0

احساس مسؤليت

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:احساس مسؤليت

راوي :همرزم شهيد
منبع :سايت ساجد
بعد از مرحله اول عمليات « كربلاي پنج » جهت تجديد قوا به مقر « شهيد صادقي » كه دركنار رود كارون بوديم رفتيم بعد از چند ساعتي صداي « آقامهدي » را شنيدم كه مرا صدا مي زد. من سراسيمه از سنگر اجتماع فرماندهي گردان پابرهنه به بيرون آمدم و سريعاً به نزد او رفتم . دستور داد كه « سريع حاضر شويد برويم خط » گفتم : « آقامهدي حالا؟» منظور من اين بود كه تازه از خط برگشته و هنوز هيچ استراحتي نكرده ايم ... « آقامهدي » صبورانه و با لحني خاص در جوابم گفت : « حسيني بودن كه اين حرفها را ندارد ، سريع ، سوار ماشين شو كه برويم ... » « آقا مهدي » رفت و بلافاصله به سمت خط مقدم ، راهي شديم و به مقر تاكتيكي ل 17 ع رفتيم ، من داخل ماشين ماندم ؛ بعد از چند دقيقه اي برگشت و گفت كه « بايستي خودمان ، اول به خط برويم و آن را شناسايي كنيم و بعد از آن بچه هاي گردان را بياوريم. »چند لحظه اي گذشت و به همراه يكي از ديگر بچه ها كه در خط به ما ملحق شد به شناسايي منطقه رفتيم در راه ، گلوله خمپاره اي ما را زمينگير كرد وقتي بخود آمدم ، ديدم آن برادري كه همراه ما شده بود ، به لقاء الله پيوسته است و من و « آقامهدي » هم مجروح شده ايم.به هر سختي بود ، خود را به خط خودي رسانديم در بين راه ، « آقا مهدي » اصرار داشت كه مرا بر دوش گيرد و من امتناع مي كردم.بعدها از او پرسيدم كه « راز آن همه اصرار شما براي بدوش گرفتن من چه بود ؟ » او در حالي كه از دل آه عميقي كشيد ، گفت :« چون برادرم مفقود است ، نمي خواهم برادر ديگر را در خاك دشمن جاي بگذارم تا مفقود الاثر گردد. »


(عباس حاجيلو ، شهيد مهدي ناصري)

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

جمعه 25 مهر 1393  4:25 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:احساس مسؤليت

راوي :همرزم شهيد
منبع :سايت ساجد
در شب عمليات كربلاي پنج ، « آقامهدي » عشاق را چنان هدايت كرد كه بدون دادن شهيد ، موفق به گرفتن مقر يكي از تيپ هاي مستقر در منطقه شديم و صبح عمليات ، ضمن پيشروي و عبور از موانع ، از نهر دوعيجي عبور كرديم و در پشت كانال هاي سيماني كه سنگرهاي دشمن در آن قرار داشت ، مستقر شديم. چند ساعت بعد ، نيروهاي عراق با ريختن آتش سنگيني و بكارگيري تجهيزات زرهي ، اقدام به پاتك از نواحي مختلف نمودند و تا چند متري كانال پيش روي كردند. با شدت گرفتن پاتك ، « آقامهدي » براي سنجش وضعيت موجود به روي تپه اي از خاك رفت و نيروهاي عراقي را زيرنظر گرفت در اين هنگام رگبار گلوله هاي دشمن به سمت « آقامهدي » باريدن گرفت ، در همين موقع خواستم ، فرياد بزم كه « آقا مهدي ! مراقب باش ! » كه به خود نهيب زدم كه « آيا بيناتر از او كسي در اينجا مي باشد؟» آري سر و جان به خدا سپرده بود و به دوردستها چشم دوخته بود ؛ چيزي را مشاهده مي كرد كه ما هرگز موفق به ديدنش نمي شديم. سپس « آقامهدي » با درايت خود نيروها را طوري آرايش داد كه موفق به دفع پاتك و حفظ مواضع شديم.


(محسن خندان ، شهيد مهدي ناصري)

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

جمعه 25 مهر 1393  4:28 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:احساس مسؤليت

راوي :همرزم شهيد
منبع :سايت ساجد
بعضي از مواقع هم چون نيروهاي گردان ، دوست داشتند كه در عمليات ها بيشتر در شكستن خطوط دشمن نقش داشته باشند ، به ايشان اعتراض داشتند كه « چرا شما قبول كردي كه در خطوط پدافندي ماموريت داشته باشيم؟ » ايشان افراد را به هر شكلي بود قانع مي كردند و مطرح مي كردند كه « اينجا فقط فرماندهي لشكر ، تصميم مي گيرند كه گردانها چگونه ماموريت انجام بدهند ولي بنده هم به عنوان فرماندهي گردان ، اعلام آمادگي كردم كه مي توانيم ماموريتهاي بيشتري انجام دهيم و به خط دشمن هم بزنيم. »به واسطه « شهيد ناصري » گردان ولي عصر يكي از بهترين گردانها از نظر اطاعت پذيري به شمار مي رفت. اين حقيقت را بارها خود مسوولين نيز توجه داشته و به آن اشاره كردند.


(علي قرباني ، شهيد مهدي ناصري )

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

جمعه 25 مهر 1393  4:34 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها