پاسخ به:☻ هر روز 5 دقیقه خنده ☻
حیف نان زنش دو قلو می زاد به دکتره میگه: دکتر ارزون حساب کن جفتشو ببرم
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.
گربهای در کمین موشی نشسته بود. موش هم فهمیده بود و از لانه خارج نمیشد. پس از چند لحظه، موش صدای موش دیگری را شنید که میگفت: «بیا بیرون. گربه رفت.» موش از لانه بیرون آمد و گرفتار گربه شد. گربه هم زیر لب گفت: «این است فایده دانستن زبان خارجی!»
دانش آموز: «آقا! من هر کاری کردم نتوانستم مطلبی را که زیر ورقهام نوشته بودید بخوانم.» معلم: «حواست کجاست؟ نوشته بودم «خوش خط بنویس»!
از حیف نان می پرسن چرا نمازت رو بدون وضو خوندی؟ میگه آخه می خواستم خدا رو غافلگیرکنم.
حیف نان می ره بالای پل عابر پیاده می گه خب من نادان، من نفهم، آخه مگه شما اینجا رودخونه می بینید که پل زدید؟
به حیف نان میگن بنزین سوپر میزنی؟ میگه: نه خانواده تو ماشین نشسته.
پدر: «پسرم! هر وقت مرا عصبانی میکنی، یکی از موهایم سفید میشود.» پسر: «حالا فهمیدم که چرا پدر بزرگ همه موهایش سفید است.»
حیف نان راننده اتوبوس بوده بعد یه مدت راننده مینی بوس می شه… می بینند که هیچی پول در نمیاره… پیگیر می شن می بینن که پولها رو پاره می کنه!!!
ملانصرالدین داشت سخنرانی می کرد که: هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برایش روشن می شود. ناگهان در میان جمعیت، زن خود را دید. هول کرد و گفت: البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافی خاموش!
دیدین تو فیلمها بچه تو خواب جیغ میزنه پدر و مادرش میان بغلش میکنن!!! من یه شب تو خواب جیغ زدم، بابام همچین لگد زد به شکمم که دیگه چند ساله نتونستم جیغ بزنم ! فک کنم جیغدونم پاره شده :))
به یارو میگن اگه پلنگ دنبالت کنه چکار میکنی ؟ میگه میرم بالای درخت ! میگن اگه اومد بالای درخت چی ؟ میگه میرم رو شاخه ! میگن اگه اومد رو شاخه چی ؟ میگه : اگه اونم ول کنه توئه نفهم ول نمیکنی !
از آزمایشگاه به زنه زنگ میزنن، میگن: ببخشید خانوم جواب آزمایش شوهرتون با یکی دیگه قاطی شده الان ما نمیدونیم شوهرتون آلزایمر داره یا ایدز زنه: خوب الان چیکار کنم دکتر: با شوهرت برو پارک ولش کن اگه اومد خونه فرارکن! :/
تو سیب
توسط سیب
من سیب
سر سیب
کاری سیب
:
حالا بدون سیب بخون
اللهم عجل لولیک الفرج
یارو رو کلش یه خال داره اندازه ده تومنی.داداشم میگه اون خاله؟
میگم پ ن پ دکمه power اگه دست بزنی یارو خاموش میشه.
☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆
☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆
ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ
☆☆ مدیر تالار ادبیات ☆☆
بچه که بودیم یه زنبورمرده افتاده بود رو زمین
منم برداشتم چسبوندم به صورت بچه همسایمون ،
بچه بیچاره گریه کنان رفت خونشون .
بعدهافهمیدم زنبوره جون داشته نیشش زده