0

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 
a_sadri
a_sadri
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 2189
محل سکونت : تهران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

بعضی وقت ها یه حسی به آدم دست میده . حسی که .... 

وقتی این حس بهت دست داد و اوضاع جوری نبود که بتونی حستو به زبون بیاری ، میمونی تو دو راهی ، یه دوراهی خیلی بد 

میتونی بی خیال حست بشی ولی شاید این حسو تو بوجود نیاورده باشی ، ولی تو باید تمومش کنی . حالا اگه این حسو تموم کنی شاید ...

 

یک شنبه 14 مهر 1392  7:31 PM
تشکرات از این پست
AliFanoodi tahmores
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی ، اما ،‌اما
گرد بام و بر من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیار دیاری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک ،در دل من همه کورند و کرند
دست بردار ازین در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو ، دروغ
که فریبی تو. ، فریب
راستی آیا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خاکستر گرمی ، جایی ؟
در اجاقی طمعه شعله نمی ورزد خردک شرری هست هنوز ؟
قاصدک ،ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند
قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی ، اما ،‌اما
گرد بام و بر من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیار دیاری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک ،در دل من همه کورند و کرند

سه شنبه 16 مهر 1392  6:01 PM
تشکرات از این پست
AliFanoodi tahmores
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

پایانی برای قصه ها نیست.‏ نه بره ها گرگ می شوند, نه گرگها سیر‏! خسته ام از
 جنس قلابی آدمها,‏ دار میزنم خاطرات کسی که مرا دور زد,‏ حالم خوب است,‏ ولی گذشته ام درد میکند.
نمیبخشم کسی را که بی دلیل مرا کنار زد که روزی بی دلیل تر از من,‏ کنار می رود
 و در حسرت بخشش من می ماند.

 

سه شنبه 16 مهر 1392  6:03 PM
تشکرات از این پست
AliFanoodi tahmores
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

کاشـکی می شد ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 کاش می شد که کسی می آمد
این دل خسته ی ما را می برد
چشم ما را می شست
راز لبخند به لب می آموخت
کاش می شد دل دیوار پر از پنجره بود
و قفس ها همه خالی بودند
آسمان آبی بود
و نسیم روی آرامش اندیشه ی ما می رقصید
کاش می شد که غم و دلتنگی
راه این خانه ی ما گم می کرد
و دل از هر چه سیاهی ست رها می کردیم
و سکوت جای خود را به هم آوائی ما می بخشید
و کمی مهربان تر بودیم
کاش می شد دشنام، جای خود را به سلامی می داد
گل لبخند به مهمانی لب می بردیم
بذر امید به دشت دل هم
کسی از جنس محبت غزلی را می خواند
و به یلدای زمستانی و تنهائی هم
یک بغل عاطفه گرم به مهمانی دل می بردیم
کاش می فهمیدیم
قدر این لحظه که در دوری هم می راندیم
کاش می دانستیم راز این رود حیات
که به سرچشمه نمی گردد باز
کاش می شد مزه خوبی را
می چشاندیم به کام دلمان
کاش ما تجربه ای می کردیم
شستن اشک از چشم
بردن غم از دل
همدلی کردن را
کاش می شد که کسی می آمد
باور تیره ی ما را می شست
و به ما می فهماند
دل ما منزل تاریکی نیست
اخم بر چهره بسی نازیباست
بهترین واژه همان لبخند است
که ز لبهای همه دور شده ست
کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم
تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم
قبل از آنی که کسی سر برسد
ما نگاهی به دل خسته ی خود می کردیم
شاید این قفل به دست خود ما باز شود
پیش از آنی که به پیمانه ی دل باده کنند
همگی زنگ پیمانه ی دل می شستیم
کاش در باور هر روزه مان
جای تردید نمایان می شد
و سوالی که چرا سنگ شدیم
و چرا خاطر دریایی مان خشکیده ست؟
کاش می شد که شعار
جای خود را به شعوری می داد
تا چراغی گردد دست اندیشه مان
کاش می شد که کمی آینه پیدا می شد
تا ببینیم در آن صورت خسته این انسان را
شبح تار امانت داران
کاش پیدا می شد
دست گرمی که تکانی بدهد
تا که بیدار شود، خاطر آن پیمان
و کسی می آمد و به ما می فهماند
از خدا دور شدیم
کاشکی ، واژه درد آور این دوران است
کاشکی ، جامه مندرس امیدی است
که تن حسرت خود پوشاندیم
کاش می شد که کمی
لااقل ، قدر وزن پر یک شاپرکی
ما ، مسلمان بودیم ...


شعر از : کیوان شاهبداغی

 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

چهارشنبه 17 مهر 1392  12:39 PM
تشکرات از این پست
AliFanoodi tahmores
arseyfi
arseyfi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1392 
تعداد پست ها : 6672
محل سکونت : مرکزی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 

شعر سهراب, شعر سهراب سپهری, سهراب سپهری زندگی

 

خانه دوست كجاست؟

در فلق بود كه پرسيد سوار

آسمان مكثي كرد

رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت

به تاريكي شبها بخشيد و به انگشت

نشان داد سپيداري و گفت

نرسيده به درخت

كوچه باغي است كه از خواب خدا

سبزتر است

و در آن عشق به اندازه پرهاي صداقت آبي است

ميروي تا ته آن كوچه

كه از پشت بلوغ سر به در مي آرد

پس به سمت گل تنهايي مي پيچي

دو قدم مانده به گل      

پاي فواره جاويد اساطير زمين مي ماني

و تو را ترسي شفاف فرا مي گيرد

كودكي مي بيني

رفته از كاج بلندي بالا

جوجه بر مي دارد از لانه نور

و از او مي پرسي

خانه دوست كجاست؟

دی شیخ با چراغ همی‌‌گشت گرد شهر

کز دیو و دَد ملولم و انسانم آرزوست

چهارشنبه 17 مهر 1392  1:16 PM
تشکرات از این پست
AliFanoodi tahmores
arseyfi
arseyfi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1392 
تعداد پست ها : 6672
محل سکونت : مرکزی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

من دلم می خواهد

 
 

      خانه ای داشته باشم پر دوست

کنج هر دیوارش


دوستهایم بنشینند آرام


گل بگو گل بشنو


هرکسی می خواهد


وارد خانه پر عشق و صفایم گردد


یک سبد بوی گل سرخ


به من هدیه کند


شرط وارد گشتن

شست و شوی دلهاست


شرط آن داشتن


یک دل بی رنگ و ریاست


بر درش برگ گلی می کوبم 
 

روی آن با قلم سبز بهار

می نویسم ای یار


خانه ی ما اینجاست


تا که سهراب نپرسد دیگر


"خانه دوست کجاست؟ "

فریدون مشیری

دی شیخ با چراغ همی‌‌گشت گرد شهر

کز دیو و دَد ملولم و انسانم آرزوست

چهارشنبه 17 مهر 1392  1:35 PM
تشکرات از این پست
tahmores
arseyfi
arseyfi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1392 
تعداد پست ها : 6672
محل سکونت : مرکزی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

بر حرمت مشعر و منی و عرفات...

بر منظره ی وقوف و رمی جمرات...

بر علقمه و شریعه ی سرخ فرات...

بر خاتم انبیاء محمد صلوات...

دی شیخ با چراغ همی‌‌گشت گرد شهر

کز دیو و دَد ملولم و انسانم آرزوست

چهارشنبه 17 مهر 1392  7:47 PM
تشکرات از این پست
tahmores AliFanoodi
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!


قـالی بـزرگی است زنـدگی ...



هر هزارسال، یک بار فرشته ها قالی جهان را در هفت آسمان می تکانند

تا گرد وخاک هزارساله اش بریزد وهربار با خود می گویند:

این نیست قالی که انسان قرار بود ببافد

این فرش فاجعه است...

با زمینه سرخ خون...

و حاشیه های کبود معصیت...

با طرح های گناه و نقش برجسته های ستم...

فرشته ها گریه می کنند و قالی آدم را می تکانند

و دوباره با اندوه بر زمین پهنش می کنند.

رنگ در رنگ... گره در گره... نقش در نقش...

قالی بزرگی است زندگی...

که تو می بافی و من می بافم و او می بافد

همه بافنده ایم

می بافیم و نقش می زنیم

می بافیم و رج به رج بالا می بریم

می بافیم و می گستریم

دار این جهان را خدا به پا کرد.

و خدا بود که فرمود: ببافید و آدم نخستین گره را بر پود زندگی زد.

هر که آمد گره ای تازه زد و رنگی ریخت و طرحی بافت.

چنین شد که قالی آدمی رنگ رنگ شد

آمیزه ای از زیبا و نازیبا...

سایه روشنی از گناه و صواب...

گره تو هم بر این قالی خواهد ماند

طرح و نقشت نیز...

و هزارها سال بعد آدمیان برفرشی خواهند زیست که گوشه ای از آن را تو بافته ای.

کاش گوشه را که سهم توست زیبا تر ببافی...



برگی از نوشته های عرفان نظر آهاری

 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

پنج شنبه 18 مهر 1392  10:12 AM
تشکرات از این پست
tahmores AliFanoodi
arseyfi
arseyfi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1392 
تعداد پست ها : 6672
محل سکونت : مرکزی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

بر چهره ی دل گشای مهدی صلوات       بر قامت دلربای مهدی صلوات

تا پرده ز رخ گرفت قدسی نفسان          خواندند به رو نمای مهدی صلوات

دی شیخ با چراغ همی‌‌گشت گرد شهر

کز دیو و دَد ملولم و انسانم آرزوست

پنج شنبه 18 مهر 1392  11:10 AM
تشکرات از این پست
tahmores AliFanoodi
eli1991
eli1991
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 183
محل سکونت : تهران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

دلم مشهد میخواد ...

واقعا به آرامش حرم آقا نیاز دارم ...

دعا کنید اقامون بطلبن منو 

 

تا رازهایم را نمیدانی ...

داوری نکن ...

پنج شنبه 18 مهر 1392  11:58 AM
تشکرات از این پست
farshon AliFanoodi
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

کاش دنیا چهار گوش بود

اونوقت تو رو یه گوشه از دنیا پیدا میکردم

پنج شنبه 18 مهر 1392  12:03 PM
تشکرات از این پست
farshon AliFanoodi a_sadri
qazwsx
qazwsx
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : شهریور 1392 
تعداد پست ها : 576
محل سکونت : ایران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

کاش نام کاربری معلوم نبود همه حرفامو ب خدا میگفتم!

امضا بلدم  تنبلم انگشت میزنم

http://s5.picofile.com/file/8139849018/%D8%A7%D8%AB%D8%B1_%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B4%D8%AA.jpg

 

پنج شنبه 18 مهر 1392  3:27 PM
تشکرات از این پست
AliFanoodi
montazereagha
montazereagha
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 700

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

http://www.ordup.ir/images/uploads/b34edb747ffa488cdf6d2e58f1ac9e9d/bf89819dd3cf24deff88906d54d3d7d5.jpg

ترسم که شعر سنگ مزارم این شود :

" او جمال یوسف زهرا ندید و رفت... "

 

اللهم عجل لولیک الفرج...

شنبه 20 مهر 1392  12:32 AM
تشکرات از این پست
AliFanoodi onehamed
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

بارون میاد تا پشت در باشیم
ما تو لباس یه نفر باشیم
بارون و چتر و کوچه همدستن
تا ما به هم نزدیکتر باشیم
من مال یه دنیای کوچیکم
دنیای کوچیکی که تاریکم
دورم که باشم از تو میدونم
به دوری تو خیلی نزدیکم
تقویم من هر روز غم داره
هر روز صدتا متهم داره
دنیام پر از فردا و دیروزه
تقویم من امروزو کم داره
صحبت سر امروز و فردا نیست
تو دنیای تو واسه من جا نیست
هر جای این کابوسو میگردم
انگیزه ای به اسم رویا نیست
پیراهن بارونو میپوشم
دنیا رو میگیرم در آغوشم
اما چه آسون میرم از یادت
وقتی میگی یادت فراموشم

شنبه 20 مهر 1392  11:29 PM
تشکرات از این پست
fatemeh313 AliFanoodi
nargesi
nargesi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1392 
تعداد پست ها : 3783
محل سکونت : ...

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

آه مکّه، ای سرزمین وحی الهی، دوباره خیل عاشقانت رهسپار خانه دوست شده اند و من ماندم و حسرت تو...

سلام بر کعبه ات ، مطاف فرشتگان کبریایی؛ سلام بر سعی و صفایت ، سلام بر مشعرت؛ خاستگاه شعور؛ سلام بر عرفاتت ؛ عرصه عرفان ناب اسلام...
آه ای  مدینه، ای مدفن عصاره هستی؛ سلام بر بقیعت ، قبرستان کهکشان‏های خفته در خاک...سلام بر آن مزار بی نشانت...
و سلام بر تو ای صاحب الزمان...ای روح حقیقی حج...ای عصاره ی ایمان...ای عزیز گمشده ی دوران... نشانی ات را به قاصدکان رهپویت سپرده ام که ره امید بازشناسند و این انتظار را برای منتظران به حضور شکوفا کنند...
 
دوشنبه 22 مهر 1392  3:53 PM
تشکرات از این پست
AliFanoodi a_sadri loga13th kuoroshss shokraneh
دسترسی سریع به انجمن ها