عدالت و اصلاحات
نظام سياسي پويا، نظامي است كه با خود ارزيابي مداوم و مطالعه شرايط جديد اجتماعي به توليد و اجراي راهكارهاي نوين بپردازد. امام علي(ع)، عدالت را برترين اصلاح ميداند. زيرا ضعفها، بينظميها، ناكارآمديها و ...، همه ناشي از خروج امور از موضع خود ميباشد و سياست عادلانه، سياستي است كه هر كاري را بر موضع خود بنشاند: العدل يضع الامور مواضعها. بنابراين، ماهيت و روح اصلاحات، پافشاري بر عدالت و تحقق آن است.
"الرعيه لاتصلحها الا العدل"15 اصلاح مردم، جز از طريق عدالت، ميسر نيست. "العدل يصلح البريه"16 عدالت است كه امور را اصلاح ميكند. "ماعمرت البلدان بمثل العدل"17 هيچ چيز، به مانند عدالت، باعث آباداني و سازندگي كشورها نميشود.
بنابراين ظلم، نظام سياسي مردم را فاسد كرده و سياستها و برنامهها را ميآلايد و مانع پيشرفت و سازندگي كشور ميشود.
عدالت و توسعه
آن حضرت، در كلامي بسيار گويا، تنها راه نيل به توسعه را اتخاذ عدالت قلمداد فرموده و به كسي كه براي توسعه، عدالت را پايمال كرده و از طريق ظلم، توسعه را ميجويد، اطمينان ميدهد كه دستاوردي جز تنگنا و بنبست در انتظارش نيست.
"همانا عدالت، گشايش و توسعه نهفته است و هر كسي كه عدالت بر او تنگ آيد، ستم بر او تنگتر خواهد آمد."18
عدالت و سياست
در بيان امام علي(ع)، هيچ فاصلهاي بين سياست و عدالت نيست او فقط سياستي را كارآمد ميداند كه بر مبناي عدالت استوار باشد. "خير السياسات العدل"19 برترين سياستها، عدالت است. "العدل خير الحكم"20 عدالت، برترين قضاوت است. "العدل حيات الاحكام"21 عدالت، روح و حيات احكام است. "جمال السياسه العدل في الامره و العفو مع القدره."22 زيبايي سياست، عدالت در حكومت و بخشش در موضع قدرت است. "ملاك السياسه العدل"23 ملاك و محك سياست، عدالت است.
از اين جملات، دانسته ميشود كه ظلم، بدترين سياستها و قضاوتهاست و آبروي حكومت را ميبرد.
عدالت با دشمن
در دنياي امروز، اصل هدف، وسيله را توجيه ميكند در اغلب كشورها، مبناي برخورد سياسي با رقيب، چه در عرصه رقابتهاي جناحي و چه در خصوص سياست خارجي دول محسوب و به كار گرفته ميشود. هر كشور و يا جريان سياسي با معيارهاي خاص خود، دشمن را تعريف ميكند و آنگاه از همه ابزارها و امكانات موجود براي مبارزه با او بهره ميگيرد خواه اين ابزارها انساني و عقلايي باشند يا نه.
اما آيا در منطق علي(ع) نيز اين اصل پذيرفته است؟
آن حضرت، در بستر شهادت، طي نامهاي به امام حسن(ع)، و امام حسين(ع) مينويسد: "اي فرزندان عبدالمطلب، مبادا پس از من، دست به خون مسلمين فرو بريد؛ و بگوييد اميرمؤمنان كشته شد. بدانيد جز كشنده من، كس ديگري نبايد كشته شود. درست بنگريد چون من از ضربت او و مردم، او را تنها يك ضربت بزنيد؛ و او را مثله نكنيد ... ."24
بنابراين، در منظر علي(ع)، حتي در برخورد با قاتل امام مسلمين نيز نميتوان از مرز عدالت خارج شد.
كساني به امام علي(ع) مراجعه كرده؛ و عرض كردند كه مردم، دل به دنيا بستهاند. معاويه با هدايا و پولهاي فراوان، آنان را جذب كرده است. شما نيز از اموال بيتالمال، به اشراف و بزرگان عرب ببخش تا دور تو جمع شده و به تو گرايش پيدا كنند. به عبارت ديگر، شما امام بر حق هستيد پس به منظور تقويت جبهه حق از بيتالمال خرج كن. در اينجا هدف، ظاهراً تقويت جبهه حق و وسيله، تصرف در بيتالمال است. حضرت فرمود: "آيا از من ميخواهيد كه براي دست يافتن به پيروزي، از ستم بر مردم استفاده كنم؟ به خدا سوگند، تا عمر دارم و شب و روز برقرار است و ستارگان از پي هم طلوع و غروب ميكنند، هرگز چنين نخواهم كرد. اگر اين اموال از خودم بود، آن را مساوي بين مردم تقسيم ميكردم، چه رسد كه مال خداست."25
نقش عدالت در ثبات حاكميت
بيشك، هر حكومتي، در معرض دشمنيها و كينهتوزيهاي عناصر منحرف داخلي و رقباي خارجي است و به ناچار، بايد برنامه مدوني را براي ثبات و مصونيت نظام سياسي، به مورد اجرا گذارد. امام علي(ع)، به آن دليل كه همراهي حمايت مردم را مهمترين پايگاه ثبات حاكميت ميداند باز هم عدالت را براي قوام و استواري مردم در دفاع از نظام سياسي توصيه ميفرمايد: "من عدل تمكن"26 هر كس عدالت پيشه كند، قدرت مييابد. "لن تحصن الدول بمثل استعمال العدل فيها"27 هيچ چيزي مثل رعايت عدالت، دولتها را حفظ نميكند. "العدل جنه الدول"28 عدالت، سپر محكم دولتهاست. "اعدل تدم لك القدره"29 عدالت پيشه كن، تا قدرت تو تداوم يابد.
پس در نگاه امام علي(ع)، ظلمگرايي راز سستي و بيثباتي حكومتها است.