پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
دعا کن به شب چون گدایان بسوز
اگر میکنی پادشاهی به روز
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی
حافظ
یارب از عرفان مرا پیمانهای سرشار ده
چشم بینا، جان آگاه و دل بیدار ده
صائب تبریزی
هر که گردد مبتلای درد هجر
از وصال دوست درمانش دهند
هر که بر لب آمدش مینای صبر
کی نجات از بند هجرانش دهند
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش
شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم
مرا میگفت دوش آن یار عیار
سگ عاشق به از شیران هشیار
مولوی
ﺭﺍﺯِ ﺩﻝِ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﻫﻮﺷﻴﺎﺭ ﻧﮕﻮیید
ﺍﺳﺮﺍﺭ ﻟﺐ ﻳﺎﺭ ﺑﻪ ﺍﻏﻴﺎﺭ ﻧﮕﻮﻳﻴﺪ
ﺍﺯ ﺑﻴﺨﺒﺮﺍﻥ ﺭﺍﻩ ﺧﺮﺍﺑﺎﺕ ﻣﭙﺮﺳﻴﺪ
ﺑﺎ ﺩﻝ ﺳﻴﻪ ﻫﺎﻥ ﻗﺼﻪ ﺩﻟﺪﺍﺭ ﻧﮕﻮﻳﻴﺪ
دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان
لب میگزد چو غنچه ی خندان که خامشم
امام علی علیه السّلام فرمودند:
غررالحکم ، باب حق
دیشب علی با فرق تا ابرو شکسته
می رفت نزد همسر پهلو شکسته
همه جا به بي وفايي مثلند خوبرويان تو ميان خوبرويان مثلي به بي وفايي هاتف اصفهاني
یاد روزی که به عشق تو گرفتار شدم
از سر خویش گذر کرده سوی یار شدم
غرر الحکم ، باب حرص آز
تا به فراق خو کنم صبر من و قرار کو؟
وعده ی وصل اگر دهد طاقت انتظار کو؟
کلجاری
وای از دست تو ای شیوه عاشق کش جانان که تو فرمان قضا بودی و تقدیر نکردی