0

خورشيد در جبهه

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:خورشيد در جبهه
جمعه 8 بهمن 1389  2:46 PM




امير حيات مقدم

متواضع
يك روز كه «آقا» در جبهه مهمان ما بود برايشان غذاي تقريباً متوسطي در نظر گرفته بوديم به نظر خود ما اين غذا هيچ غيرعادي نبود ايشان مهمان ما بودند ما بايد پذيرايي مي‌كرديم اما آقا در همان ابتداي ورود فرمودند: فلاني، از همان غذايي كه خودتان ميخوريد و به رزمندگان هم مي دهيد به من بدهيد، نكند كه چيز اضافه‌اي در نظر بگيريد، من عرض كردم:«آقا، شما مهمان ما هستيد و ما وظيفه داريم كه از چنين مهمان عزيزي پذيرايي كنيم، فرمودند:«نه، پذيرايي كه به غذاي رنگارنگ نيست من همان غذايي را مي‌خورم كه همه رزمندگان مي‌خورند». نكته ديگري كه خيلي برايم عجيب بود مجالست و همنشيني عادي و متواضعانه ايشان بود. در آن موقع رئيس جمهور يك مملكت بودند ولي وقتي كه مي‌رفتيم داخل اتاق با لباس معمولي خانگي مي‌نشست، حتي بعضي از آقايان ديگري كه در ملاقات‌هاي غيررسمي و در زمان استراحتشان خدمت ايشان مي‌آمدند همانند اعضاي خانواده و فرزندانشان با آنان برخورد مي‌كردند و اين نشان تواضع و يكرنگي ايشان است.


منبع: كتاب خورشيددرجبهه

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها