پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
دام تزوير كه گسترديم بهر صيد خلق كرد مارا پايبند و خود شديم آخر شكار
پروين اعتصامي
رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهى بجز گريز برايم نمانده بود
فروغ فرخزاد
در اين بازار گر سوديست با درويش خرسندست خدايا منعمم گردان به درويشي و خرسندي
حافظ
یا رب این بچه ترکان چه دلیرند به خون
که به تیر مژه هر لحظه شکاری گیرند
دلم تنهاست ماتم دارم امشب دلي سرشار از غم دارم امشب
سلمان هراتي
بزرگی سراسر به گفتار نیست
دوصد گفته چوننیم کردار نیست
ترا که هر چه مراد است در جهان داری چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری
یا رب امان ده تا باز بیند
چشم محبان روی حبیبان
نه غزل نوشته بودم نه ترانه ای سرودم
که به حرمت سکوتم، تو به دیدنم بیائی
نه سراغ من گرفتی نه سخن به نامه گفتی
به همان بهـانه ای که،نشنیده ای ندائــی
فریدون مشيري
یارم تویی در عالم، یار دگر ندارم تا در تنم بود جان، دل از تو بر ندارم
امام خمینی ره
من یاد تو را سجده کنم ای صنم اکنون
برخیز و بیا خود بت بتخانه من باش
مهدی اخوان ثالث
شادي مکن از زادن و شيون مکن از مرگ زين گونه بسي آمد و زين گونه بسي رفت هوشنگ ابتهاج
تا دست ارادت به تو دادهست دلم
دامان طرب ز کف نهادهست دلم
ره یافته در زلف دل آویز کجت
القصه به راه کج فتادهست دلم
فروغی بسطامی
ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون
او به مقصدها رسید و ما هنوز آواره ایم
مگر جانی که هر گه آمدی ناگه برون رفتی؟ مگر عمری که هر گه می روی دیگر نمی آیی؟
هلالی جغتایی