پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
عشق بیماری است که نه اجر و پاداشی دارد و نه بدل و عوضی .علی (ع)ف شرح نهج البلاغه ج20 ص 260
آینه گر روی توست آه دل ای آه دل علت اگر عشق توست ، وای من ای وای من
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هرکه آیینه سازد سکندری داند
دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند
پنهان خورید باده که تعزیر میکنند
«حافظ»
دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم
و من الماء کل شئ حی» همه مدیون حضرت آبیم
مخمور آن دو چشمم آیا کجاست جامی
بیمار آن دو لعلم آخر کم از جوابی
يا رب زغمش تا چند اشکم ز بصر آيد
بنشسته سر راهش ، شايد ز سفر آيد
در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد
مجال طعنه بدبین و بدپسند مباد
دعـا پشــت دعــا براي آمـدنت!
گناه پشــت گناه براي نيامدنت!
تو را با خوشه ی پروین همیشه جستجو کردم از آن روزی که از پردیس جاویدان شدم مطرود
دوباره عطر مناجات با فضا آمیخت
مگر که موسی عمران زطور می آید؟
در خانه دل عشق تو مجمع دارد
و از دادن جان کار تو مقطع دارد
در شعر تخلص به تو کردم که وجود
نظمی است که از روی تو مطلع دارد
دلم امید فراوان به وصل روی تو داشت
ولی اجل به ره عمر رهزن امل است
تا آستین به قصد تو بالا زدیم شد
شمشیرهای تشنه به خون از کمر برون