پاسخ به:مشاعره فجرآفرینان
در این جشن انقلاب همه شاد و خوشحالیم
مبارک باد این دهه و ایام دیگر بر همه
همه جا کفر و دروغ همه جا ظلم و ستم
چهره مردم شهر همگی آیه غم
مشهوربه سوره،،حسین بن علی،، است
شب رفت وسرودفجر،آهنگین است
تکیه چون بر بیرق عباس دارد رهبرم پرچم از دستش نیفتاده است، آمریکا ببین
میان کوچه های شهرپیچید
صدای بانگ صدها مبارز
که می گفتن برو ای« شاه خائن»
نگین ملک سلیمان ستانده ایم از دیو
دوباره جام به جمشید باز می گردد
نگین گمشده اینک حکومت اسلام
که با مراجع تقلید باز می گردد
نیامده است به یاری از این هزار، یکی به سویت آمدهام با دو همسفر در راه دل شکسته یکی، جان بیقرار یکی تو پادشاه همه عالمی به تنهایی
یاد آن روزی که بهمن گل به بار آورده بود و آن زمستانی که با خود نوبهار آورده بود
دیگر شب و تاریکی هجران به سر آمد
بیمار شفا یافت پرستار رسیده
از بخت بد خویش منال و گله کم کن
برخیز ز جا موسم دیدار رسیده
هر روز عید و فصل به فصلش برابمان بهارتر هر روز حس و حال جدیدی ست بین ما بهتر
رسید موسم بهمن بهار باز آمد جلال محفل ما، یار دل نواز آمد
در باغ انقلاب، شاد و بلند و سبز
هر روز تازه تر، پر بار می رویم
مرگ وحشت با دهان اسـلحه / اسکلت ها را دهان بوسـیده بود
درون هر ورق سبز بنگری، بینی جمال یوسف مصری در این تراز آمد
در آسمان جان ما، خورشید گل کرد پیش از دعا ،وقت سحر ،خورشید گل کرد