پاسخ به:خاطره شهدا
سه شنبه 3 دی 1392 6:18 AM
*یه خاطره از شهید باقری براتون بگم:*
*یکی از همراهان شهید باقری تعریف میکنه که، 10 روز پیش حسن اقا گفته بود
جزیره رو شناسایی کنند ولی خبری نبود. همش میگفتند: ((جریان آب تنده، نمیشه رد
شد.گرداب که بشه همه چیز رو میکشه تو خودش )). اما تو حال و احوال شهید باقری
با شنید این حرف گفت:(( خُب چه بکنیم؟ میخواهید بریم سراغ خدا بگیم خدایا آب
رو نگه دار؟؟! شاید روز قیامت جلوت رو گرفت پرسید:( تو اومدی؟! اگه میومدی؛
کمک میکردم) که اون وقت چی جواب می دی؟؟
همش دارین عقلی بحث میکنین..!
اگه گرداب که بشه...بابا جون از تو حرکت از خدا برکت.*

منبع: http://diarearezu.blogfa.com/
