0

خاطره شهدا

 
haj114
haj114
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 3991

پاسخ به:خاطره شهدا
جمعه 29 آذر 1392  4:17 PM

دو تا بچه، يک غولي را همراه خودشان آورده بودند و هاي هاي مي خنديدند.
گفتم: اين کيه؟گفتند: عراقيگفتم: چطوري اسيرش کرديد؟
مي خنديدند. گفتند: «از شب عمليات پنهان شده بوده. تشنگي فشار آورده و با لباس بسيجي هاي خودمان آمده ايستگاه صلواتي شربت گرفته بعد پول داده! اين طوري لو رفته.»

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها