الف: پیشگیری از فساد و گناه
پزشکان برای حفظ جان انسانها و سلامت جامعه، پیشگیری را مقدم بر درمان و عمل می دانند در دردها و امراض اجتماعی و فساد فرهنگی نیز جلوگیری و پیشگیری مهمتر از درمان و رفع فساد است. به همین جهت قرآن نیز برنامه هایی برای پیشگیری دارد که به برخی از آنها اشاره می شود.
کنترل فکر و اندیشه
زیر ساز و زیربنای هر عملی فکرو اندیشه و خیال پردازی آن عمل است، گناه و فساد نیز از این قانون استثنا نیست به همین جهت قرآن تلاش دارد با تقویت باورهای دینی از فکر گناه و دوست داشتن اشاعه فساد و بی بند و باری جلوگیری نماید، آیات فراوانی در این زمینه وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می شود:
1ـ «قل ان تخفوا ما فی صدورکم او تبدوه یعلمه اللّه و یعلم ما فی السّموات و ما فی الارض واللّه علی کلّ شی ءٍ قدیر؛(4) بگو
اگر آنچه را در سینه های شماست، پنهان دارید یا آشکار کنید، خداوند آن را می داند، و (نیز) از آنچه در آسمانها و زمین است آگاه می باشد، و خداوند بر هر چیزی تواناست.»
آگاهی از فکر و اندیشه بشر در اختیار هیچ مأمور و سازمان اطلاعاتی نیست، ولی خداوند متعال از تمام افکار و اندیشه های انسان آگاهی دارد، این باور اگر در جامعه تقویت شود در پنهان ترین مکانها، و دور دست ترین جاهها انسان را حتی از فکر گناه باز می دارد.
2ـ گاه قرآن به صورت استفهامی و سؤال که بیشتر در ذهن ها جا می گیرد این حقیقت را بیان می دارد «اولیس اللّه باعلم بما فی صدور العالمین؛(5)آیا خداوند به آنچه در سینه های جهانیان است آگاه تر نیست.»
3ـ «انّ اللّه عالم غیب السموات و الارض انّه علیمٌ بذات الصدور؛(6) خداوند از غیب (و پنهان) آسمان ها و زمین آگاه است و آنچه را در درون دلهاست می داند.»
امامان معصوم به عنوان مفسّران اصلی قرآن برای پیشگیری از گناه و فساد بر تقویت و تحکیم باورها و اندیشه ها تأکید می کردند فردی خدمت حضرت امام حسن(ع) (یا امام حسین(ع)) شرفیاب شد و گفت: من مرد گناه کاری هستم و نمی توانم گناه را ترک کنم. مرا پند دهید، حضرت فرمود: «پنج کار را انجام بده، آن گاه هرچه می خواهی گناه کن. از روزی خدا نخور و
هرچه می خواهی گناه کن. از ولایت و حکومت خدا بیرون برو و هرچه می خواهی گناه کن. جایی را پیدا کن که خداوند تو را نبیند و هرچه می خواهی گناه کن. هنگامی که ملک الموت نزد تو می آید تا تو را قبض روح کند او را از خود دور کن، هنگامی که مالک (دوزخ) تو را به درون آتش می کند، در آتش نرو و هرچه می خواهی گناه کن.»(7) این روایت کاملاً اندیشه سازی می کند که باور کنیم این جهان محضر خداوند است و جهان را پایانی به نام قیامت و در آن بهشت و جهنمی است.
4ـ اشاعه گناه را دوست نداشته باشید.
ممکن است افرادی باشند که اهل گناه نباشند ولی به این مقدار که گناه و بی بندو باری در بین مردم و جامعه شایع گردد رضایت داشته باشند و شیوع گناه را دوست بدارند، قرآن چنین اندیشه را سخت مورد ملامت و سرزنش قرار داده است آنجا که فرمود: «انّ الّذین یحبّون ان تشیع الفاحشة فی الّذین آمنوا لهم عذابٌ الیمٌ فی الدّنیا و الآخرة و اللّه یعلم و انتم لاتعلمون؛(8) کسانی که دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای آنان در دنیا و آخرت است، و خداوند می داند و شما نمی دانید.»
در این آیه تهدید به عذاب آنهم در دنیا و آخرت بخاطر یک اندیشه خطا است که شخصی دوست می دارد زشتی ها و فساد در جامعه اسلامی شیوع یابد، از این آیه کسانی برخود بلرزند که دوست می دارند برای حفظ آراء و ماندن بر کرسی قدرت از ترویج نمودن زشتی ها نیز ابایی ندارند.
کنترل چشم و گوش
فکر و اندیشه انسان از حس او تأثیر می پذیرد، برای سلامت فکر و روان باید مجاری و راههای تغذیه آن دو را تطهیر نمود و چشم و گوش از مهمترین مجاری و راهها است که باید تحت کنترل قرار گیرد.
قرآن و اسلام انسان را در برابر تمامی اعضای خود مسؤول می شمارد و سخت به او هشدار می دهد، که در برابر کارکرد هر یک از آنها باید جوابگو باشد، قرآن کریم در این باره می فرماید: «ولاتقف ما لیس لک به علمٌ انّ السمع و البصر و الفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسئولاً؛(9) از آنچه به آن آگاهی نداری پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل همه مسؤولند.»
و بشارت قرآن متوجه کسانی است که با گوش بهترین ها را انتخاب و پیروی می کنند و از سخنان فساد آور گناه آلود پرهیز می نمایند.(10)
قرآن درباره چشم تأکید جداگانه دارد، چرا که استفاده نامطلوب از آن در جهت دامن زدن به آتش شهوت و تهییج نابجا و خطرناک غریزه جنسی، سخت خطر ساز و خطر آفرین است لذا قرآن می فرماید: «قل للمؤمنین یغضّوا من ابصارهم و بحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم انّ اللّه خبیرٌ بما یصنعون و قل للمؤمنات یغضضن من ابصار هنّ و یحفظن فروجهنّ ولایبدین زینتهن الّا ماظهر منها؛(11)ای پیامبر به مردان مؤمن بگو چشمهایشان را (از گناه به نامحرم) بپوشانند و دامان خویش را حفظ نمایند، که این موجب پاکی بیشتر آنان است، و خداوند از آنچه انجام می دهند آگاه است و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس آلود) فرو بندند و دامنهایشان را حفظ کنند و زینتهایشان را ظاهر نکنند مگر آنچه که ظاهر است.»
نکاتی در آیه قابل دقت است:
1ـ خطاب مستقیم به زنها و مردان مؤمن نیست بلکه خطاب به شخص پیامبر است تا خوب مسأله را تبیین کند.
2ـ با اینکه مسأله حرمت نگاه مشترک بین مردان و زنان است برای تأکید بیشتر دو خطاب جداگانه آمده یک بار خطاب به مردان و بار دیگر روی سخن با زنان است.
3ـ خطاب اوّل به مردان است شاید رازش این باشد که تأثیر پذیری مردان از گناه بیشتر از زنان است.
و پاکی چشم مردان باعث کنترل آرایشها و عشوه گری های زنان که برای جلب نگاه مردان است، می شود.
و آخرین نکته این است که فلسفه این دستور پاکیزه شدن روح و روان انسان هاست «ازکی لهم» در منابع روائی از نگاه به نامحرم، تعبیر به زنای چشم، تیر مسموم شیطان، و... شده است.
از امام هفتم درباره این آیه «یا ابت استأجره...» سخن دختر شعیب که گفت: ای پدر! موسی را اجیر کن که بهترین اجیر، انسان قدرتمند و امینی است» فرمود: «حضرت شعیب به دخترش گفت: دخترم! قدرت موسی را از بلند کردن سنگ بزرگ دریافتی، امّا امانت وی را چگونه شناختی؟ دختر جواب داد: هنگامی که به طرف خانه می آمدیم در آغاز من جلو او راه می رفتم، ولی او از من خواست که پشت سرش راه بروم و گفت: هرگاه من راه را اشتباه رفتم به من تذکر بده؛ چرا که ما مردمی هستیم که به پشت سر زنان نگاه نمی کنیم»(12) موارد ریز و جزئیات احکام نگاه در کتب فقهی، به تفصیل آمده لذا از بیان آن پرهیز می کنیم و فقط به ذکر حدیثی بسنده می کنیم. علی(ع) فرمود: «نِعمَ صارف الشهوات غض الابصار؛(13) چشم پوشی از نگاه(به نامحرم) بهترین عامل بازدارنده از شهوات است.»
کنترل ارتباط و سخن
قرآن برای پاس داری از حریم پاکی و جلوگیری از انحرافات، رعایت ضوابطی را در روابط مرد و زن ضروری دانسته و آزادی مطلق و بدون قید و دوستی ها و عشق بازی های مصطلح امروزی را ناپسند و مردود شمرده است(14) و همین طور ارتباط نامه ای و تلفنی نامناسب را روا نمی دارد. اسلام صحبت کردن زن و مرد را در موارد ضروری و در جریان رسیدگی به کارهای روزمره زندگی اجازه داده، امّا برای پیش گیری از پیامدهای سوء احتمالی سفارش نموده که با ناز و عشوه گری و طنّازی سخن نگویند، در این باره می خوانیم:
«فلا تخضعن بالقول فیطمع الّذی فی قلبه مرضٌ و قلن قولاً معروفاً؛(15) به گونه ای هوس انگیز (با مردان نامحرم) سخن نگویید تا بیمار دلی در شما طمع نکند، و به گونه ای شایسته و معمولی سخن بگویید.»
گاه جنایتهای بزرگ از یک سخن خوش طبعی و ارتباط نابجا بوجود می آید، پرونده های فراوانی در داخل کشور وجود دارد که یک عشوه گری و یا طنّازی حرف زدن باعث ارتباط نامشروع و سرانجام قتل شوهر و یا قتل های دیگر شده است.
در حدیثی می خوانیم: «کسی که به حرام دستش را به دست زنی برساند چون به صحرای محشر در آید، دستش بسته باشد و کسی که با زنان نامحرم خوش طبعی، شوخی و مزاح کند خداوند در عوض هر کلمه هزار سال او را در محشر حبس می کند، و اگر زنی راضی شود که مردی به حرام او را در آغوش بگیرد، ببوسد یا به حرام با او ملاقات نماید و یا با او خوش طبعی کند، بر آن نیز گناهی همانند آن مرد است.»(16)