پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
تا ابد جای تو در دیده ماست
سالها گر گذرد یاد تو در سینه ماست
به پاس آن همه مهر و وفایت
حقیر است این محبتها برایت
تو هر که را که چپ و راست تاخت فرزین گوی
پیاده گر به خط مستقیم شاه من است
تا کوس اَنَاالحق بزنى، خودخواهى
در سرّ هویّتش تو ناآگاهى
بَـــــردار حجــاب خویشتن از سر راه
با بودن آن، هنوز اندر راهى
حضرت امام خمینی(ره
یک جهان بر هم زدم وز جمله بگزیدم تو را
من چه میکردم به عالم گر نمیدیدم تو را
لاهیجی
امام على عليه السلام:
از لغزش دیگران خوشحال مباش زیرا نمی دانی روزگار با تو چه خواهد کرد.
غرر الحكم، صفحه 751
در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختند هر چه فریادش، جوابش را نمی پرداختند داد میزد خوانده ام هفتاد سال، هرشب نماز پس چه شد اینک ثواب ِآن همه رازونیاز یک ندا آمد چرا تهمت زدی همسایه ات تا شود اینگونه حالت، این جهنم خانه ات گفت من در طول عمرم گر زدم یک تهمتی. ظلم باشد زان بسوزم، ای خدا کن رحمتی آن ندا گفتا همانکس که زدی تهمت براو طفلکی هفتاد سال، جمع کرده بودش آبرو
وای بر آن شهر بی قانون که قانون اندر آن
همچو اندر کافرستان مصحف فرسوده بود
پیامبر مهربانی (ص):
دوست داشتن اهل بیت، گناهان را پاڪ میڪند و حسنات را مضاعف.
ارشاد القلوب، ص 253
فارغی از قدر جوانی که چیست تا نشوی پیر ندانی که چیست
نظامی
تنگدستىِ انسان بزرگوار نيكوتر از توانگرىِ فرد خسيس و فرومايه فاقَةُ الكَريمِ أحسَنُ مِن غَناءِ اللَّئيمِ
غرر الحكم، حدیث 6586
هر نفس چون گل به بادش مي دهم گنج باد آورده را ماند دلم علي معلم
می کوش که پامال جهالت نشوی
سرگشته وادی ضلالت نشوی
ری مرکز دستان ز بر دستان است
هشدار که بی اراده آلت نشوی
فرخی
یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب کز هر زبان که می شنوم نامکرر است
حافظ
تا بدانی این حقایق در خور تشکیک نیست
ور به استبداد خواهی کرد ما را بی وطن
فرخی یزدی
نیست دلداری که دلداری کند
نیست غم خواری که غم خواری کند
گر چه یاران بسیارند هر طرف
نیست یاری تا مرا یاری کند