0

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 
shhossein
shhossein
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 447

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

بسم الله الرحمن الرحيم

بار ديگر به سرزمين خوبان سفر مي كنم و از شمع هاي نوراني كربلاي خوزستان نور مي گيرم و سجده بر آن تربت پاك مي گذارم .

مي خواهم از قلب ها سخن بگويم و با اشكها حرف بزنم ، اشكهايي كه در نيمه هاي شب در داخل سنگرها ، چادرهاي گردان از گونه هاي سجده نشينان عارف سرازير مي شد و زمين را نمناك مي كرد. قلبهايي كه در شبها ي وصل ياران به عشق ابا عبدالله مي تپيد.

اكنون در جلوي سيم خاردار پشت خاكريزهاي كوتاه و خاك غربت اين كوير زيبا و دل انگيز كه در خاموشي نشسته همانند بسيجيان مظلوم و گمنام و پاسداران جان بر كف ميدانهاي عشق و حماسه اي كه اين روزها يكي پس از ديگري به فراموشي سپرده مي شوند و دل پردردم را به عمق خاكهاي گرم و سوزان اين بيابان مي برم و به گونيهاي سنگرهاي شهدا ، تكيه مي زنم و به  اطراف خيره مي شوم و به ياد آن لحظه هاي خونين ، تك تك سنگرهاي خالي شهدا در ذهنم مجسم مي كنم .

اين بيابانها خاطرات فراواني دارد جبهه جفير ، شلمچه ، فاو، و نخلستانهاي آن  نمي توانم از اين بيابان دل بكنم ، لحظه به لحظه خاطره ها جلوي چشمانم ظاهر مي شود .

ياد آن عزيز دلاور (شهيد مصطفي جهانديده و اسماعيل كفايتي ) ياد آن ساعاتي كه قبل از عمليات ، سجده بر خاك و تربت آن مي گذاشتند و زار زار مي گريستند و از محاسنشان اشك جاري بود و به درگاه خداوند طلب عفو و بخشش مي كردند . ياد آن سرخ لاله ها ئي كه  در شبهاي خونين شلمچه وزيدند و خواب راحت را از بعثيها گرفتند . آناني كه عشق را يك لحظه هم رها نكردند آناني كه از شور گذشتند و به شعور معرفت دست يافتند و به عرفان رسيدند . اما هنوز تابلوي زيباي لبخند بزن رزمنده و ياحسين (ع) در ابتداي خاكريز كوتاه در زير اين نور مهتاب فضاي خاصي به اين دل كوير مي دهد. روزها و شبهائي فرياد يا حسين (ع) رزمندگان اين بسيجيان و پاسداران عاشق امام (ره) به تمام سنگرها و خاكريزها و صحرا ها و بيابانهاي گرم خوزستان حالت خاصي مي داد.

 ياد صحراها و بيابانها ي نينوا و زمين گرم  وسوزان كربلا . ياد آن لحظه هاي پاك و بي ريا بخير. ياد آن لحظه ها و ساعات عمليات فاو (جاده آسفالته فاو _ البهار) هرگز از ذهن رزمندگان آن عمليات محو نخواهد شدكه چگونه مظلومانه و به شهادت رسيدند و تقديم آستان دوست گرديدند.

اگرچه امروزه اين بيابان سوزان و صحراها و كوير خوزستان را مي بينيم كه همه سنگرها و خاكريزها يش خاموش و آرام نشسته اند ، ولي روزها و شب هائي ياد آور رشادتها ، ايثارگريها و حماسه هاي خونين بود كه شعله هاي آتش مسلسل شان يك لحظه هم قطع نمي شد و مناجات و ناله هاي شبانه شان در داخل چادرها و خيمه هاي پاك و با صفاي گردانها ، حال و هواي ديگري به اين بيابان گرم و سوزان مي داد . روزي مسلسل رزمندگان تبديل به قلم هاي مقدسي شدند كه تاريخ آينده انسانها و بشريت را بر صفحات زمين و زمان نوشتند و امروز همين بيابان گرم و سوزان را مي بينيم با همه خاكريزهاي خاطره انگيز و سنگرهايش ، ديگر عارفاني در آن نيست و خيمه هاي پاك شهدا خالي از اشك هاست . ياد نامي از بچه هاي ديروز كه اسباب سرافراز ي امروزمان شدند. والسلام - 

