0

راه های پیشگیری از گناه

 
fazli1184r132
fazli1184r132
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 4054
محل سکونت : تهران

پاسخ به:راه های پیشگیری از گناه(تاپیک ویژه ویژه)

 

 

احساس خجلت و شرمندگی در برابر خداوند نسبت به پیشینه های سوء خود از بهترین حالات روحی و معنوی و زمینه‏ساز توبه و جلب رحمت و عنایت پروردگار است.

 البته ضمن آن که انسان همواره باید از گذشته‏های سوء، نگران و نسبت به آینده خود نیز بیمناک باشد در عین حال این خوف و اندوه هرگز نباید به گونه‏ای باشد که انسان را مایوس و ناامید سازد. چه این خود گناهی کبیره و دامی ابلیسی است. خداوند منان رحمتی بی پایان دارد و از همه بندگان گنهکار خود دعوت نموده است که به او التجا نموده و به سوی رحمت بیکرانش دست نیاز بگشایند و وعده داده است که اگر توبه نموده و دست از زشتی ها بشویند همه گناهان را خواهد بخشید و آنان را مشمول لطف و کرم بی منتهای خود خواهد کرد.

از امام باقر (ع) روایت است: لیس من عبد مومن الا و فی قلبه نوران نور خیفة و نور رجا، لو وزن هذا لم یزد علی هذا و لو وزن هذا لم یزد علی هذا: هیچ بنده مومنی نیست جز آنکه در ضمیرش دو نور تابان است «نور خوف» نسبت به کرده‏های پیشین و فرجام پسین و «نور امید» به فضل و رحمت پروردگار، که اگر هر یک با دیگری سنجیده شود هیچ یک فزونی نخواهد یافت،[1]. بنابراین باید با حفظ حالت التجا و تضرع دائمی در برابر خداوند امید و رجا به عنایات واسعه خدای رحمان و بنده نواز را نیز در دل بالا برد و رجا را همسان در دل جای داد. زیرا غلبه خوف موجب یأس و غلبه رجا موجب جرات بر گناه است ولی تساوی آن دو بهترین عامل بازدارنده از گناه وتشویق کننده به توبه و انجام عمل صالح می‏باشد.

پشیمانی اساسی‏ترین رکن بازگشت و جبران گناه است‏ولی نباید در آن متوقف ماند بلکه خداوند منان آن را پلی قرار داده است تا بندگان مومن با گذر از آن از جهنم سیئات بیرون جسته و به بهشت صالحات فرود آیند. بنابراین گام بعدی تغییر مسیر و ترک گناه است.

برای مبارزه با گناه و هواهای نفسانی رعایت چند نکته لازم است:

الف) کوچک نشمردن هیچ گناهی هر چند به نظر صغیره باشد.

 ب) عزم جدی و آهنین برترک معصیت و مراقبت جدی و دائمی نسبت به تمام افعال خود.

ج) شرط نمودن با خدا مبنی بر ترک معصیت و هم از او استعانت جستن.

 د) هرگاه فکر گناه و وسوسه آن به ذهن آمد بلافاصله آن را از لوح ذهن خارج کردن و توجه خود را به خدا و امور شریفه مشغول داشتن.

جدیت و موفقیت در این امر پیروزی بزرگی است و در واقع دفع دشمن شیطان نفس از همان خاکریز اول است.

 قرآن‏مجید در وصف پارسایان می‏فرماید: إِنَّ اَلَّذِینَ اِتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ اَلشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ‏:

پرهیزگاران چون گرفتار وسوسه شیطان شوند همان‏دم متذکر (یاد خدا) شده و بصیرت یابند.[2]

ه) مطالعه و تفکر پیرامون عواقب سوء و وخیم گناه. در این رابطه مطالعه کتابهایی پیرامون معاد بسیار نافع است.

و) خود را همواره در محضر حق تعالی دانستن و او را به یقین در همه حال مراقب و بینای به افعال خود نگریستن.

ز) توجه به چهره کریه زشت و واقعی سیئات.

 ح) برای ترک معاصی لازم است در بسیاری از موارد انسان از مکروهات و چه بسا از برخی مباحات نیز چشم بپوشد تا او را به انجام زشتی‏ها نزدیک نسازد.

ط) درحد ممکن دوری جستن از مکان ها و شرایطی که آدمی را به گناه ترغیب می‏نماید.

ی) تقویت اراده.

 ک) محاسبه نفس، همه روزه و در صورت رخداد خطا، خود را محاکمه و توبیخ نمودن و بلافاصله استغفار کردن.

 ل) مطالعه پیرامون زندگی پارسایان و زاهدان و مطالعه کتابهای اخلاقی .

م) توصیه‏های زیر در همه حالات خصوصا محیطهای غیر دینی نیز می‏تواند شما را در کنترل بیشتر نفس یاری نماید:

- سعی و کوشش در انجام وظایف و واجبات دینی- خواندن نماز با حضور قلب و در اول وقت- گرفتن روزه مستحبی به ویژه دوشنبه و پنجشنبه هر هفته- تلاوت قرآن به ویژه بعداز نماز صبح- زیاد خواندن سوره یوسف و تدبّر در آن - تأمل و اندیشه در آیات قرآن- حتی المقدور سعی در خواندن نماز شب- سحر خیزی- شرکت در ورزش‏های فردی و دسته جمعی- عدم معاشرت و دوستی با افراد منحرف و فاسد- انتخاب دوستان مؤمن و سالم- به یاد خدا بودن در همه اوقات- کنترل افکار و نیندیشیدن به صحنه‏های شهوت‏انگیز- شرکت در فعالیت‏های مذهبی و اجتماعی- تنظیم برنامه برای تمام شبانه روز و پر کردن اوقات فراغت با برنامه‏های صحیح و سودمند- داشتن برنامه منظم مطالعاتی و پر کردن فرصت‏ها با تفکر و مطالعه مناسب .

برای موفقیت در توبه، علاوه بر نکات ذکر شده، مطالب زیر قابل توجه است: 1- برای موفقیت در امر توبه باید دانست که انسان، معجونی از نیروهای گوناگون است. بعضی از آنهااز غرایز حیوانی نشأت می‏گیرد و بعضی از فطرت حقیقت‏طلب و خداجوی انسان. بین این نیروها به طور دائم، جدال و درگیری وجود دارد. انسان باید با مبارزه‏ای همیشگی (جهاد اکبر) با وسوسه‏های شیطانی و نیز ارضای غرایز از طریق مشروع، قوای نفسانی خود را تضعیف و کنترل کند.

2- چنانچه شکست‏های شما در امر توبه مربوط به امور شهوانی است، در صورت امکان حتماً ازدواج کنید. با ازدواج صحیح، تا حدود زیادی در کنترل شهوت و ارضای مشروع آن موفق خواهید شد و زمینه برای استمرار توبه بیشتر فراهم خواهد شد.

3- برای استمرار توبه، برنامه زمان‏بندی شده برای مبارزه با گناهان داشته باشید. این برنامه در ابتدا سبک باشد و کم‏کم آن را جدی‏تر و سنگین‏تر کنید. اگر در همان اول شرط کردید که من هیچ‏گاه گناه نمی‏کنم، عملی نخواهد بود مثلاً با خودتان شرط کنید امروز فقط می‏خواهم چشم خود را کنترل کنم و آن روز را نیز چند قسمت کنید.

4- برای التزام به استمرار توبه، در صورت تخلف و شکستن توبه جریمه‏ای قرار دهید و حتماً آن جریمه را پرداخت یا ادا نمایید (مثل دادن صدقه، گرفتن روزه و...).

برای تقویت ایمان در دو زمینه باید کوشا باشید: 1- رشد علمی برای این کار، کتابهای شهید مطهری و شهید دستغیب را به تدریج- طبق یک برنامه هفتگی- مطالعه کنید. ازکتاب‏های شهید مطهری، مقدمه‏ای بر جهان‏بینی و از کتاب‏های شهید دستغیب، ایمان و گناهان کبیره را بخوانید. توجه داشته باشید که مطالعه این کتابها باید در کنار درس‏هایروزانه شما باشد و از آنها نباید غفلت کنید. ازاین‏رو خیلی برنامه مطالعاتی خودتان را سنگین نگیرید تا از تحصیل و مطالعه کتاب‏های درسی خودتان عقب نمانید.

2- بعد عملی اولین گام انجام واجبات و ترک محرمات است. در جدولی همه روزه برنامه‏های انجام شده و خدای نخواسته خلاف‏هایی که مرتکب شده‏اید را ثبت کنید و بلافاصله تصمیم به از بین بردن آنها با روش‏های ذکر شده بگیرید. نتیجه و میزان موفقیت هر یک از آنها را ثبت کنید و در پایان نتیجه را محاسبه کنید برای تخلفات خود را ملامت کرده و برای موفقیت‏ها خدا را شاکر باشید.

 

 

 

سه شنبه 18 مهر 1391  11:01 AM
تشکرات از این پست
nargese_montazer prompet siasport23
fazli1184r132
fazli1184r132
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 4054
محل سکونت : تهران

پاسخ به:راه های پیشگیری از گناه(تاپیک ویژه ویژه)

1- بيماري روحي، بدتر از بيماري جسمي
گناه بيماري است و گناهكار بيمار است. يك روايت داريم كه مي‌فرمايد: «إِنَّ مِنَ الْبَلَاءِ الْفَاقَة» (بحارالانوار/ج69/ص53) بي‌پولي، يك بلا است. خيلي خوب، «وَ أَشَدُّ مِنْ ذَلِكَ مَرَضُ الْبَدَن‏» بدتر از بي‌پولي بيماري بدن است. «وَ أَشَدُّ مِنْ مَرَضِ الْبَدَنِ مَرَضُ الْقَلْبِ» بدتر از بيماري جسمي، بيماري قلبي است. بي‌پولي بد، بدتر از بي‌پولي بيماري، بدتر از بيماري، گناهكار شدن. «وَ إِنَّ مِنَ النِّعَمِ سَعَةَ الْمَال‏» نعمت‌، پول داشتن است. «وَ أَفْضَلُ مِنْ سَعَةِ الْمَالِ صِحَّةُ الْبَدَن‏» بهتر از پول داشتن، سلامتي است. «وَ أَفْضَلُ مِنْ صِحَّةِ الْبَدَنِ تَقْوَى الْقَلْب‏» بهتر از سلامتي تقوا است.
پس يك منحني رو به بالا و پايين هست. بي‌پولي، بدتر از آن، بيماري، بدتر از آن خلافكاري. از آن طرف سر بالا. سرمايه نعمت است. بالاتر از سرمايه، سلامتي جسم، بالاتر از سلامتي جسم، تقوا است. بي‌پولي، بيماري، خلافكاري، بد، بدتر، بد بدتر! كامل، كامل‌تر، كامل كامل! حديث است. 
اين آيه را حفظ كنيد. «في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَض‏» (بقره/10) اينها مرض قلبي دارند. چه كسي ندارد؟ نمي‌تواند يك كسي را كه ببخشد. حالا يك جسارتي كرده، او را ببخش. نمي‌توانم او را ببخشم. حريف خودم نمي‌شوم. نمي‌توانم، يعني مثل لكي كه به پارچه مي‌افتد ديگر هرچه صابونش مي‌زني، پاك نمي‌شود. اين بيماري است. 
قرآن مي‌فرمايد: «إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ» (شعراء/89) كساني كه با قلب سالم، با روح پاك، تكبر ندارند. وقتي به او مي‌گويند: اين عيب را داري، مي‌گويد: چشم! نمي‌گويد: من اين عيب را دارم؟ خودت اين عيب را داري. ننه‌ات اين عيب را دارد. بابات اين عيب را دارد. جد و آبادت! بابا... از چيزي نمي‌گذرد. مثل كساني كه روده‌ي تنگ دارند. اينهايي كه روده‌شان تنگ است، يك هسته انار در آن گير مي‌كند. لاستيك دوچرخه چون ضعيف است در يك دست‌انداز، تاب برمي‌دارد. لاستيك تراكتور از همه موج‌ها رد مي‌شود و تاب هم برنمي‌دارد. بعضي‌ها روحشان بزرگ است، مثل لاستيك تراكتور. بعضي‌ها روحشان كوچك است، مثل لاستيك دوچرخه! اين سعه صدر، حالا فحش داده، خلاص! ماه رمضان، مگر ماه عفو خدا نيست؟ اگر خدا ميليون ميليون مي‌بخشد، حالا من هم تك تك ببخشم. 
نكاتي كه هست: 
2- خطر تأخير در درمان، يا كوچك شمردن بيماري گناه
1- بيماري را سبك نشماريم. نگوييم: حالا شوخي كرديم. ببين شوخي كردي ولي آبروي يك كسي رفت. چه بگويي، شوخي كردم و چه بگويي جدي كردم، با اين شوخي طرف خراب شد. مثل اينكه من يك طلا بردارم، مثلاً يك سيخ طلايي، در چشم كسي بزنم. بگويد: آخ كور شدم. بگويم: طلا بود. حالا يا طلا بود، يا ميخ بود. ما كور شديم. نمي‌شود گفت: حالا طلا بود. چه طلا بود، چه ميخ بود، كور شد! چه شوخي بود، چه جدي! آبروي طرف رفت. بيماري را سبك نشماريم.
2- گاهي وقت‌ها دكتر مي‌گويد كه: چرا دير آمدي؟ اگر زودتر آمده بودي، خود بنده پارسال دو سه روز كه روزه گرفتم، دكتر گفت: ديگر نبايد روزه بگيري. قندت بالا است، خطرناك است. گفتيم آخر، گفت: ببين تقصير خودت است. اگر قبل از ماه رمضان مي‌آمدي، من قند تو را كنترل مي‌كردم روزه‌هايت را مي‌گرفتي. دير آمدي حالا بايد روزه بخوري. گاهي وقت‌ها مي‌گويند: دير آمدي. همين كه اين دختر و پسر، شما نگاه مي‌كنيد در معرض خطر هستند، آنها را حفظ كنيد. نگوييد: حالا جواني است. حالا اينها بچه هستند. اين كه مي‌گوييم: بچه هستند. بچه نيست، خوب هم مي‌فهمد. 
گاهي وقت‌ها مي‌بيني خانم راه مي‌رود، مي‌گوييم: خانم اين دخترت، خيلي بد وضعي دارد. مي‌گويد: هنوز نه سالش نشده، اين يك ماه ديگر نه سالش مي‌شود. خانم! اگر يك كسي سيگار مي‌كشد، يا ترياك مي‌كشد، بگوييم: آقا اين هفت ماه ديگر 15 ساله مي‌شود، به او مي‌گويم: نكش. آخر اگر كسي معتاد به ترياك شد ديگر نمي‌شود گفت: بايست! ترمز نيست كه پايمان را بگذاريم بايستد. اگر روح به يك چيزي عادت كرد، ديگر برگشتن اين مشكل است. 
حديث داريم وقتي بچه سه ساله مي‌شود اين كلمه را به او ياد بدهيد «لا اله الا الله»! هفت ماه و بيست روز كه گذشت، مي‌شود سه سال و هفت ماه و بيست روز. بگوييد: محمد رسول الله! (صلوات حضار) همينطور قدم به قدم، بعد او را بنشان نماز تو را ببيند. بعد صورتش را بشويد. ماه رمضان كه هست بگو: خوب مي‌خواهيم برويم افطار كنيم. همان ناهار هم كه به او مي‌دهي بگو: ببين تا حالا روزه بودي، الآن افطار كن. بعد از ناهار بگو: خوب حالا روزه باش. دوباره عصر آب مي‌خواهد، به او آب بده و بگو: افطار كن. يعني كلمه‌ي روزه، كلمه‌ي افطار، از بچگي. امامان ما مي‌گفتند: ما بچه‌هايمان را از هفت سالگي به نماز وادار مي‌كرديم. نمي‌شود دختر تا ده روز به نه سالگي‌اش لخت در خيابان برود، بعد سر نه سالگي بگوييم، به راست راست، به چپ چپ! پادگان كه نيست. اين را معتاد كردي. ديگر اين حجابدار نمي‌شود. بيماري را، مرض را جدي بگيريد. كوچك نشماريد.
2- گاهي مرض واگير دار است. يك كلمه‌‌اي كه مرد به خانمش مي‌گويد، يا خانم به مرد مي‌گويد در خانه، كه اين كلمه زشت است، بچه ياد مي‌گيرد. بچه نگاه مي‌كند و ديد مامان به بابا چه گفت. بابا به مامان چه گفت. حرف نزن، خوب اين تشر را بچه ياد مي‌گيرد. واگيردار است. اين هم فردا در خانه‌ي شوهرش مي‌گويد: حرف نزن! گاهي بيماري واگير است. در محيط بيماري نرويم. اگر گفتند اين بيمارستان، مثلاً گاهي مي‌گويند: آقا اصلاً با اين لباس نمي‌تواني در فلان اتاق بيمارستان بروي. اين دختر برود خانه‌ي دختر عمويش و برگردد طور ديگري مي‌شود. اين خانم برود خانه‌ي برادرش و برگردد واگير مي كند. بعد مي‌آيد مي‌گويد: اين چه زندگي است؟ شوهر خواهر من ماشين خريده، شوهر خواهر من خانه خريده. شوهر خواهرم... هي شوهر خواهرش را مي‌زند در كله‌ي شوهرش! بعضي وقت‌ها بيماري واگير دارد. بايد از محيط بيماري دور شويم. از محيط بيماري دور شويد. مي‌داني كه اگر با اين رفيق شوي، اين تو را آلوده مي‌كند. ديگران هم آلوده كرده است. 
3- دوري از ملامت بيماران روحي
4- بيمار را ملامت نكنيد. دكتر وقتي بالاي سر بيمار مي‌آيد، نمي‌گويد: خاك بر سرت كند. بدبخت، ذليل، بابا بيمار است، مسخره‌اش نكن. بيماري‌اش را دوا كن. به بيمار توهين نكنيد. به خلافكار هم، خلافكار را توبيخ نكن. رفتي كفتر پراني مي‌كني؟ خاك بر سرت كنند، در پشت بام كفتر پراني مي‌كني؟! ببين آن عشقي كه در سر او است، در سر تو هم باشد تو هم مي‌روي پشت بام. بيمار را ملامت نكنيد. گناهكار را ملامت نكنيد. 
از قرآن بخوانم. قرآن يك آيه دارد مي‌گويد: «قالَ إِنِّي لِعَمَلِكُمْ مِنَ الْقالينَ» (شعرا/168) من با خودت خوب هستم، عملت خوب نيست. حديث داريم خداوند آدم‌هايي را دوست دارد، عمل آنها را دوست ندارد. مي‌گويد: اين بنده‌ي خوب من است. منتهي حالا اين كلمه را نبايد بگويد، اين حرف را نبايد بزند. اين غذا را نبايد بخورد. من اين را دوست دارم. حديث داريم. كه خدا مي‌گويد: من افرادي را دوست دارم. كارش خراب است ولي خودش آدم خوبي است. مثل اينكه يك خانه‌‌ي خرابي است، ولي خوب لوسترش خوب است، قالي‌اش خوب است. چيزهاي در خانه خوب است، حالا خشت‌هايش پوسيده است. يا به عكس! خانه سالم است، حالا مثلاً اين كثيف است. 
5- بعضي بيماري‌ها ناپيدا است، يا علائم آن دير پيدا مي‌شود. بعضي بيماري‌ها ناپيدا است. بعضي گناهان ناپيدا است. آدم گناه مي‌كند، ناپيدا است. توجيه هم مي‌كند مي‌گويد كه: خواهر و برادر هستيم. به هواي اينكه خواهر و برادر هستيم، ديگر حالا با هم مي‌گويند و مي‌خندند، خوب اين خواهر و برادري يك سرپوش است. بعضي بيماري‌ها پيدا نيست. آدم خودش هم نمي‌فهمد. 
خدا شهيد مطهري را رحمت كند. من اين حرف را از ايشان شنيدم. در كتاب‌هايش نديدم ولي از خودش در يك جايي بوديم شنيدم كه مي‌گفت: هركس مي‌خواهد ببيند بيمار هست يا نه، ببيند چه خوابي مي‌بيند. خيلي آدم‌هايي كه در روز خيلي هم آدم‌هاي خوب و مقدس و محترمي هستند، در خواب مي‌بيند كشت، برد، زد. يك كارهاي بدي كرد. اينكه در خواب اين خواب را مي‌بيند، پيداست اين همان است. اگر در بيداري دست از پا خطا نمي‌كند در رودروايسي گير كرده است. 
4- نرخ ما چقدر است؟
الآن نرخ بنده چند است. شما حجت‌الاسلام هستي، معلم قرآن هستي، آخوندي، ريش سفيد هستي، خوب همه‌ي اينها هست. بعد شما مي‌گويي: آقاي قرائتي اين گوسفند را تقسيم كن، گوشتش را تقسيم كن. تا گوسفند را مي‌كشم گوشتش را تقسيم كنم، كبابي‌اش را مي‌برم در يخچال براي خودم! مي‌گويند: اُ... ديدي چه شد؟ در تقسيم يك بزغاله عادل نبودي. همه‌ي اينكه صل علي محمد، يار امام خوش آمد! همه پوچ! يك بز به تو دادند تقسيم كني، كبابي‌هايش را براي خودت برداشتي. نرخ تو يك بزغاله است. حديث داريم هركس مي‌خواهد ببيند نرخش چند است، ببيند كجا خلاف مي‌كند. اگر سر يك بز خلاف كرد، يك بزغاله! اگر نه، من براي بزغاله گناه نمي‌كنم، اگر يك سكه بيايد شايد چند تا دروغ بگويم. پس شما هم يك سكه مي‌ارزي. اگر گفت: نه، من اگر ده تا سكه هم بدهند يك دروغ مي‌گويم. پس شما هم ده سكه مي‌ارزي. اميرالمؤمنين چقدر مي‌ارزد؟ اميرالمؤمنين فرمود: اگر كره‌ي زمين را به من بدهند خلاف نمي‌كنم. «اقاليم سبعه» اگر حكومت دنيا را به من بدهند، خلاف نمي‌كنم. يعني نرخ من از دنيا بيشتر است. آدم هم هست يك بستني به او بدهي شانزده تا دروغ برايت مي‌گويد.
6- تلقين، بيماري مي‌آورد. گاهي آدم يك حرف‌هايي را مي‌گويد و مي‌گويد، تلقين مي‌كند. من يك شب در اتاق نشسته بودم. خانواده هم نبود. فقط من بودم و پاسدارم. دو نفري، با پاسدارم شوخي كردم. گفتم: آقاي پاسدار، يك بيماري داريم، يك جنون داريم، جنون ادواري، يعني آدم در يك لحظه، يك سه دقيقه ديوانه مي‌شود. يك هفت دقيقه ديوانه مي‌شود. در يك لحظه ديوانه مي‌شود. نكند امشب تو يك پنج دقيقه ديوانه شوي، در خانه هيچ‌كس نيست بلند شوي من را بكشي. جنون لحظه‌اي نكند امشب بيايد، هيچ‌كس در خانه نيست. گفت: نه، خواهش مي‌كنم. اين حرف‌ها چيه؟ 
شام خورديم و خوابيديم، يك مدتي كه خوابيديم ديدم اين پاسدار صدا مي‌زند. حاج آقا حاج آقا، بلند شو! گفتم: چه كار داري؟ گفت: بلند شو در اتاق برو و آن در را هم ببند. مثل اينكه آن جنون ادواري دارد مي‌آيد. (خنده حضار) گاهي وقت‌ها تلقين بيماري، بيماري مي‌آورد. 
7- پرهيز بهتر از درمان است. اين هم يك مورد. نمي‌دانم چند مورد شد؟ من شماره‌ام هفتم است. هفتم درست است. پرهيز بهتر از درمان است. يعني قبل از آنكه آدم مريض شود، پرهيز كند. 
5- شيوه‌ي ستيز و گريز، در برابر بيماري گناه
8- راه بيمار نشدن ستيز و گريز است. چه كنيم بيمار نشويم؟ گاهي بايد خودمان را تقويت كنيم. گاهي بايد فرار كنيم. آدم خودش شل باشد مبتلا مي‌شود. بايد بروي جايي كه مگس نباشد، يا بايد با اين باد زن اين مگس را بلند كني. بنشيني آرام، مگس مي‌نشيند. راه بيمار نشدن، ستيز و گريز است. بعضي‌ها خودشان سالم هستند، ولي بيماري را منتقل مي‌كنند. مثلاً يك شبهه‌اي است خودش جوابش را دارد. اما هركس را مي‌بيند مي‌گويد: خوب، يك سؤالي از تو مي‌كنم ببينم جوابش را مي‌داني؟ يك سؤال مي‌كند اين شبهه را القاء مي‌كند. خودش جواب را بلد است، اما اين شبهه را القاء مي‌كند. يا مي‌گويد يك سؤالي مي‌كند. حالا يا روي منبر، يا سر كلاس، يا در دانشگاه، يك سؤالي را القاء مي‌كند بعد مي‌گويد: برويد جوابش را پيدا كنيد. خوب اين شبهه را گرفت، اما ممكن است جوابش را پيدا نكند. اين خودش سالم است چون جواب سؤال را بلد است. اما وقتي القاء مي‌كند، اين مهم است. 
اصلاً گاهي وقت‌ها سؤال‌ها ايجاد استرس مي‌كند. به يك آقايي گفتند: شما شب‌ها كه مي‌خوابي ريش‌هايت روي لحاف است، يا زير لحاف؟ يعني اينطور مي‌خوابي يا اينطور؟ گفت: والله ما مي‌خوابيم و اصلاً به اين حرف‌ها توجه نداريم. حالا امشب امتحان مي‌كنم. رفت و خوابيد و گفت: من هرشب اينطور مي‌خوابم. هر شب اينطور مي‌خوابم. اينطور مي‌خوابم، اينطور مي‌خوابم. گفت: خدا لعنتت كند با اين سؤالت. خواب را از سر ما بردي. گاهي وقت‌ها اسمش را هم پژوهش مي‌گذارند. 
يك كسي مي‌خواست يك كسي را خراب كند. گفت: آقايان ايشان بسيار آدم شريفي است. بسيار آدم دانشمندي است. بسيار آدم دلسوزي است. بسيار، بسيار، بسيار! اما اين هم كه مي‌گويند: پدرش بهايي است، من تحقيق كردم دروغ است. مي‌گويند: اِ... اين پدرش بهايي است؟! او گفت: دروغ است ولي همين حرف شيطنت بود. 
6- برگزاري مناظره، به جاي القاي شبهه
اگر كسي راجع به اسلام شبهه‌اي دارد، بگو: آقا شبهه‌ات سر جايش. اجازه بده من يك اسلام شناس دعوت كنم، تو پنج دقيقه اشكالت را بگو. آن اسلام شناس هم پنج دقيقه جوابش را بدهد، من به عنوان يك جوان دو تا پنج دقيقه را گوش مي‌دهم، هركدام را پسنديدم انتخاب مي‌كنم. اينكه تو در دانشگاه آمدي، يا سر كلاس، يا چهار تا آدم ضعيف‌تر از خودت پيدا كردي، حرفت را مي‌زني اين پيداست كلك است. تو اگر مي‌خواهي واقعاً تحقيق كني لامپ را روشن كن ببينيم چطور مي‌رقصي؟ در تاريكي ميي‌گويي: خوش رقص هستم. من كه نمي‌توانم جوابت را بدهم. تو پيش بي‌سواد تر از خوت آمدي القاء مي‌كني. 
يك خانمي را به يك شوهر كوري دادند. اين خانم هرشب، به شوهرش كه چشم‌هايش بسته بود مي‌گفت: شوهر حيف تو كه چشم نداري. اگر بداني من چه شكلي دارم. يك شب از صورتش مي‌گفت، يك شب از بازويش مي‌گفت. يك شب از سينه‌اش مي‌گفت. يك شب از قد و بالايش مي‌گفت. شوهر هم هي تحمل كرد، يك ماه، دو ماه، خسته شد. گفت: خانم! دو سه ماه است، زن من شدي. هرشب از زيبايي خودت مي‌گويي. من كه چشم ندارم تو را ببينم. اما اگر اينقدر خوشگل بودي، چشم‌دارها تو را برده بودند. (خنده حضار) همين كه تو را براي من گذاشتند، پيداست دروغ مي‌گويي. 
اگر يك استاد دانشگاهي، يا يك معلمي، يا يك دانشجويي، يا يك زني، مردي، آخوندي، هركس، اگر دارد يك اشكالي به كسي مي‌كند، بگو: آقاجان، من كه نمي‌توانم جواب بدهم ولي اگر تو خوشگل بودي، نمي‌آمدي سر كلاس به من بگويي. همين كه سر كلاس به من مي‌گويي، همين دليل بر اين است كه حرف تو درست نيست. دفتر تبليغات قم 200 تا شماره تلفن دارد، 200 تا هم پاسخ به سؤالات است. تو اگر مرد هستي خوب زنگ بزن از دفتر تبليغات بپرس. اينكه به من مي‌گويي، پيداست يك چيزي مي‌شود. يعني گاهي وقت‌ها بيماري را افرادي انتقال مي‌دهند. 
فيلم مي‌سازد، خودش پيرمرد است، سنش بالا است. تحت تأثير قرار نمي‌گيرد. اما اين فيلم بچه‌ها را خراب مي‌كند. نبايد بگويد: من چيزي نشدم. خوب تو از سنت گذشته است. اين آهنگ براي اين بچه خطرناك است. گاهي وقت‌ها يك آهنگي براي يك نفر حرام است. ممكن است براي ديگري حلال باشد. 
اگر شما به يك كسي نگاه مي‌كني، دوستش داري. يك طوري كه نگاهش مي‌كني، ولو ممكن است او زشت باشد. آن زشتي هم كه شما دوستش داري، براي شما نگاه كردنش حرام است. بابا اينكه خوشگل نيست، اين را دوست داري؟ اَه... بابا جان، چه اه، چه به! من حساسيت دارم، با نگاه به اين گرفتار مي‌شوم. نبايد بگويي: همه مي‌گويند: زشت است. اگر همه‌ي دنيا هم مي‌گويند... اگر شما به كاهگل نگاه كردي، خوشت آمد. شما حق نداري به كاهگل نگاه كني. ممكن است يك آهنگي روي مغز اثر بگذارد، هركسي ضامن خودش است. آخر بعضي‌ها مي‌گويند كه اينكه خوشگل نيست، خوب خوشگل نباشد. در بودن با اين درد سر پيدا مي‌شود. 
اگر شما يك بلال درست كردي بخوري. خوب بلال كه قيمتي نيست. بلال كه طلا نيست. بلال است ديگر. ولي اگر افرادي هستند كه نگاهش به اين بلال بخورد كه تو در خانه داري بلال درست مي‌كني با شوهرت مي‌خوري، اين چشمت مي‌زند. چشم زخم را اسلام قبول دارد. البته نه اينكه حالا سوء ظن داشته باشيم، هان! اين چشمش شور بود. اما اصل چشم زخم درست است. بر خلاف عطسه است. عطسه كه مي‌گويند: عطسه كردي صبر كن، دروغ است. حديث داريم عطسه كردي عجله كن. مي‌گويند: سيزده نحس است. دروغ است. سيزده نحس نيست. حضرت امير سيزده رجب به دنيا آمد. بعضي چيزها دروغ است. عطسه كردي صبر كن، دروغ است. سيزده نحس است، دروغ است. زن از دنده‌ي چپ درست شده دروغ است. ايشان بد اخلاق است براي اينكه صبح از دنده‌ي چپ بلند شده، دروغ است. ما دروغ خيلي داريم. اما در همه‌ي اينها چشم زخم درست است. اگر شما بلال مي‌خوري و مي‌داني ممكن است يك كسي همين بلال را هم ندارد، نگاهش به شما بخورد، كه شما نصف بلال را خوردي و نصفش را به خانم دادي، همين كه يك بلال را با خانمت تقسيم مي‌كني، يك نگاهي كند و آه بكشد، ممكن است آه اين شما را بگيرد. روبروي او بلال هم نمي‌شود خورد. نگو: حالا طلا كه نبود، قالي ابريشمي كه نبود. برج كه به هم نداديم. مزرعه كه نداديم، يك بلال به هم داديم. بابا! اين بلال در چشم او حساسيت به وجود مي‌آورد. شما بايد نگاه كني، حساسيت. اين جاهايش فرق مي‌كند. 
9- بعضي سالمند هستند ولي بيماري را منتقل مي‌كنند. 
10- با خواندن كتاب نمي‌توان درمان كرد، بايد به پزشك مراجعه كرد. بيمار نگويد: آقا كتاب خواندم. بعضي‌ها مي‌گوييم: آقا شما با يك عالم رباني تماس گرفتي؟ مي‌گويد: نخير! من خودم تحصيل كرده هستم، كتاب مطالعه مي‌كنم. همينطور كه كتاب خالي كافي نيست، بايد به پزشك مراجعه كنيم، مطالعات خالي هم كافي نيست. بايد به خود اسلام شناس مراجعه كنيم. همه‌ي ايراني‌ها بايد تلفن يك اسلام شناس در جيبشان باشد. به خاطر اينكه تا يك شبهه شد، بگويد: الو! سلام عليكم. يك شبهه‌اي است كسي آورده لطفاً در تلفن جواب مرا بدهيد. به خصوص دانشجوها و دبيرستاني‌ها.
7- محاسبه اعمال در دنيا، پيش از حساب قيامت
11- هرچند مدتي بايد انسان خودش را چكاپ كند. چطور؟ در قالب محاسبه مرتب! «حَاسِبُوهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تُحَاسَبُوا» (بحارالانوار/ج4/ص310) امام كاظم فرمود: اگر هركسي شب به شب يك نگاهي به كار روزانه‌اش نكند كه چه كرده است، اين شيعه‌ي كامل نيست. شب كه مي‌خواهيد بخوابيد، يكي دو دقيقه بگوييد خوب از صبح كه بلند شدم، چه كردم؟ چطور اگر يك پولي داشته باشي، مي‌گويي: خوب اين پول، آن مقدارش كجا، آن مقدار... چطور حساب پولت را مي‌كني شب به شب؟ همينطور كه حساب پولتان را مي‌كنيد، شب كه مي‌خواهيد بخوابيد، دو دقيقه از روي ساعت، امروز صبح كه بلند شدم، ببين چه كردي؟ اگر كار خوب كردي، الحمدلله! اگر كار خلاف كردي، عذرخواهي كن. آنوقت حديث داريم كسي كه غروب به غروب، شب به شب خودش را محاسبه كند، در قيامت خدا مي‌گويد: اين را حسابش را رسيد. چون اين در دنيا خودش از خودش حساب كشيد. چون خودش از خودش حساب كشيد ديگر ما از او حساب نمي‌كشيم. محاسبه، چون اگر آدم محاسبه نكند، از دست در مي‌رود. ديگر كار از كار گذشت.
ما چند رقم چكاپ داريم. حالا يك بحثي دارم راجع به چكاپ، چكاپ اعتقادي، حضرت عبدالعظيم حسني، شاه عبدالعظيم، به امام دهم فرمود: من مي‌خواهم عقايدم را به شما بگويم. ببين درست است؟ من عقيده‌ام راجع به توحيد اين است. راجع به نبوت اين است. عقيده‌ي من اين است، اين است، اين است. حضرت هادي فرمود: «انت ولينا حقا» حقاً كه تو شيعه‌‌ي درجه يك هستي. عقيده‌اش را گفت. مسائل سياسي را چكاپ كنيد. مسائل فرهنگي را چكاپ كنيد. حالا يك بحث چكاپ دارم انشاءالله در همين بحث گناه مي‌گويم.
چطور ماشين‌تان را قبل از سفر چكاپ مي‌‌كنيد. خودمان را هم قبل از سفر مرگ چكاپ كنيم. واقعاً اين پول‌هايي كه گرفتم حلال است؟ الآن من پير شدم يك سرمايه‌اي دارم. مي‌خواهم بميرم، من رفتم از مسؤول مرده‌ها پرسيدم. كه آقا بيشتر افرادي كه مي‌روند در چه سن و سالي هستند؟ گفت: بيشتر مرده‌ها بين 60 تا 70 هستند. الآن خود بنده در اين ده سال هستم. بين 60 تا 70. بالاخره حالا اين زندگي كه داري از كجا آوردي؟ پولت از كجاست؟ خمسش را دادي؟ زكاتش را دادي؟ به فاميل رسيدي؟ به فقرا رسيدي؟ حلال بود؟ حرام بود؟ به كسي بدهكار نيستي؟ چطور وقتي مي‌خواهيد يك مسافرت برويد ماشينتان را مي‌دهيد چكاپ كند، بالانس كند. آبش، گازش، بنزينش... 
8- محروم شدن از بهشت، به خاطر بيماري‌هاي روحي
12- بيماري جسمي ما را از حيات موقت و لذت موقت محروم مي‌كند. اما بيماري روحي ما را از بهشت و زندگي دائمي. بيماري جسمي گاهي سبب تضرع و تذكر مي‌شود ولي بيماري روحي سبب سقوط مي‌شود. آدم جسمش بيمار شود، يك يا الله مي‌گويد. درد مي‌كند. اميرالمؤمنين يكي از دندان‌هايش درد گرفت خيلي اذيتش كرد. گفت: خدايا! الحمدلله، يك ذره استخوانم درد گرفته اينطور اذيت شدم. حالا اگر همه استخوان‌هاي بدنم درد مي‌گرفت چه مي‌شد؟ يعني انسان در بيماري جسمي يك يا الله مي‌گويد. تضرعي، گاهي وقت‌ها بيمار است، مشرك است، متكبر است، حسود است، بخيل است، يك بيماري‌هايي دارد، و دارد از زندگي بهشت و ابدي محروم مي‌شود، خودش هم خودش را حساب نمي‌كند. 
«الذُّنُوبُ الدَّاء» (غررالحكم/ص194) حديث داريم گناه بيماري است، «وَ الدَّوَاءُ الِاسْتِغْفَار» استغفار است. ماه رمضان هم ماه استغفار است. راست بگوييم: خدايا ما را ببخش، خدا ما را مي‌بخشد. خدا زود راضي مي‌شود. در دعاي كميل داريم «يا سريع الرضاء» مي‌گويد: اوه... من خيلي گناه كردم. خدا زود راضي مي‌شود. 
دو تا برادر مسجد رفتند. يكي اهل نماز بود، يكي تارك الصلاة. رفتند در مسجد و برگشتند خدا تارك‌الصلاة را بخشيد، اهل نماز را نبخشيد. چرا؟ براي اينكه اهل نماز وقتي مسجد مي‌رفت غرور داشت. تارك‌الصلاة وقتي مي‌خواست در مسجد برود، خجالت مي‌كشيد. گفت: خدايا من يك بنده‌ي فراري هستم. فراري آمده است. همين كه گفت: من فراري هستم خدا او را بخشيد. اقرار كنيم خدايا من بد هستم. خدا زود راضي مي‌شود. غفور است، غفور رحيم است. آخر بعضي‌ها را از زندان مي‌بخشند، ديگر به او محبت نمي‌كنند. خدا هم مي‌بخشد و هم مهرباني مي‌كند. 
خوب مي گويند: تمام شد، حرف‌هاي من تمام نشد. 
خدايا، توفيق بده ما خودمان را چكاپ كنيم، كنترل كنيم، محاسبه كنيم، از خودمان غافل نباشيم. خدايا وقت لغزش دست ما را بگير. لغزش‌هاي گذشته‌ي ما را ببخش و بيامرز. اگر مي‌خواهيد خدا شما را ببخشد، شما هم ديگران را ببخشيد. اين كُدش است. قرآن مي‌گويد: «وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا» (نور/22) همديگر را ببخشيد. «أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ» (نور/22) مگر نمي‌خواهي خدا تو را ببخشد؟ اگر مي‌خواهي خدا تو را ببخشد، تو هم مردم را ببخش. حالا يك چيزي گفته، يك فحشي، غيبتي، يك سيلي زده، يك پولي خورده، ديگر قورتش بدهيد. گير ندهيد. گير ندهيد تا خدا هم به ما گير ندهد. 

 

 

 

سه شنبه 18 مهر 1391  11:03 AM
تشکرات از این پست
nargese_montazer prompet siasport23
rezazn
rezazn
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
تعداد پست ها : 317
محل سکونت : مرکزی

پاسخ به:راه های پیشگیری از گناه(تاپیک ویژه ویژه)

با سلام

بهترین راه ها برای جلوگیری از گناه عبارتند از:

1- یاد خدا: همیشه به یاد خدا بودن و او را حاضر و ناظر بر اعمال خود دیدن وقتی که انسان خدا را بر اعمال خود ناظ می بیند به هیچ وجه به فکر گناه هم نمی افتد چه برسد که گناه کند.

2- نماز خواندن: وقتی کسی به فکر گناه بیفتد نماز خواندن بهترین راه برای پیشگیری از آن است یعنی انسان به یاد خدا می افتد و دیگر گناه نمی کند.

3- خواندن قرآن: کسی که قرآن بخواند از عواقب گناه مطلع شده و دیگر به فکر گناه نمی افتد.

4- عزم راسخ بر ترک گناه

5- یک لحظه هم به فکر گناه نیفتادن

6- تلاش برای جبران کارهای گذشته (مرحله ای از توبه)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.:» بر چهره دلربای مهدی صلوات «:.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــ
ـــــ
ـ
سه شنبه 18 مهر 1391  11:09 AM
تشکرات از این پست
nargese_montazer prompet nikbakht88 siasport23 sahar22
arazahmadi
arazahmadi
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 252
محل سکونت : تهران

پاسخ به:راه های پیشگیری از گناه(تاپیک ویژه ویژه)

محاسبه کنیم اعمالمون رو قبل از اینکه به حسابمون برسن و خدار رو ناظر بر اعمال مون ببینیم در همه شرایط

راسخون پاتوق بامرام ها

سه شنبه 18 مهر 1391  3:43 PM
تشکرات از این پست
nargese_montazer prompet nikbakht88 siasport23 sahar22
mamadreza74
mamadreza74
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 4202
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:راه های پیشگیری از گناه(تاپیک ویژه ویژه)

تنها راهش همونجور که سروران دینمون گفتن نمازه یعنی بهترین وموثر ترینش ترک نکردن نمازه

دیروز ما زندگی را به بازی گرفتیم

                                      امروز او مارا ......

                                                       فردا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چهارشنبه 19 مهر 1391  1:16 AM
تشکرات از این پست
nargese_montazer prompet nikbakht88 siasport23 sahar22
prompet
prompet
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 4609
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:راه های پیشگیری از گناه(تاپیک ویژه ویژه)


نقل قول fazli1184r132

با سلام

کاربران عزیز سعی کنند از فکر و اندیشه خود برای شرکت استفاده کنند و از مطالب کپی از سطح اینترنت استفاده نکنند

پس لطف کنید جهت شرکت در بحث از اندوخته های علمی خود استفاده نمایید

باتشکر از تمامی عزیزان شرکت کننده در بحث

 

چهارشنبه 19 مهر 1391  1:19 PM
تشکرات از این پست
nargese_montazer nikbakht88 siasport23 sahar22
nargese_montazer
nargese_montazer
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 1760
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:راه های پیشگیری از گناه(تاپیک ویژه ویژه)


نقل قول prompet

نقل قول fazli1184r132

با سلام

کاربران عزیز سعی کنند از فکر و اندیشه خود برای شرکت استفاده کنند و از مطالب کپی از سطح اینترنت استفاده نکنند

پس لطف کنید جهت شرکت در بحث از اندوخته های علمی خود استفاده نمایید

باتشکر از تمامی عزیزان شرکت کننده در بحث

 


سلام

بله درست می فرمایید

نیکبخت عزیز و من چندین جا عنوان کرده ایم که مطالب کپی پیست شامل امتیاز اضافی نمی شوند اگر هم بشوند خیلی کم خواهد بود

دوستان سعی کنند از افکار و اندیشه های خودشان استفاده کنند و در مباحث شرکت کنند.

با تشکر
 


چهارشنبه 19 مهر 1391  1:29 PM
تشکرات از این پست
prompet nikbakht88 siasport23 sahar22
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:راه های پیشگیری از گناه(تاپیک ویژه ویژه)

با سلامی دوباره بر راسخونی های عزیز

نکته ی دیگری که می توان اشاره کرد عزم و اراده ی جدی فرد برای پیشگیری از گناه می باشد.

چون اگر فرد به دنبال گناه نرود امکانش نیست که گناه به سراغ او بیاید.

خداوند قدرت تصمیم گیری را در وجود انسان قرار داده و  این خود انسان است که باید همیشه در مسیر مستقیم و سعادت قدم بردارد.

یا علی

چهارشنبه 19 مهر 1391  4:48 PM
تشکرات از این پست
prompet nikbakht88 sahar22
only110
only110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : اسفند 1390 
تعداد پست ها : 651
محل سکونت : قم

پاسخ به:راه های پیشگیری از گناه(تاپیک ویژه ویژه)

در طول روز ما صد بار و بلکه بیشتر موقعیت گناه داریم یا بهتر بگم که روزی صد بار امتحان میشویم

و در بعضی از امتحانات سرافراز بیرون میاییم و در بعضی . . .

ترک بعضی از گناهان برایمان خیلی راحت اما بعضی . . .

چرا ؟

چرا ؟

چرا ؟

 

 

 لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین 

 

 

پنج شنبه 20 مهر 1391  3:44 PM
تشکرات از این پست
prompet siasport23 sahar22
prompet
prompet
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 4609
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:راه های پیشگیری از گناه(تاپیک ویژه ویژه)

 

نقل قول amir1219

فقط خدا

سلام

خوب کمی سخاوت به خرج می دادید وبیشتر مینوشتید

فقط خدا که نشد شرکت در بحث!!!
 

پنج شنبه 20 مهر 1391  9:01 PM
تشکرات از این پست
nikbakht88 siasport23 sahar22
bivafa
bivafa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 1735
محل سکونت : مرکزی

پاسخ به:راه های پیشگیری از گناه(تاپیک ویژه ویژه)

سلام خدمت دوستان،

راه های پیشگیری از گناه.... چیزی که اگه بلد بودم خیلی خوب میشد!!! این موضوع رو میشه به کل مردم بسط داد....

من فقط چند مورد رو میتونم بگم که به نظر خودم و با تجربه ی خودم تاثیر خوبی داشته است :

یکیش جمله ی پرمغز امام(ره) مبنی بر "عالم محضر خداست و در محضر خدا گناه نکنیم " بوده است...واقعاً زمانی که با تمام وجود باور داشته باشیم که کل عالم هستی محل حضور خدواند است، از ترسش گناه نمیکنیم(برای بعضی ها که درجات بالاتری دارند به امید رسیدن به بهشت برین)

دومین تجربه ای که بنده دارم این است که کار کردن و مشغول بودن به امور مفید فکر انسان را درگیر خودش میکند و نیز جسم آن را به تعادل میرساند و همه اینها میتوانند مانع از تمایل به گناه شود! روزه را نیز میتوان به عنوان یک راه خوب برای جلو

یری از گناه اضافه کرد!

فعلاً همین ها پیش روی ذهنم آمد...موارد دیگری نیز میتواند باشد که در پست های آینده خواهم گفت.


bivafa_rasekhoon@yahoo.com

 

پنج شنبه 20 مهر 1391  11:10 PM
تشکرات از این پست
nikbakht88 prompet siasport23 sahar22 Nassersulduz
fatemeh313
fatemeh313
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 3218
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:راه های پیشگیری از گناه(تاپیک ویژه ویژه)

 

- ترك زمينه گناه: اين خود زيرمجموعه‏اى دارد كه مهمترين آن عبارت از است:


- كنترل چشم: دقيقا بايد مواظب چشم خود بود كه مبادا به نامحرم و كلًا هر آنچه كه شهوت‏انگيز است، نگاه شود. عن الصادق (ع): «النظر سهم من سهام ابليس مسموم و كم من نظرة اورثت حسرة طويله نظر دوختن تيرى مسموم از تيرهاى ابليس است و چه بسا نگاهى كه حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث بگذارد»،(1)
تا حد امكان انسان از حضور در مجالس مختلط يا برخورد با نامحرم پرهيز نمايد.


- كنترل گوش: بايد از شنيدنى‏هايى كه ممكن است به حرام منجر شوند و زمينه‏ساز حرام هستند پرهيز شود. مانند نوار موسيقى، صداى شهوت‏انگيز نامحرم و.


- ترك مصاحبت با دوستان ناباب: دوستانى كه باعث مى‏شوند انسان مزه گناه را مزمزه كند، در واقع دشمن هستند و بايد از آنها پرهيز كرد.


از امام سجاد (ع) نقل شده: «النهى عن مصاحبة خمسة و محادثتهم و مرافقتهم فى طريق و هم الكذاب والفاسق والبخيل والاحمق والقاطع لرحمه حضرت از همراهى و سخن گفتن و رفيق بودن با پنج كس را نهى فرموده: كذاب، گناهكار، بخيل، احمق و كسى كه قطع رحم كرده است»،(2)


البته اينها از مهمترين زمينه‏هاى گناه هستند كه بايد ترك شوند ولى كلًا هر چيزى كه زمينه گناه را فراهم مى‏كندبايد ترك شود.

‌امیرمومنان علیه السلام

 💠امر به معروف و نهى از منكر را ترك نکنید

زيرا در اين صورت افراد نادرست برشما مسلط مى گردند 

❗️آنگاه دعا مى كنيد
 و دعايتان مستجاب نمى شود، 

📚  نامه ٤٧نهج البلاغه

جمعه 21 مهر 1391  12:27 AM
تشکرات از این پست
siasport23 prompet nikbakht88 sahar22
fatemeh313
fatemeh313
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 3218
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:راه های پیشگیری از گناه(تاپیک ویژه ویژه)

ترك فكر گناه: ترك زمينه گناه سهم به سزايى در ترك فكر گناه دارد ازاين‏رو هر چه بيشتر و دقيقتر زمينه گناه ترك شود فكر گناه كمتر به سراغ انسان مى‏آيد. اين فكر گناه است كه شوق در انسان ايجاد مى‏نمايد و بعد از شوق اراده‏ى عمل سپس خود گناه محقق مى‏شود، مسلما تا اراده و شوق و ميل نسبت به كارى نباشد انسان مرتكب آن كار نمى‏گردد.

‌امیرمومنان علیه السلام

 💠امر به معروف و نهى از منكر را ترك نکنید

زيرا در اين صورت افراد نادرست برشما مسلط مى گردند 

❗️آنگاه دعا مى كنيد
 و دعايتان مستجاب نمى شود، 

📚  نامه ٤٧نهج البلاغه

جمعه 21 مهر 1391  12:30 AM
تشکرات از این پست
siasport23 prompet nikbakht88 sahar22
fatemeh313
fatemeh313
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 3218
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:راه های پیشگیری از گناه(تاپیک ویژه ویژه)

اشتغال به برنامه شبانه‏روزى: حتما بايد شبانه‏روز خود را با برنامه‏ريزى صحيح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر كنيد و هيچ ساعت بيكارى نداشته باشيد تا نفس شما را مشغول كند. در اوقات بيكارى وسوسه‏هاى نفس و شيطان به سراغ انسان مى‏آيد و او را به فكر گناه و سپس به خود گناه مى‏كشاند

قال اميرالمؤمنين على (ع): «ان هذه النفس لامارة بالسوء، فمن اهملها، جمحت به الى المآثم براستى و حقيقت كه اين نفس (انسانى) پيوسته و مرتب به بدى امر مى‏كند در نتيجه هر كس آن را به خود واگذارد (و به كارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى‏كشاند»،(3)

‌امیرمومنان علیه السلام

 💠امر به معروف و نهى از منكر را ترك نکنید

زيرا در اين صورت افراد نادرست برشما مسلط مى گردند 

❗️آنگاه دعا مى كنيد
 و دعايتان مستجاب نمى شود، 

📚  نامه ٤٧نهج البلاغه

جمعه 21 مهر 1391  12:32 AM
تشکرات از این پست
siasport23 prompet nikbakht88 sahar22
fatemeh313
fatemeh313
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 3218
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:راه های پیشگیری از گناه(تاپیک ویژه ویژه)

 

روزه گرفتن: روزه گرفتن قواى حيوانى و شهوانى انسان را تضعيف مى‏كند اگر قواى شهوانى ضعيف گشت قهرا فكر گناه هم كم‏رنگ مى‏شود. عن ابى جعفر (ع) قال: «اذا شبع البطن طغى هرگاه شكم پر شود طغيان مى‏كند،(4)
مفهومش اين است اگر شكم بر نشود طغيان نمى‏كند و بهترين قسم جوع و گرسنگى همان روزه گرفتن است.
تذكر اين نكته بسيار ضرورى است كه اولًا: روزه نبايد براى بدن ضررى داشته باشد وگرنه شرعا حرام است. ثانيا: براى كارهاى روزمره مخل نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود ونه مخل فقط روزهاى دوشنبه و پنج‏شنبه باشد نه بيشتر

‌امیرمومنان علیه السلام

 💠امر به معروف و نهى از منكر را ترك نکنید

زيرا در اين صورت افراد نادرست برشما مسلط مى گردند 

❗️آنگاه دعا مى كنيد
 و دعايتان مستجاب نمى شود، 

📚  نامه ٤٧نهج البلاغه

جمعه 21 مهر 1391  12:34 AM
تشکرات از این پست
siasport23 prompet nikbakht88 farshon nargese_montazer nazarianali sahar22
دسترسی سریع به انجمن ها