مدلی برای خروج از رکود تورمی
پیش از این هم جاوید بهرامی، عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در بخش ابتدایی درباره مساله «رکود تورمی و بهطور خاص ارتباط آن در قبال نرخ ارز» مدلی از اقتصاد ایران از سالهای جنگ تا سال 90 را براساس نتایج مدل پیشنهادی تحلیل کرد که براساس آن در شرایط فعلی افزایش قیمت از ناحیه حاملهای انرژی منجر به کاهش عرضه میشود و این به افزایش قیمت تولید منجر میشود. البته بهرامی درباره کاهش عرضه هم توصیههایی را پیشنهاد کرد.
استاد دانشگاه علامه طباطبایی در ابتدای ارائه یافتههای تحقیق خود با بررسی تحول قیمت نرخ تورم و رشد اقتصادی طی دوران بعد از جنگ با اشاره به نمودار تهیه شده با عنوان «دورههای کساد همراه با تورم در اقتصاد ایران بعد از جنگ» به هر یک از سالها و دورههای مورد مطالعه اشاره كرد و در تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد هر زمان تورم بوده رکود نیز وجود داشته است.
به گفته بهرامی، در اقتصاد ما هیچگاه پدیدهها به صورت ریشهای درمان نشده و به عبارتی شاید دلیل اصلی این وضعیت هم این بوده که نتوانستیم خوب شرایط را بشناسیم و درک کنیم. بهرامی سپس با اشاره به مطالعات صورت گرفته در جهان و ایران پیرامون شرایط رکود تورمی و شیوه انجام روش پژوهش خود با توجه به محدودیتها در بخش نتایج تصریح کرد: در پژوهش مورد نظر سعی کردیم بگوییم اثر افزایش نرخ ارز میتواند با رکود همراه باشد و در واقع موضوع بر سر این بوده که ارز میتواند در اقتصاد ایران حالت رکودی ایجاد کند.
البته بهرامی به نکته مهم دیگری هم اشاره کرد که براساس گفته وی تورمی که در شرایط فعلی اقتصاد ایران وجود دارد، ممکن است خیلی بدتر از این باشد، اما شانس آوردیم زیرا امکانات ارزی خوبی در این باره داشتیم. از دید این استاد دانشگاه در اقتصاد ایران تورم با افت تولید همراه است و اگر میخواهیم از تورم رهایی پیدا کنیم، باید مشکل سمت عرضه را حل کنیم، اما متاسفانه با توجه به ساختارهای فعلی اقتصاد این مشکل تداوم دارد.
وی سپس با تجزیه و تحلیل یافتههای خود به عوامل زمینهساز رکود تورمی اشاره کرد.
«بهرهوری پایین» یکی از عوامل زمینهساز رکود تورمی در اقتصاد ایران بوده که بهرامی به آن اشاره کرد که براساس دادههای وی بعد از جنگ تحمیلی متوسط رشد بهرهوری تعدیل شده 0/2 درصد بوده است. «تمرکز و قدرت بازاری» نیز از دیگر پارامترهای زمینهساز رکود تورمی است که به گفته بهرامی متوسط مالیات بر واردات همان دوره مورد مطالعه 4/13 درصد است.
این در شرایطی است که انواع حمایتهای بیحد و حصر دولت که ترکیبش چیز متاسفانه بدی در میآید، از مواردی است که در این بند جای گرفته است. به گفته وی، در سیاستهای حمایتی اقتصاد ما «تعرفه» نقش مهمی ندارد و حمایت سنگینی از فعالیتهای داخلی صورت میگیرد که همین عامل، قدرتی انحصاری به فعالان میدهد که هر فشاری به قیمت وارد کنند.
«سیستم مالیاتی نامناسب» نیز از دیگر عوامل زمینهساز مورد اشاره بوده که توانسته شرایط رکود تورمی را فراهم کند. مالیات بر شرکتها، مالیات بر واردات و مالیات بر مصرف در همین دوره به ترتیب 38، 26 و 14 درصد است. حداقل «دستمزد» و «عدم نظارت بر قیمتها» نیز از دیگر مباحثی است که زمینهساز شرایط رکود تورمی در کشور شده است. به اعتقاد بهرامی متاسفانه نظارتهای مشخصی روی فعالیتهای بزرگ نمیشود.
البته از دید بهرامی حتی افزایش تقاضا در فضای تعارض منافع میتواند باعث افزایش قیمت و انتقال عرضه کل شود. این در حالی است که «وابستگی به نفت» و «اختلالات قیمتی» از پارامترهایی است که زمینهساز شرایط رکود تورمی بودهاند. بهرامی سپس به سیاستهای اعمال شده و ابزارهای مورد استفاده برای خروج از شرایط رکود تورمی نیز اشاره کرد که به گفته وی باید یکسری کارها را که مربوط به مسائل بیرونی است حل کنیم، از سوی دیگر کمک کنیم تولید سرپا باشد و مثلا به جای اینکه به مصرفکننده سوبسید بدهیم به تولید یارانه بدهیم تا بهتر بتوان روند غیر منطقی قیمتها را کنترل كند.
بهرامی در پایان با اشاره به توصیههای خود درباره شرایط فعلی اقتصاد ایران توصیههایی هم به تصمیمگیرندگان پیشنهاد داد. «تعویق افزایش قیمتهای بعدی و کاهش نسبی پرداخت یارانه با هدف ایجاد تعادل بودجه»، «انبساط پولی تحت نظارت با تمرکز بر تحریک تولید (که هدف فقط رفع تنگناهای دولت نیست)»، «اعمال سیاستهای ضد تورمی در مرحله بعد»، «پیگیری اصلاحات قیمتی پس از اینکه مرحله رکود تورمی پشت سر گذاشته شد و پیگیری جدی دیگر اصلاحات ساختاری مورد نیاز» از مهمترین بندهای پیشنهادی بهرامی براساس سنجهها و یافتههای تحقیقاتیاش بود.
البته بهرامی در بخش پایانی صحبتهایش تاکید کرد که باید اقتصاد را مانیتور (زیر نظر داشتن) و سعی کرد از چاله فعلی اقتصاد بیرون بیاییم و پس از اینکه تولید را فعال کردیم، سیاستهای ضدتورمی اتخاذ کنیم، سیاستهایی همچون «بالابردن نرخ بهره» و «نظم در بودجه» را در نظر بگیریم تا بتوانیم اقتصاد را از رکود دربیاوریم، بعد از آن به مسائل اساسی دیگر همچون مسائل ساختاری بپردازیم. به گفته بهرامی، اقتصاد ایران همانند «یک بیمار اورژانسی» است که اول باید مشکلاتش را حل کنیم، بعد ساختارها را درست کنیم وگرنه این چرخه و تسلسل دوباره تکرار میشود.