پاسخ به:خورشيد در جبهه
جمعه 8 بهمن 1389 2:47 PM
|
|
|
... ذوالنور
|
 |
جنگ خرمشهر
نزديك به چهل روز در خرمشهر مقاومت كرديم تا نگذاريم شهر به اشغال عراقيها درآيد. در اين مدت رهبر معظم انقلاب با شجاعتي كمنظير به مواضع دشمن بعثي يورش ميبرد؛ آرايش تانكهاي آنان را به هم ميزد و مانع پيشروي عراقيها ميشد.
معظمله گاه در گروههاي 3 و 5 نفره تا اعماق نيروهاي دشمن پيش ميرفتند و با شناسايي دقيق منطقهي عملياتي، اطلاعات نابي را به دست ميآوردند تا هنگام ملاقات با امام خميني (ره) بهترين و جديدترين اطلاعات را به ايشان بدهند.
لباس نظامي
رهبر معظم انقلاب به من فرمودند: «من در زمان جنگ هميشه با لباس نظامي در جبههها حاضر ميشدم؛ اما ترديد داشتم كه آيا مصلحت در همين است كه من لباس پيغمبر (ص) را كنار بگذارم و اين لباس تنگ نظامي را بپوشم يا با همان لباس روحاني به جبهه بيايم؟»
ايشان هنگام مراجعت به تهران، لباس روحانيت را روي همان اونيفرم نظامي ميپوشيدند و پس از تقديم گزارش به حضرت امام (ره)، به نماز جمعه ميآمدند و نماز وحدتآفرين جمعه را ميخواندند. ايشان در ادامه فرمودند: «روزي كه براي دادن گزارش از جبهه به جماران رفتم، امام (ره) پشت پنجره ايستاده بودند. من مشغول باز كردن بند پوتينها شدم و اين كار مدتي طول كشيد. حضرت امام (ره) ايستاده بودند و با لبخندي، خيرهخيره مرا نگاه ميكردند. پس از آن كه وارد اتاق شدم، دست امام را بوسيدم. معظمله دستي به پشت من زدند و فرمودند: زماني پوشيدن لباس سربازي در عرف ما خلاف مروت بود، ولي الآن ميبينم چه برازندهي شماست!»
آيتالله خامنهاي فرمودند: با اين كلام دلرباي امام، ترديد از دلم بيرون رفت و از آن روز به بعد هميشه از پوشيدن لباس نظامي لذت ميبردم!
تبرك
براي سركشي از بچههاي يزد، همراه آقا به تيپ الغدير رفتيم.
آيت الله سيدروحالله خاتمي نماينده امام در استان يزد هم آنجا بود. با دستهاي لرزان، مقداري ماست گرفت و در كاسهاي بزرگ، دوغ درست كرد. كاسه را آورد پيش آقا، تعارف كردند: خيلي زحمت كشيدهايد خودتان ميل كنيد. قبول نكرد، ميگفت ميخواهد متبرك شود. حتي اجازه نداد آقا كاسه را دست بگيرد. خودش آن را با دست نگه داشت تا ايشان از آن بنوشد.
پيرمرد كاسه را چرخاند. لبانش را درست به همان نقطهاي كه آقا از آن نوشيده بود چسباند و دوغ را سركشيد.
روحيه جهادي
گاهي وقتها غيبش ميزد. نگران ميشديم. چيزي نميگذشت كه با تني خسته و چهرهاي خندان، پيدايش ميشد.
دو سه تا از بچههايي كه به جنگهاي چريكي وارد بودند را برميداشت و ميزد به قلب دشمن. تا پشت جبهه آنها نفوذ ميكرد.
شناسايياش كامل بود. محضر امام كه جلسه ميگذاشتند،هميشه اطلاعات دست اولي داشت كه ميشد رويش حساب كرد.
منبع: پايگاه اطلاع رساني نويد شاهد
|