حسين(عاشق شهادت)

reza-shojai[1].gif

دوشنبه 7 مرداد 1392  12:37 AM
تشکرات از این پست
lvlakan a_sadri AliFanoodi nooora
shhossein
shhossein
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 447

بسيج و قدمتي به پهناي تاريخ

بسم الله الرحمن الرحيم

بيسجيان مرغان آغشته به عشقي هستند كه جايشان در اين دنيا نيست (دكتر شهيد بهشتي).

گرامي داشت ايام بسيج ياد وخاطره ايثارگريها و رشادتها و جانفشانيهاي بسيجيان گرانقدر همانهايي كه حضرت روح الله بر بازوانشان بوسه مي زد .

بسيج به روح ها طراوت ، زيبايي ، سر زندگي و شيوه خوب زيستن مي آموزد .

بسيج بهترين پايگاه الهام براي حركت و خيزش و قيام است و آنان كه معرفت بسيج يافته اند كه حريت ، عزت و جوانمردي صميميت و عرفان و ايمان و شهادت درون مايه زيستن و قانون زندگي و جهت گيري هايشان خواهد شد.

در انديشه حضرت روح الله بسيج نهادي است اجتماعي با ابعاد متعدد با اين نگرش ، بسيج صرفا يك سازمان نظامي نيست كه فقط براي جنگ و مقابله دشمن شكل گرفته باشد ، بلكه نهادي است وسيع و پاسخگوي نيازهاي اساسي و حياتي جامعه و البته نهادي است پر سابقه و داراي قدمتي به پهناي تاريخ ، به لطف الهي اكنون بعد از گذشت 33 سال از تشكيل بسيج در نظام اسلامي ، فرهنگ بسيجي داراي مفهومي آشنا و مورد قبول براي تمام مردم ايران و حتي ديگرملتهاي جهان است ، و همگان ، بسيج و بسيجي را به اخلاص ،صداقت ،مجاهدت ، غيرت و شهامت مي شناسند و روحيه بسيجي در كشور ما به مفهوم روحيه ي كار براي خدا و مردم، و تفكر پاك و زلالي است كه منافع اسلام و ملت و رضايت ولايت به همه چيز ترجيح دارد.

بسيجيان انسان هايي كه جز خدا نديدند و جز او را نطلبيدند و يك شبه ره صد ساله پيمودند . وقتي جنگ تمام شد بعضي ها خيال كردند بسيجي ها هم به خط پايان رسيدند و تمام شدند ، اما حقيقت غير از اين بود زيرا تا انقلاب اسلامي هست بسيجي هم خواهد بود و اين شجره طيبه پاياني نخواهد داشت .

بسيج داستاني است به روشنايي روز به زلالي حقيقت به ظهور نور ، به طراوت عشق .

در اين مكتب سرخ قلمها سلاح است و سرمشق هايشان خط مجاهدت ، مگر مي توان عظمت روحشان را ترسيم كرد ؟

مگر مي توان صلابت اراده شان را در واژه گنجانيد؟

مگرميتوان ابعاد حماسه هايشان را به صفحه كاغذ منعكس ساخت ؟

مگر مي توان شوريدگي عرفاني و سوز معنوي شان را در قالب كلام ريخت ؟

هيهات ، هيهات كه واژه ها چه ضعيفند و تعابير چه محدود و ناتوان .

بسيج يك دنيا فرهنگ با خود دارد و يك كتاب حرف حساب و يك دفتر غزل خون و شعر شهامت و شهادت .

بسيجي عظمتي است تبلور يافته و در يك انسان پاك باخته ، ايثاري است تجسم يافته در جهاد يك رزمنده .

اكنون جاي بسي خوشوقتي است كه تمسك به روحيه بسيجي براي همه ي مسئولان و آحاد مردم ، يك افتخار تلقي مي شود و نهاد مبارك مدرسه عشق ، امروز محبوبترين و زيباترين نهاد در ميان ملت هاي جهان است ، پس درود خدا و سلام خدا بر بسيجي و لشكر مخلص خدا و بسيجيان عاشق .

والسلام عليكم و رحمه الله وبركاته

حسين(عاشق شهادت)

reza-shojai[1].gif

دوشنبه 7 مرداد 1392  12:37 AM
تشکرات از این پست
a_sadri AliFanoodi lvlakan nooora
shhossein
shhossein
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 447

شهدا

بسم الله الرحمن الرحيم

نخلهاي سر بريده ، تنديس استواري در عشقي هستند كه سند آن وصيت نامه هاي نوشته شده در ميان قامتشان است و تو چه مي داني در كانال ماهي چيست؟ فقط ماهي هاي تشنه مي دانند بگذار اين تشنگي گلويت را بسوزاند، قلبت را به آتش بكشد و از رمل هاي دوكوهه تا كربلا با شور عشق و شيدايي نخل هاي سر بريده، پر بگيري، اينجا سرزمين  كميل جوانان خط شكن و خط شكنان بي حب دنياست .

فراموش شد گان هيچ گاه فراموش كنندگان را فراموش نمي كنند.

سلام به شما دو تا دوست داشتني خودم دو تا رفيق گل كه نمي دونم چرا هرچه بيشتر صداتون مي زنم كمتر نتيجه مي گيرم .

آخه چرا؟ (شهيد مصطفي جهانديده و شهيد اسماعيل كفايتي ) بگين بيبينم حالتون خوبه ؟

ببخشيد سوال مسخره اي پرسيدم،  شرمنده آخه كسي كه پيش معشوق و محبوبش باشه حالش از همه اهل عالم بهتره مگه نه ؟ من اينجا خيلي حالم خرابه، دلم بد جور و وحشتناك براتون تنگ شده، مي گين چي كار كنم ؟ صدا تون مي زنم، سكوت مي كنين ، التماستون مي كنم، سكوت مي كنين با اشك و ناله صداتون مي زنم بازم سكوت ، حتما مشكل از منه كه نمي تونم صداتون را بشنوم، مشكل از چشما ي منه كه لياقت دو باره ديدن پيدا نمي كنن، درسته مشكل از منه، شما سراغ كسايي مي ريد كه دلشون به وسعت آسمان باشد و به پاكي و زلالي آب،  مثل  خودتون.

اي كاش منم اونقدر آدم مي شد م  كه بتوانم صداتون را بشنوم .

شما شهدا ستاره هايي بودين از جنس خاك كه همون اول هم جاتون اينجا نبود.

جاتون همونجا توي آسمون بود فقط اومده بودين كه به ما بگين كه مي شد خيلي زود عاشق شده و پرواز كرد .

آهاي شهداء ، آهاي رفقا ، آهاي عزيزان دلم ، دوستاني كه اينجا بودن يكي يكي دارن مي آن  پيش تون.

شما منزل در مقام قرب و در آغوش ملكوت و نور نشسته ايد و ما قبرستان  نشينان عادات سخيف گشته ايم شما پاك و طاهريد و ما پر از نسيا ن و سياهي ....

اما كلامي از سيد مرتضي دلمان را آرام و مطمئن مي كند به اينكه دعوت پنهان و ناگهان در ناگهان شما، ما را به خون و نور  و آب و آتش فرا خوانده است كه ياران شتاب كنيد، قافله در راه است ... مي گويند كه گناهكاران را نمي پذيرند، آري كنهكاران را در اين قافله راهي نيست، اما پشيمانان را مي پذيرند...

و ما مهمان شمائيم براستي تائبيم از دنياي واژگون و به هم ريخته مان و دنبال فقرايي از نور و روشنايي مي گرديم در اين كهف دلدادگي ...

بندگي وتعبد است كه به شهادت ارزش مي دهد .

زندگي مردان بزرگي همچون شهيد مصطفي جهانديده و تجلي همين معنويت ها و عبوديت ها در وجودشان برمي خورد، در مي يابد كه همواره در گذر دوران، مردان بر جسته اي پيدا مي شوند كه حالات و مقاماتي اين سان، در آنان نيز وجود داشته و دارد و اي كاش ... آري و اي كاش ما نيز بنده دوست مي شديم .

 

(والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته )

مقاله ي بابام

reza-shojai[1].gif

دوشنبه 7 مرداد 1392  12:37 AM
تشکرات از این پست
lvlakan a_sadri AliFanoodi nooora
shhossein
shhossein
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 447

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

                                                                                           بسم الله الرحمن الرحيم

                                                                                             (جبهه بعد از جنگ)

ازگذشته نمي گيم ، روايت مي كنم، گذشته را، نه براي آن كه حسرت بخوري و نه براي اين كه جامانده اي، و يا جامانده ايم، نه؟ بلكه من و تو براي فرداي ظهوريم و ظهور غربالي است كه هر روز نه آن كه داستان عاشورا از كربلاست . از ديروز تا 8 سال حماسه و يا حسين امروز.

دلم بدجوري براي دموكراسي جبهه تنگ شده، براي توسعه سياسي گردانهاي خط شكن، آخه اونجا جريان  و حزبي نبود همش ائتلاف بود . هيچ چالشي نبود بلكه همه جا پر از چاله بود . از يك وجبي ها كه براي خمپاره 60 بود تا چاله تانك، شكاف طبقاتي نبود.  تنها حفره روباهي بود و جان پناه آن هم  براي آدمهاي جانباز و جان نثار. بحران هويت نبود. انقلاب هويت بود.

فرشي مي آمدي و عرشي مي شدي.

عجب غوغا سالاري در ادب و هنر حاكم بود. اول همه ، بعد من ، لبخند بزن برادر، لبخند گل قشنگه ، يا زيارت يا شهادت شيرين ترين عبادت رقص بود آن هم روي پد خيبر، زير گلوله هاي تماما خارجي، اروپايي، امريكايي، حيف كه اهدائ جايزه نوبلش مال اين دنيا نبود. آنجا فرهنگ را شرق تعيين نمي كرد

چون اصول نه شرقي و نه غربي حاكم بود. همبستگي بود، اما كاغذي نبود، مشاركت بود ، اما رنگي نبود ، آفتاب بود، اما براي شهر خاصي نبود . سلام بود ، اما سرد و بي روح نبود، فقط يك حزب بود، حزب الله ، كسي اعتصاب غذا نمي كرد چون توي معاصره ،آب  و غذا نبود .

 ياد بچه هاي تو كانال منطقه فكه بخير ، همه چيز بود الي حقوق بشر، چون حقوق بشري نبود. همه فرشته بودند، خاك آنجا هم آسماني بود. البته به رنگ غروب جمعه، سرخ .

نظر سنجي ها چيزي نشان  نمي داد. اما بوي عمليات همه را پاي كار مي كشيد ، پوسترهاي رنگي بود، اما عكس شهدا تك رنگ بود آزادي بچه ها را اذيت مي كرد . همه دنبال تكليف مي گشتند ، اما دريغ ازيك كار  روي  زمين مانده . پارتي بازي فقط يك شب بساطش رو پهن كرد، آن هم شب حمله، حاجي فلان بچه كار درستيه ، بزار امشب بياد؟!

آنجا آقا زاده ها هميشه خط شكن بودند، كسي زير آبي نمي رفت، دروغ نگم! چرا؟ تو اروند و كارون مي رفتن، اما آنجا سر پوشيده نبود سونا و جكوزي هم نداشت .

 شهدا به ما نگاه مي كنند انگار مي خواهند پيامي دهند تا به گوش همگان برسانيم، شهدا در نگاه خود فرياد مي زنند برادرم نگاهت خواهرم حجابت فرياد مي زنند به احترام خون ما بيت المال را غارت نكنيد به احترام خون ما كوخ نشينان را دريابيد.

آنان كه درپيچ و خم جهاد با نفس و فراز و نشيب غلبه بر خود خواهي ها و دنيا طلبي ها، گرفتار نبودند، از خم و پيچ منطقه عمليات از شيار هاي كوهستانهاي جبهه از پستي و بلندي ها ي دشت هاي خطر ناك و از ارتفاعات چند هزار متري و تپه هاي استراتژيك و هم به راحتي عبور كردند و معجزه 8 سال دفاع مقدس را آفريدند.چرا كه اين صحنه ها ، بايد (خود) را سكوي پرش قرار داد ... بايد (نفس ) را زير پا گذاشت تا قامتي بلند به دست آورد و افقهاي دور دست تررا ديد... بايد تن را نردبان معراج جان ساخت ...بايد بدن را چاشني حركت و پرواز روح كرد... و شهداي ما چنين كردند...

پنجره هاي شفاعت به فرمان شما گشوده خواهد شد .

شهدا ما را يادتان نرود.

والسلام  عليكم و رحمه الله و بركاته 

حسين(عاشق شهادت)

reza-shojai[1].gif

دوشنبه 7 مرداد 1392  12:41 AM
تشکرات از این پست
lvlakan a_sadri AliFanoodi nooora
ravabet_rasekhoon
ravabet_rasekhoon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1392 
تعداد پست ها : 8847
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

نقل قول shhossein

                                                                                           بسم الله الرحمن الرحيم

                                                                                             (جبهه بعد از جنگ)

ازگذشته نمي گيم ، روايت مي كنم، گذشته را، نه براي آن كه حسرت بخوري و نه براي اين كه جامانده اي، و يا جامانده ايم، نه؟ بلكه من و تو براي فرداي ظهوريم و ظهور غربالي است كه هر روز نه آن كه داستان عاشورا از كربلاست . از ديروز تا 8 سال حماسه و يا حسين امروز.

 

کاربر گرامی و دوست عزیز ضمن سلام و عرض ادب و احترام

حضور شما را در انجمن های راسخون ارج نهاده خواستار استمرار آن هستیم.

پیشنهاد می شود در ابتدای کار، مطالب تاپیک های ذیل را مطالعه فرمائید:

قوانین لازم الاجرا توسط مدیران محترم و کاربران گرامی ...

قوانین جدید جهت انتخاب کاربران و مدیران برتر

روش های کسب امتیاز در راسخون

آموزش قرار دادن پست در انجمنهای راسخون

پل ارتباطی شما با مسئول انجمن های سایت

 

توجه داشته باشید، تکه تکه کردن مطالب در قالب تاپیک ها یا پست های متعدد، ارسال حجم انبوه اخبار یا مطالب کپی پیستی تاریخ گذشته و غیر کاربردی، ارسال مطالب تکراری، ارسال مطالب در تالار های نا مربوط(مطالب دفاع مقدس در تالار پاتوق) و ... در انجمن های راسخون ممنوع بوده و پس از ارسال، حذف و هیچ امتیازی به کاربر تعلق نخواهد گرفت. حتما قوانین فعالیت در انجمن ها را در لینک های فوق مطالعه فرمائید و کاربر برتر، مدیر تالار و از اعضاء فعال راسخون شوید و جایزه دریافت نمائید.

موفق باشید

 

 
       
دوشنبه 7 مرداد 1392  8:58 AM
تشکرات از این پست
a_sadri mina_k_h AliFanoodi lvlakan nooora
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

مولایم علی

دل بچه های کوفه   بی تاب توست 

علی جان چشم بچه ها به در خشک شد

دلشان تنگ است 

2 شب میشود که پدرشان را ندیده اند 

بیتاب و بی قرار در کوچه های کوفه  در انتظارت نشسته اند

آن مرد نا بینا در خرابه ها 

دنبال عطر خوشت سرگردان است 

کجایی مولایم  ؟؟؟

 

دست نوشته

دوشنبه 7 مرداد 1392  11:06 AM
تشکرات از این پست
salma57 mina_k_h nazaninfatemeh AliFanoodi lvlakan nooora
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

دلم واسه اجی سلما 

آجی مینا

آجی یاس

داداش سلامت

داداش صادق 

architect 

 آقای غلامعلی

و ......

خیلی تنگ شده

دوشنبه 7 مرداد 1392  11:09 AM
تشکرات از این پست
salma57 mina_k_h nazaninfatemeh AliFanoodi lvlakan nooora
mina_k_h
mina_k_h
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 12298
محل سکونت : زمین

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

آجی طهمورس عزیزم....
منم دل تنگت هستم. هنوز هم یاد روزهایی می افتم که اتاق چت تازه تاسیس بود و بچه ها کم کم داشتند جمع می شدند...
دوس دارم مثل اون وقتا بازم بچه های قدیمی دور هم جمع بشیم و از هر درس صحبت کنیم اما خوب به خاطر یک سری مسائل ترجیح دادم مدتی از اتاق دور باشم. نبود آجی سلمای عزیزم هم مزید بر علت شد و اتاق دیگه حال و هوای قدیم رو نداره. اما هنوزم که هنوزه بهش سر میزنم و گاهی پستهاتون رو تشکر می زنم.
بدون که مثل خواهر برام عزیزی.
اگر امشب از نرگس چشمت بلور اشکی جاری شد، دعا بنما شاید دعای دوست کاری شد.
التماس دعا.

غصه هایت را با «ق» بنویس

تا همچون قصه فراموش شوند...

 

دوشنبه 7 مرداد 1392  12:10 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh salma57 AliFanoodi lvlakan nooora
AliFanoodi
AliFanoodi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 17248
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

کاربر گرامی جناب shhossein 

به انجمن های راسخون خوش آمدید.امید واریم که شما را بیشتر این جا ببینیم.

مدیر ارشد انجمن ها تمامی نکات لازم برای فعّالیّت در انجمن های راسخونو بیان کردند.

من هم از شما خواستارم که مطالب رو در تالار خودش بگذارید.در صورت تکرار ، پست های شما حذف خواهند شد.

با تشکّر.

هی گنه کرديم و گفتيم خدا مي بخشد...
عذر آورديم و گفتيم خدا مي بخشد...
آخر اين بخشش و اين عفو و کرامت تا کي...!!!
او رحيم است ولي ننگ و خيانت تا کی...!!!
بخششي هست ولي قهر و عذابي هم هست...
آي مردم به خدا روز حسابي هم هست...
زندگي در گذر است...
آدمي رهگذر است....
زندگي يک سفر است....
آدمي همسفر است...
آنچه مي ماند از او راه و رسم سفر است...
 
"رهگذر ميگذرد"
دوشنبه 7 مرداد 1392  1:33 PM
تشکرات از این پست
mina_k_h lvlakan nooora
AliFanoodi
AliFanoodi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 17248
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

مي دونستين امشب شب تصويب سرنوشت ما براي يک سال تصويب مي شه؟؟؟ شب بيست و سوم هم تنفيذ مي شه.
هی گنه کرديم و گفتيم خدا مي بخشد...
عذر آورديم و گفتيم خدا مي بخشد...
آخر اين بخشش و اين عفو و کرامت تا کي...!!!
او رحيم است ولي ننگ و خيانت تا کی...!!!
بخششي هست ولي قهر و عذابي هم هست...
آي مردم به خدا روز حسابي هم هست...
زندگي در گذر است...
آدمي رهگذر است....
زندگي يک سفر است....
آدمي همسفر است...
آنچه مي ماند از او راه و رسم سفر است...
 
"رهگذر ميگذرد"
دوشنبه 7 مرداد 1392  2:28 PM
تشکرات از این پست
mina_k_h salma57 lvlakan nooora
saeedakh
saeedakh
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 2084
محل سکونت : فارس

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

بگذار که غم ناله کند آه بگرید…       خورشید سیه پوش شود ماه بگرید…
داغ تو به دل داشته عمریست عجب نیست          در ماتمت ای ماه اگر چاه بگرید 
ای قبله گه داد شدی کشته بیداد…          بگذار بگذار از این غم دل محراب بسوزد…
ای غرقه به خون فرق تو آیینه ایمان…     زین آتش عجب نیست اگر آب بسوزد…
دوشنبه 7 مرداد 1392  4:58 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh AliFanoodi lvlakan nooora
saeedakh
saeedakh
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 2084
محل سکونت : فارس

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

بابا اتاق پر شده از بوی مادرم

وقتش رسیده پر بکشی سوی مادرم

دیگر خجل نباش تو از روی مادرم

فرقت شده شبیه به پهلوی مادرم

از پشت در دوباره تو را می زند صدا

تا که به دست تو بدهد محسن تو را

سی سال در نبودن مادر شکسته ای

پهلو به پهلویش پس آن در شکسته ای

در کوفه های درد مکرر شکسته ای

از مردم و نبودن باور شکسته ای

گر چه شکسته ای و دلت هم شکسته تر

این دل شکسته را هم از این کوفه ها ببر

یادت که هست مادر ما قد خمیده بود

یادت که هست گیسوی مادر سپیده بود

یادت که هست محسن خود را ندیده بود

یادت که هست غنچه خود را نچیده بود

آنروزها که قد تو آنجا خمیده شد

موی منم شبیه تو بابا سپیده شد

مادر رسیده عطرپیمبر بیاورد

تو تشنه ای برای تو کوثر بیاورد

مرهم برای این دل پرپر بیاورد

تا خار را ز دیده ي تو در بیاورد

حرفی بزن که مونس تو مادر آمده

حالا که استخوان زگلویت در آمده

بابا بگو به مادرم از غصه های من

از کوفه های بعد تو و ماجرای من

از بی حسین گشتن من از عزای من

از کوفه گردی من و از کربلای من

بابا بگو که زینب خود را دعا کند

بعد از حسین زود مرا هم صدا کند

مادر رسید و زخم سرت را نگاه کرد

گریه برای گودی یک قتلگاه کرد

پس رو به روسیاهی خیل سپاه کرد

نفرین به رقص خنجر مردی سیاه کرد

وشمر جالسٌ … نفس مادرم گرفت

سر که به نیزه رفت دل معجرم گرفت

رحمان نوازنی

دوشنبه 7 مرداد 1392  5:06 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh AliFanoodi lvlakan nooora
saeedakh
saeedakh
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 2084
محل سکونت : فارس
دوشنبه 7 مرداد 1392  5:12 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh AliFanoodi lvlakan nooora
AliFanoodi
AliFanoodi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 17248
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!


نقل قول saeedakh
بگذار که غم ناله کند آه بگرید…       خورشید سیه پوش شود ماه بگرید…
داغ تو به دل داشته عمریست عجب نیست          در ماتمت ای ماه اگر چاه بگرید 
ای قبله گه داد شدی کشته بیداد…          بگذار بگذار از این غم دل محراب بسوزد…
ای غرقه به خون فرق تو آیینه ایمان…     زین آتش عجب نیست اگر آب بسوزد…

 

 

به به داداش سعید.خوبین؟

به اتاق خوش اومدین.امید وارم بیشتر این جا ببینمتون.

هی گنه کرديم و گفتيم خدا مي بخشد...
عذر آورديم و گفتيم خدا مي بخشد...
آخر اين بخشش و اين عفو و کرامت تا کي...!!!
او رحيم است ولي ننگ و خيانت تا کی...!!!
بخششي هست ولي قهر و عذابي هم هست...
آي مردم به خدا روز حسابي هم هست...
زندگي در گذر است...
آدمي رهگذر است....
زندگي يک سفر است....
آدمي همسفر است...
آنچه مي ماند از او راه و رسم سفر است...
 
"رهگذر ميگذرد"
دوشنبه 7 مرداد 1392  5:29 PM
تشکرات از این پست
lvlakan nooora
amirhossian1390
amirhossian1390
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آذر 1391 
تعداد پست ها : 1660
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

شهادت امام علی(ع) تسلیت باد.

دوشنبه 7 مرداد 1392  5:44 PM
تشکرات از این پست
AliFanoodi lvlakan nooora
دسترسی سریع به انجمن ها