانوار) می‌باشد.

در نیم سال اول ۸۸ دارای ۵۲۰ خانوار با جمعیت ۲ هزار و ۵۷۷ نفر شامل ۱۳۷۳ زن و ۱۲۰۴ مرد، کودک زیر هشت سال ۳۰۹ نفر، جمعیت فعال (شاغل) ۱۸۳۹، سربار ۷۳۶، نفر زن واجد شرایط ازدواج ۳۶۶نفر، تنظیم خانواده ۶۶۲ مرگ‌ومیر۹۰ نفر در سال، زاد و ولد ۶۰ نفر که ۸۰ درصد این زاد و ولد اولین فرزند خانواده بوده‌اند و از این جمع نیز ۸۰ درصد پسر می‌باشند.

آهنگ رشد جمعیت با نرخ ۰۰۸/۱ میزان مهاجردهی ۵۷ نفر در سال مهاجرپذیری ۲۹ نفر در سال، بیمار فشار خونی ۳۶ نفر، بیمار دیابتی ۱۴ نفر، بیمار اعصاب و روان ۱۳ نفر، تعداد اصناف و بازاریان ۳۰ تن است.
اماکن

شهر شُنبه دارای ۵۲۰ خانوار با جمعیت ۲ هزار و ۵۷۷ نفر دارای هفت مرکز آموزشی شامل: دبیرستان، مدرسه راهنمایی، دبستان (هر کدام پسرانه و دخترانه جداگانه)، مهد کودک و چهار مسجد، حسینیه، مهدیه، مرکز بهداشت و درمان دارای پزشک، مجتمع بهزیستی، نیروی انتظامی، شرکت تعاونی، پمپ بنزین، پنج کانون مذهبی، مرکز بخشداری، آب و فاضلاب روستایی و یک حوزه به همراه چهار پایگاه مقاومت بسیج است.

شهر شنبه

شهر شنبه

شهر شنبه

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  11:15 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

کلمه شهری است در استان بوشهر در جنوب ایران. این شهر مرکز بخش بوشکان از توابع شهرستان دشتستان می‌باشد.

جمعیت و وسعت

جمعیت این شهر بر اساس آمار سراسری سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۹۳۷ نفر بوده است. این شهر به لحاظ وسعت و جمعیت یکی از کوچکترین شهرهای کشور محسوب می شود. طول این شهر حدود ۵/۲ کیلومتر و عرض ۵/۱ کیلومتر است و طبق آخرین سرشماری جمعیتی حدود ۲۱۳۷ نفر را در خود جای داده‌است.

موقعیت

کلمه شهری کوچک در ۲۸ درجه و ۵۷ دقیقه شمالی و ۵۱ درجه ۲۸ دقیقه شرقی در ارتفاع ۴۲۰ متری از سطح دریا و در ۷۰ کیلومتری شرق بوشهر و ۵۷ کیلومتری برازجان (مرکز شهرستان دشتستان) واقع شده‌است. این شهر از لحاظ تقسیمات کشوری از توابع شهرستان دشتستان و مرکز بخش بوشکان است.

طبیعت

این شهر با واقع شدن در میان رشته کوه زاگرس جنوبی دارای خاکی حاصلخیز و آب و هوایی نسبتاً ملایم و کوهستانی است. کشاورزی و دامپروری آن از رونق خوبی برخوردار است. وجود طبیعت بکر، نخلستانها، کوه های سر به فلک کشیده، رودخانه دائمی تنگ باهوش از شاخص‌های آنست.

آب و هوا

آب و هوای شهر کلمه به علت قرار گرفتن دریک منطقه کوهستانی گرم و خشک ولی از نقاط جنوبی تر استان بوشهر دمای پایینتری دارد.

پوشش گیاهی

کوهستانی بودن، خاک رس و حاصلخیزی و آب و هوای مناسب و معتدل سبب شده‌است که بر خلاف سایر نقاط جنوب ایران که از لحاظ پوشش گیاهی فقیر و بیشتر شور زار هستند. زمین های این شهر پوشیده از علفزارها و درختان خودرویی است که یک طبیعت زیبا و مثال زدنی را در جنوب کشور به وجود آورده‌است به طوری که منطقه را بیشتر به نام بهارستان می شناسند. در فصول زمستان و بهار زمین‌ها پوشیده از گل و گیاه و درختچه های کوچک و بزرگی می شود که چشم هر بیننده ای را به تحسین وا می دارد. نخلستانها و مرکباتی همچون لیمو، لیمو شیرین، پرتقال، سیب، انگور، انجیر، زردآلو از این جمله‌اند.

حیات وحش

موقعیت خاص جغرافایی شهر کلمه سبب شده‌است که حیات وحش این شهر نیز مستثنی باشد و گونه های جانوری و پرندگان و خزندگان کمیابی در طبیعت مشاهده گردند البته نباید فرهنگ طبیعت دوستی مردم را نیز در این بین نادیده گرفت. وجود کل (بز کوهی)، میش و قوچ وحشی، انواع گربه سانانی چون: پلنگ، گربه وحشی، گراز، گرگ، روباه، شغال، کفتار و پرندگانی همچون: کبک، تیهو، دراج، هواسیل، بلبل خرما، کنجشک بومی، کبوتر چاهی، قمری، چکاوک و پرندگان شکاری مثل: عقاب، باش، شاهین و پرندگان مهاجری که برای زمستان گذرانی به این شهر مهاجرت می کنند از جمله حیاط وحش کلمه هستند.

تاریخچه و آثار تاریخی

شهر کلمه به عنوان دومین دروازه ورودی استان بوشهر از استان فارس از دیر باز دارای اهمیت خاصی بوده‌است که وجود کاروانسرای نزدیک شهر که در مسیر کلمه به روستای خون واقع شده‌است خود گواهی بر این مدعا است، وجود آثار باستانی بخصوص در قسمت شمالی شهر نشان از قدمت تاریخی این شهر است ولی متأسفانه به دلیل کم توجهی کاوش باستان شناسی انجام نشده‌است و به همین دلیل نمی توان قدمت این شهر را مشخص نمود. هر چند که آثار باستانی به جا ماند نشان از قدمت هزاران ساله این شهر دارد. وجود این آثار نشان می دهد که به دلیل قرار گرفتن این شهر در مسیر فارس به بوشهر و رفت‌وآمد کاروانهای تجاری از این مسیر مردم این شهر علاوه بر مشاغل کشاورزی و دامپروری به داد و ستد نیز مشغول بوده‌اند و یا اینکه بازرگانانی برای خرید محصولات کشاورزی و فراورده های دامی به این شهر مسافرت می کرده‌اند.

وجه تسمیه شهر کلمه

در مورد نام شهر کلمه نظرات متفاوتی وجود دارد و در کتابهای مختلف دلایل مختلفی برای نام گذاری این شهر آورده شده‌است برخی این نام (قلمه) که نشان دهنده افتادن قلم پای دختر پادشاه کوه گیسکان که توسط دشمنان پس از فتح قلعه به اسب بسته شده بودند نسبت می دهند که زیاد مورد توجه نیست، برخی به دلیل قرار گرفتن این شهر در میان کوهستان و کل به معنای قسمتی از یک کوه دانسته‌اند و برخی نیز مه صبح گاهی غلیظی که در فصل زمستان وجود دارد را دلیل این نامگذاری دانسته‌اند و معتقدند که (کله) به معنای خیمه گاه و (مه) هم که همان مه صبح گاهی می باشد و در کل به معنی (خیمگاه مه) است می دانند و برخی نیز گفته‌اند که چون قومی از کلیمی‌ها در این شهر سکونت داشته‌اند آن را کلمه گفته‌اند.

زبان

زبان اهالی این شهر فارسی است و به لهجه محلی جنوبی که همان ته لهجه لری است تکلم می کنند.

دین و مکان‌های مذهبی

مردم شهر کلمه مسلمان و شیعه دوازده امامی هستند. مردمی معتقد که آئین‌ها و مراسمات مذهبی را با تعصب خاصی برگزار می کنند. دارای یک باب مسجد، دو حسینیه و دو بقعه (شه زاده ابراهیم و شاه زاده محمد) نیز از جمله زیارتگاه های این شهر است که مردم به زیارت آنها می روند.

اقوام و طوایف

مردم کلمه از طوایف فارس، لر، لیرکی و تنگسیر هستند که جامعه اجتماعی شهر کلمه را تشکیل داده‌اند و در کنار هم زندگی می کنند.

جغرافیای سیاسی اجتماعی

هر چند که این شهر از شهرهای کوچک ایران محسوب می شود و جمعیت کمی دارد و حتی از برخی روستاهای همجوار نیز کم جمعیت تر و کم وسعت تر است ولی به لحاظ موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن در کمربند میانی بخش بوشکان در سال ۱۳۸۰ به عنوان مرکز بخش بوشکان و در سال ۱۳۸۴ نیز شهرداری در این شهر مستقر گردید. به دنبال استقرار بخشداری دیگر ادارات و نهادهای دولتی نیز در این شهر مستقر شدند. فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی نهادهای غیر دولتی نیز در این شهر رونق دارد.

جاذبه‌های گردشگری

قرار گرفتن شهر کلمه در یک منطقه خوش آب و هوا با طبیعت بکر و دست نخورده، کوه های سر به فلک کشیده، رودخانه دائمی تنگ باهوش در پایین دشت شهر، وجود تونل پیامبر اعظم از جمله تونلهای بزرگ جاده ای کشور، کاروانسرای قدیمی مابین کلمه – خون، پارک شقایق، پارک غدیر، نخلستانهای زیبا و یک دست، باغات ترکیبی مرکبات، طبیعت سرسبز و مثال زدنی همه و همه باعث شده‌است که این شهر طبیعت گردان و گردشگران زیادی را به سوی خود بکشد. به همین خاطر است که هر ساله هزاران نفر از هم میهنان عزیز برای گذراندن تعطیلات و استفاده از طبیعت و موهبت های خدادادی به این شهر مسافرت می نمایند و کلمه از لحاظ جذب طبیعت گردی در استان حائز اهمیت است.

کشاورزی و دامپروری

زمین های حاصلخیز و آب و هوای مناسب سبب شده‌است که تعدادی از اهالی این شهر به شغل کشاورزی و دامپروری بپردازند به طوری که این شهر به عنوان یکی از قطبهای کشاورزی استان محسوب می شود. کشت محصولاتی همچون گندم، جو، کنجد، خیار، هندوانه، سبزی، محصولات گل خانه ای و محصولات باغی مثل: خرما، قصب(خرمای زاهدی) و مرکباتی همچون: لیمو، پرتقال و لیمو شیرین این شهر را به لحاظ کشاورزی غنی کرده‌است. در این شهر علاوه بر کشاورزی، دامپروری نیز از رونق خوبی برخوردار می باشد و مردم با پرورش گاو، بز و گوسفند علاوه بر تامین مایحتاج خود محصولات دامی را به خارج از منطقه نیز صادر می کنند.

صنایع دستی

مردان و زنان این شهر در کنار مشاغل کشاورزی و دامپروری با دستان هنرمند خود دست به خلق آثار هنری می زنند. گلیم و گبه، جاجیم، جانماز، تک (زیر اندازی که با برگ نخل می بافند)، زنبیل و دیگر آثار هنری که با استفاده از مواد موجود در طبیعت ساخته می‌شود.

غذاهای محلی

غذاهای محلی که ریشه در باورهای مردم دارد همچون طلوع که در ایام عید پخت می شود و مردم معتقدند که خوردن آن خوش یمن است و از انجیر کوهی درست می شود. للک، دال عدس، قلیه ماهی، حلوا، رنگینک، انواع نان (نان تیری، مشتک، گرده، نان شیرین) تنها بخشی از غذاهای محلی این شهر می باشد.

شهر کلمه

شهر کلمه

شهر کلمه

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  11:16 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

سَعدآباد شهری است در استان بوشهر ایران. سعدآباد مرکز بخش سعدآباد شهرستان دشتستان است.

این شهر در حدود ۷٬۱۱۹نفر جمعیت دارد که یک رودخانه بنام شاپور از آن می‌گذرد.

….. جغرافیای سعدآباد:

سعدآباد از بخش های مهم شهرستان دشتستان است که در شمال این شهرستان واقع شده و وسعت آن ۱۰۰۰ کیلو متر مربع است که ۱۵/۳ درصد از دشتستان را شامل می شود. بخش سعدآباد از شمال و مشرق به استان فارس، از مغرب به بخش آبپخش و از جنوب به رودخانه دالکی محدود می شود. رودخانه های دالکی و شاهپور به ترتیب در سراسر مشرق و مغرب این بخش جریان دارن و پس از پیوستن به یکدیگر در محل دورودگاه به منطقه حالتی جزیره گونه می دهند. فاصله این شهر تا برازجان، مرکز شهرستان دشتستان ۲۴کیلو متر و تا بندر بوشهر، مرکزیت استان ۸۰ کیلومتر می باشد. سعدآباد بر روی طول جغرافیایی ۵۱ درجه و عرض جغرافیایی ۲۹ درجه قرار دارد. ارتفاع متوسط این منطقه حدود ۵۰ متر از سطح دریا می باشد. هوای منطقه از اواسط بهار تا پایان تابستان گرم و خشک و در فصل پاییز و زمستان معتدل و بهاری می باشد. بخش سعدآباد دارای ۱۷ روستای مسکونی، ده ها آبادی و ۲ دهستان وحدتیه و زیراه می باشد. عمده پوشش گیاهی سعدآباد از نو گیاهان گرمسیری نظیر درخت نخل، گز، کنارو کهور می باشد. از لحاظ اقتصادی درآمد بیشتر مردم منطقه براساس کشاورزی و از فروش محصولات نخل، خرما و رطب می باشد. در بخش سعدآباد بر اساس آمار اداره آبیاری بیش از ۱۵۰۰۰۰۰ اصله نخل وجود دارد. سد شبانکاره که در سال ۱۳۱۹ خورشیدی بر رودخانه شاهپور در کنار شهر سعدآباد ساخته شده و سد سرقنات در نزدیکی روستای سرقنات از زیباترین مناظر منطقه هستند و از نظر آبیاری درختان خرما و اراضی کشاورزی نقش مهمی دارند.

….. وجه تسمیه شهر سعدآباد:

این شهر در ابتدا به نام (( محمدآباد )) خوانده می شد، در سال ۱۳۰۸ قمری توسط اسماعیل خان شبانکاره ای به سعدآباد تغییر نام یافت

 

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  11:17 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

بوشکان، شهری از توابع بخش بوشکان در شهرستان دشتستان استان بوشهر ایران است.

بوشکان بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۲۳۳۷نفر (۵۱۳خانوار) می‌باشد.

تبدیل به شهر

طبق گزارشهای خبری در ۲۸ آذر ۱۳۹۱، هیئت دولت با تبدیل شدن روستای بوشکان به شهر موافقت کرده و به زودی ابلاغ خواهدشد. روستای بوشکان از نظر موقعیت جغرافیایی در جنوب شرقی شهرستان دشتستان واقع شده و فاصلهٔ آن تا مرکز شهرستان ۱۱۰ کیلومتر است. جمعیت ثابت و متمرکز روستا حدود ۶۵۰ خانوار و بالغ بر ۳۵۰۰ نفر می‌باشد که البته در چندین فصل از سال جمعیتی در حدود ۵۰۰۰ نفر در روستا ساکن می‌شوند.

شهر بوشکان

شهر بوشکان

شهر بوشکان

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  11:17 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

وحدتیه شهری از توابع بخش سعدآباد شهرستان دشتستان استان بوشهر در جنوب ایران است.

موقعیت

وحدتیه در حدود ۹۰ کیلومتر با شهر بوشهر فاصله دارد و در فاصله ۲۸ کیلومتری شهر برازجان، مرکز شهرستان دشتستان قرار دارد. این شهر از پیوستن دو روستا به نامهای بی براء و مزارعی در سال ۱۳۷۹ به شهری کوچک تبدیل شده‌است. که دلیل نامگذاری آن نیز اتحاد و بهم چسبیدن این دو روستا است. در ضمن بزرگ‌ترین روستای استان نیز قبل از شهر شدن به‌شمار می‌رفته‌است. این شهر تا پیش از استقرار شهرداری نیز روستایی دارای تاکسی تلفنی بوده‌است.[نیازمند منبع] قبل از انقلاب ایران یعنی دز زمان پهلوی هر یک از روستاها که فاصله شاید یک یا دو کیلومتری با هم داشتند از هم تفکیک بودند که مرز ما بین آنها یک دره بود که هم اکنون به مهمترین مکان تجاری شهر تبدیل شده‌است. هم اکنون روستاهایی مثل سرقنات، تلسرکوب و اسلام آباد نیز از توابع دهستان وحدتیه به حساب می‌آید.
جمعیت

بر اساس سرشماری ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۱۰۲۳نفر (۲۲۵۰خانوار) می‌بود. شاید بتوان گفت حدود ۴۰ یا ۶۰ درصد اهالی شهر را مهاجرین یعنی کسانی که از شهرها و روستاهای اطراف به این روستا نقل مکان کرده‌اند تشکیل داده‌اند.
محصولات

وَحدَتیه شهری نفت‌خیز در شهرستان دشتستان است. مهم‌ترین پیشه مردمانش کشاورزی است. و فراورده‌های آن خرما و گندم است که البته در چند سال اخیر با فراهم شدن امکانات کشت هندوانه و سایر فراورده‌های جالیزی در آن رونق فراوانی گرفته‌است. قبل از جنگ ایران و عراق کشور عراق بزرگترین صادر کننده خرما به دنیا بود که پس از جنگ، ایران جای آن کشور را گرفت. بیشتر نخل‌های ایران در استان بوشهر و در شهرستان دشتستان قرار دارد. شهر وحدتیه نیز نخلهای بسیاری دارد. مردم این شهر از تمام قسمتهای نخل استفاده می‌کنند. از جمله برگ‌های آن زنبیل‌هایی درست می‌کنند که برای حمل خرما به کار می‌رود. شاخه‌های بالای نخل برای ساختن خانه‌هایی موقتی کپر چوب نخل نیز در قدیم برای ساختن خانه‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفت چون بسیار محکم بودند. و در جوانه(مریستم راس) آن چیزی بنام پنیز وجود دارد که سفید رنگ است و بسیار خوشمزه و مقوی است. طبق نظریه کارشناسان بهترین نوع خرما از نظر مرغوبیت و کیفیت رتبه نخست کشوری را دارا می‌باشد. سالانه چهار هزار تن خرما به کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهای همسود صادر می‌کند.

شهر وحدتیه جاذبه های متعددطبیعی و تاریخی دارد.ازجمله این ظرفیت ها می توان به موارد زیر اشاره کرد: الف}جاذبه های طبیعی

1.نخلستان های سرسبز

در شهرستان دشتستان حدود 4.5 میلیون اصله نخل وجود دارد.بخش اعظمی از این نخیلات در شهر وحدتیه قرار دارند.

2.کوههای زیبا کوه های شهر وحدتیه به دلیل پدیده های طبیعی مناسب برای طبیعت گردی است.خیلی از مسیر هادر کوه توسط شرکت نفت جاده هایی بعضا آسفالته برای تردد کشیده شده و می توان تا ارتفاع بالایی از این کوهها را با ماشین طی کرد.در این میان این کوه ها کوه موسوم به نرگسی در فصل بهارمحل رشد گل های نرگس است.تنگ پلنگی دارای کوه هایی به شکل های عجیب و غریب و دیدنی است.در میان کوه ها چندین آبشار زیبا وجود دارد که معمولا در زمستان و فصل بارندگی جاری هستند.گونه های جانوری جالبی هم در این کوه ها زندگی می کنند مثل پلنگ ایرانی ،تشی،گراز ،خرگوش ،کفتارو….صخره پرستو ها رو از دست ندید…صدها پرستو که در زیر صخره ای بزرگ مامن گرفته اند.در حاشیه رود خانه شاهپور و در دل کوهستان نیز با کمی کوه نوردی به سدی باستانی با مجموعه ای از کانال های انتقال آب به دشت می رسید که موسوم به سد سبا ست و متعلق به دوره هخامنشیان.این کوهها بین دو رود دالکی و شاه پور و دو سد قرار گرفته .سد رئیسعلی بر روی رود شاهپور و سد دالکی(در دست احداث)بر روی رود دالکی.این کوهها برای علاقه مندان به صخره نوردی نیز جاذبه هایی بی نظیر دارد.

3.رود ها و دریاچه های زیبا دشت وحدتیه محصور میان دو رود دائمی شاهپور و دالکی است.چند سالی است که بر روی رود شاهپور سد رئیسعلی احداث شده است و دریاچه پشت این سد تبدیل به یکی از جاذبه های گردشگری شهر شده است.عملیات احداث سد مخزنی بر روی رود دالکی هم در سال 1392 آغاز شد.

ب)جاذبه های تاریخی
1.سد های باستانی: دشت وحدتیه در طول سده های پیشین سکونت گاه بوده است.وجود سد های مربوط به دوران هخامنشیان و کانال هایانتقال آب به زمین های کشاورزی دشت وحدتیه از طرفی و وجود کارگاه باستانی تراش سنگ آسیاب از طرف دیگر گواهی بر این ادعاست.سد سبا در ارتفاعات شرقی شهر و سدی دیگر در دامنه کوهستان بامعماری جالب از این جمله اند.

آب و هوا

این شهر دارای آب و هوای تقریباً بیابانی است تابستان بسیار گرمی دارد بقول خودشان خرماپزان ولی در زمستان هوای بسیار مطبوعی دارد و تقریباً می‌توان گفت بهار این سرزمین در فصل زمستان است. زمان بارندگیها معمولاً از آبان ماه شروع شده و نهایتاً تا فروردین ادامه دارد. شاید دو یا سه بار گزارش بارش برف نیز در این منطقه شده‌است دره‌های این منطقه بطور فصلی آب دارد و پس از اتمام بارندگی خشک می‌شوند.
گیاهان

کوهها و بیابانهای اطراف این شهر در فصل زمستان و تا اوایل بهار سرسبز و زیباست. از گلهای مشهور این شهر می‌توان گل نرگس و گل شقایق را نام برد. در قسمتی از کوههای این شهر بنام نرگسی گل نرکس بسیار زیاد می‌روید که فضا را خوشبو و زیبا می‌سازد در فصول بارندگی گیاهان دارویی زیادی در این نواحی می‌روید. از جمله بنگو. سربرنجاس و…. از درختان جنگلی این شهر می‌توان از درخت کنار، گز و.. نام برد. از میوه‌های وحشی این منطقه می‌توان از لیجی نام برد که هم بصورت خام مصرف می‌شود هم بصورت ترشی جات.

دنیای وحش

به دلیل تنوع اقلیم منطقه که شامل کوه،دشت ،نخلستان،رود و دریاچه است گونه های زیستی بسیاری در منطقه وحدتیه یافت می شود.در کوه های منطقه طی سال های اخیر گونه کمیاب پلنگ ایرانی مشاهده شده است.[۳]در طی فصول مختلف گونه های محتلف مهاجر به دلیل وجود آب مناسب در این منطقه به اینجا کوچ می کنند.با شروع بهار هزاران قمری به این منطقه کوچ و در نخلستان های منطقه به زادو ولد می پردازند.

جانوران: پلنگ ایرانی ،گربه وحشی ،خرگوش ،شغال،کفتار ،تشی ،گراز ،سمور،موش صحرایی و … پرندگان:هوبره،کبک،تیهو،بلبل خرما،کبوتر،قمری،انواع پرندگان شکاری،جغدسفید،سبز قبا،لیکو،هدهد،پرستوو… خزندگان:چندین گونه مار و مارمولک و… حشرات:انواع سوسک ،چندین نوع مورچه ،چند گونه ملخ ،پروانه و…

ورزش

بیشتر مردم این شهر به فوتبال علاقه فراوانی دارند و دارای باشگاهای فوتبال زیادی است که پیشرفت قابل توجهی داشته‌اند. البته اهالی این شهر در ورزشهای رزمی نیز فعالیت خوبی دارند و حتی چند سال پیش باشگاه کاراته این شهر توانست در مسابقات کشوری خود را خوب نشان دهد.

درچند سال اخیر دو سالن سرپوشیده در شهر احداث شده.ورزشگاه شهید پاسالار نیز دارای زمین چمن می باشد.درسال های اخیر چند دوره مسابقات اسب دوانی در شهر برگزار شده است.
سوغات

مهمترین سوغاتی وحدتیه عبارت است از: خرما، رطب، خارک، حصیر و سایر محصولات بافته شده با برگ نخل، ظروف سفالی، قالی، قالیچه، گبه، گلیم، نمد، گیوه، عبا، ملحفه، قبا، ارده (شیره کنجد)، انواع حلوا، گرده و مشتک و انواع دیگر نان محلی، لورک و ماست و سایر لبنیات محلی، خاک شیر (درمان درد معده)، زیره (دفع باد شکم)، بنگو، گل گاوزبان و شنبلیله.
غذاهای محلی

یکی از قدیمیترین غداهای این شهر للک است. از دیگر غداها می‌توان از شله ماشکی. حلیم. تلیت کشت. قلیه ماهی. پلو میگو. مشتک جیک ملو. شلشلک…. نام برد.

شهر وحدتیه

شهر وحدتیه

شهر وحدتیه

شهر وحدتیه

شهر وحدتیه

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  11:18 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

کاکی شهری است در استان بوشهر ایران. شهر کاکی مرکز بخش کاکی در شهرستان دشتی قرار دارد.

بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت این شهر ۹۸۹۳ نفر (۱۹۸۳ خانوار) است.شهر کاکی در سال ۱۳۷۱ به شهر تبدیل شد و امروزه نقش خدماتی و کشاورزی دارد. قرار گرفتن این شهر در مسیر ارتباطی بوشهر – بندر کنگان به استقرار و توسعه این شهر کمک کرده است.این شهر به اتفاق خورموج که مرکز دشتی است، از قدیم از مراکز علمی ـ فرهنگی و حوزوی جنوب بوده و هم اکنون نیز سادات و علمای بزرگی چون سید محمد امین فاطمی و آیت الله سید حسین حسینی پورفاطمی را در خود جای داده است.

