0

طنــــــــــــز اقتصادی

 
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:طنــــــــــــز اقتصادی

                                                  لطیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــفه 2
 

 

بدون مانع

 


مسؤول استخدام، مدت زمان زیادی را صرف سؤال و جواب از یک داوطلب کرد و از تحصیلات و سوابق کاری و تجربیاتش پرسید و در نهایت خواست بداند که آیا ازدواج کرده است یا خیر؟
نه! ولی با وجود این، من سعی خودم را می کنم که آن چه به من گفته می شود انجام دهم.

 


قدیمی ترین شغل


دور میزی که چند تن از صاحبان مشاغل نشسته بودند، بحث درگرفت که چه شغلی قدیمی تر است؟
باغبان گفت: «ما قدیمی تریم. ما بودیم که باغ های بهشت عدن را به وجود آوردیم.»
معمار که اصلاً نمی خواست چنین چیزهایی را بشنود گفت: «برج بابل را ما ساختیم. بدون معمار، هیچ کاری امکان نداشت.»
نجار گفت: «این مزخرفات چیست که می گویید. کشتی را اول دفعه نوحِ نجار ساخت و گرنه هیچ موجودی زنده نمی ماند.»
در این اثنا، برق کار، سرش را تکان داد و گفت: «ما هستیم که به همه چیز معنا می دهیم. خداوند، دنیا را در شش روز خلق کرد و روز هفتم که خواست سخن رانی کند، دنیا روشن شد، یعنی، ما خیلی پیش از آن، تیرهای برق را نصب و سیم کشی را به آخر رسانده بودیم.»

 


راه شغلی


دو تا پدر داشتند راجع به پسران شان گفت وگو می کردند، یکی گفت: « پسر من وقتی که مدرسه می رفت توی فکرش فقط دخترها بودند و توی کارنامه اش هم نمره های خیلی بد.»
دومی گفت: «درست مثل پسر من و نتیجه این که هنوز که هنوز است روی نیمکت های مدرسه چسبیده. خوب شما در مقابل چه کار کردید؟»
اولی: خیلی ساده، من درست و حسابی ترساندمش و گفتم اگر تو این طور ادامه بدهی در آینده یا بیکار می مانی یا مجبوری از راه مسافرکشی پول به دست آوری! که شانسی اثر کرد و دیپلمش را با نمرات خیلی عالی گرفت و بعد در تاریخ و جامعه شناسی و هنر لیسانس گرفت و بعد دکترا گرفت و همیشه با رتبه ی اول همه جا پذیرفته شد.
دومی: به! چه خوب، کاش، پسر من هم این طور می شد! ...
خوب حالا پسرتان چه کار می کند؟
اولی: مسافرکشی!

 


منبع: ماه نامه ی گل آقا- شماره ی 151

یک شنبه 8 بهمن 1391  9:03 PM
تشکرات از این پست
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:طنــــــــــــز اقتصادی

گردش پول

 

حالتی را تصور کنید که همه بدهکارند و هرکس براساس اعتبارش زندگي میکند.ناگهان، مردی ثروتمند وارد شهر مي شود. او وارد تنها هتل شهر شده، اسکناس 100 پوندی را روي پيشخوان هتل ميگذارد و براي بازديد اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا مي رود. صاحب هتل اسکناس را برميدارد و در اين فاصله مي رود و بدهي خودش را به قصاب مي پردازد. قصاب اسکناس را با عجله به مزرعه پرورش خوک مي برد و بدهي خود را به مزرعه دار مي پردازد. مزرعه دار، اسکناس را با شتاب براي پرداخت بدهي اش به تامين کننده خوراک دام و سوخت ميدهد.تامين کننده سوخت و خوراک دام براي پرداخت بدهي خود اسکناس را با شتاب به داروغه شهر که به او بدهکار بود میدهد. داروغه اسکناس را با شتاب به هتل مي آورد زيرا او به صاحب هتل بدهکار بود چون هنگاميکه دوست خودش را يکشب به هتل آورد اتاق را با اعتبارش کرايه کرده بود تا بعدا پولش را بپردازد.حالا هتل دار اسکناس را روي پيشخوان گذاشته است.در اين هنگام توريست پس از بازديد اتاق هاي هتل برميگردد و اسکناس 100 پوندی خود را برميدارد و مي گويد از اتاق ها خوشش نيامد و شهر را ترک مي کند.در اين فرایند هيچکس صاحب پول نشده است. ولي بهر حال همه شهروندان در اين هنگامه بدهي بهم ندارند همه بدهي هايشان را پرداخته اند و با يک انتظار خوشبينانه اي به آينده نگاه مي کنند.

یک شنبه 8 بهمن 1391  9:09 PM
تشکرات از این پست
nikbakht88
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:طنــــــــــــز اقتصادی

 

زرنگ

 

جك از يک مزرعه‌دار در تکزاس يک الاغ خريد به قيمت ۱۰۰ دلار. قرار شد که مزرعه‌دار الاغ را روز بعد تحويل

بدهد. اما روز بعد مزرعه‌دار سراغ جك آمد و گفت: «متأسفم جک. خبر بدي برات دارم. الاغه مرد.»

جك جواب داد: «ايرادي نداره. همون پولم رو پس بده.»

مزرعه‌دار گفت: «نمي‌شه. آخه همه پول رو خرج کردم..»

جك گفت: «باشه. پس همون الاغ مرده رو بهم بده.»

مزرعه‌دار گفت: «مي‌خواي باهاش چي کار کني؟»

جك گفت: «مي‌خوام باهاش قرعه‌کشي برگزار کنم.»

مزرعه‌دار گفت: «نمي‌شه که يه الاغ مرده رو به قرعه‌کشي گذاشت!»

جك گفت: «معلومه که مي‌تونم. حالا ببين. فقط به کسي نمي‌گم که الاغ مرده است.»

يک ماه بعد مزرعه‌دار جك رو ديد و پرسيد: «از اون الاغ مرده چه خبر؟»

جك گفت: «به قرعه‌کشي گذاشتمش. ۵۰۰ تا بليت ۲ دلاري فروختم و 998 دلار سود کردم.»

مزرعه‌دار پرسيد: «هيچ کس هم شکايتي نکرد؟»

جك گفت: «فقط هموني که الاغ رو برده بود. من هم ۲ دلارش رو پس دادم.»

یک شنبه 8 بهمن 1391  9:14 PM
تشکرات از این پست
nikbakht88
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:طنــــــــــــز اقتصادی

مذمت اقتصاد

 

یک اقتصاددان کی دروغ می‌گوید؟ هر وقت لبهایش تکان بخورد.

مطالعه یک اقتصاددان همیشه نشان می دهد که بهترین زمان خرید پارسال بوده است.

یک رئیس بانک مرکزی برای سفارش پیتزا رفت به پیتزا فروشی. وقتی پیتزا آماده شد، رفت تا آن را بگیرد. فروشنده پرسید: پیتزا را ۶ قسمت کنم یا ۸ قسمت؟بانک‌دار مرکزی گفت: من الان خیلی گرسنه‌ام، بهتر است آن را هشت قسمت کنید.

می‌گویند در کانادا گروهی از مردم حاضر نیستند اینگیلیسی حرف بزنند و هیچ‌کس زبان آنها را نمی‌فهمد. در کانادا به آنها جدایی‌طلب‌ می‌گویند. در این کشور هم ما همان گروه داریم، به آنها اقتصاددانان می‌گویند.

رئیس جمهور گفت من مشاوری اقتصادی را می‌خواهم که فقط یک دست داشته باشد. می‌دانید چرا؟ می‌گفت همیشه مشاورین اقتصادی به من می‌گویند از این جهت، از آن جهت (”On one hand and on the other hand” ).

وقتی یک پزشک اشتباه می‌کند در نهایت بیمار را می‌کشد، اما وقتی اقتصاددان اشتباه می‌کند فقط آنها را نابود می‌کند

یک شنبه 8 بهمن 1391  9:18 PM
تشکرات از این پست
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:طنــــــــــــز اقتصادی

بشنو از نی چون حکايت می کند               از گرانی ها شکايت می کند

    چون زبان بنده را ببريده اند                        بال پرواز مرا هم چيده اند

    سکه خواهم کيسه کيسه بی شمار           تا گرانی را کنم شايد مهار

    هرکسی بر رخ نهد يک تپه ريش                 بيمه گردد تا ابد با موی خويش

    من به هر بيچاره ای گريان شدم                  يار بی چيزان و درويشان شدم

    هرکه آمد فتنه زد در کار من                       همچو ملايان نشد غمخوار من

    هان چه بايد کرد ما را زور نيست                 حاضريم از بهر مردن گور نيست

    مرگ ما نزديک اما دور نيست                      کس به فکر اين تن رنجور نيست

    هر که را پارتی نباشد نيست باد                 گشته فربه بطن آقا، نيست باد

    آتش فقر است کاندر ری فتاد                      زآه مظلومان ترک در پی فتاد

    مرگ بر آنکس که از ملت بريد                      تحت نام دين و مذهب هی چريد

    چون گرانی درد جانسوزی که ديد                بهر بی چيزان چنين روزی که ديد

    هان تورم ديده ها خون می کند                  عاقلان را پاک مجنون می کند

    محرم ما اهل عيش و نوش نيست               همچو ملايان ازرق پوش نيست

    چون که عکس حضرتش در ماه شد              ملت بيچاره ای گمراه شد

    گر رود محمود گو رو باک نيست                    از تو ابله تر بروی خاک نيست

    پول نفت آور به سفره دير شد                      مرد مستضعف ز جانش سير شد

    جمله می باشند اندر فکر نام                      کس نمی باشد به فکر اين غلام

    بند تزوير و ريا بگسل پسر                            تيشه زن بر اتحاد زور و زر

    گر کنون بر خاک مالی پوزه ای                     می شوی راحت ز هر دريوزه ای

    کيسۀ سودا گران گر پر نشد                        نان ملا هم ولی آجر نشد

    چون وکيلان هر کسی چالاک شد                 بی کوپن ، بنزين درون باک شد

    غم مخور ای ملت والای ما                          نفت می باشد به زير پای ما

    ای که گشته مايۀ افسوس ما                      غرب و شرق آيند بر پابوس ما

    از تو جام عده ای زرناک شد                         کاخشان تا قبۀ افلاک شد

    نفت را باشد هزاران عاشقا                          می کند هر صامتی را ناطقا

    گر من اين حرف و سخن نا گفتمی                 شب ز اندوه درون نا خفتمی

    هر که از ملت شود اکنون جدا                       می شود رسوا به نزديک خدا

    چونکه صبر و تاب ملت در گذشت                  بر کسی ديگر نيارد او گذشت

    تيغ خشم ما ببرّد نای او                              مشت ملت کی کند پروای او

    ظالمان را نيست راه پيش و پس                   خشم ملت حبس گرداند نفس

    چون که دلها لخته لخته خون بود                    لاجرم اين گفته آتشگون بود

    گوش هرکس محرم اين راز نيست                  جز دل شوريده کس جانباز نيست

سه شنبه 10 بهمن 1391  9:48 AM
تشکرات از این پست
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:طنــــــــــــز اقتصادی

 

 

 به نظر من الان که دلار تو اوجه باید خدافظی کنه بعدا به چه درد میخوره؟؟

 

 

سه شنبه 10 بهمن 1391  9:52 AM
تشکرات از این پست
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:طنــــــــــــز اقتصادی

gol agha yasgroup.ir  شعر طنز گل آقا در مورد گرانی

 

 

از نو، همه اجناس به بازار گران شد

گردید گران، آن چه که ده بار گران شد

کالای به دکان و توی حجره و پستو

هم جنس تلنبار به انبار گران شد

 

پوشاک گران گشت به مانند خوراکی

دارو ز برای من بیمار گران شد

نان گشته سبک وزن، که یک نوع گرانی است

بر گرده ما بار، به تکرار گران شد!

