0

ادب و هنر/نهضت سرخ حسینی، الهام بخش انقلاب اسلامی ایران

 
taha25
taha25
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1393 
تعداد پست ها : 1411
محل سکونت : آذربایجان شرقی

تذکر

با سلام و تشکر از حضور گرم همه کاربران در

اعلان طرح : نهضت سرخ حسینی، الهام بخش انقلاب اسلامی ایران

به عنوان یک خادم از دوستان خواهش دارم به لحاظ انسجام و بهره گیری کامل از مطالب ارسالی حتما

1- مطالب ارسالی در ارتباط با الهام بخشی انقلاب از نهضت سرخ حسینی باشد و از ارسال مطالب غیر مرتبط جدا خوداری فرمایید

2- نحوه نوشتن عنوان در موضوع تاپیک طبق مطالب اول بخش باشد

3- حداکثر در هر روز فقط 5 تاپیک توسط فرد می تواند ارسال گردد

قبلا از همکاری همه عزیزان نهایت تشکر را داریم

"دسترسی سریع"برای حسینیان عزیزراسخونی:

۩۞۩ منتظر حضور گرم شما در هیت حسینی راسخون هستیم ۩۞۩

پنج شنبه 16 بهمن 1393  7:47 PM
تشکرات از این پست
liasam omiddeymi1368
kamar4266126
kamar4266126
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1393 
تعداد پست ها : 103

ادب و هنر شماره 1 -kamar4266126

نهضت عاشورا به دليل ماهيت اسلام‏ خواهى، اصلاح ‏طلبى و ستم ‏ستيزى‏اش همواره الهام ‏بخش انقلابيون و حركت‏هاى اصلاحى بوده است. انقلاب اسلامى ايران نيز از آن سرچشمه، سيراب شد و از محتواى عاشورا الهام گرفت. اين الهام‏ گيرى، هم از سوى رهبر انقلاب بود و هم از ناحيه مردم. امام امت با الهام از عاشورا، روح حماسه و غيرت دينى را در كالبد مردم دميد و آنها را به حكومت اسلامى و حاكميت ارزش‏هاى قرآنى فرا خواند.


در اين فصل برآنيم، پس از بيان ديدگاه بيان‏گذار كبير انقلاب اسلامى و رهبر معظم انقلاب و نيز برخى از شهيدان انقلاب درباره امام حسين عليه ‏السلام و عاشورا، به رابطه عاشورا و انقلاب اسلامى در پيدايش پيروزى و تداوم انقلاب بپردازيم و سپس تحليل تطبيقى از آسيب‏ هاى جامعه اسلامى در زمان قيام امام حسين عليه‏السلام و امام‏خمينى رحمه ‏الله ارائه دهيم.


عاشورا و امام حسين عليه‏السلام در كلام روح الله رحمه ‏الله
- امام حسين عليه‏السلام با خون خود، اسلام را زنده كرد. شما به تبعيت از او، انقلاب و اسلام را ضمانت نماييد.
- عاشورا را زنده نگه‏داريد كه در صورت زنده نگه داشتن عاشورا، كشور شما آسيب نخواهد خورد.
- درحالى ‏كه شهادت حضرت سيد الشهدا عليه‏السلام از همه خسارت‏ها بالاتر بود، ولى چون او مى ‏دانست كه چه مى ‏كند، كجا مى‏ رود و هدفش چيست، فداكارى كرد و شهيد شد. ما هم بايد روى آن فداكارى ‏ها حساب كنيم كه سيد الشهدا عليه ‏السلام چه كرد و چه بساط ظلمى را به هم زد و ما هم چه كرديم.
- اين خون سيد الشهدا است كه خون‏ هاى همه ملت‏هاى اسلام را به جوش مى ‏آورد و اين دسته‏ جات عزيز عاشورا است كه مردم را به هيجان مى ‏آورد و براى اسلام و براى حفظ مقاصد اسلامى مهيا مى ‏كند.
- حسين عليه‏السلام ، شخصيت عظيمى است كه از عصاره وحى الهى تغذيه و در خاندان سيد رسل، محمد مصطفى (ص) و سيد اوليا، على مرتضى عليه‏السلام ، و در دامن صديقه طاهره عليهاالسلام بزرگ شده بود، قيام كرد و با فداكارى بى ‏نظير و نهضت الهى خود، واقعه بزرگى را به وجود آورد كه كاخ ستمگران را فرو ريخت و مكتب اسلام را نجات بخشيد.
- ماه محرم براى مذهب تشيع ماهى است كه پيروزى در متن فداكارى و خون به دست آمده است.
- محرم، ماهى است كه عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قيام كرده و به اثبات رسانده است كه در طول تاريخ هميشه حق بر باطل پيروز شده است.
- محرم چه ماه مصيبت ‏زا و چه ماه سازنده و كوبنده ‏اى است. ماه محرم نهضت بزرگ سيد شهيدان و سرور اولياى خداست كه با قيام خود در مقابل طاغوت، تعليم سازندگى و كوبندگى به بشر داد و راه فناى ظالم و شكستن ستم‏كار را به فدايى دادن و فدايى شدن دانست كه خود سر لوحه تعليمات اسلام براى ملت ما تا آخر دهر.
- اگر فداكارى پاسداران عظيم الشأن اسلام و شهادت جوان‏مردانه پاسداران و اصحاب فداكار او نبود، اسلام در خفقان رژيم بنى‏ اميه، وارونه معرفى مى ‏شد و زحمات نبى‏اكرم صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله و اصحاب فداكارش به هدر مى ‏رفت.


گزيده‏اى از سخنان مقام معظم رهبرى

زنده بودن نام و ياد امام حسين عليه‏السلام
هر جا فسادى باشد، امام حسين عليه‏السلام زنده است؛ با شيوه و عمل خود دارد مى‏گويد كه شما بايد چه كار كنيد. تكليف اين است. لهذا بايد ياد امام حسين عليه‏السلام و ياد كربلا زنده باشد؛ چون ياد كربلا درس عملى را در جلوى چشم مى‏گذارد. متأسفانه در كشورهاى اسلامى ديگر، درس‏هاى عاشورا آن‏چنان كه بايد شناخته شده باشد، شناخته شده نيست در كشور ما شناخته شده بود. مردم در كشور ما، امام حسين عليه‏السلام را مى ‏شناختند و قيام امام حسين عليه‏السلام را مى ‏دانستند، روح حسينى موجود بود. لذا وقتى امام عليه‏السلام فرمود كه محرم، ماهى است كه خون بر شمشير پيروز شد، امام حسين عليه‏السلام با عملى بزرگ، تكليف را روشن ساخت.

ملتى كه اسير است، ملتى كه در بند است، ملتى كه دچار فساد سران است، ملتى كه دشمنان دين بر او حكومت مى ‏كنند و زندگى و سرنوشت او را در دست گرفته ‏اند، بايد از طول زمان بفهمند كه تكليفشان چيست؟ چون امام حسين عليه‏السلام نشان داد كه در چنين شرايطى بايد چه كار كرد. با زبان نمى ‏شود. اگر اين مطلب را با صد زبان مى‏گفت و خودش نمى‏رفت، ممكن نبود اين پيغام، از تاريخ عبور كند و برسد. امكان نداشت. فقط نصيحت كردن و به زبان گفتن، از تاريخ عبور نمى‏ كند. هزار جور توجيه و تأويل مى ‏كنند. بايد عمل باشد، آن هم عملى چنين بزرگ، عملى چنين سخت، فداكارى با چنين عظمت و جان‏سوز كه امام حسين عليه‏السلام انجام داد.

عاشورا، صحنه عبرت

عاشورا به غير از درس، يك صحنه عبرت است. بايد انسان در اين صحنه نگاه كند تا عبرت بگيرد. يعنى چه عبرت بگيرد؟ يعنى خود را با آن وضعيت مقايسه كند، بفهمد در چه حال و وضعيتى است، چه چيزى او را تهديد مى ‏كند و چه چيزى براى او لازم است. اين را عبرت مى‏ گويند.

عوامل اصلى گمراهى مردم در زمان امام حسين عليه‏السلام
عوامل اصلى اين گمراهى و انحراف عمومى دو چيز است. يكى دور شدن از ذكر خدا كه مظهر آن نماز است، فراموش كردن خدا و معنويت، حساب معنويت را از زندگى جدا كردن توجه و ذكر و دعا و توسل و توكل به خدا و محاسبات خدايى را از زندگى كنار گذاشتن و دوم: «و اتبّعوا الشّهوات»؛ دنبال شهوت‏رانى رفتن، دنبال هوس‏ها رفتن و در يك جمله دنياطلبى، به فكر جمع آورى ثروت، مال و التذاذ به شهوت دنيا، اينها را اصل دانستن و آرمان‏ها را فراموش كردن.


امام حسين عليه‏السلام در سيره و انديشه شهيدان
شهيد مدرس

پدرم، سيد اسماعيل، اجداد طاهرين ما را سرمشق عبرت قرار مى‏داد و مى‏گفت: تسليم ناپذيرى در برابر زور و ستم را از جد شهيدمان سيدالشهداء بياموزيم. يزيد بن معاويه در مقابل بيعت، به آن حضرت مال و منال فراوان و زندگى آسوده وعده داد، ولى او در راه مبارزه براى حق و حقيقت و دفاع از ايمان و حقيقت خويش، آن وعده‏ها را ناديده گرفت و خون پاك خود و خانواده‏اش حتى نوجوانان و كودكان شيرخوار خانواده را فدا كرد.
شهيد چمران
اى حسين عليه‏السلام ! در كربلا تو يكايك شهدا را در آغوش مى ‏كشيدى، مى‏بوسيدى، وداع مى ‏كردى. آيا ممكن است هنگامى كه من نيز در خاك و خون خود مى‏غلتم، تو دست مهربان خود را بر قلب سوزان من بگذارى و عطش عشق مرا به تو و به خداى تو سيراب كنى؟... سرورم آمده ‏ام تا در ركابت عليه كفر و ظلم و جهل بجنگم، با همه وجود آمده‏ام. تاسوعاست. گروهى بزرگ از يزيديان با توپ‏ها و تانك‏ها و زره پوش‏ها و ماشين‏هاى زياد و سربازان فراوان در حركتند. حق با باطل روبه ‏رو شده است. دشمن، سيل آسا پيش مى ‏آيد و من مى ‏خواهم مثل يكى از اصحاب تو در كربلا بجنگم.

شهيد مطهرى
اگر شهادت حسين بن على عليه‏السلام صرفا يك جريان حزن‏آور مى ‏بود، اگر صرفا يك مصيبت مى ‏بود، اگر صرفا اين مى ‏بود كه خونى به ‏ناحق ريخته شده و به تعبير ديگر، صرفا نفله شدن يك شخصيت مى ‏بود، ولو شخصيت بسيار بزرگى، هرگز چنين آثارى را به دنبال خود نمى‏ آورد. شهادت حسين بن على عليه‏السلام از آن جهت اين آثار را به دنبال خود آورد كه نهضت او يك حماسه بزرگ اسلامى و الهى بود. از اين جهت كه اين داستان و تاريخچه، تنها يك مصيبت و يك جنايت و ستمگرى از طرف عده ‏اى جنايت‏گر و ستمگر نبود، بلكه يك قهرمانىِ بسيار بسيار بزرگ از طرف همان كسى بود كه جنايت‏ها را بر او وارد كردند.

شهيد آوينى
خون حسين عليه‏السلام و اصحابش، كهكشانى است كه بر آسمان دنيا راه قبله را مى ‏نماياند. بگذار اصحاب دنيا ندانند، كرم لجنزار چگونه بداند كه بيرون از دنيايى كه او تن مى ‏پرورد، چيست؟ زمين و آسمان او همان است و اگر او را از آن لجنزار بيرون كشند، مى ‏ميرد. امت محمد (ص) را آن روز جز حسين عليه‏السلام ملجأ و پناهى نبود. چه خود بدانند و چه ندانند، چه شكر آن نعمت بگزارند و چه نگزارند. واقعه عاشورا، دروازه‏اى از نور است كه آنان را از ظلم ‏آباد يزيديان به نورآباد عشق رهنمون مى ‏شود... اگر نبود خون حسين عليه‏السلام ، خورشيد سرد مى ‏شد و ديگر در آفاق جاودانه شب نشانى از نور باقى نمى ‏ماند ... حسين، چشمه خورشيد است.


رابطه عاشورا و انقلاب اسلامى
بررسى ادبيات سياسى رايج در روند انقلاب اسلامى، شعارها، سخنرانى‏ها، بيانيه‏ هاى انقلابيان و رهبران نهضت نشان مى ‏دهد كه از ميان عناصر مذهبى، فرهنگ عاشورا و نهضت امام حسين عليه‏السلام در اين زمينه نقش بسزايى ايفا كرده است. اين بحث از دو محور قابل بررسى است:

1. اثرگذارى فرهنگ عاشورا بر پيدايش انقلاب اسلامى

الف) اثرگذارى بر اهداف و انگيزه انقلابيان
هدف و انگيزه مردم ايران از انقلاب اسلامى، نابودى ستم، استبداد و استكبار جهانى و برپايى حكومت عدل الهى و اجراى احكام اسلام به عنوان معروف و جلوگيرى از وابستگى به اجانب و بيگانگان به عنوان منكر بود. اينها همان انگيزه و هدف امام حسين عليه‏السلام از قيام عاشورا بود. اگر يزيد بن معاويه، تجاهر به فسق و فجور داشت، خاندان پهلوى نيز همان‏گونه عمل كردند. امام راحل رحمه‏الله درباره تأثير عاشورا بر اهداف و انگيزه‏هاى انقلاب اسلامى مى ‏فرمايد: «حضرت سيدالشهدا عليه‏السلام به همه آموخت كه در مقابل ظلم و ستم در مقابل حكومت جائر چه بايد كرد».

ب) اثرگذارى بر رهبرى انقلاب
وجود رهبرى حسين ‏گونه همچون امام خمينى رحمه ‏الله يكى از مهم‏ترين اثرگذارى ‏هاى نهضت عاشورا در پيدايش انقلاب اسلامى بود. مردم ايران، صلابت، شهامت، شجاعت، قاطعيت، سازش‏ناپذيرى، و روح حماسى امام‏ حسين عليه‏السلام را در شخصيت امام خمينى رحمه ‏الله متجلى مى ‏ديدند و شرايطى را كه امام حسين عليه‏السلام براى رهبر و حاكم جامعه اسلامى توصيف مى‏ كرد، در او مى ‏يافتند. شعار «خمينى، خمينى، تو وارث حسينى»، مبيّن اين امر است.

ج) اثرگذارى بر شيوه مبارزه
در فرهنگ مكتب‏ هاى مادى نبايد مشت به نبرد با درفش برود، ولى مردم ايران تحت تأثير نهضت عاشورا، روحيه شهادت ‏طلبى امام حسين عليه‏السلام و اصحابش را در خاطره‏ ها تكرار كردند. امام خميني رحمه ‏الله مى ‏فرمايد: «كيفيت مبارزه كردن ـ اينكه قيام در مقابل يك حكومت قلدى كه همه جا را در دست دارد، با يك عده محدود بايد چطور باشد ـ حضرت سيدالشهدا به ملت آموخته است». تأثير فرهنگ مبارزه در عاشورا آن‏چنان زيبا در بيان امام خمينى رحمه ‏الله جلوه كرد كه با شكوه تمام فرمود: «خون بر شمشير پيروز است».

د) اثرگذارى از طريق زمان‏ها و مكان هاى عزادارى
زمان‏هاى عزادارى امام حسين عليه‏السلام و مكان‏هاى عزادارى از قبيل مساجد، تكايا و خيمه ‏هاى عزادارى امام حسين عليه‏السلام ، مهم‏ترين زمان‏ها و مكان‏ها براى فعاليت نيروهاى انقلاب و بيدارى مردم از مفاسد حكومت پهلوى و سازمان‏دهى آنان براى راه‏پيمايى و فعاليت‏هاى انقلابى به شمار مى ‏آمد. اساسا در سال‏هاى اوج‏ گيرى انقلاب اسلامى، در تاسوعا و عاشوراى حسينى، به كلى پايه‏هاى اساسى رژيم ستم‏شاهى، مى ‏لرزيد.

2. اثرگذارى فرهنگ عاشورا در پيروزى انقلاب اسلامى
با مرور دوره ‏هاى سرنوشت‏ ساز در پيروزى انقلاب اسلامى درمى ‏يابيم كه نقطه آغازين آنها، ايام عزادارى امام حسين عليه‏السلام و با الهام از آموزه‏ هاى نهضت عاشورا بوده است:
الف) قيام 15 خرداد كه نقطه عطفى در تاريخ انقلاب شمرده مى‏شود، به دنبال سخنرانى شديد اللحن امام خمينى رحمه‏الله در بعد از ظهر عاشورا؛ يعنى 13 خرداد 1342 به وقوع پيوست.
ب) 17 شهريور نيز يكى از برهه ‏هاى مهم انقلاب بود كه تحث تأثير عاشورا و فرهنگ آن شكل گرفت. امام خمينى رحمه‏الله مى ‏فرمايد: «هفده شهريور، مكرر عاشورا و ميدان شهدا، مكرر كربلا و شهداى ما مكرر شهداى كربلا و مخالفان ملت ما، مكرر يزيد و وابستگان او هستند».
ج) اعلاميه تاريخى امام خمينى در روز 21 بهمن 1357 مبنى بر شكستن كودتا و حكومت نظامى رژيم، نوعى حماسه عاشورايى به شمار مى‏رفت. مردم تحت تأثير اين اعلاميه و فرمان حسين زمان خويش به خيابان‏ها ريختند و توطئه رژيم را در هم شكستند.

3. اثرگذارى فرهنگ عاشورا بر حفظ و تداوم انقلاب اسلامى
فرهنگ عاشورا نه تنها عامل پيدايش اصل انقلاب و زمينه ‏ساز پيروزى آن در مراحل گوناگون بود، بلكه همين فرهنگ، عامل اساسى حفظ و تداوم انقلاب اسلامى به شمار مى ‏رفت. اگر انقلاب بخواهد تداوم يابد، روحيه شهادت ‏طلبى، آزادگى و شرف، عزت نفس و مبارزه با ستم بايد در عرصه ‏هاى مختلف سياست خارجى و داخلى حاكم باشد. امام خمينى رحمه ‏الله مى ‏فرمايد: «اين محرم را زنده نگه داريد. ما هرچه داريم از محرم است».

آسيب‏هاى جامعه اسلامى در عصر امام حسين عليه‏السلام
1. آسيب ‏هاى اعتقادى و مذهبى
بررسى نحله ‏هاى فكرى و انديشه‏ هاى دينى نشان مى ‏دهد كه مهم‏ترين علل انحطاط و سقوط جامعه اسلامى پس از رحلت پيامبر اسلام صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله ، برداشت نادرست از دين و فهم غلط معارف اسلامى بوده است. چنين امرى سبب شد كسانى به مسند خلافت دست يابند كه دين را وسيله توجيه حكومت و اهداف فردى و قومى خويش مى ‏دانستند و براى توجيه حكومت خود به ترويج نوعى انديشه تقديرى و جبرگرايانه مى ‏پرداختند. بنابراين، هرگونه اعتراض و انتقاد عليه وضع موجود و حكومت اموى انتقاد و اعتراض به قدرت و مشيت الهى است. امام حسين عليه‏السلام با قيام خود، اولين اعتراض را به انديشه دينى رايج در جامعه زمان خود وارد مى ‏كند. پيش از انقلاب اسلامى نيز جامعه در زمينه عقايد الهى و مذهبى دچار آسيب‏هاى جدى بود. برداشت‏هاى دينى رايج به‏گونه‏ اى بود كه دين به هيچ‏يك از امور سياسى،اجتماعى و فرهنگى جامعه كارى نداشت و تنها امرى بود كه به برخى از عبادت‏ها و اعمال فردى ختم مى ‏شد. چنين برداشتى از دين به وسيله حكومت ‏هاى باطل در ميان مردم رواج يافته بود كه به نظريه «جدايى دين از سياست» مى ‏انجاميد. رواج اين انديشه به دليل اينكه هرگونه مسئوليت اعتقادى و اجتماعى را از افراد سلب مى ‏كرد، با روحيه تسامح و راحت ‏طلبى نيز سازگارى داشت.
2. آسيب‏هاى سياسى و اجتماعى
پس از رحلت پيامبراعظم (ص) ، معيارها و ضوابط اسلامى از نظر سياسى و اجتماعى تحت‏الشعاع ارزش‏هاى قومى و نژادى قرار گرفت. بدين ترتيب، مهاجر بر انصار و قريش بر غيرقريش ترجيح داده شد و شايستگى افراد در تصاحب مناصب سياسى و اجتماعى فراموش شد.معاويه بر خلاف خلفاى پيشين، حكومت سلطنتى پر تجملاتى ايجاد كرده و تصميم گرفته بود حاكميت اسلامى را براى خاندان بنى ‏اميه، موروثى گرداند و بر خلاف سيره پيامبراعظم (ص) و خلفاى پس از او، پسرش يزيد را كه هيچ‏گونه شايستگى نداشت، به جانشينى خود منصوب كرد.در حكومت موروثى شاهنشاهى، سلطه بيگانگان نيز بر سر مردم سايه انداخته بود و حق و حقوق محرومان جامعه پاى ‏مال مى ‏گشت.
3. آسيب‏هاى اقتصادى
امام حسين عليه‏السلام پس از پنجاه سال كه از رحلت پيامبر مى ‏گذشت، با جامعه ‏اى كاملاً نابرابر روبه ‏رو بود كه در آن، از يك سو، قريش و وابستگان به دستگاه خلافت به‏ ويژه بنى ‏اميه به ثروت‏هاى كلان دست يافته بودند و از سوى ديگر، مردم در فقر و محروميت به سر مى ‏بردند. به اين ترتيب، نوعى از اشرافيت معنوى، معيارى شد براى كسب ثروت و مال بيشتر و ايجاد اشرافيت مادى. پس از آن، طبقه جديدى از ثروتمندان و اشراف با رنگ و لعاب اسلامى در جامعه به وجود آمدند و اصل عدالت اجتماعى در معرض تهديد قرار گرفت. اگرچه عوامل متعددى در سقوط ارزش‏ها و معيارهاى اسلامى در جامعه نقش داشتند، ولى هيچ‏يك از آنها به اندازه رواج روحيه دنياطلبى و رغبت به مال‏اندوزى مؤثر نبوده است.ايجاد هسته ‏هاى سرمايه ‏دارى در ايران به وسيله نظام شاهنشاهى نيز سبب شد تا وابستگان به دربار و دست‏ نشاندگان شركت‏هاى چندمليتى با استفاده از پول نفت به ثروت‏هاى كلان دست يابند و به اين وسيله به چپاول ثروت‏ها و استثمار اقشار ضعيف جامعه بپردازند.
4. آسيب‏هاى فرهنگى و اخلاقى
پس از رحلت رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با بازگشت فرهنگ بدوى و هواهاى نفسانى، دوباره روحيه برترى‏جويى و مال‏اندوزى و راحت‏طلبى بر جامعه اسلامى چيره شد. هنگامى كه بنى‏اميه حاكميت يافتند، به تدريج، ارزش‏ها و اصول اخلاقى اسلام از جامعه حذف شد و قيام امام حسين عليه‏السلام وقتى آغاز شد كه امويان آشكارا به هتك حرمت ‏هاى الهى مى ‏پرداختند. حكومت فاسد و وابسته شاهنشاهى نيز با توجه به نوعى از خودباختگى فرهنگى و فرنگى‏مآبى كه دچار آن شده بود، به تخريب ارزش‏هاى اخلاقى و فرهنگى جامعه پرداخت و جامعه را لهو و لعب و هرزگى فراگرفته بود.

انقلاب اسلامى، الهامى از قيام امام حسين عليه‏السلام
1. اصلاح انديشه دينى و تغيير نگرش مردم نسبت به دين
صلاح و فساد هر جامعه به صلاح و فساد انديشه دينى در آن جامعه مربوط مى ‏شود. از آنجا كه جامعه اسلامى در زمان امام حسين عليه‏السلام دچار نوعى نگرش سطحى نسبت به دين شده بودند، امام حسين عليه‏السلام ، به عنوان مظهر اسلام محمدى با قيام خود مى ‏خواست تا بر تفسيرها و برداشت‏ هاى رايج از دين، خط بطلان كشد و از شيوه امر به معروف و نهى از منكر به اصلاح دين جدش بپردازد؛ زيرا يقين داشت امر به معروف و نهى از منكر هنگامى كه مبتنى بر فهم صحيح از دين باشد و از سيره نبوى و علوى؛ يعنى معيارهاى خالص اسلام سرچشمه بگيرد، جامعه را از حالت سكون و ايستايى خارج مى ‏سازد.امام خمينى رحمه ‏الله نيز به پيروى از مكتب آرمانى سيدالشهدا عليه‏السلام ، اصلاح انديشه ‏هاى دينى را سرلوحه نهضت اسلامى قرار داده بود و با رد مسئله جدايى دين از سياست، برداشت‏هاى غلط و رايج از دين را زدود و اسلام را دين اجتماعى معرفى كرد كه بايد در عرصه‏هاى گوناگون سياسى، اجتماعى و اقتصادى متجلى گردد.

2. نفى سازش با حكومت جور
سكوت در مقابل حكومت باطل و بى ‏اعتنايى نسبت به وضع موجود جامعه، به نهادينه شدن و ثبات هرچه بيشتر معيارها و ارزش‏هاى ضددينى مى ‏انجامد و به قدرت‏هاى جابر، مشروعيت اجتماعى و سياسى مى ‏بخشد. هنگامى كه معاويه برخلاف سيره رسول اللّه‏ از امام براى خلافت موروثى خاندان بنى ‏اميه و جانشينى فرزندش يزيد بيعت خواست، با مخالفت ايشان روبه ‏رو شد و محال است شخصيتى كه اسوه اسلام محمدى است، به چنين ذلتى تن دهد و بر اسلام تقلبى، مهر تأييد نهد. امام خمينى رحمه ‏الله نيز با پيروى از امام حسين عليه‏السلام ، در مقابل حكومت جور، همه مصيبت‏ها را تحمل كرد و با ايستادگى و سازش ‏ناپذيرى خود، مشروعيت اجتماعى و سياسى نظام شاهنشاهى را زير سؤال برد.

3. اهميت دادن به نقش مردم
امام حسين عليه‏السلام براى نقش مردم و مشاركت آنها در قيام اسلامى اهميت ويژه‏اى قائل بود. دعوت مردم كوفه از امام حسين عليه‏السلام را مى ‏توان پديده ‏اى اجتماعى دانست كه از قيام امام ناشى شد و در شكل و هيأت قيام تأثير داشت. امام براى اتمام حجت به طرف آن شهر حركت كرد تا به نداى مردم كه ايشان را به يارى طلبيده بودند، پاسخ گفته باشد. در قيام تاريخى ايران عليه حكومت پهلوى نيز مشاركت مردم نقش تعيين‏ كننده ‏اى داشت. امام خمينى رحمه ‏الله ، با الهام از انقلاب حسينى و با پشتوانه آگاهانه مردم، در راه اصلاح جامعه قدم گذاشته و با پشتوانه مردم، در برابر طاغوت ايستاد.

4. تشكيل حكومت اسلامى
اسلام، دين جامعى است و اجراى اصول اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى آن بدون تشكيل حكومت ممكن نيست. برخى از علماى اسلام بر اين عقيده ‏اند كه مهم‏ترين انگيزه امام حسين عليه‏السلام از انجام اين قيام، ايجاد حكومت اسلامى بوده است. امام خمينى رحمه‏ الله نيز با پيروى از سيره امام حسين عليه‏السلام ، تشكيل نشدن حكومت حق را از مهم‏ترين و ريشه‏ دارترين آسيب‏ هاى جامعه اسلامى مى ‏دانست و بهترين راه تصحيح جامعه از نظر ايشان اين بود كه «توده‏ هاى آگاه وظيفه ‏شناس و دين‏دار اسلامى متشكل شده، قيام كنند و حكومت اسلامى تشكيل دهند».

5. تبيين و احياى ارزش‏هاى اسلامى
اسلام، در بردارنده ارزش‏ها و هنجارهايى است كه در صورت اشاعه آنها، اعضاى جامعه از درون متحول مى ‏گردند و هر يك از اعمال فردى و اجتماعى آنها، معانى خاص و شيوه ‏هاى ويژه‏اى پيدا مى‏ كنند.قيام امام حسين عليه‏السلام در سال 60 هجرى، نمايشگاه اين ارزش‏هاى متعالى بود و فرزند پيامبر، با چنين نهضتى، پويايى و تحرك ‏آفرينى دين حضرت محمد (ص) را براى هميشه در تاريخ ثبت كرد. امام خمينى رحمه‏ الله نيز با اقتدا به امام حسين عليه‏السلام توانست به احياى اين ارزش‏ها در جامعه اسلامى بپردازد. برخى از اين ارزش‏ها عبارتند از:


- ايمان به جهاد فى سبيل الله و احياى روحيه مجاهده و مبارزه
- احياى روحيه شهادت‏ طلبى «و لاتحسبن الذين قتلوا...»
- مقاومت و پشتكار و پايدارى در مبارزه «فاستقم كما امرت»
- احياى روحيه آزادگى و ذلت‏ناپذيرى «هيهات منا الذلة»
- شجاعت و شهامت و پرهيز از مصلحت ‏انديشى و راحت‏ طلبى
- احياى روحيه برادرى و برابرى
- احياى امر به معروف و نهى از منكر و ديگر امور عبادى مثل: نماز، روزه، دعا
- احياى جنبه ‏هاى اخلاقى، مروت، ايثار و... .

عاشورا و دفاع مقدس
آنچه سبب مى ‏شد سيل نيروى عظيم انسانى به جبهه‏ هاى جنگ تحميلى سرازير مى ‏شود و فتح الفتوح‏ ها بيافريند، مى ‏آفريد درس‏هاى آموخته شده از كربلا و مكتب شهادت بود. فرهنگ عاشورا و الهام از اسوه ‏هاى كربلايى، حتى در وصيت‏نامه ‏ها، پيشانى ‏بندها، شعارها، سرودها، نوحه‏ ها، تابلوهاى جبهه، رمز عمليات و مجالس ختم شهيدان متجلى بود. عبارت‏هايى مانند: مسافر كربلا، زاير كربلا، يا زيارت يا شهادت، هيهات منا الذله، كل يومٍ عاشورا، يااباعبدالله و... هميشه زينت‏بخش پيشانى ‏بندهاى رزمندگان بود.هم‏چنين نام‏گذارى برخى از عمليات‏ها از نهضت عاشورا الهام گرفته شده بود. عمليات محرم، مسلم بن عقيل، عاشورا، ثارالله، كربلاى يك تا ده و... از اين نمونه ‏هاست. انقلاب اسلامى ايران و دفاع مقدس در اهداف، انگيزها، شيوه مبارزه، روش‏هاى دفاع، روحيه مردم و شهادت‏ طلبى الهام گرفته از عاشوراست و تا پايان نيز به اين فرهنگ وفادار مى ‏ماند.


محورهاى پيشنهادى در زمينه اثرگذارى فرهنگ عاشورا و نمودهاى عينى آن بر نهضت امام خمينى رحمه ‏الله


1. اثرگذارى سياسى
الف) پيوند دين و سياست
ب) اطاعت از رهبرى
2. اثرگذارى اجتماعى
الف) اصلاح اجتماع
ب) اجراى عدالت اجتماعى و مبارزه با منكرات
3. اثرگذارى فرهنگى
الف) آزادگى و كرامت انسان‏ها
ب) نماز اول وقت
4. اثرگذارى اخلاقى
الف) اخلاص
ب) فداكارى در راه حفظ اسلام
ج) شجاعت


محورهاى پيشنهادى در زمينه توطئه‏هاى دشمنان اسلام و انقلاب براى منحرف كردن جامعه امروز


- ايجاد شبهه در اصول مسلّم انقلاب اسلامى مانند ولايت فقيه
- رواج شك و ترديد نسبت به خدا، دين و احكام اسلامى
- تهاجم فرهنگى عليه مقدسات دينى و ارزش‏هاى اسلامى؛ كم رنگ كردن امربه معروف و نهى از منكر
- تلاش براى گسترش فساد و رواج زمينه‏هايى براى نابودى طيبات و جاى‏گزينى خبايث
- تهديد وحدت اسلامى و دامن زدن به اختلاف‏هاى داخلى و جناح‏بندى‏هاى سياسى
- زير سؤال بردن اصول مسلّم قانون اساسى


ـ راه‏هاى مقابله با توطئه دشمنان در جامعه امروز با الهام‏گيرى از واقعه عاشورا


1. گسترش تعليم و تربيت دينى و تعميم تبليغات مذهبى
2. ايجاد روحيه گذشت و جانبازى در راه دين
3. گسترش و نهادينه‏سازى عنصر بصيرت
4. احياى فريضه امر به معروف و نهى از منكر
5. پاى‏بندى و وفادارى به ولايت فقيه
6. استفاده از تمام وسايل ارتباط جمعى در تبليغ دين

shobeyr.behnamonline.net/ImamHossein/ashooraenghelab.htm

‎

 

http://friend.rasekhoonblog.com/

 


خدا را در دور دستها، در انتهای افق و یا در اوج آسمانها جستجو مکن. نگاهی به اعماق وجودت بیانداز.

جمعه 17 بهمن 1393  9:53 AM
تشکرات از این پست
taha25 liasam omiddeymi1368
kingboy
kingboy
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 165
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ادب و هنر/نهضت سرخ حسینی، الهام بخش انقلاب اسلامی ایران

1

از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسین
منم غلام کسی که بود گدای حسین

دو چشم داده خداوند تا که گریه کنم
یکی برای حسن آن یکی برای حسین

یقین که آتش دوزخ حرام گردیده
به جسم آنکه بود یار آشنای حسین

برای بخشش کوه گناه یک راه است
بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین

کبوتر دل عشاق هر شب جمعه
نشسته است روی گنبد طلای حسین

خدا کند که شبی زائر حرم گردیم
و جان دهیم همان شب به کربلای حسین

به گوش جان تو اگر بشنوی هنوز آید
ز زیر نیزه و تیغ و سنان صدای حسین

jaash

شنبه 18 بهمن 1393  9:19 AM
تشکرات از این پست
liasam omiddeymi1368
kingboy
kingboy
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 165
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ادب و هنر/نهضت سرخ حسینی، الهام بخش انقلاب اسلامی ایران

2

سرش به نیزه به گل های چیده می ماند

به فجر از افق خون دمیده می ماند
یگانه بانوی پرچم به دوش عاشورا
به نخل سبز ز ماتم تکیده می ماند
میان خیمه ی آتش گرفته، طفل دلم
به آهویی که ز مردم رمیده می ماند
شب است گوش یتیمان ز ضربت سیلی
به لاله های ز حنجر دریده می ماند
رقیه طفل سه ساله که حوری حرم است
به آن که رنج نود ساله دیده می ماند
امام صادق حق پشت ناقه ی عریان
به زیر یوغ چو ماه خمیده می ماند
شوم فدای شهیدی که در کنار فرات
به آفتاب به خون آرمیده می ماند
هلال یک شبه ی من، ز چیست خونینی؟
نگاه تو به دل داغ دیده می ماند
حکایت احد و اشک چشم خونینش
به اختران ز گردون چکیده می ماند

 

 این شعر بسیار زیبا از شاعر دلسوخته اهل بیت آقای احد ده بزرگی می باشد .

jaash

شنبه 18 بهمن 1393  9:20 AM
تشکرات از این پست
liasam ria1365 omiddeymi1368
kingboy
kingboy
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 165
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ادب و هنر/نهضت سرخ حسینی، الهام بخش انقلاب اسلامی ایران

3

گل خوش رنگ و بوی من حسین است

بهشت آرزوی من حسین است

مزن دم پیش من از لاله رویان

که یار لاله روی من حسین است

من آن مداح مست سینه چاکم

که ممدوح نکوی من حسین است

همه در گفتگوی این و آنند

ولیکن گفتگوی من حسین است

سخن بی پرده می گویم زمستی

می و جام و سبوی من حسین است

چو مرغ حق که از حق میزند دم

طنین های و هوی من حسین است

از آن بر تربتش سایم جبین را

که عز و آبروی من حسین است

احد گوئی از آن باشد شعارم

که پیر و نکته گوی من حسین است 

jaash

شنبه 18 بهمن 1393  9:21 AM
تشکرات از این پست
liasam ria1365 omiddeymi1368
kingboy
kingboy
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 165
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ادب و هنر/نهضت سرخ حسینی، الهام بخش انقلاب اسلامی ایران

 
وقتی چونان یزید امیر است و خامشند
اینها و آن امیر به یک جا در آتشند1

نرمند همچو موم به دست یزیدیان
اما برای اهل خدا سخت سرکشند 

غزه شبیه کرب و بلا، شمر واضح است
اینها به نوکری USA خوشند

باور نکن که رحم ببینی به قلبشان
اینها همانی اند که شش ماهه می کشند

ایران

 

 

jaash

شنبه 18 بهمن 1393  9:23 AM
تشکرات از این پست
ria1365 omiddeymi1368
smhhms
smhhms
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 95
محل سکونت : خراسان رضوی

ادب و هنر شماره 1 -smhhms

بسم الله الرحمن الرحیم

نهضت سرخ حسینی، الهام بخش انقلاب اسلامی ایران
با سلام و احترام
در ارتباط با عنوان طرح ابتدابررسی چندمفهوم برای روشن شدن دلایل ونحوه الهام بخشی نهضت امام حسین علیه السلام بر انقلاب اسلامی ایران الزامی است:

1- امربه معروف و نهی ازمنکر :دفاع ازحق و عدالت و مبارزه و مقاومت در برابر ظلم و فساد آشکار و رفع آن جهت رضاوبندگی خدا

2- شرایط وجوب امربه معروف ونهی ازمنکر  : الف.احتمال تاثیر : تدبیر و تلاش و امید(توکل) تا تاثیر آنی و تدریجی  ب.عدم ضرر: انتخاب بین اهم و مهم یا خوب و بد یا بد و بدتر

مثال : روزه خمس جهاد و... فی نفسه ضرر دارند ولی ضرر انجام ندادن آن ها هدف های مهمتر بندگی و حق و عدالت و استقلال و آزادی را زایل می نماید.

3- هدف خلقت انسان : بندگی و پرورش روح انسانیت

درس های نهضت سرخ حسینی ذیل را داشت که باعث الهام بخشی جهت انقلاب امام خمینی و پیروانش(ملت ایران) رافراهم نمود:

1.اقامه نماز و بندگی خدا به جماعت و تمسک به قرآن و قرائت آن حتی در اوج جنگ : زمان گرفتن برای اقامه آن ها حتی دربستربیماری

2.اقامه امر به معروف و نهی ازمنکر در برابر فساد آشکار: انقلاب اسلامی ایران:سیاست و اقتصاد ما مثل دیانت ماست

3.دفاع از حق و اقامه عدالت با مقاومت و جهاد و شهادت طلبی و ایثار و جانبازی و چشیدن طعم اسارت جهت رسیدن به هدف والاتر و انتخاب برتر: 8سال دفاع مقدس

4.انتخاب و ترجیح اهم بر مهم : کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا : رای قاطع به جمهوری اسلامی ایران وقانون اساسی اسلامی

5.آزادگی(استقلال و آزادی) و بندگی خدا بجای نوکری و بندگی ظالمان و فاسدان:مبارزه با کاپیتالاسیون

باتشکر

 

شنبه 18 بهمن 1393  10:11 PM
تشکرات از این پست
taha25 liasam ria1365 omiddeymi1368
liasam
liasam
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1393 
تعداد پست ها : 1143
محل سکونت : مرکزی

ادب و هنر 1 - liasam

تاریخ زندگی بشر حاکی از آن است که هر هنگام که جوامع را نابسامانی فرهنگی و اجتماعی فراگرفته است. پیامبران و مصلحان به دستور خداوند در جهت هدایت  مردم و نجات و اصلاح جامعه اهتمام ورزیده اند.

اسلام به عنوان کاملترین دین الهی بر محمد(ص) نازل شد تا هم جامعه زمان وی اصلاح گردد و هم حاوی اصول دستورهایی باشد که برای آحاد بشر قابل اجرا در هر زمان پس از وی باشد و موجب هدایت و نجات جامعه گردد. در نوشته حاضر سعی بر آن است تا در یک بررسی تطبیقی از دیدگاه جامعه شناسی- تاریخی نشان دهیم که علت اساس قیام امام حسین(ع) تداوم و تجدید اسلام پیامبر(ص) است و قیام امام خمینی(س) نیز با الهام از قیام امام حسین(ع) و در جهت تحقق اهداف آن به وقوع پیوسته است. امام خمینی(س) خود نیز فرموده اند: «انقلاب اسلامی ایران پرتوی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است».

فرض اساسی ما در این پژوهش این است که هر دوی این قیامها با عنایت از دستورهای کلی اسلام درباره اصلاح و تغییر جامعه به وقوع پیوسته اند و این دستور ها برای همه زمانها قابل پیروی و تطبیق است. در این بررسی ما از روشی که توماس اسپریگن در کتاب «فهم نظریه های سیاسی»[1]پیشنهاد کرده است بهره برده ایم و بنابراین در بخش اول از دیدگاه جامعه شناسی – تاریخی آسیب های جامعه اسلامی را در زمان هر یک از دو رهبر بزرگ الهی مورد بررسی قرار می گیرد و در بخش دوم به راههای اصلاح و شیوه هایی که این دو رهبر برای درمان آسیبها و اصلاح جامعه پیشنهاد می کنند اشاره شده است.

آسیبهای جامعه اسلامی در زمان قیام امام حسین(ع) و امام خمینی(س)

 

هر مصلحی با توجه به تصوری که از وضع مطلوب جامعه دارد بر وضع موجود جامعه زمان خویش ایرادات و اشکالاتی وارد می داند و به نواقص و امراض خاصی در آن جامعه اشاره می کند و اینک به اختصار به آسیبها و ایرادات عمده جامعه اسلامی در زمان قیام امام حسین(ع) و قیام امام خمینی(س) اشاره می شود. الگوی مطلوب جامعه در این نوشته جامعه اسلامی زمان پیغمبر(ص) در نظر گرفته شده است.

بخش اول:

1- آسیبهای اعتقادی و مذهبی

2- آسیبهای سیاسی و اجتماعی جامعه اسلامی

3- آسیبهای اقتصادی و غارت بیت المال

 

 

**بسم الله القاصم الجبارین**

یک شنبه 19 بهمن 1393  6:14 PM
تشکرات از این پست
taha25 ria1365 omiddeymi1368
liasam
liasam
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1393 
تعداد پست ها : 1143
محل سکونت : مرکزی

ادب و هنر 2 - liasam

1- آسیبهای اعتقادی و مذهبی

 بررسی نحله های فکری و اندیشه های دینی نشان می دهد که مهمترین علل انحطاط و سقوط جامعه اسلامی بعد از رحلت حضرت رسول(ص) برداشت نادرست از دین و فهم غلط معارف اسلامی بوده است.

عواملی که به بروز کژاندیشیها  و گرایشهای قبیله ای منتهی گردید موجباتی را فراهم آورد تا کسانی که به مصادر خلافت دست می یافتند دین را وسیله توجیه حکومت و اهداف فردی و قومی خویش قرار دهند و جامعه اسلامی را برای مدت طولانی از منادیان واقعی توحید و اندیشه های اصیل مکتب اسلام بدور نگهدارند.

تحقق چنین امری وقتی میسر گردید که افرادی همچون علی(ع)، سلمان فارسی، عمار یاسر و ابوذر غفاری کنار گذاشته شدند.

و افرادی همانند کعب الاحبار یهودی و ابوهریره ادعای مسلمانی کردند و مفتی اعظم جامعه اسلامی گشتند و حکم بر تکفیر و تسفیق افرادی چون صحابه نستوه رسول الله(ص)، ابوذر غفاری دادند و با جعل احادیث و تفاسیر وارونه سعی کردند تا اذهان مردم را نسبت به حقیقت دین و سیره پیامبر(ص) مغشوش نمایند.

علاوه بر علمای درباری فرصت طلبان و زراندوزانی چون طلحه و زبیر برای حفظ منافع مادی و اقتصادی خویش علی(ع) را متهم به کفر می نمودند و مقدس مآبانی چون خوارج نهروان با تأویل آیات خدا بر علی(ع) شمشیر می کشیدند و همه اینها نشانگر این مطلب است که در آن زمان قشر عظیمی از مردم مسلمان در درک حقیقت دین و فهم معارف اسلامی با مشکل روبرو بوده اند و در چنین شرایطی بنی امیه حاکمیت در جامعه اسلامی را به دست می گیرند و برای توجیه حکومت خود به ترویج نوعی اندیشه تقدیری و جبرگرایانه می پردازند.

اندیشه ای که احساس هرگونه مسئولیت اجتماعی را از انسان سلب می کرد و چون با استناد به نام خدا و اراده الهی صورت فریبنده ای داشت در ظاهر صحیح به نظر می آمد و در آستانه قیام امام حسین(ع) که با القائات علمای درباری و احادیث جعل پرورش یافته بودند به راحتی می پذیرفتند که اگر علی(ع) شکست خورد خدا نمی خواسته تا او بر مسند حکومت باقی بماند و اگر حزب اموی زمام امور مسلمین را در دست دارد خدا چنین موهبتی به آنان عطا کرده است و بنابراین هرگونه اعتراض و انتقاد علیه وضع موجود و حکومت اموی انتقاد و اعتراض بر قدرت و مشیت الهی است.

در این زمان دین در امور فردی و عبادی خلاصه می گردد و  بر صورت ظاهر جمعه و جماعات بیش از هر چیز دیگر تأکید می شود و بینش و روحیه مذهبی در میان اکثر قریب به اتفاق مردم به گونه ای مسموم و فلج شده است که نه تنها عاملی برای اصلاح و سازندگی جامعه به حساب نمی آید بلکه موجبات سکوت  و تسلیم را نیز فراهم می سازد و صبر و  سکوت تخدیر کننده ای را بر سرتاسر شبه جزیره عرب مستولی می گرداند.

چنین اعتقادی مطلوب امام حسین(ع) نیست و امام با قیام خود تأکید بر این امر که می خواهند به اصلاح امت پیامبر(ص) و احیای سیره محمد(ص) و علی(ع) بپردازند اولین اعتراض را بر اندیشه دینی رایج در جامعه زمان خود روا می دارند.

 

قبل از قیام امام خمینی(س) هم ملاحظه می شود که جامعه در زمینه عقاید الهی و مذهبی دچار آسیبهای جدی است. برداشتهای دینی رایج به گونه ای است که دین به هیچ یک از امور سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه کاری ندارد و فقط امری است که به برخی از عبادات و اعمال فردی ختم می گردد و چنین برداشتی از دین همواره مطلوب طبقات حاکم بر جامعه بوده است و به وسیله حکومتهای باطل در میان مردم رواج یافته است.

در آستان قیام ایشان با توجه به وابستگی جامعه به جوامع بیگانه شرق و غرب، مسئلۀ جدایی دین از امور سیاسی و اجتماعی شدت یافت و با توجه به خودباختگی و الگو قرار گرفتن جوامع غربی برای حکومت و زمامداران امور چهرۀ جدیدتری به خود گرفت.

به نظر امام خمینی(س) جامعه اسلامی از صدر اسلام به این آسیب دچار بوده است و این مسئله در دوره اخیر به اوج خود رسیده است چنانچه می فرماید: «این یک نقشه شیطانى بوده است که از زمان بنى امیّه و بنى عباس طرح‏ریزى شده است و بعد از آن هم هر حکومتى که آمده است، تأیید این امر را کرده است. و اخیراً هم که راه شرق و غرب به دولتهاى اسلامى باز شد، این امر در اوج خودش قرار گرفت که اسلام، یک مسائل شخصى بین بنده و خداست و سیاست از اسلام جداست و نباید مسلمانان در سیاست دخالت کنند و نباید روحانیون وارد سیاست بشوند» (صحیفه امام، ج‏16، ص: 388)

 

رواج اندیشه جدایی دین از سیاست به دلیل اینکه هرگونه مسئولیت اعتقادی و اجتماعی را از افراد سلب می کرد با روحیه تسامح و راحت طلبی نیز سازگاری داشت و بسیاری از افراد برای حفظ منافع شخصی خود از هر گونه اندیشه ای که به تغییر وضع موجود منتهی گردد احتراز می کردند و لذا نقشه های شیطانی حکومت از یک سو و تسامح و راحت طلبی از سوی دیگر موجب شد تا اعتقادات دینی نقش مؤثری در اعمال اجتماعی- سیاسی مردم نداشته باشند و از قیام برای خدا در جامعه اسلامی غفلت گردد. امام خمینی(س) در این زمینه می فرماید:

«خودخواهى و ترک قیام براى خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره کرده و کشورهاى اسلامى را زیر نفوذ دیگران درآورده» (صحیفه امام، ج‏1، ص: 22)

**بسم الله القاصم الجبارین**

یک شنبه 19 بهمن 1393  6:21 PM
تشکرات از این پست
taha25 omiddeymi1368
liasam
liasam
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1393 
تعداد پست ها : 1143
محل سکونت : مرکزی

ادب و هنر 3 - liasam

2- آسیبهای سیاسی و اجتماعی جامعه اسلامی

بعد از رحلت پیامبر(ص) از نظر سیاسی و اجتماعی معیارها و ضوابط اسلامی تحت الشعاع ارزشهای قومی و نژادی قرار می گیرد و مهاجر بر انصار و قریش بر غیر قریش ترجیح داده می شود و به لیاقت و شایستگی افراد در تصاحب مناصب سیاسی و اجتماعی عنایتی نمی شود امام حسین(ع) اینک وارث جامعه ای است که بعد از پیامبر بسیاری از ارزشهای دوران جاهلیت در آن نضج گرفته است، بنی امیه آنچنان بر جان و مال مردم مسلط شده است که خود را آقا و ارباب و مردم را بنده و نوکر خود قلمداد می کنند. عرب را بر عجم ترجیح می دهند و روحیه برابری و برادری را در جامعه زایل می نمایند، روشنفکران و اهل بصیرت را از بین می برند. معاویه علی رغم اینکه خلفای قبل از او زندگی ساده ای داشته اند یک حکومت سلطنتی پر از تجملات ایجاد کرده است و به پیروی از دوران جاهلیت که بعد از مرگ شیخ قبیله به حکم وراثت فرزندش جای او را می گرفت تصمیم می گیرد تا حاکمیت اسلامی را برای خاندان بنی امیه موروثی گرداند و به خلاف سیره پیامبر(ص) و خلفای بعد از او پسرش  یزید را که هیچ گونه لیاقت و شایستگی نداشت و به جانشینی خود منصوب کند و به این ترتیب تخطی از معیارهای سیاسی و اجتماعی اسلام و احیای ارزشهای جاهلی و نژادی بود که «زمامداری از قریش به مداخله تیرۀ اموی و زمامداری اموی به سلطنت موروثی و سلطنت موروثی به استبداد مطلق کشیده شد».[2]

امام خمینی(س) یکی از دیرپاترین آسیبهای جامعه اسلامی را «عدم تشکیل حکومت حق» می داند و در زمانی قیام خود را آغاز می کند که جامعه تحت سلطه یک حکومت فاسد شاهنشاهی قرار گرفته است که جز منافع فردی و خانوادگی خود هیچ معیار دیگری را نمی شناسد و حتی برای ارضای نفسانیات خود حاضر است سلطه بیگانگان را نیز بر سر مردم مسلمان گسترش دهد، مردم در این حکومت هیچ نقشی ندارند و حق و حقوق محرومان جامعه پایمال می گردد و افراد روشنفکر و با بصیرت نیز مورد هتک و آزار قرار می گیرند و هیچ یک از ضوابط  و معیارهای اسلامی بر امور سیاسی و اجتماعی جامعه حاکم نیست و همه امور جامعه در خدمت نفسانیات طبقه حاکم قرار گرفته است.

 

در نظر امام خمینی(س) غلبه حکومت باطل یک آسیب اساسی است و از این رو درباره غلبه رضاخان می فرماید: « قیام براى شخص است که یک نفر مازندرانى بیسواد (1) را بر یک گروه چندین میلیونى چیره مى‏کند که حَرْث و نسل آنها را دستخوش شهوات خود کند.». (صحیفه امام، ج‏1، ص: 22)

**بسم الله القاصم الجبارین**

یک شنبه 19 بهمن 1393  6:31 PM
تشکرات از این پست
taha25 ria1365 omiddeymi1368
liasam
liasam
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1393 
تعداد پست ها : 1143
محل سکونت : مرکزی

ادب و هنر 4 - liasam

3- آسیبهای اقتصادی و غارت بیت المال

در جامعه اسلامی پیامبر با توجه به اصول و موازنه هایی که بر مالکیت و نظام اقتصادی حاکم شد ثروتمندان و اشراف نمی توانستند به استثمار و تکاثر ثروت بپردازند و عدالت اجتماعی و اقتصادی از عمده ترین اصول جامعه اسلامی به شمار می آمد.

اما اینک امام حسین(ع) پس از پنجاه سال که از رحلت پیامبر می گذرد با یک جامعه کاملاً نابرابر مواجه است که در آن از یک سو قریش و وابستگان به دستگاه خلافت به ویژه بنی امیه به ثروتهای کلان دست یافته اند و از سوی دیگر اکثر آحاد مردم جامعه در فقر و محرومیت به سر می برند. جنگهایی که بین سپاه اسلام و دو امپراطور بزرگ ایران و روم چند سال بعد از رحلت پیامبر به وقوع پیوست غنائم و اموال فراوانی را نصیب حکومت اسلامی ساخت  و اما این غنایم با رعایت رتبه ها و امتیازاتی خاص نظیر سبقت در اسلام بین مسلمانان تقسیم شد و زمینها نیز به تملک سربازان فاتح در آمد.

اکثر این گروه که به ثروتهای کلان دست می یافتند از قبیله قریش بودند که از دوران جاهلیت به بازرگانی و تجارت آگاهی داشتند و همین که در نظام اسلامی اموال و ثروت بیشتری نصیب آنان گردید شیوۀ زندگی پیشین خود را از سر گرفتند و روحیه مال اندوزی و جمع ثروت در آنها زنده شد با این ترتیب نوعی از اشرافیت معنوی (نظیر سبقت در اسلام) معیاری شد برای کسب ثروت و مال بیشتر و ایجاد اشرافیت مادی و پس از آن طبقه جدیدی از ثروتمندان و اشراف با رنگ و لعاب اسلامی در جامعه به وجود آمده و به دنبال آن اصل عدالت اجتماعی و موازنه های اقتصادی اسلام در معرض تهدید و نابودی قرار گرفت.[3] قریش و به ویژه بنی امیه هنگامی که توانستند نفوذ و قدرت بیشتری در دستگاه خلافت اسلامی به دست آورند تحت عنوان «هبه» و «جایزه» به چپاول و غارت بیت المال پرداختند. افرادی همانند طلحه دویست هزار درهم و زبیر ششصدهزار درهم از دستگاه خلافت اسلامی دریافت نمودند اینک طبقه ای مقتدر و ثروتمند در جامعه اسلامی به وجود آمده بود، بین امویان و وابستگان آنها که دارای ثروتهای فراوان بودند از یک سو و اکثر مردم در فقر و محرومیت به سر می بردند از سوی دیگر شکافی عظیم پیدا گشت و با این سیطره مالی و سیاسی بود که حزب اموی به تطمیع و خرید افراد ذی نفوذ پرداخت و معاویه بنای «کاخ سبز» را در منطقه شام ایجاد کرد و به قدرت خود تحکیم بخشید.

تصاحب و غارت بیت المال از مهمترین عواملی بود که حزب اموی در جهت اغفال مردم و تهیه و تجهیز «سپاه شام» از آن استفاده کرد.

ایجاد نظام طبقاتی و تبعیض و نابرابریهای اجتماعی، سبب شد تا نظام عقیدتی و اخلاقی جامعه نیز متحول شود و پذیرش معیارها و اصول اقتصادی مکتب اسلام برای مردم میسر نگردد.

ثروتمندان که وضع فعلی جامعه را از نظر مادی به نفع خویش می دیدند اولین گروهی بودند که در مقابل حکومت علی به مخالفت و آشوب دست زدند و چون دیدند که عدالت و ایجاد نظام اقتصادی اسلام بیش از هر چیز دیگر منافع آنها را تهدید می کند به اردوگاه بنی امیه پیوستند و مقدمات شکست خلافت امام را فراهم ساختند.

معاویه همانند پادشاهان ایران و روم  با تشریفات و تجملات بر مردم حکومت می کرد و با سوءاستفاده از بیت المال برای استمرار سلطنت اموی و جانشینی یزید رشوه های کلانی می پرداخت و گروههای زیادی از مردم کوفه را با پول و ثروت فریب می داد و به تطمیع آنان می پرداخت.

از جمله وقتی «مغیرة بن شعبه» از طرف معاویه مأموریت یافت تا مردم کوفه را به بیعت با یزید وادار کند مال فراوانی به هواداران حزب اموی در این شهر بخشید و گروهی از مردم کوفه را به سرکردگی پسر خود نزد معاویه فرستاد تا با اعلام طرفداری از ولایت عهدی یزید وراثت  سلطنتی امویان را مشروعیتی مردمی بخشند چون این گروه به دربار حکومت رسیدند معاویه از پسز مغیرة پرسید: پدرت دین این مردم را به چند خریده است؟ وی جواب داد: هریک را به سی هزار درهم.[4]

در نتیجه این حقیقت روشن می شود که اگرچه عوامل متعدد در سقوط ارزشها و معیارهای اسلامی در جامعه نقش داشته اند اما هیچ یک از آنها به اندازه رواج روحیه دنیاطلبی و رغبت به مال اندوزی مؤثر نبوده است به گونه ای که امام حسین(ع) در آستانه قیام مقدس خویش ماهیت این مردم را چنین بیان می کند «الناس عبید الدنیا و الدین لعق السنهم یحوطونه مادرّت به معائشهم فاذا محصوا بالبلاء اقل الدیانون»؛ مردم بنده دنیا هستند دین را تا آنجا می خواهند که با آن زندگی خود را سر و سامان دهند و چون آزمایش شوند دینداران واقعی بسیار کم خواهند بود.

 

یکی از آسیبهای مهم جامعه در آستانه قیام امام خمینی(س) فاصله طبقاتی و بهره کشی سرمایه داران و طبقه ثروتمند جامعه از طبقات محروم و مستضعف می باشد.

ایجاد هسته های سرمایه داری در ایران به وسیله نظام شاهنشاهی سبب شد تا وابستگان به دربار و ایادی دست نشانده شرکتهای چندملیتی با استفاده از پول نفت و فروش منابع طبیعی کشور به ثروتهای کلان دسترسی پیدا کنند و به این وسیله به چپاول ثروتها و استثمار اقشار ضعیف جامعه بپردازند در مقابل این عدۀ محدود اکثر آحاد مردم در شهرها و روستاها در فقر و مسکنت به سر می بردند و هر روز به تعداد زاغه ها و بیقوله های اطراف شهرهای بزرگ افزوده می گشت.

امام خمینی(س) با اشاره به تحلیل نظام اقتصادی از سوی دولتهای بیگانه می فرماید: « استعمارگران به دست عمال سیاسى خود، که بر مردم مسلط شده‏اند، نظامات اقتصادى ظالمانه‏اى را تحمیل کرده‏اند؛ و بر اثر آن مردم به دو دسته تقسیم شده‏اند: ظالم و مظلوم. در یک طرف، صدها میلیون مسلمان گرسنه و محروم از بهداشت و فرهنگ قرار گرفته است. و در طرف دیگر، اقلیتهایى از افراد ثروتمند و صاحب قدرت سیاسى، که عیاش و هرزه گرد و فاسدند.

مردم گرسنه و محروم کوشش مى‏کنند که خود را از ظلم حکام غارتگر نجات بدهند، تا زندگى بهترى پیدا کنند، و این کوشش ادامه دارد؛ لکن اقلیتهاى حاکم و دستگاههاى حکومتى جائر مانع آنهاست. ما وظیفه داریم مردم مظلوم و محروم را نجات دهیم. ما وظیفه داریم پشتیبان مظلومین و دشمن ظالمین باشیم.». (ولایت فقیه(حکومت اسلامى)، متن، ص: 37)

و تاریخ انقلاب اسلامی به خوبی نشان می دهد که محرومین و مستضعفین که از این آسیب ویرانگر (تسلط و بهره کشی اغنیا از فقرا) به شدت رنج می بردند اولین اقشاری بودند که به ندای امام خمینی(س) لبیک گفتند و به کمک نهضت اسلامی شتافتند.

**بسم الله القاصم الجبارین**

یک شنبه 19 بهمن 1393  6:52 PM
تشکرات از این پست
taha25 ria1365 omiddeymi1368
liasam
liasam
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1393 
تعداد پست ها : 1143
محل سکونت : مرکزی

ادب و هنر 5 - liasam

4- آسیبهای فرهنگی و اخلاقی

 در زمان حیات پیامبر(ص) خصلتهای پست فرهنگ بدوی و قبیله ای از جامعه محو شد و کینه توزی به برادری مبدل گشت.

بی بند و باریهای اخلاقی از بین رفت و زنان که موجوداتی پست به شمار می آمدند در جامعه مسلمین از مرتبه والایی برخوردار شدند و شخص پیامبر به دختر خویش مباهات می کرد.

اسلام به جامعه بشری و به ویژه اعراب که در غرقاب فساد و تباهی به سر می بردند شخصیت و هویت انسانی داد و با ارزشهای متعالی از عرب عصر جاهلیت جامعه ای ساخت که ایمان به خدا، عدالت اجتماعی و برابری، آزادی انسان از سلطۀ دیگران مهمترین ویژگیهای آن به شمار می آمد.

با گسترش همین معیارها بود که دین الهی توانست در درون انسانها و همچنین در محیط اجتماعی آنان تحول ایجاد کند و از یک طرف قبایل پراکنده عرب را متحد سازد و با ایجاد یک حکومت مرکزی در مقابل دو امپراطور روم و ایران بایستد و از طرف دیگر جذبه و کشش درونی و فطری انسانها را برانگیزد و از مناطق دور و نزدیک انسانها را گروه گروه به سوی اسلام حقیقی فراخواند.

اما بعد از رحلت رسول اکرم با بروز فرهنگ بدوی و هواهای نفسانی مجدداً روحیه برتری جویی و مال اندوزی و راحت طلبی بر جامعه اسلامی مستولی شد و هنگامی که بنی امیه بر شبه جزیره عرب حاکمیت یافتند به تدریج ارزشها و اصول اخلاقی اسلام از جامعه حذف می شد و قیام امام حسین(ع) وقتی آغاز می شد که امویان آشکارا و بدون هیچ ملاحظه ای به هتک حرمتهای الهی می پرداختند و روحیات و اخلاق اعراب دوران جاهلیت را احیا می کردند و روحیه تملق و ذلت را در بین مردم گسترش می دادند. معاویه برای اینکه بتواند از فردی همانند زیاد بن ابیه در حاکمیت خود استفاده کند مجلسی بر پا می کند و در انظار مسلمین او را برادر نسبی خود می خواند و یزید در حضور مردم به میگساری می پردازد و فسق و فجور را در بین مردم رواج می دهد و در  هنگامی که در کربلا فرزندان رسول خدا را به شهادت می رساند و خاندان نبوت را به اسارت می کشاند کینه  توزی بدوی و قبیله ای خود را در نعره ای جاهلانه نمایان می سازد که  ای کاش آنان که از قبیله من (بنی امیه) در جنگ با محمد به قتل رسیده اند می بودند و آگاه می شدند که چگونه انتقام  آنها را از بنی هاشم گرفتم.

شرایط اخلاقی و فرهنگی جامعه در آستانه قیام امام خمینی(س) نیز به گونه ای بود که هیچ تناسب با ضوابط و اصول اخلاقی اسلام نداشت. حکومت فاسد و وابسته شاهنشاهی با توجه به نوعی از خودباختگی فرهنگی و فرنگی مآبی که دچار آن شده بود در تخریب ارزشهای اخلاقی و فرهنگی جامعه از هیچگونه تلاشی مضایقه نمی کرد و جامعه را لهو و لعب و هرزگیها فراگرفته بود.[5] 

جوانان مسلمان از اخلاق اسلامی تهی می گشتند و به مراکز فساد کشانده می شدند زن به گونه ای جدید ملعبه ای بود برای بازیگران صحنه های تجارت و اشاعه فساد در جامعه. روحیه ذلت و سلطه پذیری و بی تفاوتی در جوانان تقویت میشد و به انحاء مختلف زمینه هایی فراهم می شد تا نیروی انسانی از بین برود و جوانهای ما تلف شوند.

امام خمینی(س) این را یک آسیب اساسی می داند و می فرماید: «این بود که نیروى انسانى ما را خراب کردند و نگذاشتند رشد بکند. مراکز فساد در شهرها، و بخصوص در تهران، آن قدر زیاد بود و آن قدر تبلیغ در کشاندن جوانهاى ما به این مراکز فساد شد، و آن قدر راههاى فساد را براى جوانهاى ما باز کردند و دامن‏زدند به اینها اینکه کشاندند اینها را در مراکز فساد، این خرابى از همه خرابیها بدتر بود. خرابیهاى مادى جبرانش آسانتر است از خرابیهاى‏ معنوى.». (صحیفه امام، ج‏8، ص: 22و 23)

**بسم الله القاصم الجبارین**

یک شنبه 19 بهمن 1393  6:53 PM
تشکرات از این پست
taha25 ria1365 omiddeymi1368
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

ادب و هنر 1 - nargesza

 

سلام بر زمستان بهاری از انقلاب اسلامی تا بیداری اسلامی

سلام بر حماسی ترین و تاریخی ترین ماه

سلام بر بهمن ماه

سلام بر طلایی ترین و مبارک ترین دهه تاریخی ایران اسلامی

سلام بر مطلع فجر و پیروزی

سلام بر بنیان گذار جمهوی اسلامی

و سلام بر دهه مبارک فجر و پیروزی

 

سه شنبه 21 بهمن 1393  5:14 PM
تشکرات از این پست
ria1365 taha25 omiddeymi1368
liasam
liasam
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1393 
تعداد پست ها : 1143
محل سکونت : مرکزی

ادب و هنر 6 - liasam

بخش دوم

راههای اصلاح جامعه از نظر امام حسین(ع) و امام خمینی(س)

 

در بخش اول به آسیبهای جامعه اسلامی در زمان قیام امام حسین(ع) و قیام امام خمینی(س) اشاره شده و اینک راههای اصلاح جامعه از نظراین دو رهبر بزرگ الهی می پردازیم تا بدانیم که برای رسیدن به جامعه مطلوب اسلامی چه راه حلهایی را ارائه کرده اند.

برای درمان آسیبهایجامعه اسلامی چه شیوه هایی را در پیش گرفته اند.

 

 

1- اصلاح اندیشه دینی و تغییر نگرش مردم نسبت به دین

2- نفی سازش با حکومت جور

3- اهمیت دادن به نقش مردم

4- تشکیل حکومت اسلامی

5- تبیین و تصریح ارزشهای اسلامی

 

**بسم الله القاصم الجبارین**

سه شنبه 21 بهمن 1393  8:58 PM
تشکرات از این پست
taha25 omiddeymi1368
liasam
liasam
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1393 
تعداد پست ها : 1143
محل سکونت : مرکزی

ادب و هنر 7 - liasam

 

1- اصلاح اندیشه دینی و تغییر نگرش مردم نسبت به دین

دین یکی از سرچشمه های اصلی فرهنگ در جوامع بشری است و صلاح و فساد هر جامعه به صلاح و فساد اندیشه دینی در آن جامعه وابسته است. در بخش اول ملاحظه شد که جامعه اسلامی هم در زمان امام حسین(ع) و هم در عصر امام خمینی(س) به شدت از نظر عقاید و اندیشه های دینی دچار آسیب شده است و نگرش مردم نسبت به دین یک نگرش سطحی است و در این دوره های بحرانی حکام جور از دین به عنوان وسیله ای برای توجیه حکومت و خلافت خود استفاده می کنند و آنرا عاملی می دانند برای سکوت و سکون توده های مردمی که همه چیز را به قضا و قدر سپرده اند و از هر گونه مسئولیت اجتماعی پرهیز می کنند.


امام حسین(ع) به عنوان مظهر اسلام محمدی با قیام خود عزم آن دارد تا بر تفسیرها و برداشتهای رایج دین خط بطلان کشد و با احیاء دین حقیقی وجوه پویا، سازنده و جهت دهنده این را برای مردم نمایان سازد لذا می فرماید: «انا خرجت لطلب اصلاح فی امة جدی ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیرة جدی و ابی علی ابیطالب». پر واضح است که عامل اصلی انسجام امت اسلامی دین است و اصلاح امت ممکن نیست مگر با اصلاح دین و اصلاح دین نیز به نظامی از کنترل و پیشرفت وابسته است که عنوان امر به معروف و نهی از منکر به خود گرفته است و بعد از فهم صحیح از دین این اصل انسان را در هر لحظه از زندگی موظف به بازآفرینی و احیای ارزشهای دینی می کند و این بازگشت مجدد و مکرر به معیارها و ضوابط دینی هم متوجه خود فرد است و هم به جامعه ای که در آن زندگی می کند منوط می شود.

 

بنابراین امر به معروف و نهی از منکر برای انسان مسئولیت اجتماعی می آفریند و او را دچار نوعی از بیقراری می سازد تا نسبت به آنچه در امور مختلف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در جامعه می گذرد بی تفاوت و بی تحرک نباشد. امر به معروف و نهی از منکر هنگامی که مبتنی بر فهم صحیح  از دین باشد و از سیرۀ نبوی و علوی یعنی معیارهای خالص اسلام سرچشمه بگیرد جامعه را از حالت سکون و ایستایی خارج می سازد و منجر به بالندگی و سازندگی آن می گردد. امام حسین(ع) که خود عصاره اسلام محمدی است قیام می کند تا نشان دهد که آنچه بنی امیه حکومت خود را به وسیله آن توجیه می کند دین نیست بلکه نوعی فریب و نیرنگ است که به اسم دین عرضه می شود و دین فقط در عبادات فردی و جمعه و جماعات بدون تحرک خلاصه نمی شود و اسلام حقیقی با وجود چنین حکومتی سازگار نیست.


 

امام خمینی(س) اصلاح اندیشه های دینی را سرلوحه نهضت اسلامی قرار می دهد و با طرح مسئله جدایی دین از سیاست تغییرها و برداشتهای رایج از دین را طرد می کند و اسلام را یک دین اجتماعی و همه جانبه معرفی می نماید که باید در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متجلی گردد. ایشان نگرش مردم نسبت به دین را مبهم می داند و می فرماید: « ما موظفیم ابهامى را که نسبت به اسلام به وجود آورده‏اند برطرف سازیم. تا این ابهام را از اذهان نزداییم، هیچ کارى نمى‏توانیم انجام بدهیم‏». (ولایت فقیه(حکومت اسلامى)، متن، ص: 130) با رفع این ابهام از دین است که بزرگترین انقلاب دینی جهان در جامعه اسلامی ایران به وجود می آید و امر به معروف و نهی از منکر در جامعه احیا می گردد و جامعه از حالت ایستایی به تحرک در می آید و نظام سیاسی و اجتماعی جهان را تحت تأثیر خود قرار می دهد.

**بسم الله القاصم الجبارین**

سه شنبه 21 بهمن 1393  9:02 PM
تشکرات از این پست
taha25 omiddeymi1368
دسترسی سریع به انجمن ها