0

روزنوشت

 
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

پاسخ به:روزنوشت
سه شنبه 15 مهر 1393  2:23 PM

امروز رفتم مدرسه دخترم جلسه. پسرم هم برده بودم. چهارسالشه. موقع برگشتن نشست وسط حیات مدرسه بلند بلند گریه میکرد. میگفت من میخوام برم پیش آجی درس بخونم. هر کاری کردم نیومد. ناظم مدرسه دستشو گرفت بردش تو یکی از کلاسا. کلی هم باهاش حرف زد. اینکه تو دفتر نیاوردی و بعد هم باید بری مدرسه پسرونه. خلاصه تا خونه رسیدیم غر زد. تازه وسط راه هم آقا خسته شدن دستور دادن بغلشون کنم. تازه رسیدم خونه خوابید. نت من هم قطع شد. کلا به کارام نرسیدم.

در زندگی بکوشلباس صبر بر تن بپوشبا دانایان بجوشعزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

تشکرات از این پست
omiddeymi1368 borkhar tahmores moradi92 nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها