پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
تركيب طبايع چو به كام تو دمي است
رو شاد بزي اگر چه بر تو ستمي است
تا جهان باشد نخواهم در جهان هجران عشق
عاشقم بر عشق و هرگز نشکنم پیمان عشق
تا حدیث عاشقی و عشق باشد در جهان
نام من بادا نوشته بر سر دیوان عشق
سنایی
قند آمیخته با گل نه علاج دل ماست بوسه ای چند بیامرز به دشنامی چند
حافظ
در طریق عشقبازی امن و آسایش خطاست
ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی؟؟
یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
در رهگذر باد چراغی که تراست
ترسم که: بمیرد از فراغی که تراست
بوی جگر سوخته عالم بگرفت
گر نشنیدی، زهی دماغی که تراست!
رودکی
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
******
در ده ويرانه تو گنج نهانست ز هو
هين ده ويران ترا نيز به بغداد مده
مولوى
یارا بهشت، صحبت یاران همدم است دیدار یار نامناسب، جهنم است
سعدی
تا دست ارادت به تو دادهست دلم
دامان طرب ز کف نهادهست دلم
ره یافته در زلف دل آویز کجت
القصه به راه کج فتادهست دلم
فروغی بسطامی
من را به غیر عشق به نامی صدا نکن غم را دوباره وارد این ماجرا نکن
حامد ابراهیمی
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
قلبم خیلی درد میکنه
... کاش قلب نداشتم
تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو
تا تو مراد من دهی من به خدا رسیده ام
می بی صفا،نی بی نوا،وقتست اگر در بزم ما
ساقی می دیگر دهد مطرب رهی دیگر زند
ما را درین زندان غم من بعد نتوان داشتن
بندی مگر بر پانهد، قفلی مگر بر در زند
وحشی ز بس آزردگی زهر از زبانم میچکد
خواهم دلیری کاین زمان خودرا براین خنجرزند
وحشی بافقی