 

آن سبزی از شام بجا مانده که بوده است

در روز مرا قاتق ناهار گران شد

گر گوجه فرنگی است گران جای عجب نیست

چون مال فرنگ است به ناچار گران شد

 

هرگز نشنیدیم شود اندکی ارزان

هرچیز که هر روز به خروار گران شد

می‌گفت چنین با خر خود مرد دهاتی

ای خر، ز برای تو هم افسار گران شد

امسال مرو نیز ز دست ای کت و شلوار

یکسال بمان، چون کت و شلوار گران شد

 

گل آقا. شماره ۸۴٫ تابستان ۱۳۷۱

 

 

سه شنبه 10 بهمن 1391  9:56 AM
تشکرات از این پست
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:طنــــــــــــز اقتصادی

گرانی پدر بیامرز

 

خدا پدر و مادر این گرانی ها را بیامرزد. واقعا اگر این گرانی نبود ما چکار می کردیم؟ اصلا در مورد چی صحبت می کردیم؟

گرانی بی سابقه و لحظه ای قیمت برخی کالاها و خدمات در کشور سبب شده که گرانی به نقل محافل و مجالس ایرانی ها بدل شود و به این ترتیب غیبت اعضای خانواده و خویشان به کمترین میزان خود طی ماه های اخیر رسیده است.

امروز برای طی طریق و بنا به دستورات بزرگان قوم مبنی بر استفاده از وسایل نقلیه عمومی از اتوبوس استفاده کردم. در اوج ترافیک همیشگی بزرگراه همت یکی از مسافران که به شدت عصبانی شده بود و عجله داشت گفت: مسئولان خجالت نمی کشن این از وضع گرانی ها که سرسام آوره و این هم از وضع ترافیک چرا این راه رو باز نمی کنن این مسئولان!!!

بعد هم یک 45 دقیقه ای گزارش گرانی های ماه های اخیر را داد.

هرچی فکر کردم رابطه اش را با ترافیک اتوبان همت کشف نکردم اگر شما به نتیجه ای رسیدید لطفا مارا هم از گیجی در بیاورید.

 

سه شنبه 10 بهمن 1391  10:02 AM
تشکرات از این پست
nikbakht88
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:طنــــــــــــز اقتصادی

 

استخوان

 

طرف چک 100 میلیونی کشیده بلا محل اومدن جلبش کنن می گه تقصیر گرانی هاست.

اولش گفتم خوب راست می گه این بنده خدا هر دقیقه قیمت ها عوض میشه اینم حتما ورشکستی چیزی شده.

بعد کاشف به عمل اومده رفته بوده به امید گران شدن کالا یک کالای اساسی و بی نظیر احتکار کرده بوده تا بفروشه که سود کنه اما نشد!

خداییش فکر می کنید چی خریده؟

استخوان!!!

(حتما می پرسید استخوان دیگه چرا سر از کالای اساسی درآورده؟! میگم براتون، در جریان باشید که استخوان حیوانات در صنایع آرایشی و بهداشتی و تهیه صابون استفاده میشه. در حال حاضر هم برای تهیه بعضی از کالاهای دست ساز و قدیمی از آن استفاده می کنند اما استفاده آن به شدت کم شده.

سه شنبه 10 بهمن 1391  10:04 AM
تشکرات از این پست
nikbakht88
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:طنــــــــــــز اقتصادی

نمک پرانی موقع گرانی

 

 

اگرچه این گرانی نان و آب خیلی ها را آجر کرده و باعث شده دوستان به جمع بیکاران بپیوندند اما برای بعضی ها هم اسباب نمک پرانی شده .

یه نمک پاشی برام اس ام اس زده:

"به دلیل گرانی نان بازی نون بیار کباب ببر غیر قانونی اعلام شد"

سه شنبه 10 بهمن 1391  10:06 AM
تشکرات از این پست
nikbakht88
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:طنــــــــــــز اقتصادی

 

کابوس گرانی

 

 

دوستی می گفت گرانی دومین کابوس مهم این روزهای منه.

گفتم راست می گی به خدا هر وقت می خوام برم خرید دست و دلم می لرزه که نکنه یهو پول کم بیارم.

حالا اولین کابوس زندگیت چیه؟

نگام کرد و گفت:

اینکه اگه ارزونی بیاد خواب چی رو ببینم!!!

سه شنبه 10 بهمن 1391  10:08 AM
تشکرات از این پست
nikbakht88
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:طنــــــــــــز اقتصادی


نبودم، مگر نیستم
سفر كردم و بی هدف زیستم
از این سو به آن سوی شمال
گرانی شكست پشت من بی امان
عجب سال تحویل به ما سخت گشت
شلوغی ترافیك در این سفر
نبود مرغ و گوشت در چمن
نبود سفره ای با كفا
فقط گفت...
هوا بود و یك جو صفا
از این حال بد در انجمن
ز شرم و حیا سوختم عاقبت !!!!!!!! ...

 

جمعه 13 بهمن 1391  11:21 AM
تشکرات از این پست
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:طنــــــــــــز اقتصادی

در گراني نان 
 


زماني طفل ها دندان ندارند
ضعيفندند و تو گويي جان ندارند
پس از چندي كه دندان هست در كام
ميان سفره هاشان نان ندارند

 

جمعه 13 بهمن 1391  11:24 AM
تشکرات از این پست
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:طنــــــــــــز اقتصادی

 

 

 

 

شعر طنز

 

 

 

فریاد از گرانی تهران و نان او
ما را کجاست طاقت نرخ گران او

نازم به پینه‌دوز که هم‌سنگ گشته است
با بار اسکناس متاع دکان او

از نرخ تخم‌مرغ‌های دهاتی دگر مپرس
گوهر به جای بیضه نهد ماکیان او

بندد کنون به ناف تو قصاب شیشکی
پرسی اگر ز شیشک بی‌استخوان او

عنقا نگشته است اگر مرغ خانگی
واقف چرا کسی نبود از نشان او

قارون کنون دو بیضه نیارد خرید کرد
زیرا که لقمه است فزون از دهان او

نرخ درشکه هر قدمی یک تومن شده است
یک بار کن به وقت لزوم امتحان او

دادم به سائلی دو قران وز حقارتش
دشنام رفت جای دعا بر زبان او

قند از کسی مخواه که گوید جواب تلخ
نفت از کسی مجوی که سوزد روان او

مهمان چو وقت ظهر درآید به خانه‌ای
در پای سفره سکته کند میزبان او

خشم خدا چنان زده بالا که روز شب
گرید به حال اهل زمین آسمان او

ما آن شکسته بال تذرویم در جهان
کز برق فتنه سوخت فلک آشیان او

رهی معیری

جمعه 13 بهمن 1391  11:37 AM
تشکرات از این پست
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:طنــــــــــــز اقتصادی

عاشقانه مرغ
 
 
 
 
 
 
 
 
اي مرغ همه بهانه ازتوست 
آن قدقد عشقولانه از توست 
 
پرهاي تو نازبالش من 
اين خواب خوش شبانه از توست 
 
آن سينه وران وبال وگردن 
آن هيكل دلبرانه از توست 
 
پركنده شدي وخلق مدهوش 
چون جاذبه زنانه ازتوست 
 
با نفت زسفره ها پريدي 
پرواز زسفره خانه از توست! 
 
سيمرغ شدي به قاف رفتي 
چون قيمت عادلانه از توست! 
 
غوغا شده لار و دشت مرغاب 
صف ها زسرخس و بانه از توست! 
 
آن ها همه عاشق تو هستند 
اين لشكر بي كرانه از توست 
 
اي عامل اغتشاش و تشويش 
اين فتنه ماكيانه از توست! 
 
شغلي به جوان ما عطا كن 
چون صنعت وكار خانه از توست 
 
از دست شغال ها رها شو 
برگرد به لانه! لانه از توست 
 
ماچون تو اسير رنج ودرديم 
نان مشكل ما و دانه از توست 
 
اي مرغ سحر در اين شب تار 
بر اهل قفس ترانه از توست 
 
قد قد كن و كرچ پر بيفشان 
چون تخم در اين زمانه از توست ! 
 
جمعه 13 بهمن 1391  11:40 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها