0

داستان دوم:: افطاري

 
hobab1370
hobab1370
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 477
محل سکونت : آذربایجان غربی

داستان دوم:: افطاري

انس بن مالك ، سالها در خانه رسول خدا خدمتكار بود و تا آخرين روز حيات رسول خدا اين افتخار را داشت . او بيش از هر كس ديگر ، به اخلاق‏ و عادات شخصی رسول اكرم آشنا بود . آگاه بود كه رسول اكرم در خوراك و پوشاك چقدر ساده و بی تكلف زندگی می‏كند . در روزهايی كه روزه می‏گرفت ، همه افطاری و سحری او عبارت بود از مقداری شير يا شربت و مقداری تريد ساده - گاهی برای افطار و سحر ، جداگانه ، اين غذای ساده تهيه می‏شد و گاهی به يك نوبت غذا اكتفا می‏كرد و با همان روزه می‏گرفت . يك شب ، طبق معمول ، انس بن مالك مقداری شير يا چيز ديگر برای‏ افطاری رسول اكرم آماده كرد ، اما رسول اكرم آن روز وقت افطار نيامد . پاسی از شب‏ گذشت و مراجعت نفرمود . انس مطمئن شد كه رسول اكرم خواهش بعضی از اصحاب را اجابت كرده و افطاری را در خانه آنان خورده است . از اين رو آنچه تهيه ديده بود خودش خورد . طولی نكشيد رسول اكرم به خانه برگشت . انس از يك نفر كه همراه حضرت‏ بود پرسيد : " ايشان امشب كجا افطار كردند ؟ " گفت : " هنوز افطار نكرده‏اند . بعضی گرفتاريها پيش آمد و آمدنشان دير شد " . انس از كار خود يك دنيا پشيمان و شرمسار شد ، زيرا شب گذشته بود و تهيه چيزی ممكن نبود . منتظر بود رسول اكرم از او غذا بخواهد ، و او از كرده خود معذرتخواهی كند . اما از آن سو رسول اكرم از قرائن و احوال‏ فهميد چه شده ، نامی از غذا نبرد و گرسنه به بستر رفت . انس گفت : " رسول خدا تا زنده بود موضوع آن شب را بازگو نكرد و به روی من نياورد " منبع:داستان و راستان

"شهداء در قهقهه ی مستانه شان عند ربهم یرزقونند"

پنج شنبه 12 شهریور 1388  9:46 AM
تشکرات از این پست
yaman542
yaman542
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 6
محل سکونت : همدان

پاسخ به:داستان دوم:: افطاري

خدایا ما از پیروان راستین چنین پیامبری قرار ده
پنج شنبه 12 شهریور 1388  1:53 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها