یه اتفاق جالب
هنوز هم دارم میخندم به این موضوع
تو راه برگشت از مهد با پسرم حرف میزدم. ازش خواستم تعریف کنه چکار کرده.
بعد پرسیدم لقمه ای که برات گذاشتم رو خوردی میگه آره. ولی محیا هم نون داشت. نمی خواست بخوره داد من خوردم. بعد هم نشون داد که نون تو دست دوستش بوده و اون میگرفته میخورده.
وسط خیابون خندم گرفته بود. میگم چرا داد به تو؟ میگه آخه خودش نمی خواست. ولی من نون خودم رو خوردم نون محیا رو هم خوردم.
یاد مواقعی میفتادم که برای دخترم لقمه می گرفتم و اون نمی خورد. بعد وقتی می رسید خونه از ترس اینکه دعواش کنم یا لقمه رو یه جا مخفی می کرد و یا اگه گشنش بود مینشست تند تند میخوردش که من نبینم.
جدا چرا بعضی از بچه ها از صبحانه گریزانند؟؟؟