شهر کاکی

شهر کاکی

شهر کاکی

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  11:18 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

شَبانکاره شهری است در استان بوشهر ایران. شهر شبانکاره مرکز بخش شبانکاره در شهرستان دشتستان است.

موقعیت وجمعیت

شهر شبانکاره در فاصله ۹۵کیلومتری شمال شرقی بوشهر و در حوزه آبریز رود حله قرار دارد.

جُرج لوریمر در کتاب راهنمای خلیج فارس…، شبانکاره را چنین معرفی می‌کند: «شبانکاره از مغرب به رود شور محدود است که آن را از حیات داوود جدا نموده و از شمال و مشرق به کوهستان خارج از مناطق ساحلی ایران محدود می‌گردد که این کوهسار در این قسمت موسوم به «طویسه» است و از جانب رودخانه حله آن را محدود می‌کند. بنابراین طول آن از شمال باختری – جنوب خاوری نزدیک به ۲۰ میل و عرض آن ۱۲۰ میل است.»

این شهر بر اساس سرشماری رسمی سال ۱۳۸۵، تعداد ۶٬۹۷۵ نفر جمعیت داشته‌است.
پیشینه و تاریخچه

شبانکاره از قدیم ده‌کهنه نام داشته و در دوران‌های باستان آن را بخشی از ایالت اَنشان در دولت ایلام دانسته‌اند و پس از آن جزئی از منطقه پارس. بهرام‌آباد که هم اکنون محله‌ای از شهر آبپخش می‌باشد در عهد باستان تا اواخر ساسانیان شهر بزرگی بوده است که از چهاربرج کنونی تا شبانکاره(دهکهنه) امتداد داشته و شبانکاره(دهکهنه) بازمانده‌ای از بهرام‌آباد بوده که در یک جنگ ویرانگر نابود شد و بعد از مدتها باقی‌مانده‌ای از شمالیترین نقطه شهر را دهکهنه نامیدند.

حاکم شبانکاره در قدیم اسماعیل خان (درگذشتهٔ ۱۳۴۴ ق.) بود که منطقه را از سعدالملک اجاره کرده بود. اسماعیل خان آبادی سعدآباد را به افتخار سعدالملک در این منطقه بنا نمود. پس از درگذشت اسماعیل خان، فرزندانش محمدعلی خان و لطفعلی خان و پس از آن فرزندان محمد علی خان یعنی ملک منصور خان و اردشیر خان شبانکاره‌ای بر مناطق سعدآباد و شبانکاره حکومت کردند.
امکانات شهری

شهر شبانکاره از نظر جمعیت و بافت شهری روبه رشد است. این شهر از یک مصلای بزرگ نماز جمعه، مرکز فرهنگی هنری و شهرک صنعتی که رو به اتمام است برخوردار است، و دهها پروژه دیگر که شبانکاره را به شهری پیشترفته در دشتستان مبدل می‌کند.

شبانکاره در فروردین ماه سال نود برای اولین بار در جنوب کشور مجهز به سینمای پنج بعدی شد.

صحبت‌هایی در مورد ارتقاء بخش شبانکاره به شهرستان در جریان است که موجب تنش‌هایی میان مردم شهر آب‌پخش و مردم شبانکاره شده‌است.

جاذبه‌های گردشگری و تاریخی

قلاسوز در ۶ کیلومتری خاور شبانکاره از آثار دیدنی آن است.

از مکانهای گردشگری و تفریحی شبانکاره می توان: سد شبانکاره (سد رئیس علی دلواری)، قدمگاه حضرت علی، شیخ اولیاء، درختان ابوجهل، چشمه خانی، چشمه بیدو، منطقه دوگوش، آب انبار ملک منصور خان و بوستان آزادی را نام برد.

شهر شبانکاره

شهر شبانکاره

شهر شبانکاره

شهر شبانکاره

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  11:18 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

دِلوار شهری است بندری بر کرانهٔ خلیج فارس در استان بوشهر ایران. دلوار مرکز بخش دلوار شهرستان تنگستان است. شهر دلوار در جنوب خاوری شهر بوشهر و در فاصلهٔ کمی از دماغه هلیله قرار گرفته‌است.

دلوار زادگاه رئیس‌علی دلواری قهرمان مبارزه با انگلیسی‌ها در جنوب ایران است. رئیسعلی در زمان خود کدخدای روستای دلوار بود.
پیشینه

انگلیسی‌ها پس از اشغال بوشهر با چندین ناو جنگی و صدها سرباز هندی و بریتانیایی به تنگستان یورش بردند. آن‌ها به روستای دلوار مرکز تنگستان ساحلی نیز یورش بردند و خانه‌ها را ویران کردند و نخل‌های سبز را قطع نمودند. مبارزان تنگستان به رهبری رئیس‌علی به مقابله با نیروهای بریتانیایی پرداختند و خسارت‌های سنگینی به آن‌ها زدند. در یکی از این حمله‌ها رئیس علی دلواری از پشت سر هدف گلوله قرار می‌گیرد و در سن ۳۴ سالگی کشته می‌شود.
اقتصاد

در بندر دلوار ۱۶۰ فروند موتورلنج باربری و تجارتی وجود دارد. پیشه بخشی از مردم این شهر ماهیگیری است.

سد رئیس‌علی دلواری نیز در کشاورزی منطقه تأثیر دارد.

شهر دلوار

شهر دلوار

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  11:18 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

چُغادَک شهری است در استان بوشهر ایران و در مسیر جاده بوشهر به شیراز قرار دارد. چغادک در بخش مرکزی شهرستان بوشهر قرار دارد.
تاریخ

در زمان جنگ جهانی اول، وقتی که انگلیسی‌ها به ایران حمله کردند، غضنفرالسلطنه برازجانی و یارانش در آنجا سنگربندی کردند و در برابر انگلیسی‌ها مقاومت نمودند.
جمعیت

بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت این شهر ۱۶۴۲۵ نفر (۳۴۹۷خانوار) دارد.و از نظر بافت جمعیتی از اقوام متنوع برخوردار است.

شهر چغادک

شهر چغادک

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  11:19 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

بَردستان، شهری است از توابع بخش مرکزی شهرستان دیر در استان بوشهر ایران.

بردستان در بهمن‌ماه ۱۳۸۹ به شهر ارتقا یافت.

جمعیت

بر اساس سرشماری رسمی سال ۱۳۹۰ جمعیت این شهر به ۶۰۷۸ نفر (۱۴۶۴ خانوار) می باشدو در سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۵۱۹۸ نفر (۱۱۳۵ خانوار) بوده است.
معرفی و پیشینه

بردستان یکی از شهرهای جدیدالتاسیس در استان بوشهر است. این شهر در ۲۷درجه و ۵۲دقیقه عرض جغرافیایی و ۵۱درجه و ۵۷دقیقه طول جغرافیایی واقع شده است. ارتفاع آن از سطح دریا ۱۵ متر است و با خلیج فارس ۵ کیلومتر فاصله دارد. شغل اصلی اهالی بردستان کشاورزی، صیادی و عده ای هم بنایی است و تعدادی از آنها نیز به کشورهای عرب‌نشین همسایه از راه دریا رفت‌وآمد می کنند و از این طریق امرار معاش می نمایند. به نقل از کتاب فارسنامه ناصری ، بردستان جزء یکی از بلوک دشتی بوده و از آن به عنوان ناحیه بردستان یاد شده است و شامل مناطق میانه جنوب و شرق کاکی می شده که درازی آن از قریه ریز تا نودر بیش از ۹ فرسخ و پهنای آن از بندر دیر تا قریه آبدان ۷ فرسخ و کوه بزرگ در میان این ناحیه افتاده است. این منطقه از جانب مشرق به نواحی گله دار و از شمال به ناحیه (سنا) و از مغرب و جنوب به خلیج فارس محدود است، در قدیم قصبه این ناحیه قریه بردستان بوده، و پس از آن قصبه و حاکم نشین آن بندر دیر بوده است. ۱۳ فرسخ از کاکی دور افتاده است و ۲۰۰ درب خانه دارد که بیشتر آن از چوب نخل و برگ نخل است. این ناحیه مشتمل است بر ۲۸ ده آباد: آبدان، بتانه، بندرعالی، بیدو، تنگ مان، چاه پهن، جمرک، درک، دروک، دوراهک، دمه گز، دناجی، ریز، سرمستان، سهول، غرگانه، فاریاب، گزخان، گله زنی، کنارترشان، گندم زار، گنوی، کورو، مادان، موردک، موردی، نو دراز، نارستان.بردستان در روزگار ساسانیان از منطقه سیراف در ایالت اردشیر بابکان و در عصر محمدخان دشتی یکی از بلوک پنجگانه ناحیه دشتی بوده است. در دوران امپراطوری ساسانی از بردستان تا لارستان را ایراهستان می گفتند.
زبان

گویش بردستانی ریشه در دوران قبل از اسلام دارد. این گویش همان زبان پهلوی است که اصیل ترین زبان پارسی محسوب می شود. مردم بردستان و منطقه لارستان از استان فارس به یک گویش مشترک که آن را اچمی گویند تکلم می کنند.اَچُمی از گویش‌های به جا مانده از زبان فارسی پهلوی، مربوط به دوره ساسانیان و پیش از آن می‌باشد و یکی از هفت ریشه اصلی زبان فارسی کنونی است. بیشتر ساکنان جنوبی استان فارس و غرب هرمزگان شامل شهرستان‌های بستک، اوز، گراش، لارستان، خنج و روستای بلغان و قسمتهایی از بندرلنگه،گاوبندی(پارسیان)، بندر خمیر، بردستان و… به این گویش صحبت می‌نمایند. گویش اچمی از گویشهای فارسی‌تبار یعنی متعلق به شاخه جنوب غربی گویشهای ایرانی است. نام این گویش از کلمه اچم که به معنای برویم- بروم- می‌روم، می‌باشد، که به علت استفاده فراوان این لفظ در یاد دیگر فارسی زبانان می‌ماند. این گویش در جای جای منطقه جنوب به شکلهای متنوعی خود را نشان داده و نمود کرده‌است که بیشتر این تفاوت‌ها در تلفظ واژگان است. گویش اچمی لهجه‌های بسیار فراوانی را در بر می‌گیرد. در بسیاری از مناطقی که به این گویش صحبت می‌کنند، کلمات و واژگانی خاص نسبت به بقیه مناطق اطراف خود به کار می‌برند که در بعضی موارد تأثیر گرفته از زبانهای هندی، انگلیسی، پرتغالی و عربی است که به علت مراودات بسیار زیاد مردم این مناطق با کشورهای مختلف می‌باشد. امروزه در زبان و گویش مردم بردستان واژه های بکر و اصیل پارسی به ندرت یافت می شود لذا مردم این منطقه از نظر تاریخی به حیثیت قومی و نژادی از مردمان اصیل ایرانی و پارسی محسوب می شوند. بردستان تنها شهری از استان بوشهر است که گویش آن با مردم دیگر نقاط استان بوشهر متفاوت است.
آثار باستانی

بردستان از آثار باستانی متعددی برخوردار است که اغلب در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است از جمله:

مسجد بردستان نخستین و کهن ترین بنای اسلامی در استان بوشهر محسوب می شود. اولین بنای مسجد را به عمر بن عبدالعزیز نسبت مي دهند يک کتيبه چوبي در مسجد وجود دارد که روي آن چنين نوشته شده است: «قال الله انما يعمرالله و من آمن بالله و اليوم الاخر و اقام اصلوه و آتي الزكوه و لم يخشي الله، وفق بتجديد عمارت هذا لمسجد المبارك الصحاب الاعظم حاجي فخرالدين ابوبكر شاه في سته الثنين و خمسين و ثمانین» از ترجمه اين متن برمي آيد كه فردي بنام حاجي ابوبكر شاه در سال ۸۵۲ مسجد را تجديد بنا كرده است. همچنين مسجد توسط خوانين منطقه يعني خوانين دشتي نيز مرمت شده است كه در ورودي مسجد در لوحي مرمرين اين ابيات حكاكي شده است: «چون زحيدر شد اين مسجد عالي بنا / از كرامات خداوند كريم ذوالجلال // گفت دشتي از پي تاريخيش كه باز / مسجد و محراب شد زحيدر با جلال» همچنين تاريخ تعمير ۱۲۷۳ هجري قمري است كه توسط حيدرخان دشتي صورت گرفته است. مسجد بردستان با شماره ۲۰۶۰ در فهرست آثار ملي ايران قرار گرفته است.
قلعه بردستان که از آثار بجای مانده در دوران قاجار است.
محوطه بردو مربوط به دوران پیش از اسلام است که بنای آن را حدود بیش از ۳۰۰۰ سال پیش می دانند.
چاه‌های آب بردستان: شامل چاههای دوتا و چاه برزو که در غرب بردستان قرار دارد.

همچنین در غرب پل ورودی بردستان آتشکده ای قرار دارد که آن را به دوران ساسانیان مرتبط می دانند.[نیازمند منبع] به جاذبه های طبیعی بردستان نیز می توان به خور بردستان، دهانه خور بردستان، تل مشکی، تنگه گورا، تل تیزو، سه پنجو و… اشاره کرد. بنا به آثارهای بجامانده در بردستان گویا در زمانهای دور کارخانجات باروت سازی، عبا بافی، کفش دوزی، کوزه گری، آسیاب گندم و … دایر بوده است.

شهر بردستان

شهر بردستان

شهر بردستان

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  11:19 AM
تشکرات از این پست
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26938
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

بادوله، شهری است از توابع بخش کاکی در شهرستان دشتی استان بوشهر که در ۲۸ آذر ۱۳۹۱، به شهر ارتقاء یافت.

بادوله بین روستاهای تلخو و بابمنیر و در چند کیلومتری شرق روستای گزک قرار دارد.

بادوله بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰ جمعیت آن ۳۶۸۰ نفر (۹۲۷ خانوار) و در سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۳۵۵۸ نفر (۷۵۵ خانوار) بوده‌است.

شغل اکثر مردم آن کشاورزی است و عمده محصول آن گوجه فرنگی (کشت زمستانه) است، علاوه بر آن پیاز، هندوانه، خربزه، بادمجان، انواع سبزی‌جات، خیار سبز، خرما، فلفل، بامیه و کنار و … نیز از دیگر محصولات آن است.

شهر بادوله مرکز( دهستان چغاپور) در شهرستان دشتی واقع می باشد که دارای جمعیت 4225 نفر و 812 خانوار از نظر موقعیت جغرافیایی بصورت دشت و تیپ پراکنده و آب و هوای خشک می باشد. وجود آثاری از بند دختر در شرق شهر جهت کانال آبرسانی به بندر معروف سیراف مورد استفاده قرار می گرفته و وجود بقایای قلعه های قدیمی (قلعه رئیس علی رزمی ) و امامزاده سید سراج الدین از نوادگان امام چهارم در غرب شهر نشان از میراث فرهنگی و تمدن کهن این شهر دارد، قدمت این روستا به دلیل موقعیت کشاورزی و آب خوب بر اساس تحقیقات صورت گرفته به پیش از جنگهای زمان عمر خطاب با ایران که از این شهر عبور کرده اند به بیش از 2000 سال می رسد . بعلت واقع شدن در مسیر بندر معروف سیراف بعنوان شهری که در کنار رودخانه مند واقع گردیده بصورت کاروانسرا جهت تامین امنیت و استراحت و راهنمایی و رفع ماحیتاج اعم از آب و غذا و علوفه برای چهار پایان مورد توجه تجار و بازرگانان معروف بوده است .

 
شهر بادوله

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

پنج شنبه 12 آذر 1394  11:19 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها