بانک مقالات علوم قران

 
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

نقدی بر کتاب «آسیب شناسی جریان های تفسیری»

نقدی بر کتاب «آسیب شناسی جریان های تفسیری»

سیدهدایت جلیلی


1. درآمد

سرانجام انتظار به سر آمد، وعده ها نقد شد و جلد نخست کتاب آسیب شناسی جریان های تفسیری روی پیشخوان تازه های نشر عرضه شد. جمعی از تفسیرپژوهان در قالبِ طرحی پژوهشی، عزم آسیب شناسی جریان های تفسیری کرده اند و هر یک از آنان، پژوهش و نگارش یکی از جریان های تفسیری را عهده دار شده اند که حاصل این پژوهش، از رهگذر این کتاب در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است. امیدواریم مجلد یا مجلدهای بعدی این مجموعه، به زودی منتشر شود. طرح جامع این پژوهش، چنان که از مقدمه کتاب برمی آید، برآمده از بررسی ها، مطالعات و رایزنی های چندباره گروهی از تفسیرپژوهان است که در میان آنان چهره های برجستهقرآن پژوهی دیده می شود.[1] این نام ها خواننده را برای روبه روشدن با مجموعه ای متین، جدی و ژرف، امیدوار می کند.
باری، مجلد نخست و نیز دیگر مجلد یا مجلدهایی که به یاری خداوند از پی خواهد آمد، از این حیث که مسبوق به طرح و تدبیر جمعیِ تفسیرپژوهان، نیز حاصلِ پژوهش و نگارشِ گروهی است، اهمیت بسزایی دارد. گرچه کار جمعی در دیار ما، به ویژه در میان قرآن پژوهان، هنوز گام های نخستین را تجربه می کند؛ با این حال، انتظار مخاطب از این پژوهش ها، به طور طبیعی، بیش از پژوهش ها و نگارش های فردی است.
نوشتار حاضر، ناظر به ساختار کلان، هدف و رویکرد این کوشش جمعی است و نکات و ملاحظاتی انتقادی را درباره این کتاب نوپدید دربردارد و تحلیل و نقد محتوایی و درونیِ این کتاب را به مجال و فرصتی دیگر می نهد؛ اما بیان نکات و ملاحظات انتقادی در ساختار کلانِ این اثر، مستلزمِ در میان نهادنِ داده هایِ مختصری درباره ساختارِ کتاب حاضر است.

2. هدف، ساختار رویکرد کتاب

برای شناخت بهتر این کتاب و درک نیکوی ساختار آن، پاسخ این پرسش که این طرح چه هدفی را دنبال می کند و طراحانِ چنین پژوهشی چه سودایی را در سر می پرورانند؟ اهمیت زیادی دارد. مقدمه کتاب حاضر تاحدودی این هدف را آشکار می کند:
«فرود و فرازها و ضعف و قوت ها و سکون و تلاطم های جریان پردامنه تفسیر قرآن در طول تاریخ، اینک برای ما قابل مشاهده و شایسته تأمل و مطالعه است و رسالت ما را در انتخاب راه درست تفسیر و نقد و پالایش خلل ها و آسیب های گذشته از یک سو و خطرها و نگرانی ها از سوی دیگر، خطیر و سنگین می سازد».[2]
از عبارت بالا به روشنی برمی آید هدف این طرح، نقد دیروز و امروزِ تفسیر و فراپیش نهادن راهی در تفسیر است که از آن با عنوان «راه درست تفسیر» یاد شده است. بانیان این طرح، گذشته را مایه عبرت و درس آموزی می دانند[3] و این پرسش را پیش می کشند که «چگونه می توان ایمن از آسیب ها و آفات گذشته، به حل معضلات و پاسخ پرسش های دینی قرآنی عصر اندیشید؟».[4]
دغدغه ها و اهداف دست اندرکاران این طرح پژوهشی را آن گاه نیکوتر درخواهیم یافت که از یک سو دقت کنیم که پژوهشگران این طرح بر «منطقِ واحد، مشترک و مورد وفاق برای تفسیر قرآن» تأکید می ورزند[5] و از دیگرسو، به فاصله گرفتن و دورافتادن جریان های تفسیری از امر هدایت گریِ قرآن، در صحنه واقعیت و عمل، حکم می دهند.[6]
از این مقدمات چنین برمی آید که هدف نهایی چنین طرحی فراپیش نهادنِ «منطقِ واحد» برای تفسیر و سنجیدن جریان های تفسیری با سنجه¬های این منطق ووت به التزام و گردن نهادن همگان بر تفسیری است که بر مدار این منطق راه می سپارد و به تبع آن، جریان های تفسیریِ ناهمسو را طرد می کند.
اکنون به بیانی که گذشت، می توان نیکوتر دریافت که چرا در مجلد نخست این کتاب، نخستین بخش به موضوع «منطق تفسیر قرآن» اختصاص داده شده است؟ نویسنده این بخش از کتاب بر این باور است که جریان تاریخ تفسیر قرآن، چندان در راستای رسالت هدایت بخشِ قرآن راه نسپرده و بدان وفادار نبوده است.[7] وی گرچه تنوع دیدگاه های تفسیری را امری اجتناب ناپذیر می داند؛ اما چنین باور دارد که «تعریف، تبیینِ دقیق مبانی، قواعد و روش تفسیر و معیار سنجه پذیری تفسیر، می تواند منشأ تحول اساسی در تفسیر شود».[8] از این رو می کوشد با طرح چهار محور بحث؛ یعنی مبانی تفسیر، قاعده مندی، روش مندی و معیارپذیری، منطقِ مشترکی را برای تفسیر به مثابه معیار تفسیر قرآن فراپیش نهد.[9] این بخش از کتاب به منزله «مقاله معیار»، محک و ملاک سنجش و نقد جریان های تفسیری قلمداد شده است.[10]
کتاب آسیب شناسی و جریان های تفسیری با عبور از این بخش، هر یک از جریان های تفسیری را به طور جداگانه و هر کدام را در یک بخش پی می گیرد. مجلد نخست کتاب، شش جریان تفسیری ـ روایت گروی، سلفی گری، باطنی، صوفی ـ عرفانی، قرآن گرایی افراطی و تفسیر علمی ـ را در شش بخش مجزا دربرمی گیرد. هر جریان تفسیری در دو فصل مطالعه شده است: فصل نخست به جریان شناسی اختصاص دارد و فصل دیگر، به آسیب شناسی؛ در آسیب شناسی هر جریان تفسیری نیز آسیب ها، در سه گونه متمایز بررسی شده اند: آسیب های مبنایی، آسیب های روش شناختی و آسیب های غایی؛ البته این تفکیک در همه جا رعایت نشده است.[11]

3. نقد ساختار، هدف و رویکرد کتاب

از این گزارش فشرده می توان به سنخ و ماهیت چنین پژوهشی پی بُرد. به رغم آنچه که عناوین اصلی و فرعی کتاب نشان می دهد، در این اثر با رویکردی نو و هدفی متمایز از پژوهش های معمول و متداول روبه رو نیستیم؛ گرچه ممکن است محتوایِ پژوهش نسبت به آثار پیشین، استواری و غنایِ بیشتری داشته باشد.
بن مایه اصلیِ کتاب، نقدِ جریان های تفسیری و نمایندگان آنهاست؛ آن هم از نوعِ نقدهای متعارف که در آن، ناقد از یک پایگاه درون مذهبیِ خاص و از موضع یک جریان و گونه تفسیری خاص، به نقد، قدح و تعیین حق و باطلِ دیگر جریان های تفسیری می پردازد. به تعبیر دیگر، نگاه پژوهشگران در این مجموعه، همچون اغلب پژوهش های پیشین، از نگاه درجه اول[12] به نگاه درجه دوم[13] راه نمی برد.
این مجموعه با قراردادنِ بحثِ «منطق تفسیر قرآن» به منزله «مقاله معیار» در آغاز کتاب در عمل تنوع و چندگونگی تفسیر را باور ندارد و با فراپیش نهادن منطقِ مشترک و واحدی برای تفسیر، آهنگ و سودای «تفسیر واحد» را در سر می پرورد و در ورای جریان شناسیِ تفسیر، حقانیت تفسیری خاص را که بر مبانی، قواعد و روشِ از پیش پذیرفته ای استوار است، می جوید. چنین عزمی ـ فارغ از درستی یا نادرستیِ آن ـ با روش شناسیِ پژوهش درجه دوم، سازگار نیست.
سخن انتقادیِ سربسته خود را در نکاتی چند می گشایم:
1ـ3. عنوانِ کتاب آسیب شناسی جریان های تفسیری است؛ اما محتوای آن دربردارنده دو چیز است: 1. جریان شناسی تفسیر 2. آسیب شناسی جریان های تفسیری. از این رو، عنوانِ کتاب، اخصّ از محتوای آن است. باتوجه به این که فصل های جریان شناسی حدود نیمی از حجم کتاب را دربرمی گیرد، نادیده انگاشتنِ آن در عنوانِ کتاب خالی از اشکال نیست.
2ـ3. شایسته بود در مقدمه کتاب، کلیات این پروژه پژوهشی، برای خواننده کتاب مشخص می شد. اینکه جریان کلانِ تفسیر قرآن، به چند جریانِ اصلی تقسیم شده است؟ ملاک این تقسیم بندی چیست؟ با چه مبنایی این جریان ها از یکدیگر جدا شده است؟ نسبت این جریان ها با یکدیگر چیست؟ آیا این جریان ها قسیم یکدیگرند یا احیاناً نسبت اصل و فرع میان آنان برقرار است؟ این شش عنوانِ روایت گروی، سلفی گری، باطنی، صوفی عرفانی، قرآن گرایی افراطی و تفسیر علمی چه تناسبی با هم دارند و چطور می توانند در عرضِ یکدیگر قرار بگیرند؟
3ـ3. از یک طرح پژوهشیِ کلان که جریان شناسی تفسیر و آسیب شناسی آن را عهده دار است و چنان که در مقدمه کتاب آمده است، متولیان این طرح، کلانِ طرح نامه و شاخه های آن را مکرر، مطالعه، مناقشه و رایزنی کرده اند، انتظار می رفت که در گام نخست و در مقدمه کتاب، مراد خود را از دو اصطلاح محوری این پژوهش؛ یعنی «جریان شناسی» و «آسیب شناسی» بیان کنند، که لازمه آن روشن شدنِ معنای موردنظر آنها از «جریان تفسیری» و «آسیب» نیز خواهد بود.
در نظر سیاست گذارانِ راهبردی این پژوهش، به چه چیز «جریان تفسیری» گفته می شود؟ این تعبیر، با تعبیرات مشابهی چون «گونه تفسیری»، «روش تفسیری»، «مکتب تفسیری»، «رویکردهای تفسیری» و ... در کدام نقطه تمایز می یابد؟ چه زمانی به یک مجموعه تفاسیر، می توان عنوانِ «جریان تفسیری» را اطلاق کرد؟ همچنین تعابیر و اصطلاحاتِ «آسیب های مبنایی»، «آسیب های روشی» و «آسیب های غایی» تعریف روشن و منقّحی ندارند و هرکدام از نویسندگانِ بخش ها، به فراخور درک و تلقیِ خود، معنایی را از آن به دست داده اند که دست کم در مقام مقایسه، یکسان به نظر نمی آیند.[14] بایسته و شایسته بود که دست اندرکاران این پژوهش در آغاز کتاب، مراد خود را از مفاهیم و اصطلاحات کلیدیِ عرضه می کردند تا میان نویسندگان و خوانندگان، زمینه مفاهمه نخستین برقرار شود.
4. به نظر می رسد مشکل تنها به دست ندادن تعریف و معنایِ این اصطلاحات نیست. درک واحدی از این اصطلاحات نیز در سرتاسر پژوهش حاکم نیست؛ برای نمونه به ابهام و آشوب معنایی ای که درباره اصطلاح «آسیب شناسی» در این کتاب دیده می شود، اشاره می کنم.
1ـ4. در این کتاب، سه واژه آسیب شناسی، آسیب پذیری، آسیب زایی (آفت آفرینی) درباره جریان های تفسیری به کار رفته است[15] که هرکدام معنایی متفاوت از دیگری دارند، حال آنکه این مفاهیم به درستی و دقت در این کتاب از یکدیگر بازشناخته نمی شوند و روشن نیست که در این کتاب از آسیب هایی که جریان های تفسیری دچار آن شده اند، سخن می رود یا از آسیب هایی که این جریان های تفسیری به دیگر حوزه ها و عرصه ها وارد آورده اند؛ چه، این دو تفاوت اساسی با یکدیگر دارند و تنها درباره مورد نخست، می توان اصطلاح «آسیب شناسی جریان های تفسیری» را به کار بُرد و مورد دوم «آسیب زایی جریان های تفسیری» خواهد بود. این ابهام و چندگانگی موجب شده در سرتاسر کتاب، هم آسیب هایی که جریان های تفسیری و هم آسیب هایی را که جریان های تفسیری به وجود آورده اند، ذیل عنوان واحدِ آسیب شناسی جریان های تفسیری گنجانده شوند.
2ـ4. تقریباً همه مواردی که در این کتاب با عنوانِ «آسیب های غایی» برای جریان های تفسیری شمرده و بحث شده است، از آنجا که به آثار و پیامدهای جریان های تفسیری در ساحت های غیرِتفسیری اشاره دارد ـ فارغ از درستی یا نادرستیِ ادعاها از اساس، از دایره آسیب شناسیِ جریان های تفسیری بیرون است؛ برای نمونه «خلأآفرینی و بسترسازی برای رأی گروهی»، یکی از آسیب های غایی جریان تفسیری روایت گرا قلمداد شده است.[16] نیز، «جبرگرایی»، «تسامح عقیدتی و عملی» و «پیامدهای سوءاجتماعی» آسیب های غایی جریان تفسیری صوفی ـ عرفانی یاد شده اند.[17]
به علاوه، مرور بر مواردی که نویسندگان، آنها را آسیب های یک جریان تفسیری تلقی کرده اند، حکایت از آن دارد که نویسندگان محترم، آسیب را با اشکال، ایراد، نقد، کاستی و مواردی از این دست یکسان انگاشته اند؛ به گونه ای بیشتر مواردی که نویسندگان محترم، ذیل آسیب شناسی آورده اند، همان مواردی هستند که در نوشته ها و آثار دیگران و پیشینیان اشکال، ایراد، نقد و ... بر جریان های تفسیری تلقی شده اند.[18] این یکسان انگاری تا آنجاست که اگر به جای اصطلاحِ آسیب شناسی، آسیب های مبنایی، آسیب های روشی و آسیب های غایی، از عنوانِ «اشکالات و نقدهای ناظر به مبانی، روش و نتایج جریان هایِ تفسیری» استفاده کنیم، نه تنها لطمه ای به بحث وارد نمی کند، بلکه ابهامات و اشکالات ناشی از کاربستِ اصطلاحِ آسیب شناسی را که معنا و مبنایی دیگر دارد، برطرف می کند.
توضیح اینکه آسیب شناسی ای که در این کتاب، به درستی برابرِ Pathology نهاده شده است،[19] در اصل به معنای مطالعه آسیب ها (آسیب = Patho و مطالعه = Logos) است و شامل بررسی علت زمینه ای بیماری ها (سبب شناسی) و نیز اتفاقاتی است که منجر به ایجاد علائم و نشانه های بیماری می شود؛ از این رو، آسیب شناسی پژوهش ها و مطالعاتی برای شناخت آسیب ها، علل بروز آن ها به علاوه نظریاتی برای حل آنهاست.[20]
با این بیان، آسیب شناسی ناظر به کارکردهاست و جایی معنا‌پیدا می کند که با اختلال در کارکرد روبه رو باشیم؛ چه اختلال از نوع بد کارکردن[21] باشد و چه از نوع کارنکردن.[22] این دو، وقتی معنا می یابند که ما تصویری از کارکردِ درست (درست کارکردن) داشته باشیم و از رهگذر آن بتوانیم کارنکردن و یا بد کارکردن یک عضو یا بافت و ... را تشخیص دهیم. نکته اینجاست که آسیب شناس، کارکردِ نمونه آسیب دیده A را با نمونه سالم A می سنجد، نه با نمونه سالم B یا C و یا ... ؛ برای نمونه، آسیب شناس کلیه آسیب دیده را با کلیه سالم می سنجد نه با کبد سالم. اما آنچه ما در آسیب شناسی جریان های تفسیری شاهدیم، به میان آوردن اشکالات و ایرادهایی به یک جریان تفسیریِ خاص، از حیث خاص بودن جریان تفسیری است؛ به عبارت دیگر، اگر این ایرادها و اشکالات وارد باشد، بر همه مصادیقِ آن جریان تفسیری وارد است نه فقط پاره ای از مصادیق و نمونه هایی از آن. در این کتاب، بیشتر آنچه که آسیب جریان های تفسیری تلقی شده است، ناظر به محدودیت ها، ناکارآمدی هایِ ذاتی، فراگیر و همه گیر هر یک از جریان هایِ تفسیری است؛ به گونه ای که بسیاری از این اشکالات توأمان و یکسان متوجه نمونه های کامل و ناقص تفاسیر یک جریان تفسیری است و اگر این تعبیر درست باشد این اشکالات متوجه ذات آن تفاسیر است. این مسئله با آنجا که پژوهشگر برای یک جریان تفسیری، مؤلفه ها و مشخصه هایی قائل شود که بدان جریان، تشخص و تعین می بخشند و آن گاه، این مشخصه ها و مؤلفه ها را مفروض بگیرد و سپس به سراغ نمونه ها و مصادیقِ تفسیریِ آن جریان تفسیری برود و نمونه ها را با ملاک و محک آن ها بسنجد تفاوت بسیار دارد. آسیب شناسی یک جریان تفسیری بدین معناست که تفسیرپژوه اصل آن جریان تفسیری را مفروض گرفته باشد و نمونه عالی و کاملی برای آن در نظر بگیرد، آن گاه نمونه های دیگرِ متعلق به این جریان تفسیری را با آن بسنجد و آفت ها و آسیب های آن را بررسی، تحلیل و تبیین کند، نه اینکه نمونه ها و مصادیق یک جریان تفسیری را با الگوی مطلوب و ایده آل خود بسنجد. آسیب شناسی یک جریان تفسیری، نقد مصادیق آن جریان با الگوی تفسیری متعلق به خود آن جریان تفسیری است؛ از این رو، آسیب شناسی، نقد درونی و از درون است و نه نقد بیرونی و از بیرون. این در حالی است که تقریباً همه مواردی که در این کتاب با عنوان «آسیب های مبنایی» آورده شده است، مشخصه ها و مؤلفه هایی است که یک جریان تفسیری را تمایز بخشیده است و بحث نویسندگان در این مواضع، از نوع ایرادها و نقدهایی است که ـ درست یا نادرست ـ متوجه این مشخصه ها و مؤلفه هاست؛ برای مثال، در بحث آسیب شناسیِ جریان قرآن گرایی افراطی، «نفی نقش سنت و حدیث» به مثابه یکی از آسیب های مبنایی این جریان آمده است.[23] همچنین «نادیده انگاری نقش عقل برهانی» به عنوان آسیب مبنایی دیگرِ این جریان قلمداد شده است.[24] روشن است که این دو آسیب، از مؤلفه های این جریان تفسیری اند و اگر در این جریان تفسیری، سنت، حدیث و عقل برهانی، آن چنان که آسیب شناس محترم می خواهد، به ایفای نقش بپردازند، دیگر از جریان قرآن گرایی افراطی اثری باقی نخواهد ماند؛ به گونه ای که اطلاق عنوانِ جریان قرآن گرایی افراطی نیز بی وجه نخواهد بود.
در آسیب شناسی تفسیر باطنی نیز، «انکار ظاهر قرآن و نفی احکام شرعی»، «ناضابطه مندی تأویل»، «بنانشدن تأویلات باطنی بر دلایل نقلی معتبر»، «بهره گیری از اندیشه های فلسفی و غیراسلامی» و ... آسیب های تفسیر باطنی، قلمداد شده است.[25]
حال این پرسش مطرح می شود که مگر باطنی بودن تفاسیر باطنی به واسطه همین موارد نیست؟ اگر این مشخصه ها از ساحت تفسیر باطنی رفع شود، جز این خواهد بود که دیگر تفسیر باطنی ای نخواهد بود؟ شگفت این است که نویسندگان محترم مشخصه ها و مؤلفه های یک جریان تفسیری را، آسیب های آن طرح تلقی می کنند!! نویسنده ای دیگر «مدلّل سازی و حجیت بخشی به تفسیر صحابه و تابعین» را آسیبی برای جریان تفسیری سلفی گری آورده است.[26] «ترجیح تفویض بر تأویل و نقل بر عقل» نیز به مثابه آسیب تفسیری سلفی محسوب شده است.[27] آیا اینها، مشخصه ها و مؤلفه هایی نیستند که تفسیر سلفی را سلفی می کنند؟ اگر این گونه موارد از تفسیر سلفی رخت بربندد، حاصل کارِ، آیا تفسیر سلفی خواهد بود؟ آیا جز این است که این نوع آسیب شناسیِ جریان های تفسیری، فرجامی جز نفیِ جریان هایِ تفسیری ندارد؟
امّا آسیب های روشی. بخشی از آنچه در ذیل آسیب های روشی آمده است، مشخصه ها و مؤلفه های روشیِ جریان های تفسیری است و در نتیجه، تعین بخش جریان تفسیری است؛ همچون «تکیه بر کشف و شهود غیرمعصومانه در تفسیر»[28] در بحث آسیب شناسی جریان تفسیری روایت گروی؛ اما پاره ای دیگر را می توان در شمار آسیب های روشی محسوب کرد. طبیعی است هر جریان تفسیری از حیث روش از جهت هایی آسیب پذیر باشد. پاک کردن این آسیب ها و عوارض از دامن جریان های تفسیری، ماهیت و هویت این جریان ها را دگرگون نمی کند؛ آسیب هایی همچون «عدم توجه به اسناد حدیث»[29] در جریان تفسیری روایت گروانه، «عدم توجه به سیاق آیات»[30]، «عدم توجه به استعمال واژه در قرآن»[31] و «برخورد گزینشی با علم (یا قرآن)»[32] و نیز هر آنچه که در ذیل عنوان «آسیب های محتوایی»[33] در بحث جریان تفسیر علمی آمده است.
5. اگر فرض بگیریم که هر یک از جریان هایی که در این کتاب به طور جداگانه پژوهش شده اند، باید قاعدتاً قلمروی متمایزی از دیگری داشته باشند، در این صورت، گاهی ملاحظه می کنیم که چنین نیست؛ برای نمونه، درخصوص جریان تفسیری روایت گروی و جریان تفسیری سلفی گرا، چنان که از محتوای هر دو بخش برمی آید، تقسیم روشنی میان آنها صورت نگرفته است؛ به گونه ای که جریان روایت گرا، جریان سلفی گرا را نیز دربرمی گیرد. این سؤال نیز پرسیدنی است که آیا جریان تفسیری باطنی با جریان صوفی ـ عرفانی دو جریان متمایزاند یا هر دو، شعبه یا شاخه ای از یک جریان عام تر هستند؟ پرسش هایی از این دست، حکایت از آن دارد که این کلان طرحِ پژوهشی، به رغم پشتوانه مطالعاتی و مشورتی ای که داشته، با ابهامات و اشکالات اولیه دست به گریبان است. در این کتاب، حتی به این پرسش که، این پژوهش چه جریان های تفسیری را دربردارد و در چند مجلد منتشر خواهد شد؟ پاسخ داده نشده است.

نتیجه

1. از میان آسیب های مبنایی، روشی و غایی، تنها پاره ای از مواردی را که در آسیب های روشی آمده است، می توان آسیب دانست.
2. در آسیب شناسی جریان های تفسیری، از روی قاعده مطالعه آسیب هایی که جریان های تفسیری بدان دچار شده اند، معنا دارد و تفاسیر از حیث آنکه در معرض این عوارض قرار دارند، بررسی می شوند و بحث از نتایج و پیامدهای مثبت و منفی این تفاسیر از ساحت های غیرتفسیر، اعم از معرفتی و عینی، اگرچه تاحدودی درخور و مفید است؛ اما از حوزه بحث آسیب شناسی جریان های تفسیری بیرون است.
آسیب شناسی، ناظر به مطالعه پذیر بودن موضوع است، نه فاعلیت آن. اگر بانیان این پژوهش، به جای آسیب های غایی، از تفسیر «نقد جریان های تفسیری از حیث نتایج و پیامدها» استفاده می کردند، مجالی برای اشکالاتی از این دست که آوردیم، باقی نمی ماند. همچنین، «گرایش ها و علایق سلفی وهابی»، «گرایش های انسان مدارانه در احکام»، «گرایش های تساهل گرایانه» و «گرایش های تجربه گرایانه در مفاهیم متعالی»، به منزله آسیب های غایی جریان قرآن گرایانه افراطی بیان شده است[34] و سرانجام، «غیب زدایی»، «تقدس زدایی از اعمال عبادی»، «دورشدن از هدف تربیتی قرآن» و ... در شمار آسیب های غاییِ تفسیر علمی آمده است. می توان به روشنی ادعا کرد که هیچ کدام از موارد پیش گفته را آسیب و عارضه ای که تفاسیر به آن دچار شده باشد؛ نیستند؛ از این رو، مواردی اینچنین را نمی توان آسیب تلقی و از آنها در ذیل آسیب شناسی جریان های تفسیری بحث کرد. از اساس جعل اصطلاحِ «آسیب های غایی» برای «پیامدها و نتایج سو»[35] چندان موجه نیست.
کتاب آسیب شناسی جریان تفسیری را می توان اثری در شناخت و نقد جریان های تفسیر دانست و آن را، همچنان که در مقدمه این کتاب آمده است،[36] در ردیف کتاب هایی چون التفسیر والمفسرون، مبانی و روش های تفسیری، التفسیر والمفسرون فی ثوبه القشیب، مکاتب تفسیری، مذاهب التفسیر الاسلامی و اتجاهات التفسیر فی القرن الرابع عشر و ... به شمار آورد. اما ادعای متولیان مبنی بر تمایز و امتیاز این اثر با آثار مشابهِ پیشین نیازمند بررسی و نقد محتوایی این کتاب است. شاید بتوان گفت این کتاب که حاصل کار گروهی است، از حیث نوع دغدغه ها، اهداف و نیز رویکرد پژوهشی، مشابه و تکرارِ کتاب روش شناسی تفسیر قرآن نوشته محقق ارجمند جناب آقای اکبر بابایی است. همچنین کتاب مکاتب تفسیری، در مجموع همان عزمی را در سر می پروراند که کتاب مورد بحث ما. کتاب حاضر از باب اینکه منطقی برای تفسیر و نقد جریان های تفسیری به دست می دهد، در شمار آثاری چون منهج النقد فی التفسیر احسان الامین قرار دارد. در هرحال، به نظر می رسد اگر عنوان «آسیب شناسی» از صورت و محتوای این کتاب برداشته شود، بسیاری از ابهامات و اشکالاتی که اکنون کتاب دارد و بنیان و کلانِ این پژوهش را زیر سؤال برده است، برطرف می شود.
آسیب شناسی (Pathology) مطالعه ای تجربی است نه نظری و ناظر به نمونه ها و مصادیق است. آسیب شناسی جریان های تفسیری نیز باید مطالعه ای پسینی[37] باشد نه پیشینی[38] و ناظر به نمونه ها و مصادیق باشد؛ به دیگر عبارت،باید فرآورده پژوهی کند نه فرایندپژوهی. آسیب شناسی جریان های تفسیری، مختصات یک گونه و جریان تفسیری را آن گونه که هست می پذیرد و نمونه های آسیب مند را با نمونه های سالم مقایسه می کند، نه با یک گونه یا جریان تفسیری دیگر. آسیب شناسی جریان های تفسیری نمی تواند از محدودیت ها و ناکارآمدی های ذاتی، فراگیر و همه گیرِ یک جریان تفسیری سخن گوید.
هر جریان تفسیری منطق تفسیری خاص خود را داراست؛ از این رو، آسیب شناس جریان های تفسیری باید ابتدا این منطق را کشف کند و آن گاه، آن را چون مبنا و الگوی تشخیص مواضع آسیب مند در مصادیق تفسیر جریان مربوطه به کار بندد. بر این اساس، نمی توان یک منطق تفسیری واحد را برای همه جریان های تفسیر اعمال کرد.
در فرجام باید گفت: اساساً هدف گذاری این طرح پژوهشی با جنس مطالعه آسیب شناختی سازگار نیست. مطالعه آسیب شناسانه یک جریان تفسیری، مختصات ذاتی و مؤلفه های آن جریان را مفروض می گیرد بی آنکه لزوماً آن را قبول داشته باشد. حال آنکه، هدف این پژوهشِ جامع، گردن نهادن و خضوع همه جریان های تفسیری به منطقِ تفسیری واحد است. کاری که در صورت تحقق آن، دیگر وجودِ خودِ جریان های تفسیری منتفی خواهد بود و این مرزبندیِ میان جریان هایِ تفسیری به کلی از بین خواهد رفت.

پی نوشت ها:

[1]. محمد اسعدی و همکاران؛ آسیب شناسی جریان های تفسیری؛ زیرنظر محمدباقر سعید روشن؛ جلد 1، چ 1، قم: انتشارات حوزه و دانشگاه، 1389، ص 3ـ4.
[2]. همان، ص 1.
[3]. همان، ص 1.
[4]. همان، ص 1.
[5]. همان، ص 2.
[6]. همان، ص 2.
[7]. همان، ص 7.
[8]. همان، ص 7.
[9]. همان، صص 7ـ8.
[10]. ر.ک به: همان، پشت جلد کتاب.
[11]. برای نمونه: آسیب شناسی تفسیر باطنی و آسیب شناسی تفسیر سلفی این طبقه بندی را ندارد. ر.ک به: همان، ص 276ـ289 و صص 205ـ230. همچنین آسیب شناسیِ تفسیر علمی، افزون بر سه دسته آسیب شناسیِ پیش گفته، دسته چهارمی را با عنوان «آسیب های محتوایی» دربردارد. ر.ک به: همان، ص 476ـ486).
[12] . first order.
[13] . Second order.
[14]. برای نمونه، تلقی ها و تعریف نویسندگانِ بخش ها از آسیب های مبنایی را در ادامه می آوریم:
«بررسی انتقادی مبانی خاص این جریان که از دیدگاه ما با ضعف و خلل همراه است و زمینه ساز روش تفسیر ناکارامد و پیامدهای ناگواری در حوزه تفسیر شده است» (همان، ص 143). «آسیب های مبنایی به ضعف ها و کاستی هایی که به پیش فرض ها، اصول موضوعه و باورهای اعتقادی یا علمیِ مؤثر در تفسیر ناظر است (همام، ص 328). «به آسیب هایی اطلاق می شود که برخاسته از اشتباه در مبنای تفسیری مؤلف است (همان، ص 466). گفتنی است از میان شش نویسنده که به آسیب شناسیِ شش جریان تفسیری پرداخته اند، تنها چهار تن به تفکیک و طبقه بندی آسیب ها همت گمارده اند».
[15]. برای نمونه ر.ک به: همان، صص 2 و 3.
[16]. همان، ص 182.
[17]. همان، ص 346ـ357.
[18]. برای نمونه میان مباحث کتاب مکاتب تفسیری، با مباحث کتاب حاضر مقایسه شود.
[19]. ر.ک به: همان، پشت جلد.
[20]. برای نمونه ر.ک به: رابینز، آسیب شناسی پایه (عمومی)، مترجم: دکتر مسلم بهادری، تهران: نشر ارجمند، 1387.
Misfunction..[21]
[22] . dysfunction.
[23]. محمداسعدی و همکاران؛ آسیب شناسی جریان های تفسیری؛ ص 383ـ389.
[24]. همان، ص 399.
[25]. همان ، ص 276ـ289.
[26]. همان ، صص 205ـ208.
[27]. همان ، ص .
[28]. همان ، ص 340.
[29]. همان ، ص 169.
[30]. همان ، ص 472.
[31]. همان ، ص 473.
[32]. همان ، ص 476.
[33]. همان ، صص 476ـ486.
[34]. همان، ص 412ـ417.
[35]. همان، صص 178، 346، 412 و ص 466.
[36]. همان، ص 2.
[37] . A Postriori.
[38] . A Pirori.
جمعه 31 شهریور 1391  12:30 AM
تشکرات از این پست
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

بررسی اعجاز عددی قرآن کریم از نظر عبدالرزاق نوفل

بررسی اعجاز عددی قرآن کریم از نظر عبدالرزاق نوفل

محمدمهدی کریمی نیا*
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی


چکيده

در دهه های اخیر یکی از وجوه اعجاز قرآن کریم ـ معجزه همیشه جاوید ـ را اعجاز عددی برشمرده اند. عبدالرزاق نوفل يكي از شخصیت هایی است که پس از دکتر خلیفه (مصری) در کتب و مقالات متعدد خویش، مدعی وجود معجزه عددی قرآن، به عنوان یکی از وجوه اعجاز علمی قرآن است. در این نوشتار چیستی و ابعاد اعجاز عددی قرآن کریم مورد بررسی قرار گرفته است. به نظر می رسد که اعجاز عددي قرآن در موارد ادعا شده، نياز به بررسي بيشتر دارد، زیرا ادعاهای یاد شده، در برخي موارد صحيح به نظر نمي رسد، از اين رو مي توان گفت: اعجاز عددي قرآن فقط در برخي از موارد ادعا شده پذيرفتني است.

واژه هاي اصلي:

قرآن، معجزه، اعجاز علمي، اعجاز عددي.

مقدمه

قرآن کریم، معجزه همیشه جاوید پیامبر(ص)، دارای ابعاد و جوانب مختلف است که یکی از این جنبه ها، «اعجاز علمی قرآن کریم» است و یکی از جنبه های اعجاز علمی، «اعجاز عددی قرآن کریم» است. منظور از اعجاز عددی قرآن کریم، شماره ها و اعدادی است که به طور مستقیم یا غیر مستقیم در این کتاب آسمانی آمده که نشان دهنده نوعی نظم و چینش منطقی و شگفت انگیز است. به عبارت دیگر، اعجاز عددی عبارت از نظم در تعداد کلمات و حروفی است که برای مفهومی مشخص بیان شده است.
اعجاز عددی قرآن در عصر ما از اهمیت بسیار زیادی برخور دار می باشد، زیرا در عصر علم محوری جهان كنونی، اگر اعجاز عددی قرآن برای جهانیان با معیار های علمی بیان گردد، از این طریق، بسیاری از حقایق نهفته در قرآن برای اندیشمندان جهان كه در صدد یافتن حقایق جهان هستی می باشند، ثابت می گردد و به واسطه آن، حقانیت قرآن و اسلام برای جهانیان آشكار می شود.
البته اين به معنای تأیید صد در صد این نوع از اعجاز قرآن نیست و به نظر می رسد این وجه اعجاز هنوز نیاز به مطالعه بیشتری دارد.
برخی از نویسندگان از جمله « عبدالرزاق نوفل» از نویسندگان مصری در این زمینه فعالیت علمی قابل توجهی انجام داده است که در این مقاله، پس از بیان شرح حال وی، درباره دیدگاهش سخن به میان خواهد آمد.

شخصیت شناسی علمی عبدالرزاق نوفل

عبدالرزاق نوفل علی رغم آن که در بحث اعجاز عددی شخصیت شناخته شده ای است، اما دقیقاً تاریخ تولد، محل تحصیل و گرایش های فکری، اجتماعی و سیاسی وی روشن نیست. اولین کتاب وی به نام: «الدعوه الی الاسلام» است که در باره امر به معروف و نهی از منکر است و در سال 1970 میلادی و در حجم 62 صفحه در مصر چاپ شد. وی دومین شخصیت پس از دکتر خلیفه است که بیش از اندازه بر اعجاز عددی متمرکز شده است. از نظر وی اعجاز قرآن کریم دارای ابعادی است که یکی از آن ابعاد، «بعد اعجاز عددی قرآن کریم» است که با آن می توان وحیانی بودن این کتاب آسمانی را بر همگان ثابت کرد. نوفل علاوه بر تألیف کتاب های متعدد در باره اعجاز علمی و عددی قرآن کریم، مقالات متعددی نیز در باره اعجاز علمی قرآن کریم در مجلات به چاپ رسانده است. آثاری که از عبدالرزاق نوفل منتشر شده است عبارت است از:

الف. کتاب ها

1. الاعجاز العددی للقرآن الکریم؛ 2. الاسلام دین و دنیا؛ 3. عالم جن و ملائکه؛ 4. القرآن وعلم الحدیث؛ 5. المسلمون و علم الحدیث؛ 6. کیف و لماذا؛ 7. الدعوه الی الاسلام؛ 8. معجزه الارقام و الترقیم فی القرآن الکریم؛ 9. الله و العلم الحدیث؛ 10. الاسلام والعلم الحدیث؛ 11. بین الدین والعلم؛ 12. اسرار و عجب.

ب. مقالات

عبدالرزاق نوفل علاوه بر کتب، دارای مقالات کوتاه در بحث اعجاز علمی قرآن کریم است. این مقالات در مجلات مختلف از جمله مجله «منبر الاسلام» به چاپ رسیده که متأسفانه فاقد آدرس دقیق است، گرچه تمام این مقالات در پایگاه مقالات «نورمگز» (مرکز کامپیوتری علوم اسلامی نور) اخذ شده است، از جمله:
1. «الإسراء والمعراج فی ضوء العلم الحدیث»، پیرامون اثبات مسأله معراج پیامبر اسلام(ص) از نظر علمی؛ 2. «العلم یدعو الی الصوم»، پیرامون فواید روزه از نظر علم و طب جدید؛ 3. «حقائق سبق بها القرآن الکریم علم الفلک»، راجع به کیهان شناسی از نظر قرآن کریم؛ 4. «من اهداف الحج»، نویسنده در این مقاله به فواید و اهداف سفر حج اشاره می کند؛ 5. «من آیات الفضا»، در این مقاله به آیاتی که به مسأله فضا و آسمان می شود اشاره می شود؛ 6. «دراسات العلمیه فی القرآن الکریم»، به بررسی علمی در قرآن اشاره شده است؛ 7. «وسائل الدراسه العلمیه فی القرآن الکریم»؛ 8. «من المشاهدات العلمیه فی القرآن»؛ 9. «الغزالی وعلم النفس الحدیث».
با توجه به عناوین مطرح شده، معلوم می شود که تمام مقالات نوفل در باره اعجاز علمی قرآن کریم است و هیچ مقاله ای از ایشان درباره اعجاز عددی قرآن کریم وجود ندارد. گویا ایشان پس از تحقیقات درباره اعجاز علمی به بحث اعجاز عددی قرآن رهنمون شده است و این مطلب از مقدمه کتاب «الاعجاز العددی للقرآن» که توسط ایشان نگارش یافته نیز به دست می آید (رک: نوفل، عبد الرزاق، الاعجاز العددی للقرآن الکریم/ 4).

ج. کتب ترجمه شده از عبدالرزاق نوفل به فارسی

1. معجزه اعداد در قرآن کریم، ترجمه اول از کتاب «الاعجاز العددی للقرآن الکریم»، مترجم: سعید همایون، 1383ش؛
2. معجزه عددی قرآن کریم، ترجمه دوم از کتاب «الاعجاز العددی للقرآن الکریم»، مترجم: مصطفی حسینی طباطبایی؛
3. جهان پریان و فرشتگان، ترجمه کتاب «عالم جن و ملائکه»، مترجم: محمد جواد خدا کرمی؛
4. سه فریضه (نماز، روزه و حج)، ترجمه کتاب «کیف ولماذا؟»، مترجم: محمود ابراهیمی؛
5. اسلام و علم جدید، ترجمه اول از کتاب «الاسلام والعلم الحدیث»، مترجم: احمد مام آقایی؛
6. اسلام و علم جدید، ترجمه دوم از کتاب «الاسلام والعلم الحدیث»، مترجم: حسین وجدانی ، تهران: پدیده، 1348ش؛
7. قرآن خورشید دانش ها، مترجم: سید ابراهیم مکری؛ تهران: احسان، 1383ش؛
8. روز قیامت، مترجم: سید ابراهیم مکری؛
9. خداشناسی، مترجم: احمد مام آقایی؛
10. قرآن بر فراز اعصار، مترجم: ابوالفضل بهرام پور و یحیی نوری. (متن عربی این کتاب توسط عبدالرزاق نوفل با همکاری «محمود شکیب» نگاشته شده است).

بررسی کتاب شناسی و آثار عبدالرزاق نوفل

عمده کتب و مقالات عبدالرزاق نوفل درباره معجزه علمی قرآن کریم است که در این بخش به توضیح دیدگاه های وی با توجه به کتب تألیفی ایشان پرداخته می شود:

 

1ـ کتاب «الدعوه الی الاسلام»

همان طور که از نام این کتاب پیداست، در بیان راه های دعوت اسلامی است که در 62 صفحه نگاشته شده است. گویا این کتاب اولین کتاب تألیفی نوفل می باشد که در سال 1970 میلادی به زیور طبع آراسته گشته است.
این کتاب کم حجم، در چهار قسمت تدوین یافته است. قسمت اول تحت عنوان: «دین و انسان» است. نوفل معتقد است که انسان از آغاز خلقت و در تمدن های باستانی مانند قدیم، یونان باستان و سایر مناطق دنیا، معتقد به دین بوده است. ایشان در قسمت دوم کتاب که تحت عنوان «تتابع ادیان» یا پی در پی بودن ادیان است، می نویسد: کثرت انبیا بر اوج رحمت الهی به انسان، دلالت دارد. تعداد 124 هزار پیامبر برای بشر فرستاده شده است که ما تنها اسامی تعداد کمی از آنان را می دانیم و این پیامبران، یکی پس از دیگری به ارشاد و راهنمایی انسان ها پرداخته اند، تا در نهایت در سال 570 م وظیفه ارشاد ابنای بشر به پیامبر اسلام(ص) رسید (نوفل، الدعوه الاسلام/ 28ـ32). ایشان در قسمت سوم کتاب که دارای عنوان: «اسلام دین عام» است اظهار می دارد که: پیامبر(ص) از آغاز به عنوان محمد امین شناخته می شد، چرا که مانند دیگران، بت را پرستش نکرد، تا به پیامبری مبعوث شد و 6236 آیه بر وی نازل شد و رسالت و دین وی جهانی بود و یکی از دلایل آن، این است که می بینیم وجوه اعجاز قرآن کریم همه انسان ها ـ علی رغم تفاوت فرهنگی آن ها ـ را اقناع می کند و هیچ کس نمی تواند مانند آن را بیاورد (نوفل، عبدالرزاق، الدعوه الاسلام/ 40 به بعد). در قسمت چهارم تحت عنوان: «دعوت اسلامی» نوفل می گوید: اگرچه دعوت اسلامی در ابتدا شامل عشیره و اقوام پیامبر(ص) بود ولی رسالت آن حضرت علنی و جهانی گشت و آن پیامبر بزرگ اصحاب خویش را به بلاد و مناطق دور دست برای دعوت اسلامی فرستاد، زیرا برای پادشاهانی مانند: نجاشی، هرقل و کسری نامه نوشت و آیین خود را به آنان عرضه کرد (نوفل، عبدالرزاق، الدعوه الاسلام/ 53ـ 55) و این دعوت اسلامی بعد از پیامبر توسط خلفا ادامه پیدا کرد و به آسیا و آفریقا، چین، ژاپن، جزایر فیلیپین و روسیه نیز گسترش یافت. این توسعه و نفوذ روز افزون اسلام مرهون چیزی نبود جز این که دین اسلام، حق بود و خداوند آن را تأیید می کرد.
آن گاه عبدالرزاق نوفل نتیجه می گیرد که بر هر یک از ما مسلمانان واجب است که به اخلاق اسلامی آراسته شویم و ریشه های این دین را در خانواده، شاگردان و اطرافیان خود تعمیق بخشیم، همان طور که در جزایر فیلیپین اسلام به وسیله فردی وارسته، به نام «کریم مخدومی» گسترش یافت (نوفل، عبدالرزاق، الدعوه الاسلام/59) و از این رهگذر اکنون 3 میلیون نفر در فیلیپین مسلمان هستند.
نوفل بالاخره نتیجه می گیرد، همان طور که مسلمانان صدر اسلام توانستند از طریق بیان و قوت استدلال، اسلام را توسعه دهند در عصر حاضر هم این امکان وجود دارد و این امر برای هر مسلمانی واجب است (نوفل، عبدالرزاق، الدعوه الاسلام/ 60ـ62).

 

2ـ کتاب «کیف ... و لماذا؟»

این کتاب برخلاف بقیه آثار عبدالرزاق نوفل، به اعجاز علمی یا اعجاز عددی قرآن کریم مربوط نمی شود بلکه در باره چهار فریضه (نماز، روزه، زکات و حج) سخن گفته است. به طور کلی، این کتاب شامل یک مقدمه و شش فصل است.
نوفل در مقدمه کتاب، می نویسد: علی رغم آن که فطرت انسانی خداجو است، با این حال، زمینه های انحراف نیز در او وجود دارد، به ویژه که در عصر جدید راه های انحرافی بسیار گشته و یهود و مسیحیت در ترویج عقاید و افکار باطل خویش تلاش فراوانی دارند. در این هنگام لازم است هر مسلمانی تلاش مجدانه ای داشته باشد تا مباحث اصلی اسلام را برای متقاضیانش، تبیین منطقی نماید.
نویسنده در فصل اول، عقاید انحرافی و خرافی مسیحیت و یهود را به چالش می کشد و معتقد است که دین اسلام دین عقل سلیم بوده و با عقاید انحرافی مبارزه می کند (نوفل، عبدالرزاق، کیف... و لماذا/ 18ـ25). در فصل دوم می افزاید: اولین رکن از ارکان اسلام، ایمان به خدا است و کامل ترین عقیده در الاهیات اسلامی همان شهادت به یکتایی خداوند است و این که او فرد صمد است و شریکی ندارد (همان/ 39). در فصل سوم نیز بیان می دارد که: نماز یکی از ارکان پنج گانه اسلام است (همان/ 58)، آن گاه در باره سوره حمد و فرازهای آن توضیح می دهد و فواید مادی و معنوی آن را بیان می کند (همان/ 68ـ 71). در فصل چهارم به این نکته اشاره می کند که قرآن کریم در 32 آیه، به پرداخت زکات اشاره می کند (همان/ 72). آن گاه به فلسفه زکات و امتیاز این عمل عبادی اشاره می کند (همان/ 78ـ85). در فصل پنجم، به روزه به عنوان یکی دیگر از ارکان دین اشاره می کند و معتقد است: روزه از زمان حضرت آدم(ع) تاکنون به عنوان یک واجب به عهده بندگان خدا بوده است (همان/ 86) و بالاخره عبدالرزاق نوفل در فصل ششم، به فریضه حج اشاره کرده و با توجه به روایت زیر از پیامبر اسلام(ص) آن را یکی دیگر از ارکان اسلام می شمرد: «شهاده ان لا الله الا الله وان محمدا رسول الله واقام الصلاه وایتاء الزکاه وصوم رمضان وحج البیت» (نوفل، عبدالرزاق، کیف... و لماذا/ 97).

 

3ـ کتاب «روز قیامت»

ایشان در این کتاب مسأله عالم برزخ و روز قیامت را از جنبه قرآنی و علوم آزمایشگاهی، بیولوژی و فیزیولوژی به نحوی شایسته مورد بررسی قرار داده و با آوردن شواهد قرآنی و آزمایش های علمی و عملی و استنادات فلسفی و عقلانی و استدلال های عالمانه، مسائل مربوط به عالم برزخ و قیامت و تحقق وقوع آن روز را قطعی و حتمیت بخشیده و به اثبات رسانده است. برخی مباحث این کتاب از این قرار است: اسامی و صفات روز قیامت (ص/ 17ـ25)؛ از مرگ تا قیامت (ص 65ـ113)؛ وقوع قیامت و رستاخیز چه وقت است؟ مسأله بهشت و جهنم و... (ص/ 114به بعد).

 

4 ـ کتاب «الاسلام والعلم الحدیث» (اسلام و علم جدید)

مؤلف در این کتاب به احتیاج بشر به ادیان در طول تاریخ و عصر کنونی اشاره می کند و بشر امروز را نیازمند اسلام دانسته و اتهاماتی را که دشمنان اسلام به رسول اکرم(ص) بیان داشته اند، به کلی مردود و بی اساس جلوه داده و به پاسخگویی از آن پرداخته است. ایشان سپس بحث خود را در اثبات اعجاز قرآن کریم، به عنوان معجزه رسول امین(ص) ادامه داده و به برخی از مزایای اسلام که توسعه و پیشرفت علم در عصر جدید از اسرار آن پرده برگرفته، اشاره کرده و خاطرنشان ساخته است که اسلام دین دانش و کار؛ دین کرامت و آزادی؛ تربیت و اخلاق؛ عفت و پاکدامنی؛ مساوات و عدالت؛ برادری و سلم و صفاست.
اسلام از نظر وی، دینی اجتماعی است، اجتماعی که سرشار از مهر، محبت و تعاون و همکاری خواهد بود. او به فواید طبی نماز و روزه اشاره می کند و بیان می کند که زکات و حج، علاوه بر تزکیه نفس موجب سلامتی جامعه نیز می گردد.
این کتاب از نظر موضوع از یک سو کتابی است علمی، زیرا که مباحث آن غالباً تعبیر و تفسیری است که از لحاظ علمی بسیاری از امراض و طرق معالجه آن ها را نشان داده و از سوی دیگر، کتابی است دینی، به این معنا که فرایض و احکام اسلامی و هدف و منظور آن ها را به زبان علم تجربی تشریح می نماید.
سپس خاطر نشان می سازد که اسلام دین دنیا و آخرت است. به عبارت دیگر، اسلام شریعتی است که در برنامه همه جانبه خود، هم به امور دنیوی توجه نموده و هم قوانین و نظامات اخلاقی که به تزکیه نفس و تعالی روحی انسان را سوق می دهد، را مطمح نظر قرار داده است.
بدیهی است که مهم ترین انگیزه نوفل در نگارش این کتاب، توسعه علوم و فنون است. وی می گوید: مهم ترین عاملی که عصر حاضر را از دیگر دوره ها متمایز ساخته است، توسعه و پیشرفت علم و دانش است. امروز تحقیقات دانشمندان از میدان مباحثات علمی دوران گذشته پا را فراتر نهاده و آهنگ سفر به سیارات دیگر را نموده و دامنه آن را به کرات دیگر سماوی و به کشف رموز و اسرار حیات نیز گسترش داده است » (نوفل، عبدالرزاق، اسلام و علم جدید/ 24).
نوفل در این کتاب، اشاره ای دارد به نبوغ مسلمین در طی قرون آغازین اسلامی در علوم مختلف مثل: شیمی، طب، روان شناسی، گیاه شناسی، تاریخ، جغرافیا و... . (همان/ 45 به بعد). ایشان این شکوفایی را نتیجه پاسخ مثبت مسلمانان به دعوت اسلام و پیامبر اکرم(ص) در کسب علم و دانش و تلاش می داند (همان/ 31).

اعجاز عددي از دیدگاه عبدالرزاق نوفل

کتاب «الاعجاز العددي للقرآن الكريم»، مهم ترین کتاب نوفل در بحث معجزه عددی قرآن کریم است. از آن جایی که این مقاله با تأکید بر بحث اعجاز عددی قرآن کریم است، از این رو به بررسی بیشتر این موضوع می پردازد.

 

الف. انگیزه نوفل از تدوین کتاب الاعجاز العددی

وی در باره انگیزه تالیف این اثر می نویسد: یکی از نشانه های توفیقات خداوند در سال 1959م. هنگامی که در صدد نوشتن کتاب « الاسلام دین و دنیا» (اسلام آئین دنیا و آخرت) بودم، متوجه آیاتی در قرآن کریم شدم که در آن ها لفظ «دنیا» به اندازه لفظ «آخرت» تکرار گردیده بود. نیز در سال 1968م. در تحقیقاتم برای کتاب «عالم جن و ملائکه» (جهان فرشتگان و پریان) بار دیگر، مشاهده نمودم که کلمه «شیطان» به اندازه کلمه «ملائکه» تکرار گردیده است. البته من نمی دانستم که این هماهنگی و نظم در کل قرآن کریم است، زیرا در هر موضوعی که تحقیق می کردم، تعجبم افزوده می شد. تعجب در اعداد، ارقام و نظم در کلمات الهی؛ چه موضوعاتی که مثل یکدیگر بودند و یا موضوعاتی که در تضاد و تقابل با یکدیگر قرار داشتند و یا موضوعاتی که با یک دیگر مرتبط بودند، اعجاب آور بود (نوفل، عبد الرزاق، الاعجاز العددی للقرآن الکریم/4).

 

ب. معجزه بودن اعداد در قرآن

از نظر نوفل اعداد در قرآن معجزه بود. این اعجاز، فوق قدرت بشری است و بالاترین قدرت را می طلبد و از حیطه قدرت و عقل بشر بسی دور است (همان/4). نوفل مي گويد: «این چیزی که من بدان رسیده ام، نتایج تحقیق و تفحص در چند لغت است، اما در مورد سایر لغات که بالغ بر 51924 کلمه می رسد، چه باید گفت؟! در این موضوع باید تحقيق بیش تر و دقیق تری کرد (همان/ 4).

 

ج. عناوین مورد بررسی نوفل

عناوین و مدخل هایی که مورد بررسی نوفل قرار گرفته است متعدد و متنوع می باشد که در کل، فاقد دسته بندی و شیوه خاصی است، ولی واژه ها و اصطلاحات را عمدتاً به صورت دو تایی مورد مقایسه قرار داده است؛ مثل: « دنیا ـ آخرت»؛ «شیاطین ـ ملائکه» و «حیات ـ مرگ». در موارد نادر واژه ها به صورت سه تایی مورد مقایسه قرار گرفته است؛ مانند: « اصنام، خمر، خنزیر»؛ «علم، معرفت، ایمان) و حتی برخی واژه ها را به صورت چهار تایی مطالعه نموده است؛ مانند: «حرث، زراعت، فاکهه، عطا».

 

د. انواع تناسب بین اعداد از نظر نوفل

توجه به این نکته ضروری است که منظور نوفل از اعداد و ارقام در این گونه پژوهش ها، تنها اعداد و ارقامی نیست که قرآن کریم بدان اشاره کرده است؛ چه بسا، اساسا این گونه اعداد، مورد نظر پژوهش گران این شاخه از علوم قرآن (یعنی اعجاز عددی) نباشد، بلکه مراد تعداد کلمات همانند هم، مرتبط با هم و یا نقیض هم اند (همان/ 86). کلمات همانند هم مانند: «شجر ـ نبات». کلمات مرتبط با هم مانند: «صلات، نجات»؛ «طهر (پاکی)، خالص»؛ «دوزخ (جهنم)، عقوبت (کیفر)» و کلمات متضاد با هم مانند: «حیات، موت»؛ «سود، زیان (فساد)»؛ «صیف (تابستان)، حر (گرما)»، هریک 5 بار در قرآن تکرار شده است؛ « شتاء (زمستان)، برد (سرما)»، هر یک 5 بار تکرار شده است.
نکته دیگر در پژوهش نوفل این است که در شمارش کلمات، گاه عین یک کلمه مورد شمارش و مقایسه قرار می گیرد؛ مانند: «الدنیا» (115 مرتبه)؛ «الآخره» (115) و در مواردی کلمات مشابه و مشتقات هم، مورد شمارش قرار می گیرد؛ مانند: شیطان ها (88 مرتبه) و فرشتگان (88 مرتبه)؛ به دین صورت:

 

شیطان ها

1. الشیطان (شیطان) 68مرتبه
2. الشیاطین (شیطان ها) 17 مرتبه
3. شیطانا (شیطانی) 2 مرتبه
4. شیاطینهم (شیطان هایشان) 1مرتبه
ــــــــــــــــ
جمع: 88 مرتبه

 

فرشتگان

1. الملائکه (فرشتگان) 68 مرتبه
2. ملک (فرشته) 10مرتبه
3. ملائکته (فرشته های او) 5 مرتبه
4. ملکا (فرشته ای) 3 مرتبه
5. ملکین (دو فرشته) 2 مرتبه
ــــــــــــــــ
جمع: 88 مرتبه
( رک: همان، ص 8 ـ 9).
نوفل می گوید: واژه «کفر» با مشتقاتش 25 مرتبه به کار رفته است؛ به این صورت:
1. کفر 17 مرتبه
2. کفرا 8 مرتبه
ــــــــــــــ
جمع: 25 مرتبه
و واژه «ایمان» با مشتقاتش 25 مرتبه در قرآن کریم آمده است؛ به این صورت:
1. الایمان 17 مرتبه
2. ایمانا 7 مرتبه
3. ایمان 1 مرتبه
ــــــــــــــ
جمع: 25 مرتبه
آن گاه نوفل می گوید: با آن که کلمه (کفر و ایمان) به یک اندازه تکرار شده است، ولی از نظر مشتقات، با هم تفاوتی فاحش دارند. وی معتقد است که کلمه «ایمان» با مشتقاتش 811 مرتبه تکرار گردیده و کلمه «کفر» با مشتقاتش506 مرتبه تکرار گردیده و کلمات مترادف آن که «ضلال» است با مشتقاتش191 مرتبه تکرار گردیده که مجموع این دو (کفر و ضلال) 697 مرتبه می شود که اگر این عدد از 811 کسر گردد 114 باقی می ماند که این عدد، تعداد سوره های قرآن کریم است. نوفل نتیجه می گیرد که فرق بین «کفر» و «ایمان» تعداد سوره های قرآن است؛ یعنی « ایمان»، در عمل به قرآن است.
نوفل نوع دیگری از اعجاز عددی را این گونه بیان می کند: کلمه «الرحمن» که از نام های نیک خداوند است 57 مرتبه در قرآن تکرار گردیده؛ مانند: (الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى) (طه/ 5)؛ اما کلمه «الرحیم» 95 مرتبه تکرار شده؛ مانند: (إِنَّ اللّهَ كَانَ تَوَّاباً رَحِيماً) (نساء/ 16)؛ در صورتی که 1 مرتبه آن صفت برای پیغمبر گرامی اسلام(ص) است: (لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَاعَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ) (توبه/ 128). نتیجه از نظر نوفل این است که کلمه «رحیم» که برای خداوند متعال به کار رفته 114 مرتبه و دو برابر کلمه «رحمن» (57 مرتبه) است. عجیب این که عدد 114 به تعداد سوره های قرآن است (همان/ 109).
مثال دیگری از نظم عددی در قرآن کریم از نظر عبدالرزاق نوفل واژه «الفجار» (فاسقان) است که 3 مرتبه در قرآن تکرار شده؛ مانند: (وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ) (انفطار/14)؛ در حالی که واژه «ابرار» (نیکان) که متضاد «فجار» است 9 مرتبه تکرار گردیده است؛ مانند: (كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ) (مطففین /18) و این لفظ سه برابر واژه قبل است (همان/ 109).
مثال دیگر از نظر نوفل واژه «العسر» (سختی) است که با مشتقاتش 12 مرتبه تکرار گردیده و تمام لغات به معنای: تنگی، سختی و مشکل آمده است، اما واژه «الیسر» (راحتی و آسانی) که متضاد کلمه قبل است 41 مرتبه تکرار گردیده که 5 مرتبه آن، به معنای قدرت و استطاعت داشتن است که اگر از 41 کسر شود، عدد 36 باقی می ماند که سه برابر عدد کلمه « عسر» است.
نمونه دیگر، آن که در قرآن از هفت آسمان (سبعه سموات) نام برده شده است (بقره/ 29)؛ (اسراء/ 44)؛ (مؤمنون/ 86)؛ (فصلت/ 12)؛ (طلاق/ 12)؛ (ملک/ 3)؛ (نوح/ 15).
و نیز هنگامی که از آفرینش و خلقت آسمان و زمین در 6 روز سخن به میان می آید، کلمات آسمان و زمین را 7 مرتبه تکرار می کند؛ مانند آیات: (اعراف/ 54)؛ (یونس/ 3)؛ (هود/ 7)؛ (فرقان/ 59)؛ (سجده/ 4)؛ (ق/ 38)؛ (حدید/ 4).
آن گاه عبدالرزاق نوفل می گوید: کلمه « صف» و مشتقاتش برای هنگامی که مخلوقات در برابر خداوند متعال صف می کشند و حاضر می شوند نیز 7 مرتبه تکرار شده است: ( کهف/ 48)؛ (غاشیه/ 15)؛ (صافات/ 1)؛ (نبأ/ 38) ؛ (فجر/ 22) ـ دو بار کلمه صف در یک آیه ـ؛ (طور/ 20).
و در جای دیگر خداوند متعال به پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرماید: ما به تو «سبع المثانی» را عطا کردیم : (وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ) (حجر/ 87).
و نیز می فرماید: کسانی که به اندازه دانه ای از اموالشان را در راه خدا انفاق کنند، 7 خوشه برداشت می کنند؛ مانند: (مَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ) (بقره/261).
و نیز قرآن فرموده که برای دوزخ هفت در مهیا گردیده: (لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ) (حجر/44) و اولین سوره قرآن کریم «فاتحه الکتاب»، دارای هفت آیه است و کلمات شهادت به یگانگی خداوند و رسالت پیامبر(ص) هفت کلمه است: «لا اله الا الله محمد رسول الله».

 

هـ . هماهنگی در شمارش حروف

از نظر عبدالرزاق نوفل این هماهنگی و تساوی نه تنها در تعداد کلمات است، بلکه در تعداد حروف هم وجود دارد؛ مثلا مأموران و نگهبانان دوزخ که فرشتگان می باشند، تعدادشان 19 نفر است: (عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ) (مدثر/30)؛ «كه نوزده (فرشته) برآن (گماشته) است». نیز (بسم الله الرحمن الرحیم) که سوره های قرآن جز سوره توبه، با آن شروع می شود، دارای 19 حرف است (ب، س، م، ا، ل، ل، هـ، ا، ل، ر، ح، م، ن، ا، ل، ر، ح، ی، م).
و نیز کلمه صلات (دعا و نماز) 99 مرتبه در قرآن تکرار شده که به اندازه اسم های نیک خداوند (همان اسماء حسنی) تکرار گردیده است (همان/ 112).

 

و. موضوع چند برابری در معجزه اعداد

از دیدگاه مؤلف، از جمله تناسب ها و هماهنگی های عددی كه در قرآن كریم یافت می شود، موضوع چند برابری هاست. در قرآن، واژه هایی وجود دارند كه دو یا چند برابر یك دیگر به كار رفته اند و تمام آن ها از روی ترتیب و قصد بوده است؛ مانند: كلمه «دنیا» و «آخرت» هر كدام 15 بار در قرآن آمده اند. تساوی واژه «نفع» و «فساد» هر كدام با تمام مشتقاتشان 50 بار ذكر شده اند. «عقل» با تمام مشتقاتش 49 بار و «نور» نیز با تمام مشتقاتش به همین تعداد آمده است. «لسان» و «موعظه» هر كدام 25 بار و «زكات» و «بركات» هركدام 32 بار، «كافرین» و «نار» هر كدام 153 بار آمده اند. «رحیم» كه از اسماء حُسنی می باشد، به جز در یك مورد كه صفت رسول اكرم(ص) قرار گرفته است 114بار (به تعداد سوره های قرآن) و «رحمان» نیز از اسمای حُسنی است 57 بار آمده اند. «فجار» 3 بار و «ابرار» 6 بار آمده است. «یوم» (به صورت مفرد) 365 بار (به تعداد روزهای سال) و به صورت مثنی (یومین) و جمع (ایام)30 بار و كلمه شهر (ماه) 12 بار تکرار شده است (همان/ 19ـ234).

 

ز. نمونه هایی از اعجاز عددی از نظر عبدالرزاق نوفل

 

1. شهر( ماه)

قرآن کریم می فرماید: (إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَاللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتَابِ اللّهِ) (توبه/ 36)؛ «در حقيقت، تعداد ماه‏ها نزد خدا [ از ] روزى كه آسمان‏ها و زمين را آفريده، در كتاب الهى، دوازده ماه است كه از آنها چهار [ماه‏] حرام است».
و خداوند کلمه« شهر» ( ماه) را 12 مرتبه در قرآن تکرار کرده است؛ یعنی :
کلمه «شهر» ( ماه) 10 مرتبه
کلمه «شهرا» ( ماهی) 2 مرتبه

 

2. یوم (روز)

کلمه « یوم» در قرآن 365 بار تکرار گردیده است به این صورت که: الیوم (امروز) 349 مرتبه مانند: (الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ) (مائده/5)؛ یوم (روزی) 16 مرتبه مانند: (وَاتَّقُوْا يَوْمَاً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللّهِ) (بقره/281) که 365 روز 12 ماه می شود.
نیز کلمه «ایام» (روزها) به صورت جمع 23 مرتبه آمده؛ مانند: (وَاذْكُرُوا اللّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ) (بقره/ 203)؛ و کلمه «ایاما» (روزهایی) 4 مرتبه آمده؛ مانند: (سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّاماً آمِنِينَ) (سبأ/18) و به صورت تثنیه «یومین» (دو روز) 3 مرتبه تکرار شده است؛ مانند: (فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلاَ إِثْمَ عَلَيهْ) (بقره/203) که مجموع این ها 30 روز می شود: (30=3+4+23)؛ یعنی یوم (روز) 365 مرتبه به اندازه یک سال و جمع و تثنیه آن 30 مرتبه به اندازه یک ماه به کار رفته و ماه 12 مرتبه، به اندازه یک سال تکرار گردیده است. (همان/ 250ـ251).

 

3. چشم ظاهر و باطن ـ قلب و دل

عبدالرزاق نوفل معتقد است که کلمه «البصیر» (چشم ظاهر) و «البصیره» (چشم باطن) 148 مرتبه در قرآن تکرار شده است و کلمه «قلب» و «فؤاد» (دل) روی هم 148 تکرار شده است (همان/ 19ـ24).

 

4. نفع و فساد

«نفع» همراه با مشتقاتش 50 بار تکرار شده است و لفظ «فساد» (زیان) نیز همراه با مشتقات آن 50 بار تکرار شده است (همان/ 25ـ28).

 

5. بعث و صراط

«بعث» در لغت به معنای زنده شدن مردگان توسط خداوند متعال و برانگیخته شدن انسان ها برای حساب در روز قیامت است. «بعث» به این معنا و همراه با مشتقات آن و کلمات مرادف آن 45 بار در قرآن تکرار شده است. نیز « صراط» (راه) با مشتقات آن 45 بار تکرار شده است. البته در «صراط»، مترادفات و کلمات هم معنا مراد نیست.

 

6. «سیئات» (بدی ها) ـ «صالحات» (خوبی)

در قرآن کلمه «صالحات» (خوبی ها) 180 مرتبه تکرار شده است که 9 مورد آن اسم علم برای حضرت صالح(ع) است. 4 مورد آن مرفوع «صالح» (با ضمه) و 5 مورد آن منصوب «صالحا» و در 4 مورد هم این لفظ به معنای معالجه آمده که اگر این مورد که عدد13 می شود را کم کنیم، کلمه «صالحات» 167 مرتبه تکرار شده است (همان/ 35ـ 36).

 

7. جحیم (جهنم) ـ عقاب (کیفر)

جحیم 26 مرتبه در قرآن آمده، به این صورت:
الجحیم (دوزخ) 25 مرتبه
جحیما (دوزخی) 1 مرتبه
__________
26 مرتبه
کلمه «عقاب» (کیفر) همراه با مشتقاتش نیز 26 بار تکرار شده است؛ به این صورت:
العقاب 17 مرتبه
عقاب 3 مرتبه
عاقبتم 2مرتبه
فعاقبوا 1مرتبه
عوقبتم 1 مرتبه
عاقب 1 مرتبه
عوقب 1 مرتبه
__________
26 مرتبه

 

8 . صوم ـ صبر

نوفل می گوید: کلمه «الصوم» (روزه) با مشتقاتش 14 مرتبه در قرآن کریم تکرار شده است. کلمه « صبر» (بردباری) نیز 14 مرتبه در قرآن آمده است. (همان/ 154).

 

9. عقل ـ نور

نوفل می نویسد: واژه «عقل» (دانایی) و مشتقات آن مانند: «تعقلون» و «یعقلون» 49 مرتبه در قرآن آمده است. واژه «نور» و مشتقاتش مانند: (بنورهم، منیرا، نورکم) نیز 49 مرتبه آمده است (همان/ 156).

 

10. ضیق ـ طمأنینه

کلمه «ضیق» (تنگنا) با مشتقاتش مانند: (ضاقت، ضاق و یضیق) 13 مرتبه در قرآن کریم تکرار شده است. همچنین کلمه« طمأنینه» (آرامش) همراه با مشتقاتش مانند: (تطمئن، مطمئن) 13 مرتبه آمده است (همان/ 60).

 

ح. نتیجه گیری عبدالرزاق نوفل از معجزه اعداد

برخی از مهم ترین مواردی که نوفل از تحقیقات خویش استنتاج می کند عبارتند از:

 

1. تصادفی نبودن

نوفل معتقد است: ممکن نیست این تناسب اعداد و ارقام به صورت تصادفی یا رخدادی کور و حادثه ای ناگهانی باشد. کدام قدرت و توانایی بشری و یا ابزار و مسائل حسابگر و شمارشگر یا مغزهای الکترونیکی می تواند اعداد الفاظ را به طور تساوی اندازه گیری کند و آن گاه به صورت الفاظ و کلمات در موضوع های گوناگون جدا جدا و دور از هم در بین شش تا هفت هزار آیه پراکنده سازد. (همان/ 107)، به همین خاطر، قرآن از ما می خواهد که در آیات آن اندیشه کنیم و در جهات مختلف اعجاز آن به فکر بنشنیم. قرآن به ما می گوید: این کتابی است با برکت بر تو فرو فرستادیم تا در آیات آن اندیشه کنند و خردمندان بیدار گردند. آیا در قرآن تفکر نمی کنند، یا این که بر دل ها قفل نهاده شده است.
نوفل همچنین می افزاید: آیا می توان پذیرفت این نظم و هماهنگی تصادفی است؟ قطعاً تصادفی بودن مخلوقات، با ایمان تضاد دارد، زیرا در آفرینش خداوند همه چیز مقدر و مقرر شده است و دارای نظم خاص است نه این که به صورت حادثه، پدید آمده باشد، لذا تصادفی بودن اعجاز عددی کاملاً مردود است (همان/ 253).

 

2. عدم دستیابی بشر به کنه اعداد اعجازی قرآن

نوفل معتقد است: پرداختن به این هماهنگی های عددی، تساوی ها و نسبت ها احتیاج به مطالعات کافی برای هر موضوع دارد که تلاش و عمر یک شخص، شاید جوابگوی قسمتی از آن باشد (همان/ 112).

 

3. تناسب در همه خلقت و آفرینش

مؤلف معتقد است که قطعاً این تناسب ها و هماهنگی ها صفتی است که در تمام آن چه خداوند خلق کرده، حکم فرماست و این تساوی از همان ابتدا در خلقت صورت گرفته و بی تردید در مخلوقات نظم و آراستگی کاملی مشاهده می شود. از هسته اتم گرفته تا تناسب های دقیق و کاملی که بین سایر مخلوقات مانند: منظومه شمسی و آنچه در کره خاکی و ستارگان و کهکشان های بزرگ وسیاره ها مشاهده می شود، همه اعداد و سرعت های خاصی را دنبال می کنند. علم و دانش از راه تجزیه و تحلیل و پی گیری و تصویر برداری دریافته که آنچه در مخلوقات هست، همه بدون هیچ کم و زیادی دارای هماهنگی است، چنان که قرآن می فرماید: (مَا تَرَى‏ فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِن تَفَاوُتٍ) (ملک/3)؛ «هيچ تفاوتى (تناقض گونه) در آفرينش (خداى) گسترده‏مهر نمى‏بينى».
توازن و هماهنگی در اجزای مخلوقات نیز وجود دارد، هم چنان که قرآن می فرماید: (وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيَها مِن كُلِّ شَيْ‏ءٍ مَوْزُونٍ) (حجر/19)؛ «و زمين را گسترانديم؛ و در آن [كوه‏هاى‏] استوارى افكنديم؛ و از هر چيز متناسبى در آن رويانديم» (همان/ 113).

 

4. تناسب عددی نشانه وحیانی بودن آیات الهی

وی معتقد است که آنچه از قرآن تشخیص داده می شود، آن است که تساوی و هماهنگی و تناسب های عددی چنان برقرار است که اگر تمام انسان ها و فرشتگان متحد شوند، از آوردن آن عاجزند. آیا قرآن حقیقتاً با این همه حقایق و راستی ها و مطالب یقینی، چیزی جز وحی است که بر خاتم پیامبران، نازل شده است؟ این توازن و تناسب (اعجاز عددی)، پرده جدیدی از سایر اعجاز است که در قرآن است که انسان را به تفکر و تعقل و تدبر وا می دارد (همان/ 93). آیا می توان گفت که این، زاییده افکار پیامبری است که درس نخوانده بوده است؟ اگر دانشمندان هم جمع شوند و از تمام امکانات و وسائل مدرن هم بهره ببرند نمی توانند به چنین کاری دست پیدا کنند (همان/ 251).

 

5. عدم وجود اختلاف و تأویل در اعجاز عددی

نوفل بیان می کند که اعجاز عددی، معجزه ای است که در آن اختلاف رأی و نظر وجود ندارد. او می افزاید این نظریه، به بحث و جدل منجر نمی شود و احتیاج به تأویل و تفسیر ندارد، زیرا اعداد و ارقام دارای حقایق قطعی و ثبت شده اند: (قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى‏ أَن يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لاَيَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً) (اسراء/ 88)؛ «بگو: «اگر انسان[ها] و جن [ها] جمع شوند، بر اين‏كه همانند اين قرآن را بياورند، مانند آن را نخواهند آورد؛ و اگر چه برخى از آنان، پشتيبان برخى [ديگر] باشند» (همان/ 94).
و شاید آن چه گفته شد، اشاره باشد به قسمتی از آن چه قرآن می فرماید: (اللَّهُ الَّذِي أَنزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ) (شوری/17)؛ «خدا كسى است كه كتاب را به حق فروفرستاد».

 

6. مطلق بودن معجزه قرآن کریم

عبدالرزاق نوفل در پایان کتاب به این آیه استدلال می کند: (وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى‏ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِن مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ) (بقره/23)؛ «و اگر از آنچه بر بنده‏ خود (پيامبر) فرو فرستاديم، در ترديد هستيد، پس اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى همانندش بياوريد و گواهانتان را، كه جز خدايند، فرا خوانيد».
نوفل معتقد است که مطلق بودن این آیه، تمام اعجازهای قرآن را در بر می گیرد؛ خصوصاً اعجاز عددی، چون اگر همه مردم جمع شوند نمی توانند مانند آن را بیاورند. آیه ذیل هم دلالت دارد که هرگز چنین کاری عملی نخواهد شد: (فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوْا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ)؛ (بقره/24) «و اگر (چنين) نكرديد ـ و (هرگز) نخواهيد كرد ـ پس [خود را] از آتشى نگه داريد كه هيزم آن مردم و سنگ‏ها هستند، در حالى كه براى كافران آماده شده است».

 

ط. بررسی نهایی و ارزیابی دیدگاه نوفل در بحث معجزه علمی و عددی

نوفل معتقد است که اعجاز علمی قرآن کریم و از جمله اعجاز عددی آن، برای غیر اعراب است، چون این راهی است که از طریق آن می توان غیر عرب ها را به اسلام دعوت کرد (نوفل، عبدالرزاق، القرآن والعلم الحدیث/ 26). نوفل کوشش می کند بین نظریات اثبات نشده علمی و اثبات شده فرق بگذارد و مدعی است، اعجاز قرآن را با علوم مدلل و ثابت شده تفسیر می کند.

 

بررسي و نقد

در مواردی عبدالرزاق نوفل گرفتار تفسیر به رأی شده و سخنانی بیان داشته است که به هیچ وجه قابل قبول نیست. برای مثال در ذیل آیه شریفه: (هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِن نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا) (اعراف/189)؛ «او كسى است كه شما را از يك شخص آفريد؛ و از او همسرش را قرار داد»؛ نوفل می گوید: نفس واحده همان پروتون و زوج آن الکترون است(!) و این دو عنصری است که ذره از آن ها ترکیب شده است(!) سپس این را دلیل اعجاز علمی قرآن می شمارد (همو، القرآن و العلم الحدیث/ 156). عبدالرزاق نوفل می گوید: دانشمندان گفته اند که بار مثبت ومنفی در پروتون و الکترون و مساوات آن ها موجب می شود تا اتم باقی بماند و توازن و تعاون و سکون آن حفظ شود و هر اختلاف کوچکی در آن ها، موجب نابودی اتم می شود و این حقیقت را قرآن در آیه 189 سوره اعراف بیان داشته است که سبب سکون نفس را زوج او قرار داده است(!) و این همان است که علم در مورد بار پروتون و الکترون می گوید (همان/ 156ـ 158).
در مورد نقد سخن فوق باید گفت: «نفس» در هیچ لغت نامه و اصطلاح نامه ای به معنای «پروتون» نیامده است و «زوج» هم به معنای «الکترون» نیست، ولی این نویسنده برای اثبات نظریات علمی خود از منظر آیات قرآن این گونه معنایی را بر آیات حمل کرده است. ممکن است این گونه افراد با حسن نیت و یا قصد اثبات اعجاز قرآن چنین تفسیر کرده باشند، ولی این عمل، «تفسیر به رأی» است و گوینده آن ممکن است خود را دچار عذاب الهی کند (رک: رضایی، محمد علی، درآمدی بر تفسیر قرآن/356).
مثال دیگر از تفسیر به رأی عبدالرزاق نوفل در مورد این آیه است: (وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ) (نمل/82)؛ «و هنگامى كه گفتار (= فرمان عذاب) برآنان واقع شود، (و در آستانه‏ رستاخيز قرار گيرند)، جنبنده‏اى را از زمين براى آنان بيرون مى‏آوريم».
نوفل معتقد است که این دابه (جنبنده)، همان «قمرهای مصنوعی» است که از زمین خارج می شوند و از آن سخنان الحادآمیز گفته می شود!! (رک: نوفل، عبد الرزاق، القرآن و العلم الحدیث/212 ـ 216).
یکی از اشکالات عمده ای که به اعجاز عددی قرآن وارد است، این است که این ادعاها در رابطه با رسم الخط فعلی قرآن صورت گرفته، در حالی که آن چیزی که مطرح است، نوع تلفظ آن است، چرا که قرآن از زمانی که به نگارش در آمده، تا امروز یکسان تلفظ شده است، اما رسم الخط آن متحول شده است. امروز الف زینت به واژه ها اضافه شده و حروف زیادی اضافه شده است. اگر بحث اعجاز بر پایه آنچه تلفظ می شود، مطرح شود، قابل بررسی است، اما این رسم الخط ممکن است در آینده نیز تغییر کند.

برخی اشکالات به دیدگاه عبدالرزاق نوفل در بحث اعجاز عددی

 

1. انحراف از مقاصد قرآن

قرآن همواره خود را کتاب هدایت خوانده و همه جا سخن از ذکر و نور و محتوای هدایت گری کتاب خدا است و در هیچ آیه ای از آیات کتاب الهی، اشاره و کنایه ای به وجود نظم ریاضی در قرآن دیده نمی شود. بزرگان دین نیز قرآن را کتاب هدایت و عمل معرفی کرده و از ما خواسته اند برخورد ما با قرآن ، مانند برخورد بیمار با نسخه پزشک باشد. قرآن نیز خود را بزرگ ترین کتاب هدایت و سعادت معرفی می کند و از قرآن نیز همین مقدار باید توقع داشت، نه آن که توقع داشته باشیم همه مجهولات حوزه های مختلف معارف بشری به کمک قرآن حل شود ( ر. ک: پهلوان و شفیعی، ارزیابی و نقد اعجاز عددی قرآن کریم/61).

 

2. بی توجهی به زبان قرآن

قرآن در ارتباط با مردم، از زبان عقلانی جاری و مرسوم بین عقلاء بهره می گیرد و بسیار بعید است که خدای حکیم با مخاطبین خود از طریق معما و لغز ارتباط برقرار کند و اگر بخواهد امری را معماگونه بیان کند، معمای او باید به گونه ای باشد که تا قیامت معما بماند، چه اگر بشر بتواند چیزی را که مشیت خدا آن را معما خواسته است، کشف کند، نوعی نقض و ضعف برای خداوند خواهد بود. به نظر ما حروف مقطعه قرآن از این مقوله اند، یعنی شواهد و قرائن نشان می دهد که خداوند می خواهد این حروف در قالب رمز و معما باقی بماند (همان/ 62).

 

3. بررسی گزینشی

اشکال مهمی که بر بسیاری از پژوهش ها در اعجاز عددی قرآن وارد است، بررسی گزینشی آیات و واژه ها در جهت رسیدن به دیدگاه مطلوب است، به طوری که با نادیده گرفتن برخی الفاظ عملاً به فریفتن مخاطبان خود پرداخته اند و نص قرآنی را بر اهداف و مقاصد خود حمل کرده اند. نگاهی بر مثال های بیان شده از سوی عبدالرزاق نوفل و دیگر طرفداران اعجاز عددی شاهدی بر این مدعاست.

 

4. عدم وجود مبنای روشن و نبود هماهنگی

به روشنی معلوم نیست این قرآن پژوه مصری، پژوهش های خود را درباره تناسب الفاظ قرآن بر چه مبنایی سامان داده است، هرچند خود ایشان در مقدمه کتاب «العجاز العددی» به شکلی مبهم، آن را در سه موضوع جای داده است: (موضوعات مثل و مانند؛ موضوعات متقابل و متضاد؛ موضوعات مرتبط) اما اولاً گاه چنین روابطی میان الفاظ وجود ندارد و گاه آمار ارائه شده صحیح نیست. وی پس از تطبیق درست واژه های «دنیا و آخرت» و «ملائکه و شیطان» درصدد بر آمده است تا پژوهش های خود را درباره دیگر الفاظ کتاب خدا نیز تکرار کند، اما از آن جا که نتایج کار در اغلب موارد دقیق نبوده است، سخنان وی با توجیهات گوناگون همراه شده است تا تئوری «اعجاز عددی» پذیرفتنی جلوه کند (همان/ 68).
عبدالرزاق نوفل معتقد است دو واژه «حیات و موت» به طور برابر و هرکدام 145 بار در قرآن به کار رفته اند. این رقم به هیچ وجه صحیح نیست، زیرا واژه «حیات» و مشتقات آن بیش از 240 بار و واژه «موت» و مشتقات آن 165 بار تکرار شده است، یعنی حدود 80 مرتبه کمتر از واژه «حیات»، لذا کوشیده است تا این رقم را این گونه توجیه کند: هرجا «حیات» به حیات زمین مرتبط باشد، تکرار آن را به حساب نمی آوریم و هر جا به حیات خلق ارتباط داشت آن را با همه مشتقات آن می آوریم (ر.ک: نوفل، عبد الرزاق، الاعجاز العددی/10). سوال این است که بر چه اساسی این تفکیک صورت پذیرفته است.
هم چنین ایشان «بعث» را با «صراط» سنجیده و نتیجه می گیرد که هر کدام 45 بار به کار رفته اند (همان/ 31ـ 34)، اما اولا روشن نیست چرا این دو واژه را انتخاب کرده و مثلاً «بعث» را با «قیامت» یا «حشر» نسنجیده است؟ ثانیاً واژه «بعث» و مشتقات آن کم تر از 45 مرتبه تکرار شده است، بنابراین نوفل مترادف های آن را نیز افزوده است، اما همین کار نیز گزینشی است و مثلاً فعل «یقوم» را برگزیده که دوبار به معنای بعث به کار رفته است در حالی که این فعل با مشتقات آن بارها به معنای بعث به کار رفته و اساساً واژه «قیامت» از همین ریشه است.
نمونه دیگر، دو واژه «اسراف» و «سرعه» است که آن ها را در موضوعات متضاد قرار می دهد و نتیجه می گیرد که هر کدام 23 مرتبه در قرآن تکرار شده اند، اما روشن نیست این دو واژه، چه تضادی با هم دارند؟ آیا عبدالرزاق نوفل می خواهد بگوید: اسراف توأم با سرعت است؟ یا نباید با سرعت اسراف کرد؟! یا اسراف موجب نابودی سریع می شود؟ یا مسرف با سریع العقاب طرف خواهد بود؟ به نظر می رسد علت انتخاب این دو واژه، نزدیکی ریشه های این دو کلمه و ذکر پشت سرهم آن ها در ترتیب معجم است!
عبدالرزاق نوفل معتقد است که لفظ «ابلیس» و «استعاذه از ابلیس» هر کدام 11 مرتبه در قرآن به کار رفته است، این در حالی است که لفظ «ابلیس» 11 مرتبه در قرآن آمده، اما «استعاذه» (از باب استفعال) تنها 4 بار و مجموع کاربردهای این ماده 17 مرتبه است که هیچ کدام با عدد 11 ارتباطی ندارد.
نیز نوفل می گوید: دو واژه «الضالّون» و«الموتی» هر کدام 17 مرتبه در قرآن آمده (همان/ 135ـ 136). روشن نیست ارتباط گمراهان با مردگان چیست؟ آیا تنها گمراهان می میرند، یا مردگان گمراهند؟ نزدیک ترین ارتباط مسبوق به ذهن آن است که منظور از مردن، «مرگ معنوی» باشد، اما با بررسی 17 مورد این واژه، در می یابیم که تنها 2 مورد آن مربوط به «مرگ معنوی» است (پهلوان و شفیعی، ارزیابی و نقد نظریه اعجاز عددی قرآن کریم، پژوهش های قرآن و حدیث، دفتر 1/ 70).

نتیجه گیری

عبدالرزاق نوفل مصری، گرچه کتاب های زیادی در مورد قرآن، علم و تفسیر نوشته است، اما به نظر می رسد در این راه افراط کرده است.
نوفل یکی از ابعاد اعجاز علمی قرآن کریم را «معجزه عددی» این کتاب آسمانی می دانند، اگرچه برخی ابعاد کشفیات نوفل در معجزه عددی قرآن قابل پذیرش و منطقی به نظرمی رسد، ولی در مواردی وی راه افراط را در پیش گرفته و روابطی که نوفل مدعی کشف آن است، چندان قابل پذیرش نیست. در مورد تناسب تعداد تکرار کلمات قرآن، معیار دقیقی وجود ندارد، چون بعضی کلمات با مشتقات آن حساب شده و بعضی بدون مشتقات مانند: جهنم و جنات.
تعداد زيادى از دانشمندان مسلمان [غیر بهایی]، نظم رياضى قرآن را دنبال كرده‏اند و به نتايج قابل توجهى رسيده‏اند، هر چند كه برخى از محاسبات آن ها خطا بوده و يا با اعمال سليقه و ذوق شخصى همراه بوده است. از سخنان طرفين استفاده مى‏شود كه نظم رياضى قرآن به صورت موجبه جزئيه مورد پذيرش موافقان و مخالفان اعجاز عددى واقع شده است، اما به صورت موجبه كليه (يعنى در همه موارد ادعا شده) مورد قبول نيست، اما اين مطلب بدان معنا نيست كه بگوييم متفكران اسلامى كه اين سخن را گفته‏اند بهائى يا منحرف بوده‏اند. اين گونه برخوردها در مطالب علمى صحيح به نظر نمى‏رسد (رک: رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن کریم، 1/243). نظم رياضى قرآن (در همان موارد محدودى كه وجود دارد و مورد پذيرش طرفين است) يك مطلب شگفت‏انگيز است، چرا كه يك فرد امّى و درس ناخوانده در طى 23 سال كتابى با نظم خاص رياضى آورده است كه در حالات روانى مختلف مثل جنگ و صلح و در مكان‏ها و زمان‏هاى متفاوت آورده شده است (نه مثل يك دانشمند فارغ از همه چيز كه در يك كتابخانه با آرامش كتابى منظم را تدوين مى‏كند) و مطالبى عالى و همراه با فصاحت و بلاغت در آن وجود دارد. اين مطلب خود بسى شگفت آور و عجيب است‏ (همان، 1/ 243).‏

منابع

1.قرآن کریم.
2.نهج البلاغه.
3.پهلوان، منصور و شریعتی، منصور، «ارزیابی و نقد نظریه اعجاز عددی قرآن کریم»، دو فصلنامه پژوهش های قرآن و حدیث، دفتر1، پاییز و زمستان 1388.
4.جوهر، طلحه، الاعجاز العددی فی سوره الفاتحه؛ سوریه، دمشق، انتشارات الحكمه،1997م. 1418هـ
5.رضایی اصفهانی، محمد علی، درآمدی بر تفسیرعلمی قرآن کریم، قم، اسوه، 1383ش.
6.قطنه، اشرف عبدالرزاق، رسم المصحف و الاعجاز العددی، بیروت، موسسه علوم القرآنی، س1999م 1420ق.
7.نوفل، عبدالرزاق، الاعجاز العددی للقرآن الکریم، بیروت، دارالکتاب العربی، 1987م، چ پنجم.
8.ـــــــــــــــ ، القرآن والعلم الحدیث، بیروت، دارالکتاب العربی، 1973م.
9.ـــــــــــــــ ، الدعوه الی الاسلام، الشعب، 1970م.
10. ـــــــــــــــ ، کیف و لماذا؟ بیروت، دارالکتاب العربی، 1983م.
11. ـــــــــــــــ ، اسلام و علم جدید، مترجم، حسین وجدانی، تهران، پدیده، 1348ش.
12. ـــــــــــــــ ، قرآن خورشید دانش ها، مترجم، سید ابراهیم مکری، تهران، احسان، 1383ش.
7777
1.ـــــــــــــــ ، معجزه اعداد در قرآن کریم، مترجم، سعید همایون، قم، بوستان کتاب، 1383ش.
ـــــــــــــــ ، معجزه عددی قرآن کریم، مترجم، مصطفی حسینی طباطبائی.

پی نوشت:

* . Kariminiya2003@yahoo.comاین آدرس ایمیل در مقابل هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن نیاز به فعال کردن جاوا اسکریپت دارید.
جمعه 31 شهریور 1391  12:30 AM
تشکرات از این پست
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

زيست شناخت برخي خاورشناسان و آثار آنان

زيست شناخت برخي خاورشناسان و آثار آنان

حسن رضايي هفتادر*


چکيده

در این تحقیق به معرفی اجمالی 20 خاورشناس و آثار قرآنی آنان به ترتیب حروف الفبای فارسی پرداخته شده است، كه حرف اول نام آن ها «ب» است. در این مجموعه زيست شناخت (بارت، ياکوب ـ Barth, Jacob)، (بارتلمي سنت هيلر، ژول ـBarthelemy Saint Hilaire, Jules )، (بارتولد، واسيلي ولاديميروويچ ـ Bartold, vasily vladimirovich)، (باوم اشتارک، آنتون ـ Baumstark, Anton)، براون، ادوارد گرنويل ـ Browne, Edward Granville)، (برتن، جان ـ Burton, John)، (برشه، لئون ـ Bercher, Leon)، (برک، ژاک ـ Berque, Jacque)، (برگشتراسر، گوتهلف ـ BergsträBer, Gotthelf)، (برونشويگ روبر ـ Brunschvig, Robert)، (بل، ريچارد ـ Bell, Richard)، (بلاشر، رژيس ـ Blachere, Regis)، (بلمي، جيمز آندرو ـ Bellamy, James Andrew)، (بليايف يوگني آلکساندروويچ ـ Beliaev, Evgeni Alexanderovich)، (بورکهارت، تيتوس ـ Burckhardt, Titus)، (بوسکه، ژرژ آنري ـ Bousquet, George Henri)، (بوسه، هريبرت ـ Busse, Heribert)، (بول، فرانتس ـBuhl, Franz )، (بیج لفلد، ویلم، ـ Bijlefeld, Willem A)، (بیشای، ویلسن ـ Bishai, Wilson B. ) وجود دارد.

واژه هاي اصلي:

قرآن، خاورشناسان، زندگي نامه.

مقدمه

قرآن در نظر اسلام شناسان و قرآن پژوهان غربي از اهميت بسياري برخوردار بوده و در نتيجه به بررسي آن پرداخته اند. آنان حاصل پژوهش هاي خود را دربارة اين کتاب آسماني در قالب مقالات، کتاب ها و دايرة المعارف ها به جهان علم عرضه کرده اند. شناخت اين آثار و افراد براي ما مسلمانان ضرورتي انکار ناپذير است، چه اين که در پس نگارش برخي از آنها اهداف استعماري و تبشيري نهفته است.

تاريخچه

پژوهشگران آثاری را در معرفی خاورشناسان و تألیفات آنان به رشته تحریر درآورده اند. این آثار را بر اساس محتوای آن می توان به دو دسته تقسیم کرد: الف) کتابهایی که در آن ها فقط به زندگی نامه علمی و آثار خاورشناسان پرداخته شده است.
ب) آثاری که در آنها ضمن بررسی آراء خاورشناسان به مناسبت، زیست شناخت و تألیفات آنان نیز ارائه گردیده است.
مهم ترین آثاری که از قسم اول بوده و به فارسی نگاشته شده، بدین قرارند: فرهنگ اسلام شناسان خارجی تألیف حسین عبدالهی خوروش که در دو جلد در سال 1344ش توسط انتشارات مؤسسه مطبوعاتی مطهر چاپ شده است؛ فرهنگ خاورشناسان، شرح حال و خدمات دانشمندان ایران شناس و مستشرق تألیف ابوالقاسم سحاب که در یک جلد در سال 1356ش توسط نشر کتاب سحاب منتشر شده است؛ فرهنگ جامع خاورشناسان مشهور و مسافران به مشرق زمین تألیف نصرالله نیک بین که در دو جلد در سال 1380ش توسط انتشارات آرون چاپ شده است. از جمله آثار فارسی که از قسم دوم مي باشند: نقد آثار خاورشناسان تألیف مصطفی حسینی طباطبايی که در یک جلد در سال 1375ش توسط انتشارات چاپخش منتشر شده است؛ مستشرقان و تاریخ گذاری قرآن تألیف محمدجواد اسکندرلو که در یک جلد در سال 1385ش توسط انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن چاپ شده است؛ مستشرقان و حدیث تألیف سهیلا شینی میرزا که در یک جلد در سال 1385ش توسط نشر هستی نما منتشر شده است؛ البته تألیفاتی درباره خاورشناسان و آثار آنان به زبان های دیگر تدوین شده که به سبب پرهیز از طولاني شدن مقاله از پرداختن به آن ها خودداری می گردد. بررسی تألیفاتی که درباره زندگی نامه علمی و آثار خاورشناسان است نشان می دهد که در آنها شرح حال برخی از خاورشناسان و آثار قرآنی آنان ذکر نشده است. نگارنده در این مقاله و دیگر مقالات بر آن است با معرفی اجمالی، خاورشناسان و آثار قرآنی آنان را تكميل نمايد.

1. بارت، ياکوب Barth, Jacob

 

تاريخچه

وي در سال 1851 م در فلهينگن (آلمان) به دنيا آمد. در دانشگاه هاي برلين، لايپزيک و استراسبورگ زير نظر فلاشير ونولدکه به تحصيل در زبان شناسي زبان هاي سامي پرداخت. از 1874 تا پايان عمر در مدرسة ديني يهوديان برلين که عزرائيل هيلدس هايمر آن را تأسيس کرده بود، به تدريس زبان عبري و تفسير کتاب مقدس و فلسفة يهود مشغول بود. در سال 1876 مدرس زبان شناسي زبان هاي سامي در دانشگاه برلين بود و 1880 دانشيار گرديد. در زمينه هاي مطالعات اسلامي و دربارة ابولهب عموي پيامبر اسلام(ص) تحقيقاتي انجام داده است. وي در سال 1914 درگذشت.

 

مهم ترين آثار

1. wellhausen, J. »Zum Koran«, ZDMG 67, 1913, 630 – 634; Notes by J. Barth, 68, 1914, 224 – 226.
1. دربارة قرآن (يادداشت ها).
2. »Studien zur kritik und Exegese des Qorans«, Islām6, 1915 – 16, 113 – 148.
2. مطالعاتي دربارة نقد و تفسير قرآن.
(Chicago University. Oriental Institute Library. 2\750,751; Encyclopaedia Judica. 4\262–263; London University. School of oriental and African Studies. Library. 1\657).

2. بارتلمي سنت هيلر، ژول Barthelemy Saint Hilaire, Jules

 

تاريخچه

وي در 19 اوت سال 1805م در پاريس به دنيا آمد. داراي تحصيلات عالي بود و به فراگيري زبان هاي شرقي علاقه خاصي داشت. زير نظر اوژن بورنوف به مطالعة زبان سنکريت پرداخت. زمينه هاي مورد علاقه او فلسفه، زبان، تاريخ، جامعه شناسي و اقتصاد سياسي بود، اما بيشتر به عنوان پژوهشگر فلسفة يوناني شهرت داشت. ترجمه کتاب علم الطبيعة ارسطو دستاورد عمدة زندگي او محسوب مي شود. از 1838 تا 1852 استاد فلسفة يونان و لاتين در کولژ دوفرانس و 1839 عضو آکادمي علوم اخلاقي و سياسي بود. وي در 24 نوامبر سال 1895 در پاريس درگذشت.

 

مهم ترين اثر

- Mahomet et le coran. Precede d’une introduction sur les devoirs mutuels de la philosophie et de la religion. Paris: Didier, 1865.
محمد(ص) و قرآن
(Brockhaus Enzyklopädie. 2\333; Buckland, 29; Chicago University. Oriental Institute Library. 2\752 ).

3. بارتولد، واسيلي ولاديميروويچ Bartold, vasily vladimirovich

 

تاريخچه

وي در 15 نوامبر سال 1869 م در پترزبورگ (جمهوري روسيه) متولد شد. 1887 وارد دانشکدة زبان هاي شرقي دانشگاه پترزبورگ شد و در بخش عربي، فارسي، ترکي و تاتاري به تحصيل پرداخت و در سال 1891 دانشکده را به پايان رساند. 1892 براي ادامة تحصيل به آلمان سفر کرد و از استاداني چون اگوست مولر و نولدکه سود جست. از 1897 تا 1900 با تأليف و انتشار جلد اول کتاب ترکستان هنگام استيلاي مغول به درجه علمي فوق ليسانس و با انتشار جلد دوم همان کتاب موفق به دريافت درجه دکتري تاريخ گرديد. در 1902 مجلة عالم اسلام را بنيان گذاشت و خود سردبير آن گرديد. او از نخستين کساني است که در تدوين تاريخ قوم هاي آسياي ميانه و تأليف کتاب هايي دربارة اسلام از منابع معتبر و اصيل سود جسته اند. نظريات تازه او دربارة اسلام و ويژگي هاي دوران صدر اسلام بسيار ارزشمند است. وي در 19 اوت سال 1930 در لنينگراد درگذشت.

 

مهم ترين آثار

1. »Koran i More«, (Le coran et la mer), zkv 1, 1925, 106 – 110.
1. قرآن و دريا.
2. »Zur frage über die Berufung mohammed’s«, MMV, 1930, 706 – 708«
2. «دربارة دعوت حضرت محمد(ص)»
(Chicago University. Oriental Institute Library. 2\755–756; Der Grosse Duden–Lexikon.1\476; Haykakan Sovetakan Hanragitaran. 2\338; Miliband, 61–63).

4. باوم اشتارک، آنتون Baumstark, Anton

 

تاريخچه

وي در 4 اوت سال 1872 م در کنستانس (آلمان) به دنيا آمد. از 1921 تا 1930 استاد افتخاري در دانشگاه بن، از 1926 استاد دانشگاه اوترشت و از 1931 تا 1935 استاد زبان سامي در دانشگاه مونستر بود. باوم اشتارک مؤسس و ناشر نشريه اورينس کريستيانوس بود و در زمينة مسيحيان غير بيزانتيني و ادبيات سرياني تحقيقاتي انجام داد. آنتون در سال 1948 در بن درگذشت.

 

مهم ترين آثار

1. »Jüdischer und christlicher Gebetstypus im Koran«, islām 16, 1927, 229 – 248.
1. شيوة پرستش يهوديان و مسيحيان از ديدگاه قرآن.
2.» zur Herkunft der monotheistischen Bekenntnisformeln im Koran«, oriens christianus 37, 1953, 6 – 22«.
2. درباره منشأ شهادت به وحدانیت خدا در قرآن. (Miliband, 56)

5. براون، ادوارد گرنويل Browne, Edward Granville

 

تاريخچه

وي در 7 فوريه سال 1862 م در گلاستر شر (انگلستان) به دنيا آمد. 1879 به دانشگاه کيمبريج راه يافت و به تحصيل دروس پزشکي و زبان هاي شرقي پرداخت. در 1887 موفق به اخذ درجه دکتري در طب گرديد. در سال 1887 عضو کالج پمبروک دانشگاه کيمبريج گرديد. سپس از راه ترکيه به ايران آمد، از شهر تبريز، تهران، اصفهان، شيراز، يزد و کرمان ديدن کرد.
در سال 1888 از راه روسيه به کشورش بازگشت و در سمت مدرس زبان فارسي در دانشگاه کيمبريج به تدريس پرداخت. از 1902 تا پايان عمر استاد زبان عربي و رئيس گروه آموزشي زبان هاي شرقي در دانشگاه کيمبريج بود. پروفسور براون در ادامة تحقيقاتش در زمينة شرق شناسي به فرانسه، تونس، مصر، قبرس و قسطنطنيه نيز سفر کرد و رياست انجمن اوقاف گيب را که کارش انتشار کتاب ها و آثار شرقي بود، به عهده گرفت. وي در 5 ژانويه سال 1926 در کيمبريج درگذشت و جسدش را در خانه اش در نزديکي شهر نيوکاسل به خاک سپردند.

 

مهم ترين اثر

»Description of An old Persian commentary on the kuran«, JRAS, 1894, 417 – 524; London: 1894.
شرح يک تفسير فارسي قديمي از قرآن. [اين اثر با عنوان و مشخصات زير به فارسي ترجمه و چاپ شده است: «شرح نسخه خطي يک تفسير قديم دري قرآن»، ترجمه عبدالقيوم قديم، ادب، ج 17، ش 5، 1348، 123 ـ 124].
(Chicago University. Oriental Institute Library. 3\689– 691; The New Encyclopaedia Britannica. 4\287; Archiv Orientalni. 7\268. )

6. برتن، جان Burton, John

 

تاريخچه

وي در سال 1929 م ديده به جهان گشود. استاد دانشگاه سنت اندروز انگلستان شد و آثار متعددي دربارة مباحث علوم قرآن و مسائل فقهي به رشته تحرير در آورد.

 

مهم ترين آثار

1. »The meaning of “ihsān”«, Journal of semitic studies 19 (1974), 47 – 75.
1. معناي احصان.
2. The collection of the Qurān, Cambridge, Cambridge University press, 1977, vii – 273.
2. جمع آوري قرآن.
3. »Mut‘a, tamattu‘ and istimta‘: a confusion of tafsīrs«, union Europeenne des Arabisants et Islamistants, 10 th congress, Edinburgh 1980: proceedings, ed. by R. Hillenbrand, Edinburgh, 1982, 1 – 11.
3. متعه، تمتّع و استمتاع: آشفتگي تفاسير.
4. »The exegesis of Q. 2: 106 and The Islāmic Theories of naskh«, Bulletin of the school of oriental and African studies 48 (1985), 452 – 469.
4. تفسير آية 106 سوره بقره و نظريات اسلامي نسخ.
5. »The interpretation of Q. 87: 6 – 7 and The Theories of naskh«, Der Islām 62 (1985), 5 - 19.
5. تفسير آيات 6 ـ 7 سوره بقره ونظريات نسخ.
6. »The interpretation of Q. 4: 23 and Muslim theories of naskh«, occasional papers of the school of Abbasid studies 1 (1986), 40 – 54.
6. تفسير آيات 23 سورة نساء و نظريات اسلامي نسخ.
7. »Linguistic errors in The Qurān«, Journal of semitic studies 33 (1988), 181 – 196.
7. خطاهاي زبان شناسي در قرآن.
8. »The Qurān and the Islāmic Practice of wudū«, Bulletin of the school of oriental and African studies 51 (1988), 21 – 58.
8. قرآن و عمل اسلامي وضو.
9. »The reading of the Qurān 20: 63«, Journal of Arabic Linguistics 19, (1988), 7 – 26.
9. قرائت آيه 63 سوره طه.
10. »The Quranic exegesis«, Religion, learning and science in The Abbasid Period, ed. by M. J. L. Young, J. D. Latham and R. B. serjeant, cambridge, Cambridge University press, 1990.
10. تفسير قرآني.
11. The sources of Islāmic law: Islāmic Theories of abrogation, Edinburgh, Edinburgh University press, 1990, Xi + 235.
11. منابع فقه اسلامي: نظريات اسلامي نسخ.
12. »The reading of Q. 5:60«, proceedings of The colloquium on Arabic grammar, Budapest … 1991, ed. by k. Devenyi, Budapest, Eötvös lorand university chair for Arabic studies, 1991, 115 – 120.
12. قرائت آيه 60 سورة مائده.
13. »The corruption of the scriptures«, occasional papers of the school of abbasid studies 4 (1922), 95 – 106.
13. تحريف کتاب هاي مقدس.
14. »law and exegesis: the penalty for adultery in Islam«, Approaches to the Qurān, ed. by G. R. Hawting, London, Routledge, 1993, 269 – 284.
14. فقه و تفسير: حد زناي محصنه در اسلام.
15. »Q. 28: 68«, zeitschrift für arabische linguistik 25 (1993),
132 – 138.
15. آيه 68 سوره قصص.
16. »The interpretation of Q. 43: 81 and the techniques of exegetes«, proceedings of The 14th congress of The union Europeenne des arabisants et Islamisants, Budapest … 1988. part 1. ed. by A. Foder, Budapest, Eötvös lorand university chair for Arabic studies, 1995, 3 – 12.
16. تفسير آيه 81 سورة زخرف و روش هاي مفسران.
17. »Abrogation«, Encyclopaedia of The Qurān, ed. By, Jane Dammen Mc Auliffe, Leiden, Brill, 2001, vol. 1, 11 – 19.
17. نسخ.
18. »Qurān and sunnah: a case of cultural disjunction«, Method and theory in The study of Islamic origins, ed. by. Herbert Berg, Leiden, E. J. Brill, 2003, 137 – 157.
18. قرآن وسنت: نمونه اي از جدايي فرهنگي.
(Burton, I–V; Encyclopaedia of the Qurān, 1\19,361).

7. برشه، لئون Bercher, Leon

 

تاريخچه

وي در سال 1889 به دنيا آمد. و اهل فرانسه بود. به عنوان کارمند ادراي و مدير مرکز تحقيقات عالي در تونس، تحت الحماية فرانسه، خدمت کرد و در سال 1955 درگذشت.

 

مهم ترين اثر

»les delites et les peines de droit commun prevus par Le coran«, Leur reglementation dans les rites malekite, chafeite et hanefite. Par. L. Bercher Tunis: societe anonyme de L'imprimerie rapide, 1926.
جرائم و مجازات هاي حقوق عمومي پيش بيني شده در قرآن.
(Chicago University. Oriental Institute Library. 3\47; London University. School of oriental and African Studies. Library. 1\759).

8. برک، ژاک Berque, Jacque

 

تاريخچه

وي در 4 ژوئن سال 1910 م در مولير (الجزاير) متولد شد. يکي از استادان شناخته شده غرب در مسايل ديني بود و آثار متعددي دربارة اسلام داشت. بيست سال دربارة قرآن مطالعه كرد و در 1991 آن را به زبان فرانسه برگرداند. او سعي کرد تصورات غير منطقي دربارة اسلام را از افکار غربي ها بزدايد. بيست و پنج سال کرسي تاريخ اجتماعي اسلام معاصر را در دانشگاه هاي فرانسه برعهده داشت و در سال 1995 درگذشت.

 

مهم ترين آثار

1. »L’idee de temps dans Le coran«, Homenaje al prof. Jocinto Bosch vila. Granada: Universidad de Granada, Departemento de Estudion semiticos, 1991, 1155 – 1164.
1. مفهوم زمان در قرآن.
2. Relire Le Coran. Paris: Albin Michel, 1993; Loucel, H. Etudes 379, zabbal, f. Quantara: cultures en Mouvement 7, 1993, 5.
2. بازخواني قرآن.
((Chicago University. Oriental Institute Library. 3\97; London University. School of oriental and African Studies. Library. 1\779; Robert, 1\335).

9. برگشتراسر، گوتهلف BergsträBer, Gotthelf

 

تاريخچه

وي در 5 آوريل سال 1886م در پلاوئن (آلمان) به دنيا آمد. 1904 به دانشگاه لايپزيگ راه يافت وزير نظر آوگوست فيشر به مطالعه زبان هاي سامي به ويژه زبان عربي پرداخت. در 1911 با ارائه پايان نامه «حروف نفي در قرآن» به اخذ درجه دکتري نايل آمد و در سال 1912 با ارائه رساله «معجم قراء القرآن و تراجمهم» درجه استادي زبان هاي سامي و علوم اسلامي را گرفت. به آسياي صغير، سوريه، فلسطين و مصر سفر و مقارن جنگ جهاني اول در دانشگاه استانبول تدريس کرد. سپس به آلمان بازگشت و تا پايان عمر در دانشگاه هاي کونيگسبرگ، برسلاو، هايدلبرگ و مونيخ به تدريس زبان هاي سامي و علوم اسلامي پرداخت. او مدير مرکز مطالعات تطبيقي تمدن ها بود و در 16 اوت سال 1933 در واتسمان درگذشت.

 

مهم ترين آثار

1. Geschichte des Qorans. Von Theodor Noldeke, bearb. Von Friedrich schwally … Leipzig: T. weicher, 1909 – 1938. 3 vols.
1. تاريخ قرآن (نشر ج 3).
2. Die Negationen im kuran. Ein Beitrag zur historischen Grammatik des Arabischen … leipzig: 1911.
2. حروف نفي در قرآن (پايان نامة دکتري).
3. Verneinungs – und Fragepartikeln und verwandten im kuran. Ein Beitrag zur historischen Grammatik des arabischen, Leipzig: J. C. Hinrichs, 1914. [for criticism see: sprengling, M. AJSLL, v. 33, 338 – 339.]
3. حروف نفي وادات پرسشي و ارتباط دروني در قرآن.
4. »Die koranlesung des Hasan von Basra«, Islamica 2, 1926, 11 – 57.
4. قرائت قرآن حسن بصري.
5. plan eines apparatus oritious zum Koran. München: Verlag der Bayerischen Akademie der wissenschaften, 1930.
5. طرح تفسير کامل قرآن.
6. Bergsträsser, G. & Huber, k. »Koran lesung in kairo«, miteinem Beitrag von k. Huber. (koranrezitationen), Islām 20, 1932, 1 – 42; 21, 1933, 110 – 140.
6. قرائت قرآن در قاهره (با همکاري).
7. Ibn al – jazari, Muhammad Ibn Muhammad, 1350 – 1429. kitāb Ghayat al – Nihayah fī Tabaqāt al – Qurra. Leipzig: Deutsche Morgenländische Gesellschaft in kommission bei F. A. Brockhaus, 1933 – 1935. 3 vols. In 2.
7. کتاب غاية النهاية في طبقات القراء، اثر شمس الدين محمد بن محمد الجزري (تصحيح، با همکاري).
8.» Neue Quellen zum Koran – Text«, Forschungen und Fortschritte 9, 1933, 78.
8. منابع تازه دربارة متن قرآن.
9. »Nichtkanonische Koranlesarten im Muhtasab des Ibn Ginni«, München: 1933.
9. شيوه هاي قرائت غير معمول قرآن در کتاب المحتسب، اثر ابن جني.
10. Ibn khalawayh, Husayn Ibn Ahmad, d. 980 or 81. Mukhtasar fī shawadhdh al – Qurān. Foreword also in English by Arthur Jeffery, Leipzig: Deutsche Morgenländiche Gesellschaft, 1934.
10. مختصر في شواذ القرآن من کتاب البديع يا کتاب القرآات الشاذه، اثر ابن خالويه (نقد)
(Brockhaus Enzyklopädie. 2\556; Meyers Enzyklopadisches Lexikon. 3\829; Archiv für Orientalforschung.1\60).

10. برونشويگ روبر Brunschvig, Robert

 

تاريخچه

وي در سال 1901م در بوردو (فرانسه) به دنيا آمد. در سال 1932 استاد تمدن اسلامي در دانشگاه الجزيره شد. در 1940 مدارس ابتدايي و دبيرستان براي يهوديان الجزايري تأسيس کرد. در 1942 و 1943 رئيس کميتة مطالعات اجتماعي اقليت يهودي الجزاير شد و سال 1945 به سمت استاد زبان و ادبيات عرب دانشگاه بوردو منصوب شد. او پس از ده سال تدريس، به پاريس رفت و مدير انستيتوي مطالعات اسلامي دانشگاه سوربن گرديد. برونشويگ با همکاري شاخت، ويرايش مطالب نشرية مطالعات اسلامي را به عهده داشت.

 

مهم ترين آثار

»simples remarques negatives sur le vocabulaire du corān«, SI 5, 1956, 19 – 32.
«ملاحظات ساده منفي دربارة واژگان قرآن»
(Encyclopaedia Judica. 4\1419–1420; London University. School of oriental and African Studies. Library. 2\118).

11. بل، ريچارد Bell, Richard

 

تاريخچه

وي در سال 1876 به دنيا آمد. از اهالي اسکاتلند بود و در دانشگاه ادينبرا در رشته هنر و الهيات درس خواند. سپس تحصيلاتش را در آلمان ادامه داد. استاديار کرسي عربي و عبري در دانشگاه ادينبرا بود. در 1921 در سمت مربي و سپس دانشيار عربي همان دانشگاه به تدريس پرداخت و سال 1947 بازنشسته گرديد. در آغاز شيفته تحقيق در رياضيات عرب (اسلامي) و مطالعة نسخ خطي کتابخانة دانشگاه ادينبرا بود، اما سپس به مطالعة قرآن و ترجمه آن به زبان انگليسي پرداخت. به سرزمين هاي عرب زبان مسافرت کرد و در سال 1952 چشم از جهان فرو بست.

 

مهم ترين آثار

1. »A Dupli cate in The Koran, The composition of surah XXIII«, MW 18, 1928, 227 – 233.
1. متشابهي در قرآن، ساختار سورة بيست و سوم.
2. »The Men of The A’raf (surah vii: 44)«, MW 22. 1932, 43 – 48.
2. مردم اعراف (سوره هفتم آيه 44).
3. The Qurān. Translated with a critical re – arrangment of The surates, Edinburgh: T. and T. clark, 1937 – 39.
3. قرآن (ترجمه).
4. »Muhammad and Divorce in The Qurān«, MW 29, 1939, 55 – 62.
4. حضرت محمد(ص) و طلاق در قرآن.
5. »The style of The Qurān«, TGOS 11, 1942 – 44, 9 – 15.
5. سبک قرآن.
6. »Muhammad's knowledge of The old Testament«, studia semitïca et Orientalia, II, Presented vol. to W. B. Stevenson, Glasgow: 1945, 1 – 20.
6. آگاهي حضرت محمد(ص) از کتاب عهد عتيق.
7. »surat al – Hashr«, a study of its composition, MW 38, 1948, 29 – 42.
7. سورة حشر.
8. »Introduction to The Qurān«, Edinburgh: University press, 1953; 1970; 1990. (Islāmic surreys 8.)
8. در آمدي بر قرآن.
9. Commentary on The Qurān. 1: Surahs I- XXIV, 2: Surahs XXV – CXLIV. Ed. C. E. Bos worth and M. E. J. Richardson. Manchester: 1991.
9. تفسير قرآن.
(Chicago University. Oriental Institute Library. 3\10–11; London University. School of oriental and African Studies. Library. 1\729).

12. بلاشر، رژيس Blachere, Regis

 

تاريخچه

وي در سال 1900 م درمون روژ (فرانسه) به دنيا آمد. در پانزده سالگي همراه پدر و مارش روانه مراکش شد. پس از اتمام تحصيلات متوسطه در کازابلانکا (دارالبيضاء)، در مدرسه مولاي يوسف در رباط به تحصيل پرداخت. در سال 1922 ليسانس گرفت و سال 1935 با ارائه پايان نامه اي ـ در دو مرحله ـ با عنوان ابوالطيب متنبّي و ترجمه طبقات الامم اثر صاعدبن احمد اندلسي، به اخذ درجه دکتري از دانشگاه سوربن نايل آمد. به زبان عربی و گويش هاي بدوي و مکّي و مدني تسلط کامل داشت. در زمينة مطالعات اسلامي و ادبيات عرب از سرشناسان جهان عرب است. ترجمة او از قرآن کريم يکي از بهترين ترجمه هاي موجود در زبان هاي اروپايي است و نشانگر نقد منابع و مباحث تاريخي و لغوي وادبي شناخته شده است. استاد فلسفة عرب (اسلام) در دانشگاه سوربن و استاد دانشکدة ادبيات پاريس بود. مقالات متعددي در دايرة المعارف اسلام و در دایرة المعارف بزرگ فرانسه به چاپ رساند و سرانجام در 7 اوت سال 1973 در پاريس درگذشت.

 

مهم ترين آثار

1. Le coran; traduction selon un essai de reclassement des sourates. Par Regis Blachere. Paris: G. P. Maisonneuve, 1947 – 1950; 1957; Paris: presses Universitaires de France, 1966; 5 ed, 1977.
1. قرآن، ترجمه بر مبناي طبقه بندي دربارة سوره ها.
2. Introduction au corān. Paris: G. P. Maisonneuve, 1947; z ed., Partiellement refondue. Paris: Edition Besson chentemerle, 1959; Paris: G. P. Maisonneuve, 1977.
2. مدخلي بر قرآن.
3. »Note sur le substantitf nafs souffle vital âme dans le coran«, semitica, I, 1948, 69 – 77.
3. يادداشت دربارة نفس حياتي جان در قرآن.
(Great Soviet Encyclopaedia. 13\380; London University. School of oriental and African Studies. Library. 1\942; Robert, 1\359).

13. بلمي، جيمز آندرو Bellamy, James Andrew

 

تاريخچه

وي در 12 اوت سال 1925 م در شهر انزويل، ايالت اينديانا (امريکا) به دنيا آمد. در سال 1946 از سنترکالج ليسانس علوم انساني گرفت. از سال 1951 تا 1953 با استفاده از بورسية هريسن در دانشگاه پنسيلوانيا، و در 1953 و 1954 با بورسية بنيادفورد به تحصيل پرداخت و 1956 موفق به اخذ درجه دکتري در مطالعات شرقي گرديد. 1956 و1957 مربي موقت زبان عربي در دانشگاه پنسيلوانيا، 1958 و 1959 استاديار دانشگاه ايالتي وين، 1959 و 1960 مربي دانشگاه ميشيگان در شهر ان اربر، 1960 تا 1964 استاديار و 1964 تا 1968 دانشيار شد و سپس به درجه استادي رسيد.

 

مهم ترين اثر

»The Mysterious letter of The Koran: old Abbreviations of The Basmalah«, JAOS, 1973, 7 – 9.
حروف رمزي قرآن: اختصارات قديمي بسم الله.
(Directory of American Scholars. 3\34).

14. بليايف يوگني آلکساندروويچ Beliaev, Evgeni Alexanderovich

 

تاريخچه

وي در 21 فوريه سال 1895 م در رژف واقع در استان تورسک (کالينين) متولد شد. از 1913 تا 1916 به تحصيل در دانشکدة زبان هاي شرقي دانشگاه پترزبورگ اشتغال داشت. سال 1922 انستيتوي شرق شناسي مسکو را به پايان رساند و نامزد (دکتر) علوم تاريخي شد. 1962 بدون دفاع از رساله، به دريافت درجه دکتري نايل آمد. 1918 داوطلبانه وارد ارتش سرخ شد. 1924 تا 1929، 1934 تا 1942 و از 1945 تا 1953 استاد مدرسه عالي سياسي وزارت امور خارجة اتحاد شوروي بود. در سال 1935 به مقام دانشياري رسيد و از 1945 تا 1955 سرپرست گروه تاريخ کشورهاي شرق نزديک و دور، در انستيتوي شرق شناسي مسکو شد. وي در سال 1964 درگذشت.

 

مهم ترين آثار

1. »proiskhozhdenie Islama. Khrestomatiia«, Moskovskii Rabochii. Moskva – Leningrad: Rabochii, 1931, 184.
1. پيدايش اسلام، برگزيده ها.
2. Koran. Per. i komm. I. Iu. Krachkovskogo, Moskvo: IVL, 1963.
2. قرآن (مقدمه).
(Great Soviet Encyclopaedia. 3\139; Miliband, 72).

15. بورکهارت، تيتوس Burckhardt, Titus

 

تاريخچه

وي اهل سويس بود. در فلورانس (ايتاليا) در سال 1903 به دنيا آمد. علاقه خاصي به هنرهاي شرقي، به ويژه اسلامي، داشت و به همين خاطر تاريخ، علوم و زبان هاي شرقي را فرا گرفت. در زمينة معماري، شهرسازي، جامعه شناسي، علوم و عرفان اسلامي تحقيقاتي انجام داد. در سال 1972 از سوي يونسکو عهده دار حفظ و نگاهداري آثار باستاني شهر فاس در مغرب گرديد. همچنين مدير بنگاه انتشاراتي گراف فرلاگ ـ که چاپ و نشر نسخ کهن را انجام مي دهد ـ بود.

 

مهم ترين آثار

1. »Du Barzakh«, Etudes traditionnelles 42, 1937, 419 – 427.
1. دربارة برزخ.
2. »De la Thora, de L’Evangile et du Qorān«, Etudes Traditionnelles 43, 1938, 328 – 337.
2. دربارة تورات، انجيل و قرآن.
3. Introduction aux doctrines esoteriques de L’Islām. Lyon: Derain, Alger: Messerschmitt, 1955.
3. درآمدي بر آموزه هاي باطني اسلام.
(Chicago University. Oriental Institute Library. 3\771; London University. School of oriental and African Studies. Library. 2\158–159).

16. بوسکه، ژرژ آنري Bousquet, George Henri

 

تاريخچه

از اهالي فرانسه و استاد دانشکدة حقوق و جامعه شناسي در الجزاير بود.

 

مهم ترين آثار

1. snouck – Hurgronje, C. »La legende qoranique d’Abraham et la politique religieuse du prophete Muhammed«, traduit (avec la collaboration de G. W. Bousquet – Mirandolle) avec introduction et portface par G. H. Bousquet, RA 95, 1951, 273 – 288.
1. داستان قرآني ابراهيم و سايت ديني حضرت محمد(ص) (مقدمه و پي نوشت).
2. Noldeke, Theodor, 1836 – 1930. Remarques critiques sur le style et la syntaxe du coran. Traduit avec une postface, observations sociologiques sur le dogme de la precelence du coran, par G. H. Bousquet, paris: A. maisonneuve, 1953.
2. ملاحظاتي دربارة سبک و نحو قرآن (ترجمه، پي نوشت و ملاحظات جامعه شناختي).
(Chicago University. Oriental Institute Library. 3\557–558).

17. بوسه، هريبرت Busse, Heribert

 

تاريخچه

وي در 26 آوريل سال 1926 م در دودراشتات (آلمان) به دنيا آمد. 1948 تحصيلات دبيرستاني را به پايان رساند. در سال 1956 موفق به اخذ درجه دکتري از دانشگاه ماينتس گرديد. از 1956 تا 1963 دستيار علمي در دانشگاه هامبورگ و در 1964 و 1965 کارشناس انستيتوي شرق شناسي آلمان در بيروت بود. 1965 رساله استادي خود را نگاشت و از همان موقع تا 1970 استاد دانشگاه هامبورگ بود. در 1970 و 1971 استاد ميهمان در دانشگاه بردو، از 1971 تا 1973 استاد دانشگاه بوخوم، از 1973 استاد دانشگاه کيل و سپس در 1980 و 1981 همکار پژوهشي انستيتوي پژوهش هاي دانشگاه بيت المقدس گرديد. بوسه عضو انجمن شرق شناسي و انجمن فلسطيني آلمان بود.

 

مهم ترين آثار

1. »Herrschertypen im Koran«, Die islamische welt Zwischen Mittelalter und Neuzeit, festschrift für H. R. Roemer. Beirut: 1979, 56 – 80.
1. حکمرانان در قرآن.
2. »The Arab conquest in Revelation and politics«, Israel oriental studies 10, 1980, 14 – 20.
2. پيروزي عرب در وحي و سياست.
3. »Das leben Jesu im Koran«, Christiana Albertina 15, 1981, 15 – 25.
3. مسيح در قرآن.
4. »Das Gleichnis von sämann in Koran«, pro Memoria, des studienjahr der Dormition Abbey auf dem berg sion in Jerusalem, ed. Laurentius klein und Immanuel Jacobs, Jerusalem: 1983, 177 – 197.
4. تمثيل کشتکار در قرآن.
(Chicago University. Oriental Institute Library. 3\808).

18.بول، فرانتسBuhl, Franz

 

تاريخچه

وی در 6 سپتامبر سال 1850 م در کپنهاگ (دانمارک) به دنیا آمد. در دانشگاه کپنهاگ درس الهیات خواند و 1874 لیسانس گرفت. در سال 1876 به آلمان رفت و 1878 با ارائه پایان نامه ای با عنوان پژوهشی در تاریخ زبان و نحو عربی موفق به اخذ درجه دکتری از دانشگاه لایپزیگ گردید. از 1880 تا 1890 مدرس کتاب مقدس عهد عتیق در دانشگاه کپنهاگ بود. از 1890 تا 1898 در دانشگاه لایپزیگ و از 1898 تا 1932 در دانشگاه کپنهاگ استاد زبان های سامی بود. بول عضو مجمع علمی عربی دمشق بوده است. وی در 24 سپتامبر سال 1932 درگذشت.

 

مهمترین آثار

1. Muhammeds religiose Forkyndelse efter Quranen. Kobenhavn: J.H. Schultz, 1924.
1. دعوت دینی حضرت محمد(ص) در قرآن.
2. « ÜBer Vergleichungen und Gleichniss im Quran», AO 2, 1924, 1–11.
2. درباره استعاره ها و تمثیل ها در قرآن.
3. - «Zur Kuranexegesc», AO 3, 1925, 97–108.
3. درباره تفسیر قرآن.
4. «Die Schrift und was damit zlusammenhängt im Quran» Oriental Studies Paul Haupt. 1926, 364–373.
4. خط و رابطه آن با قرآن.
(Encyclopaedia Judica. 4\1468; London University. School of oriental and African Studies. Library. 2\147–148).

19. بیج لفلد، ویلم Bijlefeld, Willem A.

 

تايخچه

وی در 8 مه سال 1925 م در توبلو (اندونزی) به دنیا آمد.1946 از دانشگاه گرونینگن هلند لیسانس الهیات گرفت. در سال 1947 و 1948 در دانشگاه لیدن به تحقیق پرداخت. 1950 از دانشگاه گرونینگن و 1959 از دانشگاه اوترشت درجه دکتری الهیات و مطالعات اسلامی دریافت کرد. از 1950 تا 1955 سرپرست دانشجویان خارجی در دانشگاه لیدن، از 1959 تا 1964 مشاور پروژه اسلام در افریقا (نیجریه شمالی) و از 1964 تا 1966 استادیار زبان عربی و مطالعات اسلامی در دانشگاه ابادان و مدیر پروژه اسلام در افریقا (ابادان) در مرکز مطالعاتی پیربنیگنوس بود. از 1966 تا 1968 دانشیار مطالعات اسلامی، از 1968 استاد، از 1969 مدیر بنیاد مذهبی هارتفرد، از 1967 ویراستار نشریه جهان اسلام و عضو هیأت ویراستاران نشریه مذهب افریقا در لیدن بود.

 

مهم ترین آثار

1. Some Observations of the Quranic Use of the Terms Prophet and Apostle. 1\1969.
1. تأملاتی چند درباره اصطلاحات قرآنی پیامبر و رسول.
2. «Some Recent Contributions to Quranic Studies: Selected Publications in English, French, and German, 1964–1973», MW 64, 1974, 79–102, 172–179,259–274.
2. برخی مقالات تازه در زمینه مطالعات قرآنی، گزیده نشریات به زبان انگلیسی، فرانسوی و آلمانی، 1964ـ1973.
(Directory of American Scholars. 4\33; Chicago University. Oriental Institute Library. 3\364).

20. بیشای، ویلسن Bishai, Wilson B.

 

تاريخچه

وی که از اهالی امریکا بود در 18 مه سال 1923 م در ایالت منیه (صعید مصر) دیده به جهان گشود. در سال 1953 لیسانس از یونیون کالج کلمبیا، 1954 فوق لیسانس از مدرسه الهیات سونت دی ادونتیست و 1959 از دانشگاه جانز هاپکینز درجه دکتری دریافت کرد. 1959 و 1960 مدرس زبان های سامی در دانشگاه ویسکانسین، از 1960 تا 1966 استادیار مطالعات خاورمیانه ای در مدرسه بین المللی مطالعات پیشرفته دانشگاه جانز هاپکینز، از 1962 تا 1966 مربی امور خارجه انستیتوی پژوهش های دینی خاورمیانه ای و شمال افریقا و از 1966 مربی مطالعات عربی در هاروارد بود. ویلسن عضو انجمن شرق شناسی و انجمن زبان شناسی امریکا، انستیتوی خاورمیانه ای، انجمن تاریخ امریکا، انجمن مطالعات خاورمیانه ای و انجمن معلمان عربی امریکا بوده است.

 

مهم ترین اثر

«A Possible Coptic Source for A Quranic Text», JAOS 91, 1971, 125 –128.
منبعی احتمالاً قبطی برای متنی قرآنی.
(Directory of American Scholars. 3\43–44; Chicago University. Oriental Institute Library. 3\389).

منابع

1. Brockhaus Enzylopädie. In zwanzig Banden, siebzebnte völlig neu bearbeitete. Aufl. Des grossen Brockhaus. Wiesbaden: Brockhaus, 1966.
2. Buckland, Charles Edward. Dictionary of Indian Biography. Dehli: S.B. Singh, Indological Book House, Varanasi, 1971.
3. Burton, John. The collection of the Qurān, Cambridge University Press, Cambridge 1977.
4. Chicago University. Oriental Institute Library. Catalog of the Oriental Institute Library University of Chicago. Boson: G.K Hall, 1970.
5. Directory of American Scholars. Edited by Jaoues Cattell Press, New York,
London: R.R.Bowker, 1974.
6. Encyclopaedia Judica. Jerusalem: Encyclopaedia Judica, 1974.
7. Encyclopaedia of the Qurān. Brill: Leiden, 2001
8. Great Soviet Encyclopaedia. A.M.Prokhorov, editor in chief. New York: Macmillan, 1973.
9. Der Grosse Duden–Lexikon. In act Banden, Hrsg. Und bearb. Von der Leaibonredaktion des Bibliographischen Instituts. Mannheim: Bibliographisches Instituts Lexikonverlag, 1964–70, 10V.
10. Haykakan Sovetakan Hanragitaran. Haykakan SSH gitutiunneri. Akademia, Yerevan: 1974.
11. London University. School of oriental and African Studies. Library. Library Catalogue. Boston: G.K.Hall, 1963.
12. Meyers Enzyklopadisches Lexikon. In 25 Banden. Mit 100 Siegnierten sonder beitr. 9., Vollig. Neu bearb. Aufl. Mannheim, Wien, Zurich: Biblographisches Inst. 1971.
13. Miliband, C.D. Biobibliogrephian Dictionary of Soviet Orientalists. Moscow: 1975.
14. The New Encyclopaedia Britannica. 15 th. ed. Chicago: Encyclopaedia Britannica, Inc. Helen Hemingway Benton, 1972.
15. Robert, Paul. Dictionnaire universelles des nouns propres alphabetique et analogique. Paris: Societe du Nouveau Littre, 1974.
16. Archiv für Orientalforschung. Internationale Zeitschrift für die Wissenschaft von Altem Orient. Herausgegeben von Ernts. Berlin: F.Weidner, 1923.
17. Archive Orientalni. Journal of the Czechoslovak Oriental Institute. Prague: 1929

پی نوشت :

* عضو هيئت علمي دانشگاه تهران (پرديس قم)
جمعه 31 شهریور 1391  12:30 AM
تشکرات از این پست
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

زیست شناخت برخی خاورشناسان و آثار آنان

زیست شناخت برخی خاورشناسان و آثار آنان

دکتر حسن رضایی هفتادر*
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران (پردیس قم)


چکيده

دراین تحقیق، بعد از بیان مقدمه در ضرورت شناخت خاورشناسان و معرفی برخی منابعی که آنان را شناسانده، به معرفی اجمالی شانزده خاورشناس و آثار قرآنی آنان به ترتیب حروف الفبای فارسی (ب و پ) پرداخته شده است.
در این مجموعه نام های قرآن پژوهان برجسته ای چون: پارت، پرتسل، پیکتال، و تسدال به چشم می خورد.

واژه های اصلی:

قرآن، خاورشناسان، آثار قرآنی.

مقدمه

قرآن در نظر اسلام شناسان و قرآن پژوهان غربی، از اهمیت بسیاری برخوردار بوده و در نتیجه به بررسی آن پرداخته اند. آنان حاصل پژوهش های خود را دربارۀ این کتاب آسمانی در قالب مقالات، کتاب ها و دائرة المعارف ها، به جهان علم عرضه کرده اند. شناخت این آثار و افراد برای ما مسلمانان ضرورتی انکارناپذیر دارد؛ زیرا در پس نگارش برخی از آنها، اهداف استعماری و تبشیری نهفته است.

تاریخچه

پژوهش گران آثاری را در معرفی خاورشناسان و تألیفات آنان به رشتۀ تحریر درآورده اند. این آثار را براساس محتوای آنها، می توان به دو دسته تقسیم کرد:
الف) کتاب هایی که در آنها فقط به زندگی نامۀ علمی و آثار خاورشناسان پرداخته شده است؛
ب) آثاری که در آنها ضمن بررسی آراء خاورشناسان به مناسبت، زیست شناخت و تألیفات آنان نیز اشاره گردیده است.
مهم ترین آثاری که از قسم اول بوده و به فارسی نگاشته شده، بدین قرارند:
1. فرهنگ اسلام شناسان خارجی، نوشتۀ حسین عبداللهی خوروش که مؤسسۀ مطبوعاتی مطهر در دو جلد درسال 1344شمسی منتشر کرده است؛
2. فرهنگ خاورشناسان، شرح حال و خدمات دانشمندان ایران شناس و مستشرق، تألیف ابوالقاسم سحاب که نشر کتاب سحاب در یک جلد درسال 1356شمسی منتشر کرده است؛
3. فرهنگ جامع خاورشناسان مشهور و مسافران به مشرق زمین نوشتۀ نصرالله نیک بین که انتشارات آرون در دو جلد در سال 1380شمسی چاپ کرده است.
از جمله آثار فارسی که از قسم دوم است:
1. نقد آثار خاورشناسان، نگاشتۀ مصطفی حسینی طباطبایی که انتشارات چاپخش در یک جلد درسال 1375شمسی منتشر کرده است؛
2. مستشرقان و تاریخ گذاری قرآن، نوشتۀ محمد جواد اسکندرلو که انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن در یک جلد درسال 1385شمسی چاپ کرده است؛
3. مستشرقان و حدیث، اثر سهیلا شینی میرزا که نشر هستی نما در یک جلد درسال 1385شمسی منتشر کرده است.
البته تألیفاتی دربارۀ خاورشناسان وآثار آنان به زبان های دیگر تدوین شده که به سبب پرهیز از طولانی شدن مقاله، از پرداختن به آنها خودداری می گردد. بررسی تألیفاتی که دربارۀ زندگی نامۀ علمی و آثار خاورشناسان است، نشان می دهد که درآنها شرح حال برخی از خاورشناسان و آثار قرآنی آنان ذکر نشده است. نگارنده در این مقاله و دیگر مقالات، برآن است تا با معرفی اجمالی، خاورشناسان و آثار قرآنی آنان را تکمیل نماید.

1) پارت، رودی (Paret, Rudi)

رودی پارت در سوم آوریل سال 1901 در ویتن دورف، شوارتسوالد (آلمان) به دنیا آمد. وی در سال 1924 با ارائه پایان نامه ای با عنوان سیرت سیف بن ذی یزن، به اخذ درجۀ دکتری شرق شناسی از دانشگاه توبینگن نایل گردید. او از سال 1930 تا 1935 استاد غیررسمی و از 1939 استاد رسمی دانشگاه هایدلبرگ بود. رودی در سال 1940 کرسی مطالعات اسلامی و زبان و ادبیات سامی در دانشگاه بن را به عهده گرفت؛ از سال 1951 کرسی زبان و ادبیات سامی و مطالعات اسلامی در دانشگاه توبینگن را عهده دار بود و در گردآوردی دائرةالمعارف اسلام، خدمات شایانی عرضه کرد. وی در سال 1968 بازنشسته شد و در 31 ژانویۀ سال 1983 درتوبینگن درگذشت.

 

مهمترین آثار

-«Der plan einer neuen,leicht kommentierten wissenschaftlichen koranübersetzung», Orientalische studien, Festschrift E.Littmann. 1935,121-130. «طرح ترجمه تازه ای از قرآن بر پایة تفسیری ساده و علمی»
-«Zur Technik der Verszählung bei Koranzitaten», OLZ 39, 1936, 3-4.
«دربارۀ شیوۀ شماره گذاری آیات در نقل قول از قرآن»
-Bell ,Richard. «The Qurān», translated, with a critical rearrangement of the surahs. Vol. 1. Edinburgh:1937, OLZ 42, 1939, 305-308.
«قرآن» (نقدِ ترجمه)
-«Die Bedeutung des wortes Baqīya im Koran», Alttestamentliche studien, Friedrich Nötscher Zum60. Geburstag . Hrsg. Von H. Junker und J. Botterweck. Bonn: Hanstein, 1950, 168-171.«اهمیت واژه بقیه در قرآن»
-Grenzen der Koranforschung. Stuttgart: Kohlhammer, 1950.
دامنۀ پژوهش در قرآن
-Henninger, Josef. «spuren christlicher Glauben swahrheiten im Koran», Schöneck/Beckenried 1951, ZDMG 102, 1952, 159- 160.
«نشانه هایی از حقایق دین مسیح در قرآن» (نقد)
-«Sure 9,122 und der Gihad», WI, N.S.2, 1952, 232-236.
«سورۀ توبه، آیۀ 122 و جهاد»
- «Der standpunkt al-Baqillani’s in der Lehre vom Koran», studi orientalistici in onore di Giorgio Levi Della vida, II, 1956, 294-303.
«نظریات الباقلانی درآموزش قرآن»
-Arberry, Arthur J. «The Koran Interpreted», London: 1955, WI, N.S.,1957, 121-122.«تفسیر قرآن» (نقد)
-Mohammed und der Koran. Geschichte und Verkündigung des arabischen propheten. Stuttgart: Kohlhammer, 1957;1966; 1972; 1976; 1980.حضرت محمد (ص) و قرآن؛ تاریخ و دعوت به اسلام این پیامبر عربی
-Birkeland, Harris. «Old Muslim opposition Against Interpretation of the Korān», oslo: 1955, OLZ 52, 1957, 56-58.
«مخالفت مسلمانان دیرین با تفسیر قرآن» (نقد)
-Strothmann, Rudolf. «Ismailitischer kommentar zum korān, Abschnitt 11-20», Göttingen: 1955, OLZ 53, 1958, 356-358.
«تفسیر اسماعیلیه از قرآن، جزء11-20» (نقد)
-«Die ″Ferne Gebetsstätte″ in sure 17, 1», Der Islam 34, 1959, 150-152.
«مکانهای زیارتی دوردست درسورۀ اسراء آیۀ یکم»
-Eric F.F. Bishop mit Mohamed kaddal. «The light of Inspiration and secret of Interpretation», being a translation of The chapter of Joseph (Sūrat.Yūsuf). With the commentary of Nasir Id-Din AL-Baidāwi. Glasgow: 1957, Der Islam34, 1959, 196-197.
«نور الهام و رمز تفسیر» (ترجمه سورۀ یوسف)(نقد)
-Moudarac, Yahya. «Abraham dans le Coran» L’Historie d’Abraham dans le coran et la naissance de L’Islam, Der Islam35, 1960, 148-151.
«حضرت ابراهیم در قرآن» (نقد)
«اصحاب الاخدود» -«Ashab al-Ukhdud», EI, vol.I, 1960, 692.
«اصحاب الکهف» -«Ashab al-kahf», EI, vol.I,1960, 692
-«Der Koran in Geschichte und Gegenwart», Geschichte in wissenschaft und unterricht9, 1960, 520-535.«قرآن در زمان گذشته و حال»
-Furati, mevla. «Das Buch der vierzig Fragen. Eine sammlung koranischer Geschichten», aus Türkischen übertragen und mit Erläuterungen Versehen Von Joachim Hein, WI7, 1961, 191-192.
«کتاب چهل پرسش؛ مجموعه ای از قصص قرآن» (نقد)
-Masson, Denise. «Le coran et la Révélation Judéo-chrétienne», 1-2. Paris: 1958, Der Islam36, 1961, 274-275.
«قرآن و مکاشفه یهودی ـ مسیحی» (نقد)
-«Der Koran als Geschichtsquelle», Der Islam37, 1961, 24-42.
«قرآن، منبعی تاریخی»
-Izusu, Toshihiko. «The structure of the Ethical Terms in the Koran», Tokio: 1959, WI8, 1961, 60-61.«ساختار اصطلاحات اخلاقی در قرآن» (نقد)
-«Der Koran und die prädestination», OLZ58, 1963, 117-121.
«قرآن و تقدیر الهی»
-Ahmad, Mirza Mahmud. «Das weltgeschehen im Spiegel des Qurāns», Zürich: 1960, OLZ59, 1964, 378.«حدوث جهان در آیینة قرآن» (نقد)
-«Baidawi’s Commentary on The surah 12 of The Qurān», text, accompanied by an interpretative rendering and notes by A.F.L. Beeston. Oxford: 1963, Der Islam41, 1965, 264.
«تفسیر بیضاوی از سورۀ یوسف قرآن مجید» (نقد)
-Allard, Michel; Elziere, may; Gardin, Jean-claude; Hours, Francis. «Analyse conceptuelle du coran sur cartes perforées», Paris, la Haye: 1963, ZDMG117, 1967, 193-196.
«تحلیل موضوعی قرآن بر پایۀ کارت های پانچ شده» (نقد)
-Izutsu, Toshihiko. «Ethico-Religious concepts in the Qurān”, Montreal: 1966, WI11, 1967-68, 234-252.
«مفاهیم اخلاقیـ دینی در قرآن» (نقد)
-«Die Bedeutung von An-Nağm in sure 55,6», of, Festschrift für O.Spies. Hrsg. von wilhelm Hoenerbach, Wiesbaden: 1967, 512-513.
«معنای النّجم در سورۀ الرحمن آیۀ 6»
-«Sure 2, 256: Lā ikrāha fī d-dīni. Toleranz oder Resignation?», Der Islam45, 1969, 299-300.
«سورۀ بقره آیۀ 256:﴿إِکراهَ فِی الدِّین﴾؛ شکیبایی یا ناامیدی؟»
-Chouémi, Moustapha. «le verbe dans le Coran: Racines et formes» Paris: 1966, OLZ64, 1969, 361-362.«فعل در قرآن: ریشه ها و شکل ها» (نقد)
-Montgomery watt, w. «companion of the Qurān. Based on the Arberry translation», London: 1967, Der Islam46, 1970, 72-73.
«ملازم قرآن. بر پایۀ ترجمۀ آربری» (نقد)
-Wagtendonk, k. «Fasting in the Koran», Leiden: 1968, Der Islam46, 1970, 68-69.«روزه در قرآن» (نقد)
-O’Shaughnessy, Thomas. «Muhammad’s Thoughts on Death. A thematic study of the Qurānic data”, Leiden: 1969, Der Islam46, 1970, 310-312.
«اندیشه های حضرت محمد(ص) دربارۀ مرگ؛ مطالعۀ موضوعی داده های قرآنی» (نقد)
-«Signification coranique de halīfa et d’autres dérivés de la racine halafa», SI31, 1970, 211-217.
«معنای قرآنی خلیفه و سایر مشتقّات از ریشۀ خلافت»
-Nwyia, Paul. «Exégése coranique et langane mystique», nonvel essai sur le sexique technique des mystiques musulmans. Beyrouth: 1970, ZDMG122, 1972, 337-338.«تفسیر قرآنی و زبان عرفانی» (نقد)
-Räisänen, Heikki. «Das koranische Jesusbild. Ein Beitrag zur theologie des Korans», Helsinki: 1971, ZDMG122, 1972, 335-336.
«سیمای قرآنی حضرت مسیح(ع)؛ مقاله ای در الهیات قرآن» (نقد)
-«Textkritisch verwertbare koranvarianten», Islamwissenschaftliche Abhandlungen, Fritz meier zum60. Geburtstag. Hrsg. Von Richard Gramlich, Wiesbaden: 1974, 198-204.
«شیوه های جالب تلاوت قرآن از نظر نقد متن»
-«Zur koranforschung», Deutsche orientalistik am Beispiel Tübingens. Arabistische und islamkundliche studien. Hrsg. Von G. Rotter, Tübingen, Basel: 1974, 43- 52.«دربارة پژوهش در قرآن»
-weitere verbesserungen zu meiner koranübersetzung sowie Hinweise auf beachtenswerte varianten. Stuttgart: kohlhammer, 1975.
تصحیحاتی دیگر در ترجمۀ قرآن و همچنین اشاره ای به شیوه های جالب تلاوت آیات قرآنی
-Von Ess, Josef. «Zwischen Hadit und Theologie. Studien zum Entstehen prädestinatianischer überlieferung», Berlin, NewYork: 1975, Der Islam52, 1975, 332-333
«میان حدیث و الهیات؛ پژوهش هایی دربارۀ پیدایش وحی الهی» (نقد)
-Jansen, J.J.G. «The Interpretateon of the Koran in modern Egypt», Leiden: 1974, Bo33, 1976, 240-241.«تفسیر قرآن در مصر امروز» (نقد)
-Labib as-said. «The Recited Koran. A History of The First Recorded version», translated by Bernard Weiss, M.A. Rauf and Monroe Berger, Princeton:1975, Der Islam54, 1977, 136.
«قرائت قرآن؛ تاریخچۀ نخستین نسخۀ ثبت شده» (نقد)
-Burton, John.« The collection of the Qurān», Cambridge: 1977, Der Islam55, 1978, 352-354.«گردآوری قرآن»
-Wansbrough, John. «Quranic studies, sources and methods of scriptural Interpretation», Oxford: 1977, Der Islam55, 1978, 354-356.
«مطالعات قرآنی، منابع و روش های تفسیر کتاب مقدس» (نقد)
-«Der Ausdruck samad in sure 112, 2», Der Islam56, 1979, 294-295.
«اصطلاح صمد در سورۀ اخلاص آیۀ 2»
-«Besonderheiten alter koranhandschriften», studien zür Geschichte des vorderen orients. Brill, 1981, 310-320.
«ویژگی های دست نوشته های قدیمی قرآن»
-«Kira’a», EI, Vol. 7, 1986, 127-129.«قرائت»
(Chicago University. Oriental Institute library. 12/649-650; London University. School of oriental and African studies. Library. 6/146-147).

2) پامر ادوارد هنری (Palmer, Edward Henry)

ادوارد هنری پامر هفتم اوت 1840 در شهر کمبریج (انگلستان) به دنیا آمد. او در سال 1863 به سنت جونز کالج کمبریج راه یافت و با استفاده از بورس، به تحصیل در زبان های شرقی پرداخت. ادوارد در سال 1867 لیسانس و در سال 1870 فوق لیسانس زبان های شرقی گرفت. او زبان های یونانی، لاتینی، فرانسه، عربی، فارسی و اردو را خوب می دانست. وی در سال 1869 همراه هیأتی از باستان شناسان به صحرای سینا، بیت المقدس و دمشق سفر کرد و آثاری در زمینۀ مسافرتش منتشر ساخت. او در سال1871 استاد زبان عربی در لرد آلمونر کمبریج و از سال 1871 تا 1881 استاد زبان های شرقی در دانشگاه کمبریج بود. وی در یازدهم اوت 1882 به دست صحرانشینان مصری کشته شد.

 

مهم ترین آثار

-The Quran. Oxford: clarendon press, 1880; London: 1928.
قرآن ( ترجمه به زبان انگلیسی)
(Buckland, 327-328; Dictionnaire Encyclopedique Quillet. 6/4889; Robert, 3/618; Webster’s Biographical Dictionary. 1141; who was who in Egyptology. 221.)

3) پتراشک، کارل (petráček, karel)

کارل پتراشک در ششم فوریه 1926 در پراگ به دنیا آمد. او از سال 1946 در دانشگاه شارل پراگ زیر نظر فلیکس تاوئر استاد دستور زبان عربی و فارسی، رودلف روژیشکا استاد زبان عربی و زبان های سامی، یان ریپکا استاد ادبیات فارسی و ترکی، فرانتیشک لشکا استاد باستان شناسی مصر و زبینیک ژبا، استاد مطالعات مصری و قبطی، به تحصیل پرداخت. وی در سال 1951 با ارائه پایان نامه ای با عنوان زندگی نامه و آثار الاحوص الانصاری، به اخذ درجۀ دکتری نایل گردید. کارل از سال 1949تا1961 معلم زبان عربی مدارس پراگ و از 1950 دستیار مطالعات عربی در دانشکدۀ فلسفۀ دانشگاه شارل بود. او در سال 1953 رسالۀ استادی خود را در پنج بخش منتشر ساخت و در سال 1959 استاد زبان عربی و حبشی گردید. همچنین از سال 1968 تا 1974 مدیر انستیتوی مطالعات آسیایی ـ افریقایی دانگاه شارل در پراگ بود. وی یکم ژوئیه 1987 در پراگ درگذشت.

 

مهم ترین آثار

-Müller, F.R. «Untersuchungen zür Reimpros a im Koran», Bonn: 1969, Ar. Or.39, 1971, 378-379.
«بررسی هایی دربارۀ نثر مسجع در قرآن» (نقد)
-Shuon, F. «Dimensions of Islam», London: 1969, Ar. Or.41, 1973, 179.
«ابعاد اسلام» (نقد)
-Antes, P. «Prophetenwunder in der Ašariya bis al-Gazali», Freiburg I,B. : 1970, Ar.Or.42, 1974, 280.
«معجزۀ پیامبر در آثار اشعریه تا غزالی» (نقد)
-«Religioni e civiltá», vol. II, 1976, Ar. Or.48, 1980, 238.
«دین و تمدن» (نقد)
(Chicago University. Oriental Institute library. 13/4.)

4) پتن، والترملویل (Patton, Walter Melville)

والتر ملویل پتن در سال 1863 دیده به جهان گشود. وی با ارائه پایان نامه ای با عنوان «احمدبن حنبل و محنه» به اخذ درجۀ دکتری از دانشگاه هایدلبرگ نایل آمد.

 

مهم ترین آثار

-«The Doctrine of Freedom in Koran», AJSLL, V.16, 1899-1900, 129-144.
«آموزۀ آزادی در قرآن»
-Israel’s Account of The Beginnings contained in Genesis I-XI. Boston, etc: 1916.شرح بنی اسرائیل از آغاز جهان در سفر پیدایش 1ـ 11
-«Spiritual Guidance in Islam», MW6, 1916, 375-382.
«ارشاد معنوی در اسلام»
(London University. School of oriental and African studies. Library. 6/181)

5) پدرسن، یوهانس (Pedersen, Johannes)

یوهانس پدرسن در سال 1883 به دنیا آمد. وی که از اهالی دانمارک بود، در سال 1902 تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتۀ الهیات آغاز کرد و در سال 1912 به اخذ درجۀ دکتری نایل آمد. او از سال 1916 تا 1921 مربی کتاب مقدس عهد عتیق و از سال 1921 تا 1950 استاد زبان شناسی سامی در دانشگاه کپنهاگ بود. وی در سال 1901 عضو انجمن شرق شناسی آلمان در لایپزیگ و هاله، 1904 عضو انجمن نقل و ترجمۀ لندن، 1905 عضو انجمن زبان های باستانی اوپسالا، 1909 عضو انجمن شرق شناسی آلمان در برلین، 1912 عضو انجمن علوم اسلامی آلمان، 1920 عضو مجمع علوم عربی دمشق، 1921 مؤسس و رئیس هیأت اجرایی انجمن شرق شناسی سوئد و 1922 عضو آکادمی علوم پروس در برلین بود. او در سال های 1920 و 1921 به خاورمیانه سفر کرد و پس از هفت ماه اقامت در مصر و دیدار از دانشگاه الازهر، از راه فلسطین، سوریه و لبنان به کشورش بازگشت. پدرسن در 22 دسامبر سال 1977 درگذشت.

 

مهم ترین آثار

-«The Sabians», Oriental studies presented to E.G. Browne, 1922, 383-397.«صابئین»
-Muhammadansk mystik. En samling texter evers, og forklaret. København:A. marcus, 1923.تصوف اسلامی
-Islams kultur. København: Gyldendal, Nordisk forlag, 1928.
فرهنگ اسلامی
-«The Islamic preacher: Waiz, Mudhakkir, Qass», Goldziher Memorial volume 1, 1948, 226-251.«سخنران اسلامی: واعظ، مذکّر، قاص»
(Encyclopaedia Judaica. 13/210; Chicago University. Oriental Institute Library. 12/724-725).

6) پرتسل، اتو (Pretzl, Otto)

اتو پرتسل در بیستم آوریل 1893 در مونیخ به دنیا آمد. وی در دانشگاه مونیخ نزد فون هومل، اشپیگل برگ و زوسهایم زبان های اکدی، حبشی، عبری، عربی، سریانی، مصری باستان، قبطی، ترکی و فارسی را فرا گرفت. او در سال 1926 با ارائه پایان نامه ای دربارۀ زبان کتاب مقدس عهد عتیق، به اخذ درجۀ دکتری نایل آمد. وی در سال 1928 به استانبول سفر کرد و درآن جا، دو کتاب از تألیفات ابوعمروعثمان بن سعید الدانی دربارۀ شیوۀ قرائت و رسم الخط قرآن را منتشر ساخت. در سال 1933 آکادمی علوم باواریا او را مأمور پژوهش در شیوه های قرآئت قرآن کرد. وی در سال 1934 استادیار دانشگاه مونیخ، 1937 عضو آکادمی باواریا و 1939 عضو نیروی هوایی ارتش آلمان نازی بود. وی در 28 اکتبر سال 1941 در اثر سقوط هواپیما درگذشت.

 

مهم ترین آثار

-Nöldeke, Theodor,1836-1930. Geschichte des Qorāns. Zweite Auflage. Bearbeitet von Friedrich Schwally. [Dritter Teil von G. Bergsträsser und O. Pretzl.] Leipzig: T. weicher, 1909-1938.
تاریخ قرآن (با همکاری)
-AL-Dani, Abu Amr Uthman Ibn said. Kitab al-Taysir fi al- Qiraat al-sab. Istanbul: Deutsche Morgenländische Gesellschaft, 1930.
کتاب تفسیر فی القرائات السبع، تألیف ابوعمرو عثمان بن سعید الدانی(تصحیح)
-AL-Dani, Abu Amr ‘Uthman Ibn said. AL-Muqni fi Rasm Masahif al-Amsar. Istanbul: Deustsche Morgenländische Gesellschaft, 1932.
المقنع فی رسم مصاحف الامصار همراه با کتاب النقط، تألیف ابوعمرو عثمان بن سعید الدانی (تصحیح)
-Ibn al-Jazarī, Muhammad Ibn Muhammad, 1350-1429. kitab Ghayat al-Nihayah fi Tabaqat al-Qurra. Das biographische lexikon der koranlehrer. Leipzig: Deutsche Morgenländische Gesellschaft in kommision bei F.A. Brockhaus, 1933-1935.
کتاب غایة النهایة فی طبقات القراء و منجدالمقرئین، تألیف شمس الدین محمد بن محمد الجزری (تصحیح، با همکاری)
-Die Fortführung des apparatus criticus zum Koran. München: verlag der Bayerischen Akademie der Wissenschaften, 1934. (Sitzungsberichte der Bayerischen Akademie der Wissenschaften, philosophisch-historische Abteilung 5, 1934.)دربارة قرآن
-«Die wissenschaft der koranlesung (Ilm al-Qira’a)», ihre literarischen Quellen ihre und Aussprachegrundlagen (usul), Islamica6, 1934, 1-47, 230-246, 290-331. «علم القرائة»
-Spitaler, Anton. Die Verszählung des Koran nach islamischer überlieferung. Mit Vorwort von Otto Pretzl, münchen:1935.
شمارش آیات قرآن بر پایۀ سنت رایج اسلامی (پیشگفتار)
-«Aufgaben und die ziele der koranforschung», ACIO20, 1938, 328-329.«وظایف و اهداف تحقیق دربارۀ قرآن»
(Chicago University. Oriental Institute library. 13/265; London University. School of Oriental and African studies. Library. 6/478).

7) پرتوریوس، فرانتس (Praetorius, Franz)

فرانتس پرتوریوس در 22 دسامبر 1848 در برلین به دنیا آمد. او از سال 1865 تا 1867 در برلین و از 1868 در لایپزیگ به فراگیری زبان های شرقی پرداخت. سپس به برلین بازگشت و نزد فت اشتاین تحصیلات خود را تکمیل کرد. فرانتس در سال 1870 به اخذ درجۀ دکتری زبان های شرقی از دانشگاه هاله نایل آمد. او در سال 1873 استاد زبان های شرقی در دانشگاه برلین، 1880 در دانشگاه برسلاو و 1893 در دانشگاه هاله بود. وی 21 ژانویه 1927 در برسلاو درگذشت.

 

مهم ترین آثار

-«Zur12. Sure», [Emendation proposal], ZDMG71, 1917, 447.
«دربارۀ سورۀ یوسف»
(Der Grosse Duden-lexikon. 6/529; Meyers Enzyklopadisches lexikon. 19/193).

8) پُستل، گیوم (Postel, Guillaume)

گیوم پُستل در سال 1510 در شهر بارنتون (نورماندی) به دنیا آمد. وی زبان های عربی، عبری و یونانی را در پاریس فراگرفت. سپس به مطالعۀ زبان های لاتین، ایتالیایی، اسپانیایی ـ پرتغالی، سریانی، ارمنی، کلدانی، حبشی و ترکی پرداخت و در برخی از آنها تبحر یافت. استعدادش در فراگیری زبان ها، راه یافتنش به دربار فرانسه را موجب گردید و فرانسوای اول، او را برای جمع آوری نسخ خطی شرقی، نخست به مصر و سپس به استانبول فرستاد. او در سال 1537 در راه بازگشت به فرانسه، چاپخانۀ شرقی را در شهر ونیز تأسیس کرد. وی پس از ورود به پاریس، به سمت مترجم دربار و سپس در سال 1538 به عنوان استاد علوم ریاضی و زبان شناسی کالج سه زبانۀ پاریس منصوب گردید. او از سال 1539 تا 1543 استاد زبان های یونانی، عبری و عربی «کولژ دو فرانس» بود. گیوم از سال 1545 تا 1549 در شهر ونیز اقامت داشت و در آن جا تحت تأثیر اندیشه های صوفیانه قرار گرفت. وی در سالهای 1554و1555 به دعوت فردیناند اول، پادشاه اتریش، در دانشگاه وین به تدریس زبان های یونانی و عربی پرداخت. در سال 1555 کتابی با عنوان اخبار دست اول از جهان آخرت نوشت که کاتولیک های ایتالیا او را محاکمه کردند و وی تا سال 1559 در زندان به سر برد. وی در سال 1562 به پاریس بازگشت و در آن جا نیز به ارتداد متهم گردید و تا پایان عمر در یکی از دیرهای پاریس زندانی شد و تحت نظر قرار گرفت. گیوم در مقدمۀ کتابش با عنوان نحو عربی دربارۀ گسترش اسلام در شمال افریقا و سراسر آسیا از ساحل غربی تا اقصی نقاط شرق و نیز چگونگی نفوذ اسلام در اروپا بحث کرده است. وی در سال 1581 در پاریس درگذشت.

 

مهم ترین آثار

-Alcorani et Evangelistarum cocordiae liber, in quo de calamitatibus orbi christiani imminentibus tractatur. Parisiis: petrus Gromorsus, 1543. سازگاری قرآن و انجیل
(Haykakan sovetakan Hanragitaran. 9/383-384; Robert, 3/ 779.)

9) پن رایس، جان (Penrice, John)

جان پن رایس در سال 1937 دیده به جهان گشود. وی زبان عربی را به خوبی فراگرفته و پژوهش هایی در زمینۀ واژه نامه و فرهنگ لغات قرآن به زبان عربی و انگلیسی انجام داده است.

 

مهم ترین آثار

-A Dictionary and Glossqry of The Koran. With copious grammatical references and explanations of the text. London: H.S. king and co., 1873; 1971; 1976; Dehli: Gaurav, 1987; 1988.سلک البیان فی مناقب القرآن
(Chicago University. Oriental Institute library. 12/753).

10) پیان، آنتوان پلن (Pihan, Antoine Paulin)

آنتوان پلن پیان در سال 1810 دیده به جهان گشود و در سال 1879 از دنیا رفت.

 

مهم ترین آثار

-Etude critique et philologique sur le Voyago nocturne de mohomet, et sur la légende des sept Dormants. Paris: 1857.
مطالعۀ انتقادی و فقه اللغه ای دربارۀ سفر شبانۀ حضرت محمد(ص) و دربارۀ افسانه هفت خفته (اصحاب کهف)
-Revue zoologique de Coran. Faite sur le texte arabe. Extrait de la Revue de L’orient, de L’Algérie et des colonies… 1857.Paris: Rouvier, 1857.بررسی حیوانات در قرآن
(London University. School of Oriental and African studies. Library. 6/387).

11) پیرسن، جیمز داگلس (Pearson, James Douglas)

جیمز داگلس پیرسن در سال 1911 در کمبریج (انگلستان) دیده به جهان گشود. او درکالج سنت جانز و پمبروک به تحصیل زبان های عبری، عربی و فارسی پرداخت و در سال 1936 از کالج پمبروک فارغ التحصیل گردید. وی از سال 1945 تا 1950 دستیار کتابدار کتابخانۀ دانشگاه کمبریج و از سال 1950 تا 1972 کتابدار مدرسۀ مطالعات آسیایی- افریقایی دانشگاه لندن بود. او در تهیه فهرست کتابها و به ویژه مقالات مندرج در نشریات و مجموعه های کتابخانۀ مدرسۀ مطالعات آسیایی- افریقایی همت گمارد. در سال 1958 به کوشش او و همکارانش، فهرست موضوعی 26076 مقاله مربوط به سال های 1906تا 1955 با عنوان ایندکس اسلامیکوس انتشار یافت. وی این طرح فهرست نویسی را با علاقه و اشتیاق فراوانی که به مطالعات اسلامی و خاورمیانه ای داشت، ادامه داد و مجموعه ها و تکمله هایی بر آن افزود. او از سال 1972 تا 1979 عضو ارشد و سپس استاد کتابشناسی منابع آسیایی ـ افریقایی دانشگاه لندن بود. وی در سال1982 سرانجام پس از 25 سال کار و کوشش صادقانه روی منبع ایندکس اسلامیکوس، ادامه کار و ویرایش آن را به کتابخانۀ دانشگاه کمبریج واگذار کرد و خود تا هنگام مرگ به طرح های کتابشناختی دیگری مشغول بود. وی در یکم اوت سال 1997 در زادگاهش درگذشت.

 

مهم ترین آثار

-«Towards Total Bibliographical control of Islamic studies», BSMESB2, 1975, 112-116.«به سوی تنظیم کتابشناسی جامع مطالعات اسلامی»
-«AL-kurān», translation of The kurān, EI, vol. V, 1986, 429-432.«قرآن»
(Chicago University. Oriental Institute library. 12/721).

12) پیرن، ژاک (Pirenne, Jaques)

ژاک پیرن که از اهالی بلژیک بود، در سال 1891 در شهر گان به دنیا آمد. او از دانشگاه «گان» فارغ التحصیل گردید و سپس به وکالت در دیوان عالی بروکسل پرداخت. وی از سال 1945 سیاستمدار و مشاور لئوپولد سوم شاه بلژیک بود. پیرن استاد دانشکده های فلسفه و حقوق و رئیس انستیتوی شرق شناسی دانشگاه بروکسل، عضو انستیتوی شرق شناسی پراگ، استاد انستیتوی فرانسه، دانشیار دانشگاه قاهره، استاد دانشگاه گرنوبل و استاد افتخاری دانشگاه ژنو بوده است. وی در سال 1972 درگذشت.

 

مهم ترین آثار

-«Le site préislamique de al-jaw, la Bible, le coran et le Midrash», RB82, 1975, 34-69.
«محل پیش- اسلامی رسالۀ یعقوب، کتاب مقدس، قرآن و میدراش»
(Der Grosse Duden-Lexikon. 6/442).

13) پیکتال، محمد مارمادوک ویلیام (Pickthall, Muhammad Marmaduke (William

محمد مارمادوک ویلیام پیکتال در سال 1875 در لندن متولد شد. او از دوران کودکی دچار بیماری برونشیت بود و به همین علت در دوران تحصیل موفق نبود. وی همراه مادرش برای فراگیری زبان به کشورهای اروپایی مسافرت کرد و در سال 1894 به انگلستان بازگشت. آرزوی دیدن تابش آفتاب مشرق زمین و نخلستان و شن زار و شتران، او را برآن داشت تا به فراگیری زبان های شرقی بپردازد. لذا نخست به قاهره رفت و سپس از یافا، رمله، غزه، کرمل، یهودا و بیت المقدس دیدن کرد و با زبان عربی و برخی آداب و رسوم شرقی آشنایی یافت. او در سال 1912 همکاری با نشریۀ عصر جدید را آغاز کرد. وی نخست دربارۀ مصر مقاله می نوشت، اما وقتی جنگ میان بالکان و ترکیه درگرفت، تمام همّ و توان خود را در حمایت از مسلمانان ترک به کار بست. مقاله های او در حمایت از مسلمانان با عنوان جنگ صلیبی سیاه، در قالب جزوه هایی منتشر می شد.
او در نوامبر 1917 اسلام آوردن خود را آشکار کرد و نام محمد را برای خود برگزید. وی در سال 1919 در دفتر تبلیغات اسلامی جمعیت مسلمانان بریتانیا در لندن به کار اشتغال داشت؛ در سال 1920 برای انتشار وقایع نامۀ بمبئی به هندوستان رفت؛ در سال 1927 سردبیر نشریۀ فرهنگ اسلامی شد و هشت سخنرانی با عنوان «مجموعۀ سخنرانی های مدرس دربارۀ اسلام» در شهر مدرس (هند) ایراد کرد که بعدها با عنوان جنبۀ فرهنگی اسلام چاپ و منتشر گردید. او در سال 1929 به مصر رفت و ماه ها در قاهره، با علمای الازهر دربارۀ ترجمۀ قرآن به مشورت پرداخت و سرانجام توانست نظر رشید رضا را به این کار جلب کند.
او در سال 1930 ترجمه ای از قرآن با عنوان مفهوم قرآن کریم را منتشر ساخت. سرانجام در نوزدهم مه سال 1936 در سنت ایوز (انگلستان) درگذشت.

 

مهم ترین آثار

-The House of Islam. 1906. خانۀ اسلام
-Hanauer, James Edward. Folk-lore of The Holy land, Moslem, Christian and Jewish. Introduction by M.W. Pichthall, London: The Sheldon press, 1907; Edited by M.W. Pickthall, 1935.
فرهنگ عامیانۀ سرزمین مقدس، اسلام، مسیحیت و یهودیت
-Islam and Progress. 1920. اسلام و پیش رفت
-The cultural side of Islam. A series of lectures delivered by the author at Madras, 1927.جنبة فرهنگی اسلام (مجموعة سخنرانی ها)
-Islamic Cultre. An English quarterly, Hyderabad, Deccan, The Islamic culture board, ect., 1927; Lahore, ect.: Ferozsons, 1958.فرهنگ اسلامی
-The meaning of The Glorious Koran. An explanatory translation of the holy Qurān. London: A.A. Knopf, 1930; NewYork: Mentor Books, 1954.مفهوم قرآن کریم (ترجمة قرآن)
(London University. School of Oriental and African studies. Library. 6/381- 544).

14) پینس، سالومون (Pines, Shlomo [Solomon])

سالومون پینس در سال 1908 در پاریس به دنیا آمد. او از سال 1937 تا 1939 در انستیتوی تاریخ علوم و فنون دانشگاه پاریس به تدریس پرداخت. او از سال 1940 در سرزمین فلسطین اقامت گزید و از سال 1948 تا 1952 در بخش خاورمیانه وزارت امور خارجه اسرائیل اشتغال داشت. وی در سال 1952 مدرس و در سال 1961 استاد فلسفۀ عمومی و فلسفۀ یهود در دانشگاه عبری گردید. او همچنین عضو آکادمی علوم و علوم انسانی اسرائیل بود و در سال 1968 جایزۀ اسرائیل را دریافت کرد. سالومون سرانجام در سال 1990 دیده از جهان فروبست.

 

مهم ترین آثار

-«Amr», EI, vol.1, 1960, 450. «امر» [در آیات قرآن]
-«Aristotle’s politics in Arabic philosophy», Israel Oriental studies5, 1975, 150-160.«کتاب سیاست ارسطو و تأثیر آن بر فلسفة اسلامی»
-«Some Traits of Christian Theological Writing in Relation to Moslem Kalām and to Jewish Thought», Proceedings of the Israel Academy of sciences and humanities5, 1976, 105-125.
«برخی ویژگی های آثار الهیات مسیحی وابسته به کلام اسلامی و اندیشۀ یهودی»
(Encyclopaedia Judaica. 13/534).

15) تسدال، ویلیام سنت کلر (Tisdall, William st. clair)

ویلیام سنت کلر تسدال در سال 1859 به دنیا آمد. وی که کشیش انگلیسی بود، به عنوان دبیر انجمن تبلیغات مسیحی کلیسای انگلستان ، مأمور به خدمت در اصفهان و لاهور بود. تسدال به چند زبان شرقی از جمله فارسی، عربی و گجراتی آشنایی داشت و در مدت اقامت خود در ایران و شبه قاره، به پژوهش هایی در زمینۀ اسلام و قرآن و برخی زبان های شرقی پرداخت. وی در سال 1928 چشم از جهان فروبست.

 

مهم ترین آثار

-The Religion of the crescent, or Islam; Its strength, Its weakness, Its Origin, Its Influence. Being the James long lectures on Muhammadanism for the years 1891-1892….. London and NewYork: 1895. (Non-christian Religious systems.)
دین هلال یا اسلام، نقاط قوت، ضعف، اصالت و تأثیر آن
-The Original Sources of The Qurān. London and NewYork: 1905; London: Society for Promoting Christian knowledge, 1911.منابع اصلی قرآن
-«Shiah Addition to the Koran», MW3, 1913, 227-241.«شیعه ضمیمة قرآن»
-«Islam as a Missionary Religion», MW4, 1914, 188-194.
«اسلام دین تبلیغ»
-«New light on The Text of The Qurān», MW5, 1915, 143-150.
«نگاهی نو به متن قرآن»
(London University. School of Oriental and African Studies. Library. 7/859-860)

16) توری، چارلز کاتلر (Torrey, Charles Cutler)

چارلز کاتلر توری در بیستم دسامبر1863 در ایست هاردویک، ایالت ورمانت (امریکا) به دنیا آمد. او در بودوین کالج و مدرسۀ دینی اندوور در امریکا و نیز در اروپا به تحصیل پرداخت و سپس مطالعات قرآنی را زیر نظر تئودور نولدکه آغاز کرد. وی از سال 1892 تا 1900 استاد زبان های سامی در مدرسۀ دینی اندوور بود؛ در سال های1900و1901 مدرسۀ باستان شناسی امریکا را تأسیس کرد و خود ریاست آن را به عهده گرفت. همچنین از سال 1900 تا 1932 استاد زبان های سامی در دانشگاه ییل بود. وی از سال 1906 تا 1918 رئیس کمیسیون گردانندگان مدرسۀ امریکایی تحقیقات شرق شناسی در بیت المقدس بود. او سرانجام در دوازدهم نوامبر 1956 در شیکاگو درگذشت.

 

مهم ترین آثار

-The commerical-Theological Terms in the Koran. A dissertation. Leyden: 1892.اصطلاحات دینی ـ بازرگانی در قرآن
-«Three Difficult Passages in the Koran», Browne Festschrift. 1922, 451-471.«سه عبارت دشوار در قرآن»
-The lives of The prophet. Greek text and translation by c.c. Torrey. Philadelphia: society of Biblical literature and Exegesis, 1946. زندگانی پیامبر(ترجمه)
-«A strange Reading in The Qurān», Goldziher Memorial Volume, I, 1948, 39-45.«قرائت تازه ای در قرآن»
(New Century Cyclopaedia of Names. 3/3883; Archiv für orientalforschung. 3/217, 4/254)

منابع

1. Archiv für Orientalforschung. Internationale zeitschrift für die wissenschaft von Altem Orient. Herausgegeben von Ernts. Berlin: F. weidner, 1923.
2. Buckland, charles Edward. Dictionary of Indian Biography. Dehli: S.B. singh, Indological Book House, Varanqsi, 1971.
3. Chicago University. Oriental Intitute library. Catalog of The Oriental Institute library University of Chicago. Boston: G.K Hall, 1970.
4. Der Grosse Duden-lexikon. In act Banden, Hrsg. Und bearb. Von der leaibonredaktion des Bibliographischen Instituts lexikonverlag, 1964-70, 107.
5. Dictionnaire encylopedique Quillet. Nouyelle edition, press: A.Quillet, 1968-70.
6. Encyclopaedia Judica. Jerusalem: Encyclopaedia Judica, 1974.
7. Haykakan Sovetakan Hanragitaran. Haykakan SSH gitutiunneri. Akademia, Yerevan: 1974.
8. London University. School of Oriental and African studies. Library. Library Catalogue. Boston: G.K. Hall, 1963.
9. Meyers Enzyklopadisches lexikon. In 25 Bänden. Mit 100 siegnierten sonderbeitr. 90, Völlig neubearb. Aufl., Mannheim, wien, Zürich: Bibliographisches Inst. 1971.
10. New Centur Cylopaedia of Names. Edited by clarence L.Barnhart with The assistance of William D.Halsey….New York: Appleton-century crofts, 1954.
11. Robert, Paul. Dictionnaire Universelles des noms Propres alphabetique et analogique. Paris: société du Nouveau littré, 1974.
12. Webster's Biographical Dictionary. A dictionary of names of noteworthy persons with pronunciation and concise biographies. Springfield, Mass.: G.&C. Merriam Co., 1969.
13. who was who in Egyptology. A biographical index of Egyptologists, Travellers…2nd. revised. London, Egypt: Exploration society, 1972.

پی نوشت:

* . H_7tadur@yahoo.com
جمعه 31 شهریور 1391  12:30 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها